آیا تکلیف احمدی نژاد را رقیبش یکسال زودتر معلوم کرده است؟
یکی از عامیانه ترین تحلیل هایی که زیاد شنیده ایم تصور مردم از یکپارچگی است درون اجزای مختلف ساختار جامعه. مثلا احتمالا با این جملات “همه سراپا یه کرباسن”، “بابا اینا هم از خودشونن” و یا اینکه ” همه اینا جنگ زرگریه” زیاد رو به رو شدیم. جملاتی که قضاوت عامیانه ایست از وضعیت موجود نظام. اینکه می گویم عامیانه! منظور این نیست که هیچ درصدی از حقیقت در آن وجود ندارد و احتمال ندارد که شرایطی داشته باشیم که این جملات و از این دست تحلیل ها بسیار به کارمان آید. اما همیشه فکر کردم تصور این مقدار یکدستی در هیچ جامعه ای حتی از نوع حزبی اش نیز، قابل تصور نیست و همین است که اندک امیدهایی برای آینده شکل می گیرد. امید به حضور صداهای متفاوت و حرف های جدید. تجارب دوره های مختلف سیاسی هم نشان داده که هرچند بن مایه های یکسانی موجود باشد، هیچگاه نتایج یکسان نخواهد بود و باید به این تنوع احترام گذاشت و آن را پاس داشت.
اما اگر از کلیت این بحث کمی فاصله بگیریم، اعتقاد دارم عناصری از نظام هستند که به نوعی با آن پیوند خورده است. یعنی خوب یا بد، معرف و مقوم ساختارهای موجود ، افرادی بوده اند که ،خواسته یا ناخواسته برای تحلیل این ساختار باید به جایگاه و پایگاه این افراد سخت نظر افکند. تمام حرف من در این جملات نه تایید است و نه تکذیب هیچ ساختار و فرد و … اما این را می دانم که اگر نظام جمهوری اسلامی را ساختاری بگیریم، نه چون جماعت توده مردم که می گویند همه از یک کرباسند صحیح است و نه اینکه نقش هیچ فردی را و قیمومیتش را نادیده بگیریم. قانون اساسی و نقش های تعریف شده و بازه به نسبت کوتاه دوران بعد از انقلاب، باعث شده همیشه عده ای جایگاهی داشته باشند و از قِبل این جایگاه همیشه افراد موثر نظام محسوب شوند. اما اعتقاد دارم عده ای امده اند و رفته اند، اما ماندگاریشان به دلیل نه نقش که شخصیت حقیقی ای است که در این ساختارها داشته اند. حتی اگر نقش حقوقی کمرنگی را بر آنها بپذیریم.
از جمله کسانی که همیشه برایم به عنوان یکی از این افراد شناخته شده بود آقای هاشمی بوده است. قصدم این نیست که نه تعریفی از ایشان کنم و نه توجیه جایگاه ایشان نمایم. منظورم تبیینی بود از جایگاه ایشان و تاثیری که بر جایگاه های نقش های دیگر داشته اند. تا به اینجا هم ماجرا را چندان پیچیده نمی دانم.
وقتی سخنرانی های پراکنده این روزهایش را می شنوم، وقتی انتقادات صریح و تندش را به دولت فعلی می بینم و وقتی می شنوم که از قول ایشان می گویند که بخاطر رهبری و مردم سه سال به دولت فعلی زمان داده شده و ظاهرا ایشان را بس است. به این نتیجه می رسم که گویا دست هایی در پشت پرده ساختارها برون امده و علیرغم تاییدات حداقل زبانی رهبری به شدت به نقد دولت نهم پرداخته است. اینقدر از نظر خودم عوام شده ام که بگویم دیگر امکان ندارد هاشمی توپخانه اش اینهمه فعال شده باشد و این معنا و مفهومش خواست ارکان بالای نظام نباشد.یعنی اتصور از نتقادات هاشمی بدون رای و نظر رهبری کمی غیر واقعی به نظر می رسد. بنابراین فکر می کنم اگر غدبازی های رییس دولت نهم بگذارد، تکلیفش یکسال زودتر به دست رقیبش معلوم شده است.
بعد از تحریر: یک اعتراف بزرگ می کنم که تمام تحلیل بالا قبل از این سخنرانی بوده. در نتیجه تا اطلاع ثانوی رسما همه حرفم را پس می گیرم و دیگر دلخوشی ای هم نخواهم داشت !




۲ شهریور ۸۷ @ ۴:۳۶ ق.ظ
انشالله.
آمین یا رب العالمین.
۲ شهریور ۸۷ @ ۶:۱۳ ق.ظ
عجب!
۲ شهریور ۸۷ @ ۸:۰۶ ق.ظ
خود هاشمی پاش گیره کلی پرونده فساد مالی داره. هر وقت اومده انتقاد کنه یکی از پرونده هاشو رو کردن اون انقدر ضعیف و بد بخت شده که فاطی رجبی هرچی فحش مخواد بهش میده. این دعواها دعوای زرگری است. هاشمی فقط می خواد قدرت از کف رفتشو بدست بیاره بیچاره افسوس می خوره که خودش رهبر انتخاب کرد ولی همون آدم تحویلش نمیگیره. وای برما که تو این مملکت قحط الرجال شده که ادمی مثل هاشمی بیاد اعتراض کنه. وای بر ما که انقدر در سکوت فرورفتیم که هاشمی شده منتقد.
۲ شهریور ۸۷ @ ۸:۴۵ ق.ظ
سلام
این هم از جنس تحلیلهای قبل از انتخابات سوم تیر است…
خیلی به خودتان زحمت ندهید
۲ شهریور ۸۷ @ ۸:۵۷ ق.ظ
صبح عزیز هاشمی رو منتقد نمی دونم. اتفاقاکاملا درون ساختار می دونم و تمام حرفم هم همینه. یه گمانه زنی بود دیگه !
تحلیل قبل و بعد از سوم تیر رو هم نمی فهمم. فعلا فکر می کنم اینجوریه و یا شایدم امیدوارم که اینجوری باشه
۲ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۰۴ ق.ظ
سلام
من فکر میکنم در این سالها آقای خامنهای نشون دادن که اگه لازم باشه به کسی حرفی بزنن، بی رودربایستی ترین آدم این کشورن. این جا رو ببینید. واسه همین فکر نمی کنم به خاطر رودربایستی یا چیز دیگه وظیفه ی اعتراض به دولت را به هاشمی سپرده باشن.
در ضمن، چرا وبلاگ شما صفحهی پاپ آپ داره؟ از شما بعیده خانم دکتر.
—————————-
سمیه: ای بابا ای بابا! این صفحه مال تبلیغات هیتری هست که کدش رو گذاشتم. شرمنده. تقصیر من نیست. تقصیر وب استیت است. تنها چاره اش هم برداشتن کد و بی خیال شدن هیتره. هنوز که بی خیال نشدم
۲ شهریور ۸۷ @ ۳:۴۸ ب.ظ
در نهایت احترام برای نظرتان ولی با توجه به اخبار و روایتهای مختلف، بسیار بعید میدانم انتقاد از دولت نهم با هماهنگی نفر اول باشد.به نظرم اگر خواست نفر اول بود تا حالا اثری هم از هاشمی نمانده بود.
هر چند به دلیل لایه لایه شدن نظام تصمیم گیری در کشور و توجه به اینکه در هر زمان کدام لایه موفق میشود حرف خود را به کرسی نشاند و اصولا سیالیت زیاد سیاست در ایران، امکان هیچ چیزی بعید نیست.
۲ شهریور ۸۷ @ ۴:۱۸ ب.ظ
مصاحبه دیشب رئیس جمهور با خبرنگار آمریکایی رو دیدین؟ سوژه های جالب توجهی از توش درمیاد. نمیدونم چرا تازگی ها آمریکایی ها اینقدر علاقه مند مصاحبه شدن!!!!!شایدم ما خیلی مهمان نواز شدیم!!!!!!!!!!!!!!!!
۲ شهریور ۸۷ @ ۴:۵۰ ب.ظ
مرسی از لینک
۲ شهریور ۸۷ @ ۶:۱۵ ب.ظ
سمیه جان,
با کمال احترام به شما این جمله شما که می گویید: “.یعنی تصور از نتقادات هاشمی بدون رای و نظر رهبری کمی غیر واقعی به نظر می رسد.” بنظر بسیار شبیه به جنس همان نحلیل ها و باورهایی است که در اول مقاله تان اشاره کرده اید.
زنده و سربلند باشید
سارا
————————-
سمیه: سارا رهای عزیز من خودم گفتم که برداشت عوامانه من است و دقیقا از همان جنس است. اما فکر می کنم تصورات از ان جنسی هم گاهی کاربرد دارد. ممنون از کامنت
۳ شهریور ۸۷ @ ۹:۳۹ ق.ظ
[...] قضیه ظاهرا جدیتر از این حرفاست. حمله به دولت احمدینژاد کاملا سازمان یافتست. حتی صحبتهای آقای خامنه ای هم با وجود حمایت (و شاید تلاش [...]
۳ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۴۵ ق.ظ
سلام
خوشحالم. نه از این بابت که دلخوشیتان زائل شد. به این خاطر که به روز تصمیم میگیرید و “اصراری ندارید بر هیچ تحلیلی”
۴ شهریور ۸۷ @ ۲:۱۸ ب.ظ
عجب…. بهتر نبود منبع عکس رو هم ذکر می کردید؟ بعید می دونم از آسمون اومده باشه و افتاده باشه این تو، یا اینکه از طبیعت به دست آورده باشیداش و خالق اش پروردگار بی همتا باشه!!!!
۴ شهریور ۸۷ @ ۳:۱۲ ب.ظ
جناب رفیعی منبع عکس رو به شکل جدا در انتهای متن آوردم. لینک هم داده ام. ممنون بخاطر عکس خوبتان.
۶ شهریور ۸۷ @ ۸:۵۰ ق.ظ
سلام خانم دکتر ثانی
تقابل زمانی خواندن این نوشتار و حمایت جدی و صریح مقام رهبری از دولت و رئیس جمهوری نهم این نوشتار شما را کاملا به چالش فرا میخواند.
اما فراتر از این موضوعات؛ در کناری نشستن و رفتار و مواضع حریفان خیالی را بررسی کردن است.
قویاً به عرضتان میرساند که جهت گیری ها و مواضع هیچکدام از گروها و جناحهای سیاسی کشور با یکدیگر فرقی نمیکند. تمامشان عوام فریبی است.