Wordpress Themes

آهای دوستان دانشجو، دارند تجاوز می کنند به تمام حرمت و شخصیت شما!

خبر را خواندم انگار که برق از سرم پریده باشد: نصب گیت های امنیتی در دانشگاه تهران!

فکر کنم در هیچ دورانی و در هیچ زمانی تا بدین حد زبونی دانشجو را ندیده باشم. یازده سال است در این دانشگاه بزرگ به نوعی حضور دارم. درس خوانده ام. مدتی به خیال خودم فعالیت می کردم. اما هیچوقت چنین روزی را تصور هم نمی کردم. چقدر این دانشجو بی عار شده و چقدر تن می دهد. آنها هم بی محابا تجاوز می کنند به هرچه حرمتی است که دانشگاه و دانشجو داشته است.

یادم نمی رود ترس و اضطراب مسئولین دانشگاه را زمانی که می خواستند قیمت کمی را بر روی مثلا غذای دانشجویی بکشند. فراموش نمی کنم استرس ها و دست دست کردن های آنها را اگر قرار بود اندک تغییری در دانشگاه داشته باشند. شکستن شیشه و ریختن غذا ،اعتصاب و تجمع و فریاد، همه اندک عکس العمل های دانشجویان بود در قبال بی خردی مسئولان. صدای دانشجو بلند بود که مواظب باشند دانشگاه حرمت دارد و دانشگاهی محترم است. یادش بخیر که چه عزت داشت این دانشگاه مادر!

اینقدر در خاطره ام هست مسایلی از این دست که چگونه دانشجو مقابل خطاها می ایستاد و اینقدر قوی بود که هیچ مسئولی جرات خطاکردن را نداشته باشد. حالا دانشگاه تهران امنیتی می شود. دو روز دیگر گیت های انگشت نگاری هم برایمان ردیف می کنند. اصلا اگر غایب باشی باید بگویی کجا رفته ای، با که بوده ای. دو روز دیگر تفتیشت می کنند به جرم هرچه داری! نمی دانم هنوز گیتی امنیتی برای خوانش ذهن آدمها ایجاد شده است؟ فکر کنم اگر باشد فردا آن را در همین دانشگاه تهران امتحان می کنند و کسی هم به روی خودش نمی آورد. این همان دانشگاهی است که روزی بخاطر اینکه نیروی نظامی واردش شده بود چندین و چند روز اعتراض و تجمع کرده بود. این همان دانشگاهی است که لباس شخصی هاو نیروهای نظامی و انتظامی تا دم درش می آمدند، اما واردش نمی شدند. این همان دانشگاهی است که حرمت داشت و بزرگ بود بخاطر بزرگانی که در آن درس خوانده بودند و هیچ رییسی نباید فراموش می کرد که کجاست و چه مسئولیتی دارد!؟

زمانی که پنجاه تومنی برای خودش پولی بود، سردر پنجاه تومنی هم ارزشی داشت. تمام ماجراهای دانشجویی را از همین سر در می توانستی دنبال کنی. سردر پنجاه تومنی مثل خود پنجاه تومنی شوخی شده  ! سردر دانشگاه تهران پارکینگ ماشین و اتوبوس های رنگ و وارنگی است که سرویس می دهد آدمهایی را که باید بیایند و بروند و تجمع ها و جلسات را پر و خالی کنند. حالا فکر می کنم قرار است یک گیت بزرگ به بزرگی همان سر در بگذارند و تو از آن عبور کنی به جرم اینکه دانشجو هستی و نباید احدالناسی بداند که این داخل چه بر سر دانشجو می آید، پس بدون کارت ورود ممنوع!

آخ که چقدر از این خبر دردم گرفته و چقدر دوست دارم شایعه باشد. چقدر خوب می شد دانشجوها از خواب ناز بیرون می آمدند. چقدر خوب می شد عکس العملی می دیدم. باور کنید این یک نقطه عطف بر تمام محدودیت هایی است که مدتها آغاز شده. باور کنید که خفه مان می کنند به زودی و بر این روزها که از دست می رود حسرت می خوریم. چقدر دانشجو در این فضا هست. چقدر دانشگاه تهرانی اینجا را می خوانند. چقدر از دیروزی ها هستند و از این خاطرات دارند. اون کوی دانشگاه لعنتی نزدیک هفت هزار دانشجو دارد. یک نفر نیست که برایش مهم باشد که زندگیش قرار است اینگونه کنترل شود؟ من یک خواهش خواهرانه دارم: نپذیرید این تجاوز بزرگ را به حرمت و شخصیت دانشجو. با هر روش که می توانید!

۳۶ نظر برای “آهای دوستان دانشجو، دارند تجاوز می کنند به تمام حرمت و شخصیت شما!”


  1. صادق:

    یادمه در تاریخ همین دانشگاه وقتی شاه می خواست این کارو انجام بده ولوله ای نه تنها در دانشگاه که در کل کشور برپا شد!

    دقیقا همینطوره آقا صادق. درد هم همینجاست

  2. یه غریبه:

    به قول شاعر عزیز:
    “ده سال به یک مدرسه گفتیم وشنفتیم
    تا روز نخفتیم
    وامروز بدیدیم که آن جمله معماست
    از ماست که بر ماست”
    وقتی گرفتن همسایه رو فقط تماشا کنیم زمانی میرسه که ما رو هم بگیرن و هیچ کسی نباشه که تماشا کنه.

    راست می گی دوست من: از ماست که بر ماست

  3. نرگس:

    انتظار نداشته باشید از مرده های متحرک….من ان قدر انتظار کشیدم و به این در و اون در زدم و امروز به جایی رسیدم که هر شب باید قبل از خواب به اینه نگاه کنم تا مطمئن شوم هنوز مرده متحرک نشده ام………
    ما را میکشند اگر نجنبیم و من غمگینم برای این مردم و برای خودم و برای هر ان کس که میجنگد و هم ان که در خواب غفلت خود و ما را میسوزاند……..

    امید که اتفاق بیافته و زندگی جریان یابد

  4. محمد جواد شکری:

    تو شریف که از اول سال قدم به قدمش دوربین کار گذاشتن! بی خیال خواهر! تجاوز کدومه ؟؟؟

    بچه های شریف که چند سالی هست که سر شدن در این زمینه ها .

  5. جوان ایرانی:

    برای من دانشگاه آزادی این چیزی که میگید بی معناست.. برای من عادت شده ورود از درهای جداگانه و بازرسی های روزانه..

    واقعا…

  6. هومن:

    البته خیلی وقته که دیگه نمیذارن جلوی سردر ماشین پارک بشه … خبری هم گیت نیست! ولی اگه بشه که … :)) لابد بعدش هم شاهد حضور گشت های ارشاد در سطح دانشگاه باید باشیم ;)

  7. سیوان:

    درود به همگی
    به طور اتفاقی وبلاگتون رو دیدم کاملآ در این مورد با شما هم عقیدم ولی یادتان نرود که همین چند وقت پیش بچه های تربیت معلم چه کردند و همینطور بچه های زنجان … با توجه به شناختی که از بچه های کوی دارم به هیچ وجه نمی توانند این مساله را اینگونه قبول کنند مگر آنکه طبق روال عادی برنامه نامحسوس باشد

  8. میرزا:

    سلام
    من نمیدونم جریان چیه
    ضمن اینکه از شماها با شما آشنا شدم و از اون عکستون (البته شاید عکس شما باشه)خوشم اومد البته از وقار و شخصیتی که از صاحبش بیان می کرد . گفتم سر بزنم ببینم چیه
    یه سوال می دونید چرا می خوان این کیت ها رو بذارن>من نمی دونم اما خب شاید صحیح نباشه اگه نمی دونم این قدر تند بریم همه چیز دانشجو رو هم زیر سوال ببریم و…
    ببخشید فضولی کردیم
    یا علی

  9. کاوه گیـــــلانی (لابدان):

    ای دل ساده بکش درد که حقت این است…
    فکرش را بکنید اگر دانشجو به این مسائل فکر کند، مدل مو و بزک را چه کسی باید به فکرش باشد ؟

  10. بهاره:

    سمیه جان این ملت نمی دانم با کدام خواب آوری کم کم داره به خواب ابدی فرو می ره
    کسی کاری کنه

  11. حمید:

    ای حنجر ِ بریده با خنجر مدارا، سرود تازه سر کن از خشم مردم ما،از اقتدار شب ساز، بر خاک ما چه وحشت؟ما از تبار خشمیم با یک قبیله نفرت.
    بگذار تا بریزند خون من و تو بر خاک،که رو به مرگ دارند این کودکان ضحاک،فریاد کن به دژخیم این شعر سرخ ایمان:مردم همیشه مردم،ایران همیشه ایران.
    مردم گدازان ِ بد،این اندک ِ ستمگر،با خیل نیزه داران،سردارهای بی سر،مردم پرستها را به تیر اگر چه بستند،اگر چه سینه ها را در دخمه ها شکستند،در صبحهای سربی با جوخه های اعدام اگر چه هدیه کردند صد شهر گور بی نام،نوشته بر لوح خاک با خون شب شهیدان: مردم همیشه مردم،ایران همیشه ایران.
    (شاعرش نمیدونم کیه ولی خوانندش عارف هست)

  12. اسماعیل:

    سلام
    امیدوارم شما از آن دسته دانشجوهایی نباشید که روزگاری شده بودند ارگان دنشجویی برخی!! احزاب دولت ساخته.و باز امید وارم از آن دسته ای نباشید که به علت انجام حرکات بدون فکر و ناشی از جوزدگی و هیجان ، باعث شدند سنگین ترین صدمه به بدنه ی جنبش دانشجویی وارد شود در ۱۸ تیر و کمی قبل و بعدش (هر چند اشتباه نیروی انتظامی هم موثر بود). و باز هم امید وارم دانشجوها به مرحله ای از رشد برسند که در مواجه ی با همچین موضوعی از حرکات شتاب زده و بدون فکر پرهیز کنند و با مسئولین به دور از تحریک های امثال شما به گفتگو بپردازند و دلیل کار را جویا شوند و بعد اگر لازم بودکار برسد به اعتراض و تحصن و غیره … یعنی می شود؟!

  13. Ali:

    salam webe kheili jalebi dari
    omidvaram hamishe movafagh bashi
    omidvaram betunim baham tabadole link dashte bashim
    montazere javabetun hastam
    ta didare dobare
    bye ta hi

  14. مریم:

    ای وای گفتی سمیه جان.ببین دنیا داره به چه سمتی میره؟دانشگاه هاش وسطه شهره و مردم عادی ازش عبور می کنن!خوب. بعد تو کشور مادقیقن بر عکسه و همین طوری هم به سمت عکس دنیا داره همه چیمون حرکت میک نه!اینم روش.پلی تکنیک که داغونه.دانشگاه تهران فقط این وسط خوب بود که… :(

  15. حمید:

    what’s the matter mrs tohidlou??!!

    اتفاق خاصی نست. یک کامنت بی ربط رو و تا حدودی از نظر خودم توهین امیز رو منتشر نکردم. فکر کردم نباید یک کامنت دیگر رو هم بخاطر این سانسور منتشر کنم. جمعا شد دو تا .

  16. mahmud:

    اولا میتونم بپرسم این یازده سال اونجا چکار می کنید چون تنبل ترین ها هم تا دکترا به یازده سال نمیکشه پس بجای فقط نکات منفی را بدون بررسی بالا پایین کردن و تو بوق انداختن اول فکری بحال خودتون کید و در ثانی فلان مدیر و فلان رئیس از کجا اومدن مگه نه اینه که اونها هم مثل شما درس خوندند و الان جاهایی امثال دانشگاهها مشغول کار هستند بیائیم حتی با دشمن منصفانه برخورد کنیم و انتظار نداشته باشیم تحت نام دانشگاه هر کاری خواستیت بکنیم و کسی هم نتونه بهمون بگه بالا چشمتون ابرو ست

    :) دقیقا نه سالش رو دانشجو بودم و درس می خوندم. بقیه اش هم مرتبط بودم به دلایل دیگه. هرچند نفهمیدم اون جمله بالا رو از کجا آوردید :)

  17. حمید:

    مهم نیست،هر جور مایلید

  18. اکبر:

    متاسفم.
    از اونجایی که نیاز مادر اختراعه& تصور می کنم تا آخر همین سال نو آوری و شکوفایی محترم& گیت فکرخوانی هم اختراع بشه.نیازه دیگه… تازه فکر کنم لازم باشه چند تا پارک بان هم استخدام بشن تا دانشجوها رو بعد از اتمام کار گیت های متنوع العمل تا کلاس همراهی کرده و سر صندلی های خودشون پارک کنن! باحال می شه ها.تازه این خودش هم نوآوریه و هم شکوفایی. اصلا چه اشکالی داره چه اشکالی داره توی دوران شکوفایی گلها زیر زمین غنچه کنن؟!دانشجوها هم توی وبلاگهاشون تحصن کنن؟مثلا روی شیشه مانیتورشون دو تا چسب ضربدری بزنن یا آیدی خودشونو برای اعتراض هک کنن؟! فکر می کنم الان جای گل آقا(قب) خالیه…

  19. اکبر:

    راستی یادم رفت هفته دولت رو تبریک بگم. مبارکه.با این اقدام مبارک تر هم می شه.
    می خواستم خواهش کنم لطف کنید توی یکی از پست هاتون در مورد شهید رجایی بنویسید تا بدونیم ایشون برای چند روز ریاست جمهوری به عنوان الگوی دولت خوب معرفی می شن.

  20. Mohammad:

    پس بگو چرا دانشگاهو ۳ هفته کلا تعطیل کردن !!

  21. صندوقک:

    باید کمی از این حالت رخوت در بیان.

  22. یک بیکار:

    بابا دانشجو دیگه معنی خودشو از دست داده دخترها همش دنبال بزکند و پسرها هم دنبال دخترها
    همه تو خواب بعد سکسند
    سیاست کیولویی چند؟

  23. reza:

    بیخود نگو با این حرفها ، بچه های با استعداد دانشگاهها را از درس خواندن دور می کنید و به دنبال بدبخت کردن دانشجوهایی مثل بنده هستید .
    نفرین ابدی بر قلم و نوشته های شما باشد .

  24. ArasH:

    سلام
    رضا جان، شما انگار خیلی پرتی از مرحله!!!!!
    شما دانشجو هستید یا دانش آموز ؟

  25. ArasH:

    بقیه دوستان مخالف هم…با تمام احترامی که براشون قائل هستم…خودشنو به یه دکتر خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوب معرفی کنن !

  26. ایران؛ سرزمین برادربزرگ‌ ها ! « حکومت نظامی:

    [...] ایران؛ سرزمین برادربزرگ‌ ها ! نوشته شده در گاوراس نوشت by gavras در آگوست ۲۶th, 2008 خبرنامه امیرکبیر: نصب گیت های امنیتی در دانشگاه تهران برای کنترل دانشجوی

  27. farhad:

    کار با عمامه و قطر شکم افتاده است
    خم در این مجلس بزرگی ها به افلاطون کند

    منتظر خیلی بدتر از اینها هستیم استاد

  28. یار دبستانی:

    سلام سمیه جان
    خیلی حالم گرفته شد تا حالا باافکارمون میجنگیدن از این به بعد با رفتارامون میدونی چرا به خاطر اینکه اینا فکر کردن با یه دسته مثل خودشون طرفاً چون خودشون تا به خلوت میرسن ان کار دیگر میکنن به خاطر همین باز ثیرشون سمت دانشجو
    یا هو

  29. مهدی:

    تازه داره مثل دانشگاههای انگلیس میشه. امپریال کالج همین طوریه.
    تمام خوابگاههای اینجا هم به این سیستم کارتخوان مجهزه.

  30. F. Bahrami:

    man ba nazare khanoome بهاره dar commente bala mooafegham. Beghoule ishan mardom ra khab kardan. Va an afyoone khab avar mazhab ast. Mazhab ro az Iran va az maghze Iranian biroon kon, moshkelat khod be khod hal khahad shod. Ina midoonan ke mazhab ba danesh va Kherade ensan joor dar nemiad. Bekhatere hamoone ke az gheshre tahsil karde mitarsand. Hesab konid jera dar iran mardom miran name baraye Emame Zaman minevisan va to jah mindazan, ghazaye jelokabab dorost mikonan va to jah baraye Agha mirizan. Jetoor ina toonestan ghanoon bezaran ke kanoomha hagh nadaran motor savari konan? Jetoor in mardom ghanoone edam zire 18 sal va ghanoone sanghsar ro ghabool kardan? Javabe hameye ina too mazhab ast.
    Ina barname daran ke reshtehaye daneshkahi ro tabaghebandye jensi konan ke kodam reshte ra faghat aghayan hagh daran entekhab konan va kodam reshte ra faghat khanoomha. Makhsoosan dars khandane zan bar khalafe Islam ast. Aghar bavar nemikonid, beporsid ta barayetan sabet konam.
    ye jize dighe: jera dar iran har kasi ke az Islam enteghad kone ya beghole rejim be Islam ehanat kone, mojazatesh edam ast? Bekhatere inke rishe hameye moshkelat oonjast.
    Ina mikhan iran roo ye keshvare Arabi konan ke dokhtar bajeye 5 sale ham betoone ezdevaj kone. Va aghar hamintoor bemoone, oon rooz khahad resid.

  31. غریبه ای آشنا:

    سلام.
    چرا به نیمه پر لیوان نگاه نمیکنید؟ گیت امنیتی یعنی چی؟ اونجا فقط کنترل میکنن که شخصی که وارد میشه دانشجو هست یا خیر. و فکر نمیکنم این مسئله تجاوز به حقوق یک دانشجو باشه.
    جلوگیری از ورود افراد غیر دانشجو کار بدیه؟

  32. گیتی:

    به نظر من مقصر خودمونی وقتی که حرمت ها را نگه نمی داریم. یه سوال شما چرا ۱۱ سال توی دانشگاه بودید؟!!!!!!! و وقتی خبرهای های مختلف از رعایت نکردن حرمت دخترهاست خوب این کار واجبه و به قولی ما که ریگی به کفشمون نیست پس چرا اینقدر داغ می کنیم اونی هم که هست که ……. !

  33. بر ساحل سلامت » Blog Archive » اندکی بزرگتر از مدرسه:

    [...] دانشگاه برای ورودی های جدید جایی است اندکی بزرگتر از مدرسه که دختر و پسر آزادند که با هم باشند. حق دارند احساس خفت نکنند. (لینک مرتبط) [...]

  34. رضا:

    هی! خانم توحیدلو دست روی دلمان نگذارید که خون است.آنقدر نگفتیم ونگفتیم و اعتراض نکردیم از این دوربین هایی که قدم به قدم دانشگاه ها هست ، از این درخواست همیشگی کارت دانشجویی برای ورود به هرجایی از داشنگاه و خیلی چیز های دیگر که عاقبت این می شود نتیجه اش.

    چقدر در همین دانشگاه تبریز که من درس می خوانم بی خودی به ما گیر می دادند و می دهند.این ها را می بینیم و اعتراض می کنیم ولی اعتراض نمی کنیم که چرا در دانشگاه های ما تا یک دختر و پسر را با هم می بینند انگ … به آنها میزنند ودر ملا عام شخصیتشان را چند تا آدم بی سواد با سوال های بی موردشان خورد می کنند.

    خانم توحیدلو حق بدهید به دانشجویان که در این موارد حرفی نزنند.می ترسند! همین چند وقت پیش توی همین دانشگاه تبریز به خاطر اعتراض دانشجویان به وضع بد غذا ، چقدر که این دانشچویان را اذیت نکردند. می ترسند! بله می ترسند از این آدم ها.چون می دانند که اینها خوب بلدند که از قدرتشان سوء استفاده کنند.

  35. links for 2008-09-30 | انعکاس:

    [...] آهای دوستان دانشجو، دارند تجاوز می کنند به تمام حرمت و

  36. بر ساحل سلامت » Blog Archive » یکی بدهی، تا اخر از تو می گیرد!:

    [...] امروز بر سر کوی دانشگاه تهران می آید ما حصل تجاوز دیروز است. انجا که دیدیم و آرام نشستیم تا چون دزد با ما رفتار [...]

محل نوشتن نظرات