چرا احمدی نژاد را دوست دارم؟
توضیح اینکه این پست اصلا شوخی نیست و از افعال معکوس نیز استفاده نشده است.

از آن سوم تیری که احمدی نژاد سوار شد بر تخت ریاست تا به امروز سه سال گذشته و سومین هفته دولت را پشت سر گذاشتیم. درباره آمدنش و برنامه هایش، درباره اقتصادی که به هم ریخت، مدیرانی که بازنشسته شدند، امنیت شغلی ای که از دست رفت، سیاست خارجی ای که محدود شد، درباره تورم، گرانی، بی برنامگی و … بسیار گفته ایم.
فکر می کنم بد نباشد نگاهی از نوع دیگر هم به احمدی نژاد داشته باشیم. توجه و شناخت جامع شخصیتی مانند احمدی نژاد هم می تواند مانند روسای جمهور پیشینش مفید باشد، چون می تواند ما را به سمت بازسازی یک مدل مطلوب از جایگاه و نقش ریاست جمهوری رهنمون سازد.
احمدی نژاد را بیش از هر چیز می پسندم بخاطر بی باکی اش از به انجام رساندن تصمیمات. یک کله شقی، که اگر می توانست با برنامه هایی قوی پشتیبان شود، می شد که بسیار مثبت باشد. اینکه فردی علیرغم تمام مخالفت اطرافیان و تمام انتقادها یک حرف را بزند. هرجه دیگران نقدش کنند بازهم همان را بگوید جسارت خاصی می خواهد. اصرار او بر ارتباط با امام زمان، بر نفی هولوکاست و بر تصمیمات اقتصادی که می گیرد را می توان به عنوان نمونه اشاره کرد.
احمدی نژاد را می پسندم چون دستور نمی گیرد و حداقل جایگاه ریاست جمهوری را شناخته است. هرچند که رهبری بالاترین نقش را در قانون اساسی ایران دارد، اما احمدی نژاد به نسبت مابقی روسای جمهور کمتر به رهبری اشاره می کرد و از او مایه می گذاشت. البته در بزنگاه های حساس مثل گرفتن رای برای وزرا ماجرا فرق می کند. اما اگر تحلیل محتوای کمی برای سخنرانی های عادی انجام شده به عمل بیاوریم، کمترین مرجع را می توان در ادبیات او یافت. اینکه پشت پرده چگونه است من نمی دانم. این امری مشخص است که روسای جمهوری و روسای قوا دارای تعامل با رهبری هستند. اما برونداد این ارتباط در نزد مردم، از طرف احمدی نژاد تنها در جاهایی دیده می شود که سودی از آن ببرد.
احمدی نژاد پشت مردان درجه یک اش ایستاده است. این را فهمیده که یارانش حتی اگر اندک هم هستند، اما باید باشند. جوانان هوادارش را روانه دستگاه های بزرگ و کلان کرده تا تجربه کنند. دیگرانی چون الهام را پر مشغله می سازد و چندین و چند پست به او می دهد. ماجرای مشایی هم ماجرای جالبی است. اینکه تا همین الان نه خودش او را برداشته و نه مشایی زیر بار استعفا نرفته اند نشان از یک حمایت بی دریغ از طرف او دارد. خاتمی هیچوقت نتوانست پای مردان درجه اول دولتش بایستد و اینچنین حامی شان باشد.
و البته از دیگر سو نداشتن تعارف با مردانی از کابینه اش نیز جالب است. شاید انتقاد داشته باشیم به نوع برخورد، یا به انتخاب ها و یا به فلسفه پشت این انتخاب ها. اما بنده خدایی ایده ای دارد درست یا غلط و فکر می کند با فردی محقق نمی شود. نه به زور این نهاد و آن دستگاه نگهش می دارد و نه با توصیه از بالا.
احمدی نژاد زبان مردمی خود را یافته است. حالا هرچقدر هم که نخبگان خوششان بیاید یا نیاید و آن را تحمیق عوام الناس بخوانند. زبان ارتباط با اهالی فلان روستا از دور افتاده ترین شهرستانها و استانهای کشور، زبان دموکراسی ،جامعه مدنی و یا حتی مردمسالاری دینی نیست.با مردم باید به زبان خودشان سخن گفت. احمدی نژاد لااقل برای توده مردم زبان خوبی دارد. نخبگان را نمی دانم!
احمدی نژاد خوب بلد است خود را تبلیغ کند. دائما به نمایش فعالیت هایش می پردازد. نکرده ها را چندبرابر می کند. از رسانه، از ابزارهای تبلیغاتی استفاده می کند. گاهی بیش از اصل اساسی کار. سعی می کند مردم بدانند و بشنوند. تعارف هم ندارد. اگر روزنامه ای مال دولت است باید در همان سمت و سو باشد و به شدت جناحی.تبلیغات را در بزنگاه های حساس توجه می کند و می تواند برای خودش، فکرش و هم گروهی هایش رای جمع کند. با نگاهش و جایگاهش تعارفی ندارد که اصرار بر فراجناحی بودن داشته باشد!
احمدی نژاد ایده ای دارد که سخت به آن باور دارد. تمام تلاشش را برای ایده اش می کند. ان را برای خودش شفاف کرده. با خودش تعارف ندارد. سعی نمی کند خوب هرچیزی را از پارادایم های مختلف جمع کند تا مجموعه ای شود بسیار خوب اما نامتجانس. زشتی و زیبایی های ایده اولیه اش به تمامی خود را نشان می دهد. به همین علت هم می توان او را از نظر ایده راحت نقد کرد. البته درست است که فرصت نقد نیست. اگر می گذاشتند امکان نقد بهتری بود.
فکر می کنم تمام نکات بالا نکاتی است که در فرم به نظرم جذابیت داشت. ناگفته پیداست با محتوایی که در این فرم ریخته موافق نیستم. اما در فرم ظاهرا تا به امروز روشش جواب پس داده است. شاید فرم این یکی با محتوای آن دیگری ِزمان اصلاحات می توانست که چیزی بشود در حد و اندازه یک … نمی دانم !
خلاصه اینکه احمدی نژاد را هم می شود دوست داشت!
بعد از تحریر: چرا احمدی نژاد را دوست ندارم




۱۰ شهریور ۸۷ @ ۶:۳۰ ق.ظ
حق با شماست، مخصوصا اون مورد اول که شجاعتش در اجرای تصمیماتی که میگیره خیلی برای یه مدیر اجرایی لازمه و کاش خاتمی اینقدر ترسو نبود. البته الان میگی که اگه خاتمی کاری میکرد باید جواب خیلی ها رو میداد و احمدی نژاد لازم نیست، ولی خداییش خاتمی در تصمیم گیری و اجرا در جریانات غیر سیاسی هم عاجز بود
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۶:۵۹ ق.ظ
صحبت هایتان منطقی بود فقط یک نکته ، شاید دستهایی در پشت پرده حامی اش هستند که می تواند اینچنین جسور و بیباک باشد. خاتمی بنده خدا تا می آمد صحبتی بکند از همه طرف مورد هجوم قرار می گرفت.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۷:۱۱ ق.ظ
سلام
لطفا بیایید واقع نگر باشیم، کسی که با اظهار دینداری و دفاع از دین و سخن گفتن از قرآن و امام زمان سر ملتی رو کلاه میذاره، با دروغ و نیرنگ و تبلیغات منفی همه رو به بازی میگیره، برای حرف هیچ کس پشیزی ازرش قایل نیست و حرف هیچ کس رو قبول نمی کنه، با شجاعت کاذب خودش ملتی رو به فلاکت کشونده، با سیستم صدقاتی و گدا پروری می خواد اقتصاد کشور رو متحول کنه، با جواب سر بالا دادن به خبر نگارای خارجی می خواد دنیا رو مدیریت کنه، و با شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست میخواد همه رو به بازی بگیره، این آدم ارزش زنده موندن داره؟
این آقا از صدام و ملا عمر و بن لادن و همه جنایت کارای تاریخ بشر خطرناک تره. به چی دل باید دل خوش کرد تو این مملکت؟ به حرفها قول ها و آمار هایی که این آدم میده؟
بیاید چشمامونو باز کنیم، وقت برای دیدن خیلی کمه.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۷:۳۱ ق.ظ
درباره زنده ماندن یا نماندن هیچ کسی صحبتی نمی کنم. اختلاف نظر نباید عاملی برای چنین قضات هایی باشد.
در ضمن تمام آنچه بالا نوشتم درباره یک مسئله کاملا شکلی بود. من با فرم عمل ایشان موافقت کردم. معلومه که نسبت به محتوا مشکل دارم. برای مدلسازی به این فرم ها نیاز خاهیم داشت.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۷:۵۶ ق.ظ
به شدت با این پست موافقم:)
شاید اگر میشد خاتمی و احمدینژاد را با هم پیوند زد، میتوانستیم یک رئیس جمهور مناسب داشته باشیم!محتوای خاتمی با فرم عملکرد احمدی نژاد! دنسا گلستان میشد:دی
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۸:۲۷ ق.ظ
سلام و خسته نباشید
این پست امروز شما را که دیدم یکه خوردم نه از جهت اینکه چنین مطالبی را نگاشته اید. از این جهت که همین امروز صبح توی مسیر که تا محل کارم می آمدم همین مطالبم قویا از ذهنم می گذشت وقتی دیدم نوشته اید و چه نیکو نگاشته اید آنچه را که می خواستم بنویسم برایم جالب بود. روزگاری از دکتر سروش می خواندم که افکار زمان تولد خاص خود را دارند و حتی ایده های علمی که به تواتر ظاهر شده اند نشان می دهد که گویا ایده ها در فضا می پراکنند و ما گیرنده وار می گیریم.
به این فکر می کردم که سیستم سیاسی ما به هر دلیل در سالهای ۸۰ تا ۸۴ دچار رودربایستی در تصمیم گیریها کلان بود. و موقع آمدن احمدی ژاد هم به دوستان می گفتم که حداقل خوبی این دوره این خواهد بود که تصمیمات بزرگی گرفته خواهد شد و همه دوستان در برابرم که تصمیمات احمقانه است و چنین است و چنان است. و من می گفتم که شما قدر تصمیمهای بزرگ را نمی دانید و این سنتی است که پس از رفتن احمدی نژاد باقیات صالحات او خواهد بود. می گفتم تصمیمات کوچک چیزی را عوض نمی کند و وقت کشی است و دردی را دوا نمی کند و تصمیمات بزرگ هم از این ساختار کشدار و رودربایستی های موجود بر نمی آید هیچ وقت ننشستم تئوریزه کنم و بنویسم به نظر من باز هم در این مورد بنویسید و بنویسیم خوب است
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۸:۳۲ ق.ظ
این پست شما بیشتر از اینکه اشاره به نکات مثبت احمدی نژاد باشد، به نظرم نقد غیر مستقیم خاتمی بود. یعنی فهرست کردن توقعاتی بود که از خاتمی می رفت و انجام نداد یا شرایطی که برای او در نظر دارید تا اگر دوباره خواست رییس جمهور شود، بپذیرد.
ولی فایده ای ندارد. فرم و محتوا از هم جدا نیستند. همانگونه که شما حق ندارید برای رسیدن به دموکراسی کودتا کنید، نمی توانید هم با شعار توسعه و جامعه مدنی و مردمسالاری و… مناصب و مسئولیتها را یکسره به نزدیکان و هوادارانتان بسپارید، نمی توانید در مقابل رای و نظر دیگران کله شقی پیشه کنید و بگوید فقط من درست می گویم، نمی تواند جایگاهها و رویه موجود در اداره کشور را یکسره نفی کرده و بازی را به هم بزند، نمی تواند…
نه خانم توحیدلو! بعید می دانم بشود فرم و محتوا را تا این اندازه از هم تفکیک کرد. البته جا برای نقد خاتمی زیاد است اما نه اینکه چرا مثل احمدی نژاد رفتار نکرده!!!
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۹:۱۲ ق.ظ
خانوم توحید لو… با تک تک نوشته هایتان موافقم.
موفق و پیروز باشید.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۹:۱۴ ق.ظ
یه قسمتهایی رو موافق نیستم یه قسمتی رو باهاتون موافقم.
“احمدی نژاد را بیش از هر چیز می پسندم بخاطر بی باکی اش از به انجام رساندن تصمیمات….اصرار او بر ارتباط با امام زمان، بر نفی هولوکاست و بر تصمیمات اقتصادی که می گیرد را می توان به عنوان نمونه اشاره کرد.”دلیل اینکه میتونه حرفی رو بزنه که هر چند احمقانه باشه ولی روش وایسه و برش اصرار بورزه این دلیل بر این هست که از طرف کل حاکمیت داره پشتیبانی میشه و کل حکومت با اون حرفهاش موافقند وگرنه اگر حرفی رو میزد که اصل حکومت بویژه اون راس، مخالفش بود هر چقدر هم کله شق و مصر بود نمیتونست کاری از پیش ببره و روز اول به دوم نرسیده ،نه دنباله حرفش رو میگرفت و نه سراغش میرفت. پس اینکه میتونه تا آخر بر بعضی از حرفهاش بایسته ناشی از نبودن منتقد و بازدارنده ای قوی هست. نه تنها منتقدی قوی نداره بلکه اصل حاکمیت هم مشوقش هست. ” اینکه فردی علیرغم تمام مخالفت اطرافیان و تمام انتقادها یک حرف را بزند” مخالفت؟ یه دو تا حزب وارفته که هیچ قدرتی ندارند مشخصه نمیتونند روش تاثیر بگذارند وقتی که اصل حکومت پشتوانش هست. پس اگر خاتمی یا هر کس دیگه ای کل شق ترین فرد هم میبود و مصر بر خواسته هاش،در صورتیکه خواسته هاش بویژه مخالف با اون راس میبود نمیتونست دور روز هم بر اونها تاکید بورزه و دنبالش رو بگیره.” احمدی نژاد را می پسندم چون دستور نمی گیرد”. دستور نمیگیرد یا دستور بهش نمیدند؟ دلیل اینکه کمتر بهش دستور میدند هم در بالا گفتم که بدلیل هماهنگی و همنظریش با راس هست هرچقدر دو فرد همنظر تر باشند تصمیماتشون و خواستهاشون هم موافق تر و سازگار تر با همند،پس تضادی که با هم پیدا میکنند خیلی کم هست، بین این فرد و اون راس هم همین قضیه حاکم هست.” نه به زور این نهاد و آن دستگاه نگهش می دارد و نه با توصیه از بالا” شما از کجا به این نتیجه رسیدید که در نگهداشتن یا نداشتند فردی در دستگاهش ،به وصیه از بالا اهمیتی نمیده؟
با این پاراگراف موافقم : “احمدی نژاد خوب بلد است خود را تبلیغ کند……”
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۹:۱۸ ق.ظ
آفرین بر شما . احمدینژاد نشان داده است که برای نقد کردنش کافی است به شکلی که هست توصیفش کنید
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۱۹ ق.ظ
مخالفم…
نمی خواهم از محمد خاتمی دفاع کنم چون او را بیش از حد محافظه کار می دانم اما..هر اگر او نیز از حمایت کامل رهبری بود جرئت عملی کردن عقایدش را پیدا میکرد…
خانم توحیدلو احمدی نژاد از حمایت صد درصدی رهبری و سپاه برخورداره و با این پشتوانه می تونه برنامه هاش را عملی کنه… رهبری و سپاه که تقریبا کل قدرت در اختیار اوناست و بقیه عروسک خیمه شب بازی بیش نیستند (یادم میاد یکی از کارشناسان می گفت کل مجلس در ساختار کنونی کشور تنها سهم یک بیست هفتم از قدرت دارد)
حال باید ببینیم احمدی نژاد چه کرده… این که مثلا به الهام به صورت غیر قانونی چند شغل داده… مشایی را با تمام مخالفت ها در سمت خود حفظ میکنه… به اعتراضات به مدرک جعلی کردان توجهی نمیکنه و ده ها مورد دیگه به غیر از قدرت نمایی رهبر و سپاه که حامیان اصلی احمدی نژاد هستند پیام دیگه ای هم داره؟
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۳۵ ق.ظ
مرز شجاعت و حماقت نامریی ست خانوم توحیدلو ! احمدی نژاد شجاع نیست ، بلکه … !
فقط کافیه کمی پای درد دل حقوقدان ها - به ویژه حقوقدان های متخصص در حقوق بین الملل - و اقتصاد دان های برجسته بنشینید تا درک کنید که ما چقدر داریم هزینه می کنیم برای هیچ … !
احمدی نژاد اون قدر آبروریزی کرده که با نوشته هایی چنین ، نشه آب رو به جوی بازگردوند … !
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۳۸ ق.ظ
جالب بود و جالب تر هم نظرات دیگران بود، مطمئنم اگه این مطالب جای دیگه نوشته می شد به جای این همه آفرین و تحسین چیز های دیگری نثار نویسنده می کردند !
به نظر من و خیلی ها احمدی نژاد و خاتمی هیچ تفاوتی با هم ندارند و فقط مدتی برای سرگرمی مخاطبین خود ظهور می کنند و می روند!
خاتمی برای سرگرمی جوانان روشنفکر و پر شر شور آمد و دم از اصلاح طلبی و … زد ولی در آخر دیدیم که چه شد ، احمدی نژاد هم برای سرگرمی بچه بسیجی ها و حزب اللهی ها آمد و داریم می بینیم که چه میشود .
هر چقدر فکر می کنم نمی توانم دوستشان داشته باشم . شاید اگر به جای یاد گرفتن صحبت با مردم فلان روستا کمی هم سیاست یاد می گرفت چون ما مرد سیاست می خواهیم نه …
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۴۱ ق.ظ
ولی من نمی دانم چرا این سینه چاکان خاتمی یادشان می رود که خاتمی کابینه چه کسی بوده و بر مسند چه وزارت خانه ای نشسته بود
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۱:۱۸ ق.ظ
جالبی کار اینجاست که علیرغم تذکر شما در بالا و نتیجهگیریای که در خط آخر کردید، این متن هم میتواند دلیل دوستداشتن و هم دلیل نفرت داشتن از احمدینژاد باشد. در حقیقت مشخصات یکسان، با عث ایجاد علاقه در عدهای و نفرت در عدهای دیگر شده است.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۱۶ ب.ظ
سلام
به یه نکته توجه نکردید و اون اینکه فرم و محتوا با هم در ارتباط هستند. هر محتوایی را نمی توان در هر فرمی جای داد. محتوای خاتمی اصولا با فرم احمدی نژادی ناسازگار است. محتوای افکار خاتمی تنها در همان فرم شل و ول خودش می گنجد.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۳۲ ب.ظ
چه زیبا محتوا را کنار گذاشتهاید و تنها به قالب نگاه کردهاید. خیلی کار سختی است. نمیخواهم بگویم همه؛ اما کم کسانی هستند که از پسش بربیایند.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۴۰ ب.ظ
کاش خاتمی قدری جسارت و قاطعیت احمدی نژاد را داشت/…
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۴۰ ب.ظ
هر چند با اصل نوشتهتون موافقم اما شدیدا معتقدم که شجاعت باید با تدبیر همراه باشه و متاسفانه رئیس جمهور محترممون نشون داده که اکثر مواقع بدون فکر عمل میکنه یا حداقل اینکه با فکر درستی عمل نمیکنه.. در هر صورت برای شرایط امروزمون شدیدا متاسفم..
گریهها کرده و گریهها خواهم کرد
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۴۴ ب.ظ
هرچند نمیخواهم همه دیدگاههای شما را در این نوشته غلط و نادرست فرض کنم، اما برجسته شدن و پررنگ شدن برخی از خصلت های احمدی نژاد در منظر شما بخاطر این است که شما ناخودآگاه او را با خاتمی مقایسه می کنید، وگرنه از انصاف نباید گذشت که هاشمی رفسنجانی اگر بیشتر از احمدی نژاد کله شق و..نباشد، چندان کمتر نیست، ولی چون آقای خاتمی از نظر خیلی از ناظران منصف در منتهی الیه ضعف و وادادگی (تئوریک -سیاسی) است، ناخودآگاه وجود این خصلت ها در احمدی نژاد باعث خوشحالی و دوست داشتن او می شود
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۲:۱۴ ب.ظ
با سلام
اگر از آن چه می توان در مورد واژه دوست داشتن صرف نظر کنیم چنان چه با شما در کلیت بحثتان موافق باشم عنوان” احمدی نژاد هم نقاط قوتی دارد” رساتر بود و برخی اشکالات بالا را متوجه شما نمی ساخت.
اما آیا محتوا تا چه میزان بر فرم اثر می گذارد و یا بر عکس؟ آیا محتوای مردم سالاری و جامعه مدنی می تواند در فرم عوام گرایی بگنجد. از کوزه همان برون تراود که در اوست. گفتمان مردم سالار بر کرامت انسان ها تأکید داردو حق مخالفان را در مخالفت به رسمیت می شناسد. بله مدارا با ناقضان مدارا با مردم سالاری قابل جمع نیست و از این جا معلوم می شود کار خاتمی بی نقص نیست.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۲:۱۹ ب.ظ
بهتون پیشنهاد می کنم به فاطمه رجوی بپیوندید شاید دو نفری حتی موفق شدید یک کلوپ هواداران واسه احمدی نژاد درست کنید اما ذکر چند نکته ضروری است قطعا دروغهای پوپولیستی را نمی شود به ارتباط خوب با مردم تعبیر کرد غیر از ین یکی از بهترین پوپولیستهای تاریخ هیتلر بوده که خیلی بهتر از ایشان از عهده ی تبلیغات سیاسی بر می آمد وزیر تبلیغاتش گوبلز هم در زمینه ی پروپاگاندا خیلی بهتر از تمام کابینه ی احمدی نژاد روی هم بود از این جهت من عاشق هیتلر هستم لااقل شرش به ما که نرسیده اما اینکه می فرمایید شجاعت بسیاری نسبت به خاتمی داشت خیلی کم لطفی است بد نیست بدانید سپاه با تمام امکانات پشت سر احمدی نژاد ایستاده اما پشت سر خاتمی نبود رو در روی او بود از سرکار بعید است اشتباه به این بزرگی و خود آقا هم ایشان را حمایت میکند جسارتا مجلس سگ کی باشد
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۳:۰۷ ب.ظ
salam doost aziz matalebe shoma ra khoondam jaleb bod khosh hal misham be man sar bezanid va dar soorate tamayol ba ham taqbadol link konim
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۳:۱۶ ب.ظ
سلام عزیزم
منم تو رو دوست دارم!!!
شماره ایرانسرطانمو برات میزارم؛ نصفه شب به بعد زنگ بزن مفتی بیافته…
قربونت
محمود احمدی نژاد
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۳:۴۱ ب.ظ
نکات جالبی رو بیان کردید با شما موافقم در مورد اینکه احمدی نژاد با ایده اش و جایگاهش و با خودش تعارف ندارد ” که اصرار بر فراجناحی بودن داشته باشد!” و همچنین “سعی نمی کند خوب هرچیزی را از پارادایم های مختلف جمع کند تا مجموعه ای شود بسیار خوب اما نامتجانس. زشتی و زیبایی های ایده اولیه اش به تمامی خود را نشان می دهد.”، به نظرم این روش خیلی خوبه چراکه هرکسی مجموعه ای از مثبت و منفی ها یا نقاط قوت و ضعف است دلیلی ندارد فکر کنیم آدمی که رئیس مملکتی می شود حتما معصوم است و همه چیزش درست است بلکه میشود با چشم باز و با روشهای درست کسی رو انتخاب کرد که نقاط قوت و نکات مثبت بیشتر و کا آمدتری رو واسه کشور داشته باشد و به تدریج نقاط ضعف از بین برود. البته با جمله آخرتون موافق نیستم، احمدی نژاد نکات جالب توجهی دارد که میتواند مورد بررسی قرار بگیرد و برای آیندگان مورد استفاده، اما لزومی ندارد که به این دلیل دوستش داشته باشیم. یعنی لازم نیست یک نفر را دوست داشته باشی و کاملا قبولش داشته باشی تا بتونی ازش چیزی یاد بگیری و در تجارب آینده ات استفاده کنی. به نظر من آدم میتونه از دشمنش هم نکات مثبتی رو یاد بگیره و بکار ببنده.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۵:۴۳ ب.ظ
شما در کل تاثیر و نقش غلتک گونه ی پشتوانه ها و حامیان این فرد رو از اون راس گرفته تا نهادهای سرکوب و مافیایی (بسیج وسپاه) رو درتوانا ساختن این فرد در پیگیری افکار و اندیشه های احمقانه اش در نظر نگرفتید. حکایت این فرد و حامیانش از اون راس گرفته تا بقیه،حکایت دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید، هست.اگر انسان عاقل و عقل پیشه و میهن پرستی بود نه تنها پشتوانه ای نداشت،بلکه همون دو هفته اول باید استعفاش رو تقدیم میکرد. در کل تنها میتوان از این فرد متنفر بود،تنفری که یک فرد اندیشمند وستم ستیز و دروغ گریز و ایران پرست، از یک فرد روانی و ستم پیشه و عوامفریب و ایران ستیز در وجودش میپروراند و باید نسبت به تمامی افرادی اینچنینی نفرت داشت و در تبدیل این نفرد به دوستی نکوشید. با جمله آخرتون “خلاصه اینکه احمدی نژاد را هم می شود دوست داشت!” کاملا مخالفم.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۹:۱۵ ب.ظ
شما یک نکته بسیار مهم را در این مقال فراموش کردهاید! به محض اینکه برق خانه بیاید و بتوانم لپ تاپ را شارژ کنم پاسخ این مطلب را خواهم داد.
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۹:۳۳ ب.ظ
در این مرز پر گهر”جسارت” و ” تفکر” به ندرت با هم جمع می شوند.
ضمنا یادتان باشد که یکی از علل خاموشی ها “سازمان هواشناسی” معرفی شده است!
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۲۲ ب.ظ
خانم توحیدلو این بدترین پست شما بود!!
نه این فرم هم غلط است! این فرم یعنی توتالیتاریسم و تمامیت خواهی! کسی که نقد هیچکس را نمی پذیرد کسی که با کسی شوخی ندارد کسی که ملاحظه هیچ چیزی را نمی کند کسی که مخالفانش را نابود می کند کسی که یک پوپولیست تمام عیار است و از رسانه و اموکراسی بر علیه این دو استفاده می کند کسی که حلقه دوستانش به دو نفر ختم می شود( الهام و مشایی ) و کسی که لجوجانه بر تصیمهایش پافشاری می کند و
کسی که صد در صد دستور می گیرد و چون دستور می گیرد همه جانبه حمایت می شود … .
آیا شما از همچین فرم و همچسن شخصیتی خوشتان می آید؟
آیا این فرم مورد پسند و مطلوب شماست؟
نکنه شما هم می خواهید اینگونه باشید؟
حتی در فرم خاتمی بهتر از احمدی نژاد بود تصور کنید او بر روی یکی از این بحرانها پافشاری می کرد می دانید چه فاجعه ای رخ می داد؟
در این خصوص اگر بتوانم امشب می نویسم!
۱۰ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۳۷ ب.ظ
ابوذر و محمدرضای عزیز! فکر کنم من را خوب بشناسید.
بسیار علاقمندم نوشته های شما را بخوانم و خوشحال می شوم که این باب گفتگویی را بگشاید.
به شدت منتظرم.
یک خواهش ان هم اگر دوستانی پاسخی داده اند مرحمت بفرمایند آدرس بگذارند و خبر دهند. متشکرم
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۳:۲۹ ق.ظ
نوشتم:
چرا احمدی نژاد را دوست ندارم؟
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۴:۰۶ ق.ظ
کاملاً قبول دارم. امیدوارم شما هم به دلیل این نوشته مثل من متهم به احمدی نژادی بودن نشوید!
بابت لینک هم سپاسگذارم
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۲۴ ب.ظ
من یه آدم معمولی هستم اگه ناراحت نمی شید باید بگم همکیتون ( تو رو به خدا به این همگیتون فکر کنید از ا.ن تا نویسنده پست ) گند زدید… همگی مون رو به بازی گرفتین… هی سر هم شیره بمالیم… بهتره .. نه ؟؟ … نمد… کلاه…و…و…
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۴۳ ب.ظ
راستی … با دیدن بعضی چیزا آدم یاد فیلم Idiocracy می افته و گریزی به خود کرده را تدبیر نیست …. شاید….
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۱:۱۰ ب.ظ
سلام
بنظرم شما حماقت را با جسارت اشتباه گرفته اید
بچه ای که دست دراز کرده تا ماری را بردارد شجاع است؟
زندگی مردم بازیچه دست این آقا قرار گرفته و هر آزمون و خطایی که دلش می خواهد انجام می دهد
من حتی مقایسه خاتمی را با ایشان صحیح نمی دانم هر چند خاتمی و هر فرد دیگری قابل نقد و بررسی هست
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۱:۱۵ ب.ظ
برام خیلی جالبه که هم چون شمایی که مسلک و مرام سیاسی تون صریح و شفافه و همه می دونن سلیقه و تمایل فکری تون به چی گرایش داره،و مخالفت تون با نوع دیدگاه های کسی مث احمدی نژاد به اندازه ی کافی روشن و عیانه،باز هم این قدر تو کامنت ها مورد طعنه و کنایه و تشر قرار گرفتین…
با این که این پست تونو قابل نقد می دونم و باهاش مخالف م و فکر می کنم شما از فرضیاتی برای حکم دادن استفاده کردین که تو صحت و سقم ش حرف هست،اما قصد ندارم بحثی رو این جا به چالش بکشونم…
ولی به هر حال برام جالب و تأسف آور بود ملاحظه ی برخی کامنت های این جا؛ هر چه که بیش تر تو وبلاگستان بحثای سیاسی شکل می گیره و چالش برانگیز تر می شه و رفتارها و واکنش ها رو که ملاحظه می کنم،بیش تر متوجه می شم هنوزم که هنوزه اکثرمون (تو پست ها و کامنت ها) یا سیاه سیاه می بینیم یا سفید سفید؛ یا به عرش می بریم یا به زیر فرش لگدمال می کنیم…
ملاحظه ی برخی کامنت ها آدمو از این همه سطحی نگری فزاینده دل خور می کنه…
…رها کنم!
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۱:۴۲ ب.ظ
۱-عزیزم اگر دیوانه ای در وسط اتوبان راه می رود دلیل بر شجاعتش نیست بلکه دلیل بر حماقت اوست.
۲- وقتی خاتمی در نیویورک جرات نمی کند به طرف رئیس جمهور آمریکا برود و احمدی نژاد به او نامه می نویسد و می تواند حتی به شام دعوت کند دلیل بزدلی اولی و جسارت دومی نیست. به خاطر این است که در مقابل عمل اولی کفن پوشان به خیابان می ریزند اما برای دومی همه هورا می کشند از کیهان گرفته تا…
۳- ریاست جمهوری عرصه تجربه نیست عزیز دلم. وزیر نیرو با وقاحت می گوید چون اداره هواشناسی اشتباها گفت که بارندگی داریم سدها را رها کردیم و ماحصل آن این همه خاموشی و مرگ و میر و اتلاف نیرو بود.
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۲:۰۹ ب.ظ
[...] این سرمقاله صفحه اول روزنامه ابتکار است. لطفا آن را با این پست این وبلاگ مقایسه کنید. به گمانم چهار جمله اضافه شده [...]
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۲:۲۵ ب.ظ
آقا یا سرکار خانم سر به هوا …. راستی هم سر به هوا…. ( ای کاش سر به آسمان بودی نه سر به هوا ) برای همه قضاوت سیاه و سفید نکنید… همه رو به سطحی نگری فزاینده متهم کردی … چون به خودت اجازه میدی… چون خسته زندگی نیستی چون نظرت برای آگاهی دادن نیست برای…. رهات کنم…..
ای (( ا.ن )) تو چه میکنی.
تاک را سیراب کن ای ابر نیسان در بهار
قطره تا می، می تواند شد چرا گوهر شود؟
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۷:۵۲ ب.ظ
این که می تونین از کسی که قبولش ندارین و با او ن موافق نیستین این طوری بنویسین قابل تحسین و تبریکه.
اما علاوه بر نقاط قوتی که برشمردین ، بسیاری از نقاط ضعفی که گفتین صحت نداره و اتفاقا دقیقا نقطه ی توان و قوت احمدی نژاده، مثل سیاست خارجی و قس علی هذا…
یک احمدی نژادی
۱۱ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۰۶ ب.ظ
خیلی خوب نوشتید.من هم با شما موافقم.البته من از هنر پیشه های ایرانی فاطمه گودرزی و خارجی خانم کاترین زتا جونز رو دوست دارم.وقتی بازی می کنند حسابی تو شخصیت نقششان می روند.درست مثل …
۱۲ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۱۲ ق.ظ
لطفا یه پست هم درمورد نقاط قوت احمدی نژاد بنویسید
۱۲ شهریور ۸۷ @ ۲:۴۹ ب.ظ
یک نکته را حامیان خاتمی از نظر دور داشته اند آنها مدعیند خاتمی پشتیبانی رهبری و سپاه را نداشت گیریم کهاین سخن درست باشد چرا نداشت چون ایشان در پی مسیری بود که با صلاح کشور در تضاد بود تمام سفرهایی که رفت به اروپا و این همه به به و جه جهی که خودش و حامیانش در کشور راه انداختند چه نتیجه ملموسی برای کشور داشت چه کار زیربنایی در کشور انجام داد حتی یک هواپیما هم نتوانست از غرب بخرد چون او و حامیانش تلقی درستی از زمان خود و طرفهای مقابلش ندارند کمااینکه همین الان هم ندارند اینکه تمام دنیا می گویند ایران قدرت منطقه ای شده است به خاطر سیاستهایی بوده که در دوره اولیه انقلاب از سوی امام (ره) پیش گرفته شده بود و تمام ارزشی که کشور و نظام در دنیا داشتبه این خاطر بود تجربه افغانستان، عراق که نیاز غرب را به ما نشان می داد از سوی خاتمی و اعوان و انصار به تارج رفته بود و هیچ امتیازی از دنیا نمی توانستیم بگیریم دو سال موضوع انرژی هسته ای ما به دلیل ترسهای بیهوده آقایان در تعلیق کامل بود و اعتقادی به دانشمندان ایرانی نداشتند ارزشی به عرت نفس ایرانی نمی دادند و تنها و تنها حل مشکل را از خارجی ها می خواستند کمااینکه اکنون نیز این نظر در جای جای اندیشه حامیان وی در همین نظرات قابل مشاهده است این التماس از خارجی سمی است که در دل هیچ ایرانی واقعی نمی توان وارد نمود اکنون بیش ترین هجمه ها علیه دولت احمدی نژاد می شود چه در داخل و چه از خارج راستی اگر این حجم فشار سیاسی داخلی و خارجی بر خاتمی و اصلاح طلبان وارد می شد شک نکنید که حاضر بودند کشور هم بفروشند
۱۲ شهریور ۸۷ @ ۵:۳۹ ب.ظ
شما ناخواسته استبداد و دیکتاتوری را مورد ستایش قرار داده اید.بله بهتر است رئیس جمهور در پای برنامه هایش ایستادگی کند .اما بین ایستادن پای برنامه ها با دیکتاتوری بسیار فرق دارد.نوشته اید: “احمدی نژاد زبان مردمی خود را یافته است. “شاید شما فکر می کنید احمدی نژاد زبان سخن گفتن با عوام را خوب می داند .درحالی که اشتباه می کنید او خود یک عوام است.او بازیگری نمی کند.بلکه خود اوست که این چنین است.زیرکی آن است که جامعه و این سرنوشت حقارت بارو سردرگمی را علاج کرد.باید بین شیادی و زیرکی فرق نهاد.وچه کسی است که یک شیاد را دوست داشته باشد؟
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۱:۵۹ ق.ظ
شما یا خیلی باهوشی یا خیلی احمق … چون خیلی از نکاتی که ذکر کردین اصلا ً نقطه ی مثبت نیست .. ابراهیم نبوی هم متنی شبیه به متن شما دارد.. البته ایشان از این گزاره ها به صورت معکوس استفاده کرده ..
نکته ی دیگر اینکه شما حتی یک ذره هم به گفته های خودتان ایمان ندارید، چرا که هیچ دلیلی برای نوشتن اینکه “این متن جدی است و فلان و فلان.. ” وجود نداشت.. البته من فرض را بر این می گذارم که شما هم باهوشید..
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۵۷ ق.ظ
به ناصر صاحب کامنت ۴۳
سلام
کدام هجمه را علیه دولت احمدی نژاد می گویید؟!!! آن هم با این همه گاف مدیریتی که حتی صدای بسیاری از خود اصول گراها را در آورده. از تاراج و اتلاف بیت المال در طرح های زود بازده گرفته تا آبروی رفته در مجامع بین المللی و تقریباً در بین تمام کشورها مگر تعدادی کتوله مستبد مثل فیدل، موکابه و چاوز.
کدام لباس شخصی در این سه سال دست به حمله زد؟!!!!!
کدام تجمع اعتراض آمیزی از سوی طلاب در قم صورت گرفت؟!!!
و ده ها کدام دیگر؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قسمت عمده ای از برنامه چهارم را بدون هیچ سؤالی حتی از سوی مجلسی که آن را تصویب کرده بود از کی اسمش هجمه است؟!!!!!!! تا جای که امروز نگرانی نسبت به تحقق چشم انداز جدی است.
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۱۱:۰۱ ق.ظ
به ناصر صاحب کامنت ۴۳
سلام
کدام هجمه را علیه دولت احمدی نژاد می گویید؟!!! آن هم با این همه گاف مدیریتی که حتی صدای بسیاری از خود اصول گراها را در آورده. از تاراج و اتلاف بیت المال در طرح های زود بازده گرفته تا آبروی رفته در مجامع بین المللی و تقریباً در بین تمام کشورها مگر تعدادی کتوله مستبد مثل فیدل، موکابه و چاوز.
کدام لباس شخصی در این سه سال دست به حمله زد؟!!!!!
کدام تجمع اعتراض آمیزی از سوی طلاب در قم صورت گرفت؟!!!
و ده ها کدام دیگر؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عمل نکردن به قسمت عمده ای از برنامه چهارم را بدون هیچ سؤالی حتی از سوی مجلسی که آن را تصویب کرده بود از کی اسمش هجمه است؟!!!!!!! تا جایی که امروز نگرانی نسبت به تحقق چشم انداز جدی است.
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۸:۱۸ ب.ظ
har kasi in babaro doost dashte bashe bayad bere doctor khodesho neshoon bede
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۸:۲۴ ب.ظ
ای نادان
به راستی هر چه لایق ماست سرمان می آید
خانه از پای بست ویران است !
مملکت بدست رژیم آخوندی ویران شد و شما ها ……
مرگ بر جهالت مرگ بر جمهوری اسلامی
به امید آزادی ایران
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۸:۳۳ ب.ظ
بیا، اونوقت میگن این احمدی نژاد گل لیاقت ما ایرانیها نبود. حالا دیدی چقدر باهاش داریم حال میکنیم. ایول سمیه جان.راستی ایشالا دس دکتر مددی های ریس جمهور محبوبت به دامن شما و خانم والده و دیگر کوبندگان مشت محکم به دهان استعمار یاوه گو برسد
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۸:۴۹ ب.ظ
دفاع از احمدی نژاد آسان نیست خصوصا در فضای آزاد اینترنت اما کم و بیش شجاعت های ایشان در مواردی که گفتی و با نظر به آدم هایی چون خاتمی کاملا نمایان است. من فکر میکنم حتی همین الان هم خاتمی جرات تکرار کردن حرفهای رحیم مشایی را ندارد اما افسوس که از این شجاعت ( حالا جسارت ،احمقی یا هر چیز دیگر)چیز نصیب ما مردم نشده است. احمدی نژاد مردم دقیقا خود را سه سال وقف مردم روستاها کرده، به همه آنها وام داده ، در ساختن آپارتمان در دهکوره ها کلی کمک کرده و حالا رییس جمهور محبوب شهرستانهاست در مقابل اما شهرنشینان را از خود روز به روز منتفر کرده است.
من هم معتقدم او شعارهای انقلاب (شعارهای اصلی که آقای خمینی روی آنها تاکید می کرد)را دوباره احیا کرده است و بی جهت نیست که رهبری اینقدر از او حمایت میکند که تصور میکنم حتی اگر خمینی هم زنده بود دقیقا همین حمایت و حتی بیشتر را از او می کرد. ثمره او برای مردم ممکن است به چشم نیاید اما برای انقلاب کاملا ملموس است. او درست مثل خمینی دهاتی وار و عامیانه حرف می زند و این مردم طبقه های پایین تر را که اتفاقا هدف او هستند کاملا ارضا میکند در مقابل اما خودش خوب می داند برای روشنفگران هیچ جذابیتی ندارد تلاش بیهوده هم نمی کند.
گفتم برای این نظام خوب است چون هدف گیری می کند اما آنها که به دنبال حکومتی تجریدی و کاملا جداافتاده از ایران هستند و از این راه بهترین سود اقتصادی (تاکید میکنم اقتصادی چون سیاست ما هم کاملا وابسته به اقتصاد هست )می برند و شعارهای ضد کاپیتالیستی رییس جمهور را هم تشویق میکنند . برای همه آنها بهترین گزینه احمدی نژاد است . او نه تنها مردم ایران بلکه مردم سراسر دنیا را می تواند با حرفایش سرگرم کند . چه کسی بهتر از او برای آنکه هر کسی فقط به عقب نیفتادن فکر کند و به فکر قدم بعدی نباشد؟
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۸:۵۷ ب.ظ
به این میگن حکومت یکدست که البته نه دمکراتیک است نه حافظ منافع ملتش. حالا این کجاش به به چه چه داره من نمیدونم.
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۹:۱۷ ب.ظ
ای اقایون و خانوم هایی که برای اولین بار است قدم رنجه فرمودید و امدید اینجا. این یک پست وبلاگی بوده و انهایی که می شناسند من رو می دانند که هیچجوره نمی توانم علاقه ای به این بنده خدا داشته باشم. اینجا فقط یک مدلسازی قرار بوده بکنم.
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۹:۳۲ ب.ظ
Kheili hemaghat lazeme ke adame aghel faghat zaherfaribi haye afrad ro be onvane zateshun beshnase va nazare khodesham alanan eelam kone,tamame karhaye in reis jomhoorie arabi tabare az bolivio carakas bargashte kharab kardane name Iran va Irani dar jahan ,Be gand keshidane arzeshe bozorgani chon hazrate mahdi va dorost kardane dardesar az matalebe khak khordehe tarikh baraye mardom boode mesle gir dadane oon ahmagh be holocast.ba tavajoh be inke to ham yeki az khodeshi midoonam nazaram chap nemishe vali bad nist bedune age khodesho too araba mahbub mibine too iran az sag ham manfoor tare
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۹:۴۲ ب.ظ
با سلام
به نظر میرسد اگر الان زمان عمروعاص بود .شما بشدت در یک
مقاله بی نظیر وی را ستایش میکردید . ایراد خاتمی همان ایرادی
است .که به حضرت علی (ع) در جنگ صفین وارد بود علی آب را بروی
مخالفانش نبست همانطور که خاتمی از مردم برای مواجه شدن با مخالفان استفاده نکرد امیدوارم در آینده دوستان خاتمی اورا با
انصاف نقد کنند وهمینطور مستقیم مثل آینه
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۰۹ ب.ظ
فرض کنیم که انتخابات برگزار شود و ما به یکی از نامزدهای احتمالی رای بدهیم و همان نامزد مورد نظر ما رئیس جمهور شود. دو سال از انتخابات گذشته است. در هر حالت چه می گوئیم؟ به خودمان چه می گوئیم؟ به همسرمان چه می گوئیم؟ به فرزندمان چه می گوئیم؟ به مغازه دار سر کوچه چه می گوئیم؟ به برادرمان که در لندن ساکن است چه می گوئیم؟ به حکومت چه می گوئیم؟ چه ضرب المثلی را زیاد تکرار می کنیم؟
اگر به محمود احمدی نژاد رای بدهیم
به خودمان می گوئیم: دوباره عجب غلطی کردم!
به همسرمان می گوئیم: عزیزم! می ری بیرون مواظب تانک ها باش!
به فرزندمان می گوئیم: نه پسرم، آمریکایی ها همه شون خوب نیستن!
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: تو همین یه هفته دوبرابر شد؟
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: تو نیا، من می آم.
به حکومت می گوئیم: این دروغ گوها!
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: سوراخ موش، یکی یه میلیون.
اگر به مهدی کروبی رای بدهیم
به خودمان می گوئیم: وای! مردم از خنده!
به همسرمان می گوئیم: من نمی آم مهمونی، امشب میتی مصاحبه داره.
به فرزندمان می گوئیم: نه پسرم، همه رئیس جمهورها قاطی نیستن.
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: بخدا ما جزو پنجاه هزارتومنی ها نیستیم.
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: تا روزی که تو بیای معلوم نیست چی بشه.
به حکومت می گوئیم: این دیوونه ها!
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: حرف پیشکی، مایه شیشکی!
اگر به علی لاریجانی رای بدهیم
به خودمان می گوئیم: دیدی خوش خیال؟
به همسرمان می گوئیم: می شه اون تلویزیون رو خفه اش کنی؟!
به فرزندمان می گوئیم: پسرم، من چه می دونم استیذان استشفاء یعنی چی؟
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: یعنی هیچ رقم بستنی ایرانی نداری؟
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: نه بابا، بیخودی نگران نباش، همه اش شعاره.
به حکومت می گوئیم: این حقه بازها!
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی!
اگر به سید محمد خاتمی رای بدهیم
به خودمان می گوئیم: خوبه یه بار عقل کردیم
به همسرمان می گوئیم: قاضی گفته یه ماه دیگه آزاد می شی
به فرزندمان می گوئیم: بابا، درس هاتو بخون تا منم آزاد بشم زود بیام خونه
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: لطفا سه تا روزنامه هم حساب کن!
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: من که نمی آم، تو بیا!
به حکومت می گوئیم: این بی عرضه ها!
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: پیش رو خاله، پشت سر چاله
اگر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بشود
به خودمان می گوئیم: برم؟ نرم؟ بکنم؟ نکنم؟
به همسرمان می گوئیم: پاشو بریم خونه مامانت اینا منتظرن
به فرزندمان می گوئیم: بیا پسر! تلفن باهات کار داره، فکر کنم سمیه است.
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: تشریف برده بودین دبی؟
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: بیا، ولی خونه تو نفروش
به حکومت می گوئیم؟ این مارمولک ها!
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
اگر باقر قالیباف رئیس جمهور شود؟
به خودمان می گوئیم: بازهم جای شکرش باقیه
به همسرمان می گوئیم: سر راه از داروخونه یه بطر الکل طبی هم بگیر
به فرزندمان می گوئیم: مگه ما درس خوندیم کجا رو گرفتیم؟
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: بذار تو نایلون مشکی می برم.
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: بیا یه تفریحی بکن، حالت خوب شه.
به حکومت می گوئیم: ای شارلاتان ها!
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو
نتیجه گیری اخلاقی: همیشه یک چیزی کم است.
نتیجه گیری انتخاباتی: حق انتخاب با ماست البته بعد از شورای نگهبان. بابا اقلا یکی از خوب هاشو انتخاب کنین بابا.
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۱۱ ب.ظ
دوست عزیز، نوشتههات خیلی بیمایه و سطحی هستش، مثل اون نوشتت که عاشق پلیس آمریکا شده بودی. لطفا کمتر چیزی بنویس و حتما هم پیش یک روانپزشک برو
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۲۹ ب.ظ
با سلام
موضوع بحث بر انگیزی را مطرح کرده اید و نمیدانم که مطالب بنده را نیز در لیست Comment هایتان قرار میدهید یا نه. امیدوارم که بدون سانسور این مطالب را در جواب این نوشته تان قابل رویت باشد.
اگر هم خواسته نباشد ناخود آگاه هر کسی روسای جمهور اخیر را با هم دیگر مقایسه میکند. ولی شرط انصاف چیز دیگری است. به یاد ندارم که خاتمی یک سخنرانی کرده باشد حداکثر تا دو یا سه روز بعد رهبر درست در مقابل سخنان او خط و نشان نکشیده باشد. خاتمی دولت را با نفت ۱۲ دلار تحویل گرفت با ۳۶ دلار تحویل داد گفت دلار را تثبیت میکنم کرد . جلو جمعیت موتلفه کسانی که همه بلا ها بر سر این ملت از زیر سر آنها بلند میشه ایستاد آنها را خانه نشین کرد. طبیعی است که الان هزینه های زیادی برای تخریب خاتمی میشود و در مقابل هزینه های زیادی هم برای ایجاد محبوبیت برای احمدی نژاد میشود.
نمیدانم اطلاعاتی در مورد بیماری شیزوفرمی schizofremia دارید یا نه . موارد هاله نور دختری که در خانه اش انرژی اتمی درست کرده است و یا ترور … را بنده خودم از تلویزیون از زبان احمدی نژاد شنیده ام . بودجه ۳۰ صفحه ای ناپدید شدن بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار درآمد نفتی که یک خط قرمز برای همه شده و خیلی چیزهای دیگر تنها از این احمدی نژاد بر میآید. البته بنده به ایشان توهین نمی کنم و به ایشان تا اندازه ای حق میدهم. چون ایشان بیش از این نیستند. همینی هست که هست یا آدم دچار وهم و خیال.
به نظر شما با این همه درآمد هنگفت تنها چه کسی میتواند به همه چیز گند بزند؟ البته اگر ایشان میخروشد تنها به این خاطر است که رهبر برایش میدان میدهد . در همه سالهایی که خامنه ای رهبر شده شخصی مثل احمدی نژاد برایش ایده آل که خدا برایش حفظ کند که پیدا شده است.
بنده همیشه به بدبختی ملتمان افسوس میخورم که بازیچه اینها شده اند . نویسنده مقاله
مسلما شخصی نیست که وهم و خیال داشته باشد ولی ای کاش نیم نگاهی یه مطلبی تحت عنوان
بکند. احمدی نژاد برای ایران و بهتر بگویم برای خامنه ای فردی است در سطح سعید امامی شاید هم کمتر از آن . جالب این است که شخصی مثل لاریجانی در این ساختار از احمدی نژاد بالاتر است.
http://www.ettelaat.net/extra_08_augusti/m_k.asp
قسمتی از این مطالب را در اینجا می آورم. با دانستن این مطالب دیگر احمدی نژاد برای شما هم پشیزی نمی ارزد:
پیدایش و تحول رژیم مافیاها، مافیای عظیم خامنه ای
در رابطه با گروههای مافیایی حاکم بر ایران مطالب بسیاری نوشته شده است ولی به دلیل حضور کلیه گرایشهای راست و چپ یا به اصطلاح امروزی ها گروههای اصولگرا و اصلاح طلب در دولت مافیاها به سختی می توان به اطلاعات درستی از این باندها و دسته ها دست یافت .
با بر سر کار امدن حکومت خاتمی و با رسیدن علی یونسی به وزارت به نظر می رسید که این باندها تضعیف شده باشند. آن روزها، خاتمی گفته بود چشم فتنه را در می آورد و یونسی نیز گفته بود: اینها ۵۰۰ نفر بیشتر در کل کشور نیستند که شناسایی شده اند . سالها از زمان دادن آن شعارها و این « اعلان تصمیم ها » به ریشه کن کردن مافیاها از دولت، گذشت و امروز بار دیگر همین باندها را می بینیم که در کشور با قدرت بیشتر در تحکیم حاکمیت جور و ستم، بر تلاش خود افزوده اند.
اگر نبود افشاگری های داخلی و خارجی و معرفی برخی از جنایتکاران شاید هم اینک «رهبر» و دستگاه ولایت فقیه اینقدر بر باز سازی تشکیلات خود مصر نبودند .
ضربه نهایی در جریان افشای قتل های سیاسی - رژیم آنها را قتلهای زنجیره ای می خواند تا جنایت خود را بپوشاند - بر آنها وارد شد. پیش از آن، ضربه های مهلک افشای اکتبر سورپرایز و ایران گیت ها و افشای جنایت سران رژیم در دادگاه میکونوس و ترورهای دیگر رژیم، مافیاها و سازمان ترور آنها را ناتوان ساخته بودند.
دستگاه ولایت فقیه، با بر سر کار آوردن حکومت احمدی نژاد، به مافیاها فرصت داد تا بخش سیاسی خود را باز سازی کنند. مافیاهای سیاسی و نظامی – مالی و روحانی – مالی بر دولت مسلط شدند و اینک دولت را در اختیار دارند. مقاومت بی چون و چرا و سرافرازانه مردم ایران، تکیه گاهی جز مافیاها برای رژیم ولایت فقیه باقی نگذاشته است. جنایت و فسادی که این مافیاها می گسترند، انزوای بیشتر رژیم را سبب می شوند.
در این تحقیق، تلاش می شود با تکیه بر اطلاعات درز کرده و درز نکرده، در حد توان اندکی که در اختیار است به معرفی باندها پرداخته شود. از آنجا که این نشریه سال ها است که، با حمایت و یاری هموطنان خود، به معرفی مافیاها و جلب توجه ایرانیان به خطری پرداخته است که برای استقلال و بسا موجودیت ایران ببار می آورند و فرصتهای بس ذیقیمت که می سوزانند، از همگان انتظار دارد هر اطلاع و داده ای را در اختیار دارند و یا بدست می آورند، برای انتشار در اختیار قرار دهند.
* مقدمه کوتاه پژوهش گران:
در آغاز کار به این می اندیشیدیم که این باندها و گروهها از چه زمانی و توسط چه کسانی ایجاد شده اند و به چه دلیل در این زمان به راحتی می توانند حاکمیت خود را بر مردم تحمیل کنند؟
در ابتدا قصد داشتیم تنها در مورد گروهها و باندهای مافیایی دوره خامنه ای تحقیق کنیم. اما هر چه در کار جلو تر میرفتیم بیشتر متوجه می شدیم که باید به قبل تر از آن، یعنی به دوره ای نیز پرداخت که خود خمینی زنده بود و خود را مرکز قدرت گرداند و بر گرد این مرکز، مافیاها در دولت و بیرون از آن شکل گرفتند.
در نهایت متوجه شدیم که تا سال ۶۰ و زمان کودتا بر ضد بنی صدر این استبدادیان روحانی نما نتوانسته بودند حاکمیت خود را بر ایران بطور کامل برقرارکنند و قدرت را به طور مطلق به دست بیاورند. در دوران بازرگان و بعد از او، در دوران بنی صدر متوجه شده بودند که حفظ حکومت استبدای ولایت فقیه با وجود انسانهای مصمم بر دفاع از استقلال و آزادی در مقامهای دولتی، امکان پذیر نیست. به قول هاشمی رفسنجانی، اسلام بنی صدر با اسلام فیضیه سر سازگاری نداشت. و اگر به او اجازه ادامه کار را می دادیم، در برابر خدا و پیامبر مسئول بودیم .( سخنرانی هاشمی در جلسه وعاظ تهران ، سال ۶۰)
با این توضیح، خوانندگان در می یابند چرا شناسائی مافیاهائی که بر محور ولایت مطلقه خامنه ای بوجود آمده اند، نیاز به شناسائی باندهای مافیایی دارند که در دوره خمینی بوجود آمدند.
* مرکز قدرت مطلقه شدن خمینی، هرم قدرتی را بوجود آورد که او در راس آن بود .
● لایه اول و زیر مجموعه مورد اعتماد خمینی تشکیل می شد از سید احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی و محمد حسین بهشتی و سید علی خامنه ای و موسوی اردبیلی و…
● لایه دوم را کارکنان «بیت امام» و کسانی تشکیل می دادند که نقش «ثقه های امام» را بازی می کردند. کارکنان « بیت امام» زیر نظر احمد خمینی، ارتباط با سازمانهای مختلف را که تحت نظر مستقیم خمینی بودند، را برقرار می کردند . ثقه ها که – مهدی کروبی یکی از آنها بود – مأموریتهای را انجام می دادند که خمینی انجامشان را از آنها می خواست. برای مثال، صادق طباطبائی از سوی او مأمور شد با حکومت کارتر تماس برقرار کند برای پایان دادن به ماجرای گروگانگیری که او از طریق گنشر، وزیر خارجه اسبق آلمان این تماس را برقرار کرد و کروبی مأمور تماس با گروه ریگان – بوش شد و ماجرای اکتبر سورپرایز را بوجود آورد .
● قشر سوم را افرادی تشکیل می دادند که گروه اطلاعاتی خمینی بودند و اطلاعات سپاه و کمیته ها ( مهدوی کنی سرپرست آنها بود ) را در دست داشتند. این گروه مأموران اجرائی نیز داشتند. چنانکه شبیر (؟)، روحانی عرب خرمشهر را، دستگیر و به قم آوردند. بعد از کودتا و تشکیل واواک ، ریشهری و فلاحیان و واواکی ها – که خمینی آنها را سربازان گمنام امام زمان لقب داد – نیز در این قشر جا گرفتند.
● سازمانهای سیاسی و سیاسی – مالی، نظیر مجاهدین انقلاب اسلامی(سیاسی ) و حزب جمهوری اسلامی و مؤتلفه ( سیاسی – مالی ) و نیز امام جمعه ها «قضات شرع» قشر چهارم را تشکیل می داند. بعد از کودتای خرداد ۶۰، تاریخ مصرف مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی تمام شد. این دو، به دستور خمینی منحل شدند.
در روزهای پیش از کودتا، غیر از ریاست جمهوری، سه قوه مجریه و قضائیه و مقننه در اختیار هرم قدرت بود. و بهشتی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای قدرت یافتند. انفجار در حزب جمهوری اسلامی، بهشتی را از میان برداشت و ترور خامنه ای را در بیمارستان بستری گرداند و هاشمی رفسنجانی یکه تاز شد.
در این مرحله بود که مافیاها شکل گرفتند: احمد خمینی بکنار، گروههای که سازماندهی مافیائی می یافتند، دو پدر خوانده، هاشمی رفسنجانی و خامنه ای داشتند که بایکدیگر همکاری و اداره کشور را در قبضه خود داشتند. البته صاحب قدرت اصلی هاشمی رفسنجانی بود. این دو عامل طولانی شدن جنگ بمدت ۸ سال و فساد گستری و بکار انداختن ماشین اعدام و ایجاد سازمان ترورو… بودند. بعد از مرگ خمینی و به رهبری رساندن خامنه ای با جعل نامه ای از قول خمینی، یک دوره، خامنه ای رهبر و هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری شد.
با گذشت زمان، میان این دواختلافاتی به وجود آمدند و هاشمی رفسنجانی به تدریج از کارها کنار گذارده شد. تا زمانی که در کنار هم قرار داشتند کلیه جنایات و اختلاس ها و ترورها و حیف و میل بیت المال کشور و زد و بندها و… را با هم و با همفکری هم انجام می دادند.
● مافیاهائی که در دوران خمینی شکل گرفتند، بعد از کودتا برضد بنی صدر، پایه های قدرت خود را تحکیم بخشیدند. تا سال ۷۶ همچنان بر جنایتها و فسادهای خود افزودند. دولت را به سازمان ترور بدل کردند و رانت خواری از طریق سیاستهای پولی و مالی دولت را سازمان دادند. با بر سر کار آمدن خاتمی متوجه شدند اشتباه کرده اند که ترتیب کار را چنان نداده اند که قوه مجریه نیز بطور مداوم در تصرفشان باشد. به قول جنتی «نظام» به خطر افتاد و خواب راحت را از ملاتاریا و مافیاها ربود.
* چارت گروههای مافیائی دست ساخت ولایت مطلقه فقیه
در هر دو دوره خمینی و خامنه ای، از کودتای سال ۶۰ ، ببعد، چارت نظام مافیایی ساخته ولایت فقیه، تقریبا یکی است. تنها تفاوت ، در گردانندگان مافیاها است. زیرا افراد در دوره خمینی اغلب همان ها نیستند که در دوره خامنه ای دور به دست آورده اند. برخی از آنها فوت کرده اند و برخی دیگر به دلیل نوع نگرش خود، از استبداد دور و تصفیه شده اند. از میان آنها، کسانی اعدام یا ترور یا زندانی شده اند.
بنا بر بررسی های انجام شده، چارت گروههای مافیایی ولایت مطلقه فقیه از این قرار است :
در راس هرم خامنه ای قرار گرفته است. بنا بر این،
● لایه اول: رهبر نظام، ولی فقیه مطلقه، «آیت الله» خامنه ای.
سید علی خامنه ای رهبر مافیاها، روحانی جوانی بود که زمانی کتاب توحید نوشته آشوری را از آن خود می دانست. اما وقتی آشوری را به خاطر نگارش آن کتاب محکوم به اعدام و اعدام کردند، دم نزد. سید علی خامنه ای روحانی کم سوادی است که به همان نسبت که آلت قدرت می شد، تمایل سیاسی او نیز از چپ به راست متمایل می گشت. تاجائی که روش را « النصر بالرعب » گرداند و وسیله تصرف دولت توسط مافیهای نظامی – مالی شد.
او در خواب هم نمی دید روزی به رهبری یک کشور برسد اما زمانی که رهبری و مرجعیت وی را با جعل نامه از قول خمینی و به زور سر نیزه و دروغ و فریب ساختند، متوجه شد که می تواند مانند خمینی با رعب و وحشت بر مردم حکم براند و راند . وی که متوجه شده بود ردای رهبری و مرجعیت بر تن او بسیار گشاد است و روحانیان مافوق او زیر بار ولایت مطلقه او نمی روند، برآن شد که با تقویت باندهای مافیائی و سپردن دولت به آنها، دم از مطلق العنانی بزند. پندهای روحانیان دلبسته به قدرت و مخالف رژیم را نیز نشنید.
او حتی اجازه اجتهاد و در پی آن مرجعیت را با زور اسلحه از حوزه قم دریافت کرد و خود را مرجع شیعیان خارج از ایران خواند.
در انبان بندگان قدرت، همه گونه حدیث و روایت پیدا می شود. برای او نیز حدیث پیدا شد: یک سید خراسانی در ایران به رهبری می رسد. مراد سید علی خامنه ای است ! امروزها نیز روایت پیدا کرده اند که از علائم ظهور ولی عصر یکی اینست که سیاهی بلند قامت که نشان از حضرت امام حسین ( ع) دارد ( اوباما)، در کشوری بزرگ به ریاست می رسد!
از وقتی «رهبر» شده، متملق هائی مثل مصباح یزدی پای او را بوسیده اند، امر بر او مشتبه شده است و مراجع و مجتهدان و غیر آنها می باید خود را مطیع او بدانند و فتواهاشان با «فتواهای رهبر» تطبیق کنند. بر آیةالله بهجت سخت گرفته اند زیرا فتواهایش با « فتواهای خامنه ای» جور نیستند. رفتار همه وقاحت و خشونت او با آیةالله منتظری که استادش بود و یک کلمه گفت شما سواد مرجعیت را ندارید، بر همگان معلوم است. سردی روابط وی با برخی از آیات عظام که بسیار بالاتر از او که اجتهادش هم قلابی است، بخاطر اینست که او می خواهد مراجع دست ساخت قدرت را به حوزه قم تحمیل کند. با پرداخت هزینه زیاد، از کسی چون شیخ حسین همدانی مرجع می تراشد و اسباب رونق کار کسانی چون مکارم شیرازی و صافی و فاضل لنکرانی و سبحانی و … را فراهم می کند.
خامنه ای نیروهای مسلح و سازمان اطلاعات خاص خود را دارد و توسط این دو، نیروهای مسلح و دستگاه دولت را مهار می کند. با اینهمه، بخاطر سیاستی که منجر به انزوای او شده است، روز به روز بیشتر آلت مافیاهائی می شود که خود در رأس آنها قرار دارد.
● لایه دوم : خامنه ای یک گروه محدود مشاور و نماینده تام الاختیار در برخی امور دارد که از افراد بسیار مطمئن و به شدت وابسته به قدرت اویند که در هر امری در کنار او قرار دارند و به امور سر و سامان می دهند. مشاوران ارشد عبارتند از :
۱- حجت الاسلام مجتبی خامنه ای فرزند ارشد او که بسیاری از امور را به او سپرده اند: ترتیب دادن سفرهای استانی «رهبر» و دستور سرکوب گروهها و انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و امور مالی « بیت رهبری» و تقسیم اموال بیت المال به یاران و نزدیکان و نیروهای سرکوب گر . او خود را برای رهبری بعد از پدر آماده ساخته است و بسیاری از امور را به جای پدر تصدی می کند. او یکی از جانشینان تام الاختیار پدر در امور کشور است.
۲- آیت الله خوشوقت از نزدیکان خامنه ای و بر این نظر است که رهبری به صورت شورایی امکان ادامه ندارد. رهبر باید تنها باشد. هوس رهبر شدن بعد از خامنه ای را دارد و عده ای نیز در حال دوختن قبای رهبری بر قامت او هستند. او کمتر در میان مردم شناخته شده است و ازجمله کسانی است که تلاش می کند ابهتی برای خود دست و پا کند .
آیت الله خوشوقت پدر یکی از عروس های خامنه ای و از جمله افرادی است که بسیاری از قتل ها به فتوای او انجام می شوند . وی که امام جماعت یکی از مساجد شمال تهران است، در اموری که مربوط به انصار حزب الله و برخی از فتواها می شود یار و مددکار” رهبری” می باشد. این فرد مورد اعتماد خامنه ای و گروههای سرکوب گر می باشد . در میان مریدان وی نظایر سعید امامی کم نیستند . او در مدرسه علمیه ای که در تهران دارد کلاسهای توجیهی قتل و جنایت را برای گروههای اطلاعاتی و نظامی و انصاری تدریس می کند . به گفته سعید امامی وی در جریان فتوای قتل چند ده نفر از نویسندگان و سیاسیون از مفتیان بوده است.
۳- حجت الاسلام صادق میر حجازی – از بیست سال گذشته در کنار” رهبری” قرار دارد و در بسیاری از امور مشاور ارشد “رهبر” بوده است وی مسئول مدیریت و برنامه ریزی کلیه ترورهای داخلی و خارجی اعم از سیاسی – مذهبی – فرهنگی و… است . هماهنگی وی با کلیه گروههای سرکوب گر از جمله سپاه پاسداران – اطلاعات – قوه قضاییه – رسانه ها - حزب الله – بسیج و… از طریق او انجام می شود . این فرد مطمئن با استفاده از اطلاعات و اخباری که از سازمانهای مختلف اطلاعاتی و امنیتی بدست می آورد، گزارشها و پیشنهادها را برای خامنه ای تهیه می کند. سپس با نظر موافق او، پیشنهاد را به اجرا می گذارد. در بسیاری از جنایتها، مشاور «رهبر» و مأمور ابلاغ دستورهای او است. در بسیاری از امور جانشین تام الاختیار «رهبر» است. او نماینده خامنه ای در جلسات بررسی قتل ها و حمله به اجتماعات و اعدام ها و… است.
بر حول مرکزی که او ایجاد کرده است و در واقع دستگاه اطلاعات خامنه ایست، افرادی مانند مرتضی رضایی و وحیدی و رمضانی و محسنی اژه ای و فلاحیان و پور محمدی و محمد رضا نقدی و قاسم سلیمانی و علی لاریجانی و حسین شریعتمداری و عزت الله ضرغامی و سعید امامی و… قرار داشته یا دارند.
۴- آیت الله مصباح یزدی – از افرادی که بسیار مورد اعتماد “رهبری” میباشد و به گونه ای که خامنه ای وی را استاد خود اعلام می نماید در حالی که وقتی وی “رهبری” را می بینند پای او را بوسه می زند . وی از مفتیان یار و یاور “رهبری” است و در برخی از دستورات قتل که نیاز به تاییدات بسیار دارد حکم وی بسیار نافذ است . او یکی از افرادی بود که در جریان قتل سید احمد خمینی قرار داشت و آن را تایید کرد ایشان از جمله افرادی است که دستور قتل عبدالله نوری را نیز صادر کرده بود.
آیت الله مصباح در کنار خامنه ای موجب بر سر کار آمدن فردی چون احمدی نژاد گشت. با «انتخاب» احمدی نژاد به ریاست جمهوری، معاون خود را معاون اول رییس جمهوری گرداند. در جمع احمدی نژاد و کابینه وی، یکی از شاگردان برجسته خود یعنی «حجت الاسلام» آقا تهرانی را، به عنوان استاد اخلاق، گمارد. بعدا او را به مجلس فرستادند. مصباح یزدی در بسیاری از امور دانشگاهی و حوزوی و اقتصادی از مشاوران و افراد مورد اعتماد خامنه ای است.
گروهی که در کار بولتن سازی جهت اطلاع «رهبر» هستند از جمله گروههای است که در اختیار این آیت الله می باشد .
مؤسسه تحت نظر وی با استفاده از بذل و بخشش های خامنه ای از بیت المال، از جمله مؤسساتی است که در بسیاری از امور دیگر آیات عظام دخالت کرده و در واقع گروه سرکوب گر حوزه های علمیه را تشکیل داده که گردانندگیش با او است. دستور سرکوب و حمله به برخی از علمای روحانی از سوی او صادر می شود . از جمله حمله به جوادی آملی و هاشمی رفسنجانی و صانعی و منتظری و…به دستور او انجام گرفته است.
وی در حوزه مرجعیت جاده صاف کن” رهبری” و توجیه گر اعمال او و نظریه ساز «حرکت قسری» و «خشونت ذاتی» انسان و جنگ تعرضی و ترور است.
● لایه سوم: بعد از “رهبری” و افراد محرم او، لایه ای دیگر وجود دارد که به سه بخش تقسیم می شود:
بخش میانی که مرتبط با لایه های بالایی است در مرکز قرار گرفته که به آن «بیت رهبری» می گویند. در کنار” بیت رهبری “دو گروه مشاوره ای قرار دارند از ملاها و مکلاها . گروههای حاشیه از مجموعه افرادی تشکیل می شوند که هر کدام از آنها به نوعی در میان گروههای لایه چهارم پخش شده اند به این صورت که در میان افراد این لایه کسانی قرار دارند که در لایه چهارم مسئول اجرای فرامین” رهبری” و انتشار «افکار» وی هستند.
۱- “بیت رهبری”: پیرامون بیوت آیات عظام، مطالعه هائی انتشار یافته اند. اما بیت خامنه ای دارای ساختار و تشکیلات بسیار متفاوتی با بیوت مراجع است . توضیح این که بیوت مراجع برجسته ساختارشان به صورتی بسیار ساده طراحی شده اند تا مقلدان و مسئله پرسان و مردم عادی به راحتی بتوانند با او دیدار داشته باشند و ضمن دیدار و پرداخت وجوهات پاسخ مسائل خود را دریافت کنند . اما بیت خامنه ای به دلیل نیاز به حفظ قدرت رهبری و استیلا بر مردم ساختار بسیار پیچیده و مرموزی دارد که بیت خمینی هم پیدا نکرد.
ساختار این بیت بسیار فراتر از ساختار بیت خمینی است. رده های خاصی در این بیت، سازماندهی شده اند. در این رده ها، گروهائی قرار گرفته اند هر کدام با مأموریتی خاص. جالب این است که این بیت تنها بیتی است که بروجوهات مردم متکی نیست. نیازی به آن نیز ندارد. زیرا به اندازه کافی برای حفظ قدرت شاخه های اقتصادی را پیش بینی کرده است .
ساختار بیت رهبری به گونه ایست که دولتی متمرکز را تداعی می کند و به شرح زیر است:
الف - بخش اطلاعاتی: این بخش زیر نظر صادق میر حجازی است که نقش او در بالا توضیح داده شد . به این بخش، افرادی مانند علی فلاحیان و آشنا و شفیعی و حسینیان و رازینی و مرتضی رضایی و قاسم سلیمانی و وحیدی و .. دیگران در رفت و آمد هستند.
ب - بخش نظامی: این بخش زیر نظر حجت الاسلام سعیدی و طائب و سرداران رحیم صفوی و ذوالقدر و محمد علی جعفری و دیگر سرداران و روحانیون نظامی اداره می شود . هرچند در حال حاضر، رحیم صفوی و ذوالقدر از نظر افتاده اند. طوری که از جمع محارم بیرون رفته اند.
ج- بخش مالی: از قوی ترین و پر کار ترین بخش های بیت است که کلیه هزینه های “بیت رهبری” اعم از پرداخت هزینه های وابستگان و سفرها و هبه ها و پاداش ها و بیوت مراجع وابسته و.. را تصدی می کند.
د - بخش بازرسی: حجت الاسلام ناطق نوری رییس بازرسی بیت رهبری است. او از یاوران مورد اعتماد خامنه ای است که از سوی او در سال ۷۶ به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری انتخاب شده بود که بر اثر تو دهنی محکم مردم به خامنه ای، نتوانست به کاخ ریاست جمهوری راه یابد . وی جز خواص خامنه ای به حساب می آید. دار و دسته او در امور بازرسی بیت رهبری از جمله سرمایه دارانی به حساب می آیند که با پول بیت المال به دارایی های آنچنانی رسیده اند. تنها خانه او بیش از ۲۰ میلیارد تومان ارزش دارد. در حالی که در ابتدای انقلاب از جمله افراد عادی این کشور بود. منبر می رفت و با درآمد منبر زندگی می کرد. بسیاری از بستگان وی به دلیل موقعیت او به پست ها و مقامات بالایی در دولت مافیاها رسیده اند . از جمله دانش جعفری وزیر امور اقتصاد و دارایی و عباس آخوندی. پدر زن او نیز از افراد بیت خمینی و خامنه ای بوده است . عموی همسر او هم از علمای برجسته بیت می باشد . حجت الاسام زائری و تقوی و … از اشخاص مرتبط با این بخش می باشند.
ه- بخش فرهنگی: این بخش به سرپرستی آیةالله معزی اداره می شود. در این بخش رد پای حسین صفار هرندی و حسین شریعتمداری و سلیمی نمین و … دیده می شود . دهها مرکز فرهنگی کشور از طریق این بخش اداره می شوند.
و- بخش حفاظتی: حجت الاسلام محمدی گلپایگانی مسئول حفاظت ” بیت رهبری” از جمله افراد مورد اعتماد “رهبری” است که با هماهنگی سردار نجات مسئولیت حراست از” بیت رهبری ” و خامنه ای را عهده دار است . وی در ابتدای انقلاب صدور بسیاری از احکام اعدام را تصدی کرده است. همسر صیغه ای او که زنی انگلیسی بود از جمله جاسوسانی بود که در مورد انرژی هسته ای اخبار و اطلاعات را به خارج از کشور ارسال می داشت که توسط خود وی از کشور فراری داده شد . همسر پسر وی نیز از دختران ایرلندی است . او از دارایی های مالی بسیار بالایی برخوردار است.
ز- بخش روابط عمومی: این بخش زیر نظر آقای محمدی همدانی از مسئولین وزارت ارشاد اسبق اداره می شود و کلیه ارتباطات با مراکز دیگر از این بخش هدایت می شود.
ح- بخش روابط بین الملل: بخش بسیار مهم در بیت است زیرا بیت خود به شکل یک دولت با اختیار فراگیر اداره می شود مسئولیت این بخش بر عهده علی اکبر ولایتی می باشد که سالها وزیر خارجه بوده و از جمله در امور مربوط به ترور صاحب نظر و کار آشنا است . اکثر روابط محرمانه و در پوشش ارتباطات با کشورهایی مانند امریکا – انگلستان – مصر و … توسط این بخش مدیریت می شود . در این بخش افرادی هم چون پور محمدی و جلیلی و وحیدی و … همکاری داشته اند .
و دیگر بخش ها از جمله، بخش روحانیون و بخش مذاهب و بخش اجتماعی و بخش فتاوی و بخش نمایندگی های خارج از کشور و بخش نمایندگی های داخل کشور و بخش زنان وبخش استانها و… نیز در « بیت رهبری » وجود دارند .
۲- در کنار بیت رهبری دو گروه مشاوران ملا و مکلا قرار گرفته اند که عبارتند از :
●گروه مشاوران روحانی که خود به دو دسته تقسیم می شوند:
الف - گروه آیات عظام: خامنه ای به دلیل نیاز به مشروعیت از سوی جامعه مدرسین و مردم نیازمند حمایت آیات عظام در مورد خود و حاکمیت خود است . به همین دلیل وی با ساخت و قدرت مند کردن برخی از آیات عظام در واقع به حمایت آنان برای ادامه حیات نیاز دارد و آنها نیز به حمایت “رهبری “محتاجند . خدا و دین عامل رابطه ها نیستند بلکه قدرت و حاکمیت است که رابطه ها را برقرار می کند و یا میگسلد. گروه مشاوران روحانی رابطه برقرار می کند با :
۱- آیت الله مکارم شیرازی – از مراجع وابسته به بیت که به دلیل نیاز به قدرت دین و دنیای خود را به حراج حمایت از ولایت گذاشته است در حالی که در ابتدای انقلاب از مخالفان ولایت فقیه بوده و حال به دلیل دریافت امکانات مالی حامی ولایت فقیه شده است . نقش «بیت مکارم» در بازیهای اقتصادی و دریافت مجوزهای بیشمار واردات کالا از جمله امتیازهای نزدیکی او با خامنه ای است . با اینهمه، او نیز احساس خطر کرده و از ضرورت استقلال حوزه قم سخن می گوید.
۲- شیخ حسین نوری همدانی از وابستگان به مصباح یزدی می باشد . از جمله قضات شرع در ابتدای انقلاب بود. از خمینی نمایندگی گرفت که به سفارتهای ایران در کشورهای اروپائی سربزند. این آیت الله معمولا کلاس های درس توجیهی برای افراد سپاه پاسداران و واواک تشکیل می دهد. به آنها می آموزد حمایت از ولایت مطلقه فقیه موجب رفتن آنها به بهشت می شود . او طی دو ماه گذشته سه جلسه درس و توجیه تشکیل داده است . از جمله افرادی است که همواره به مطبوعات حمله می کند و روزنامه نگاران را به جاسوس بودن متهم می کند. یکبار تا آنجا جلو رفت که گفت چمدان پول را که روزنامه نگاران دریافت می کند، دیده است. حمله او به دانشجویان همواره از اسباب تندروی نیروهای سرکوب گر بوده است. به همین دلیل است که به وی در قم می گویند: آیت الله نوری چمدانی
۳- آیت الله صافی یکی دیگر از آیات عظامی است که به ولایت مطلقه خامنه ای مشروعیت عطا می کند. او نیز از خوان یغما می برد و هزینه های بیت خود را تأمین می کند.
۴- آیت الله فاضل لنکرانی – این آیت الله که سال گذشته در گذشت از جمله آیات عظام وابسته به بیت رهبری بود. اما وقتی نماز عید فطر را خود ادا کرد و فتوای ناسازگار را با «فتوای» خامنه ای داد، رابطه “بیت رهبری” با وی قدری تیره شد. بعد هم اجل به وی مهلت نداد تا به حمایت از خامنه ای ادامه دهد.
۵- آیت الله سبحانی از جمله مدعیان مرجعیت است که همواره به سود رهبری وارد بازی ها می شود. آخرین مورد تشویق کردن مردمی که انتخابات قلابی را تحریم کرده بودند، همراه با آیات مذکور در فوق، به شرکت در انتخابات بود.
سالهاست که دیگر فتوای ترغیب مردم به شرکت در انتخابات و راه پیمایی های نمایشی نظام ولایت از سوی مراجع اعلم از جمله بهجت – سیستانی – صانعی – منتظری و … صادر نمی شود. دلیل این امر اینست که خامنه ای رهبر و ولی فقیه در میان حوزه و نزد مراجع مستقل بیش از پیش بی اعتبار شده است و او را خطر برای اسلام و روحانیت می دانند . به همین دلیل است که گارد ویژه حمایت از رهبری در حوزه ها و مدارس علمیه تشکیل شده است تا مبادا ولایت فقیه و خامنه ای بیش از آنچه شده است، بی اعتبار شود.
این در حالی است که در نظر مردم معتقد به عمل به فتاوی مراجع، آیات عظام واقعی آنها هستند که از رژیم مستقلند. اما به دلیل اینکه رابطه خوبی با خامنه ای ندارند و از شیوه حکومت داری وی و تفکر استبدادی و قدرت مداریش و دستگاهی که ایجاد کرده است، بیزار و ناراضی اند چندان امکان اداره امور مرجعیت خود را ندارند.
ب - گروه روحانیون و مشاوران ارشد و غیر ارشد نظام : این گروه ارتباط «بیت» را با روحانیانی برقرار می کند که در حد مرجعیت دینی نیستند اما خامنه ای را در رسیدن به رهبری و مرجعیت کمک نموده اند و او نیازمند کمک آنان می باشد .این افراد خود به سه دسته تقسیم می شوند:
۱- گروه ریش سفیدان مانند جنتی – محمد یزدی – خزعلی – نیری – محمدی گیلانی – ری شهری - واعظ طبسی – مهدوی کنی - مسیح مهاجری – امینی – طاهری خرم آبادی – محسن موسوی تبریزی - شاهرودی – محمد یزدی – امامی کاشانی - دعاگو و….
۲- گروه میان سالان کسانی چون دری نجف آبادی – پور محمدی – محسنی اژه ای – ناطق نوری – سلیمی – رهبر پور – مبشری - حسینیان – رازینی – نواب - نکونام – احمد خاتمی - رییسی - اراکی – ابراهیم رازینی – فلاحیان – و… اغلب این کسان خود در «بیت رهبر» صاحب مقام هستند.
۳- گروه جوانان، کسانی چون مجتبی آقا تهرانی – زارعان – سعیدی – طائب –اصفهانی - صادق لاریجانی – معزی – کاوه – پناهیان و..
از میان سه گروه فوق و برخی از یاران دیگر خامنه ایست که افرادی جمع می شوند که در واقع گروه بررسی موارد ترور کردنی و صدور فتوای قتل ها و ترور و سرکوب را می دهند. از میان افرادی که تا به حال نام آنها برده شده اند، می توان به افراد زیر اشاره کرد :
خوشوقت – مصباح یزدی – جنتی – خزعلی – نوری همدانی - میر حجازی – پور محمدی – محمد یزدی – فلاحیان – ری شهری – محسنی اژه ای – حسینیان و…
●گروه دوم از مکلاها تشکیل می شود :
این گروه نیز مشاوران” رهبری “در امور سیاسی هستند که در زیر مجموعه ها نیز مقام دارند، هستند. البته روحانیون نیز در میان آنان هستند. اما به این دلیل نام آنها را در این بخش می آوریم که مشخص شود که در چه درجه نزدیکی با خامنه ای قرار دارند:
حدادعادل – عسگر اولادی – حسین شریعتمداری – اسدالله بادامچیان – باهنر – احمدی نژاد - حسین الله کرم – مجتبی هاشمی ثمره – آقا زاده – سعیدی – وحید دستجردی – سلیمی نمین – رضا داوری – هاشم رهبر – علی لاریجانی – سعید جلیلی – جواد لاریجانی - داوودی و…
گروههای فوق در واقع نمایندگان باندهایی هستند که کل حاکمیت را در اختیار دارند . نکته قابل توجه اینکه افراد این گروهها بنا بر مصلحت نظام، جابجا می شوند. یعنی در گروههای دیگر نیز کاری به آنها سپرده می شود.
به عنوان مثال اول: جنتی در گروه مشاوران فتوای قتل ها و سرکوب عضویت دارد . دبیرشورای نگهبان است .رییس ستاد امر به معروف و نهی از منکر است .رهبر فکری و مالی انصار حزب الله است .نماینده رهبری در جنگ بوسنی هرزه گوین بود که سردار نقدی و حسین الله کرم زیر مجموعه وی بودند . رییس شورای تبلیغات اسلامی است. امام جمعه موقت تهران است و در بسیاری از بنیادها و موسسات مالی عضو و مشاور ارشد است. از جمله سرمایه داران ایران است .در گروه قضاییه از جمله قضات و حاکمان شرع بوده است.
مثال دوم: حجت الاسلام پور محمدی است. او در قوه قضاییه مسئولیت دارد . نماینده دادگاههای انقلاب در زندان اوین و عضو هیات منصفه در دادگاه ویژه روحانیت بوده است . در قوه مجریه مسئولیت دارد . وزیر کشور حکومت احمدی نژاد بود . در واواک، معاون عملیات بود. و اینک، عضو اطلاعات” رهبری “است. در امور فرهنگی و رسانه ای مسئولیت دارد . عضو هیات امنای مرکز اسناد انقلاب اسلامی است . در گروههای رهبری کننده ترور و سرکوب های خیابانی عضویت دارد . از مشاوران برجسته در قتل های زنجیره ای و کلیه ترورهای خارج و داخل کشور بوده است. در گروه اقتصادی شرکت دارد . از اعضای برجسته در بنیاد امیرالمومنین می باشد.
مثال سوم: سردار محمد رضا نقدی عضو سپاه بدر بوده است. از فرماندهان سپاه قدس بوده است. در بوسنی هرزه گوین فرمانده نظامی بوده است. فرمانده حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بوده است. در ترور و مضروب کردن عبدالله نوری و مهاجرانی عملیات را رهبری کرده است. از سوی قوه قضاییه یعنی رازینی مسئول دستگیری و بازجویی از شهرداران و مدیران شهرداری تهران بوده است. در قوه مجریه معاون احمدی نژاد در ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا بوده است. فرمانده باند کبیر بوده است. علاوه بر اینها، در دهها مورد قتل و شکنجه و سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف و … شرکت داشته است.
گروههای تشکیل دهنده و یا باندهای مافیایی تحت نظر رهبری که در واقع، گروههای حاکم بر کشور را تشکیل می دهند، به هشت گروه اصلی و چندین گروه فرعی تقسیم می شود:
درابتدا گروههای موجود را معرفی می نماییم و بعد به واحد های زیر مجموعه می پردازیم و در پایان به معرفی برخی از افراد این گروهها می پردازیم .
۱- گروه قضات
۲- گروه نظامیان
۳- گروه اطلاعاتی ها و امنیتی ها
۴- گروه سیاسیون و دولت
۵- گروه رسانه ای و تبلیغاتی و فرهنگی
۶- گروه اقتصادی
۷- گروه های ترور
۸- گروه سرکوب های خیابانی
۱- گروه قضات
این گروه از افراد ویژه حفظ حاکمیت ظلم و استبداد هستند و در میان آنان فردی دیده نمی شود که کوچکترین اعتقادی به خدای واحد و پیامبر رحمت وی داشته باشد .
در میان این قضات دیده می شود افرادی که در درنده خوئی، خدا در میان حیوانات نیز موجوداتی چون آنان را خلق نکرده است . در زیر مجموعه این گروه بخش ها و واحد های زیر جهت سرکوب هر جنبشی در کشور ایجاد شده اند:
- شورایعالی قضایی
-دادگاههای انقلاب اسلامی .
-دادگاههای ویژه روحانیت .
-دادگاههای منکراتی یا دادگاههای امر به معروف و نهی از منکر .
-دادگاههای نظامی و انتظامی .
-دادگاههای مطبوعات .
-دادگاههای کارکنان دولت .
- دادگاه ویژه اقتصادی .
- دادگاههای عمومی .
-دادستانی ها .
- سازمان تعزیرات حکومتی
-سازمان زندانها .
-بازرسی کل کشور و گروههای مرتبط .
- دیوان عدالت اداری .
- دیوان محاسبات
و…
۲- گروه نظامیان:
این گروهی از افرادی تشکیل شده است که در میان آنان درنده خوهای کم مانندی وجود دارند. اینها به دلیل شرکت در کلاسهای توجیهی قتل و سرکوب و جنایت به افرادی تبدیل شده اند که با مردم کشور خود به مانند جنایتکاران و قاتلان و بیگانگان برخورد می کنند. این گروه زیر مجموعه های زیر را دارد:
● سپاه پاسداران.
● نیروی زمینی
● نیروی هوایی
● نیروی دریایی
● سپاه قدس
● بسیج سپاه پاسداران
●گردانهای الزهرا
●گردانهای عاشورا
●گردانهای ثار الله
●گردانهای گشتی مشترک با نیروی انتظامی
● نیروی انتظامی
● نیروهای امنیتی و پلیس امنیت
● نیروهای گشت ارشادی
● نیروهای اگاهی
● نیروهای مبارزه با مواد مخدر
● نیروهای راهنمایی و رانندگی
● نیروهای نوپو- نیروهای لباس شخصی
●کلیه مقامات و افراد این باند به طور مرتب در میان نیروها جابجا می شوند تا وضعیت آنان مشخص نشود .
● سردار احمدی مقدم که زمانی در سپاه در غرب کشور و در قرارگاه حمزه در ارومیه بوده است .بعد به فرماندهی بسیج در تهران رسیده است و بعد از انتخاب احمدی نژاد فرماندهی نیروی انتظامی ایران را یافته است.
● سردار محمود احمدی نژاد: به صعود احمدی نژاد در رژیم توجه کنیم: عضو سپاه پاسداران در قرار گاه رمضان و بعد قرار گاه حمزه. عضو سپاه قدس. عضو گروه ترور در داخل و خارج از کشور. عضو گروه انصار حزب الله در سرکوب خیابانی مردم به جرم بدحجابی. از مسئولین حرکت ضد انقلابی به اصطلاح انقلاب فرهنگی. عضو شورای نگهبان و مسئول نظارت بر انتخابات.استاندار اردبیل. شهردار تهران. رییس جمهور ایران.
۳- گروه اطلاعات و امنیت :
یکی از محل هایی که تشکیل و حفظ آن به هیچ وجه در جهت مصالح کشور و مردم نبوده است و تنها جهت حفظ نظام و قدرت رهبری ایجاد شده است گروههای اطلاعاتی و امنیتی و حراستی هستند که به توضیح آن می پردازیم :
● وزارت اطلاعات
● اطلاعات” بیت رهبری”
● اطلاعات سپاه پاسداران
●اطلاعات قوه قضاییه.
● اطلاعات دفتر رییس جمهوری
● اطلاعات نیروی انتظامی
● اطلاعات ارتش
و …
۳ - گروه سیاسیون:
بخش دیگری از باندهای وابسته به رهبری که تحت عنوان کارگزاران سیاست های وی عمل می کنند و در واقع مجری و حامی عملکرد باندهای دیگر هستند.
این باند مانند تیم های پول شویی عمل می کنند و هر از چندگاهی بدنامان و جنایتکاران را به درون خود می آورند و بکار می گیرند. اما افشای ماهیت آنها می تواند این بازی آنها را بر هم بزند . برخی ها فکر می کنند سیاسی شدن محسن رضایی و علی لاریجانی و حتی تاج زاده و حجاریان و بهزاد نبوی و… می تواند خیانت های آنان را از ذهن ها پاک سازد . حکومت و وزراء و نمایندگان مجلس و استانداران و فرمانداران و بخشداران و مشاوران و احزاب و گروهها و جامعه ها و جمعیت ها و انجمن ها و … و شوراهای شهر و روستا و شورای عالی تبلیغات اسلامی و شورای نگهبان و شورای انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای خبرگان رهبری
و…
۴ - گروه رسانه ای - تبلیغاتی و فرهنگی:
مجموعه ای که با صرف هزینه های میلیارد دلاری تلاش می کند رهبری و افراد متشکل درمافیاها را در نظر مردم آدمهای موجه جلوه دهد . روزها و شب ها در بوق تبلیغاتی و رسانه ای این گروههای مافیایی فریاد امام وقت ایران خامنه ای را فریاد میزنند و حکم وی را حکم خدا می خوانند. اما گوش کسی بدهکار نیست و این هزینه ها باد هوا می شود و خشم مردم از این همه فریب بیشتر می شود. این گروه اداره می کند صدا و سیما و مطبوعات وابسته و کتابها منتشر شده و بولتن ها و بروشور های تبلیغاتی و توجیهی و وب سایت ها و وب لاگ ها و پوستر ها و پلاکاردهای تبلیغاتی و نوارهای صوتی و فیلم های انتشار یافته بر روی لوح فشرده
و…
۵ - گروه اقتصادی:
● درآمد از وجوهات شرعیه ( خمس و زکات و فطریه و …)
● دارایی و در آمد بنیاد مستضعفان
● دارایی و در آمد کمیته امداد امام خمینی
● دارایی و در امد بنیاد الزهرا
● دارایی و در آمد ستاد اموال امام
● دارایی و در آمد ستاد اموال “رهبری”
● دارایی و در آمد تولیت امام رضا
● دارایی و در آمد تولیت حضرت معصومه
● دارایی و در آمد تولیت امام خمینی
● دارایی و در آمد دهها امامزاده
●دارایی و در آمد اوقاف
● دارایی و در آمد سازمان حج و زیارت
● دارایی و در آمد سهمیه” رهبری “از فروش نفت
● دارایی و در آمد سهمیه “رهبری” از شرکت های خود رو سازی
● دارایی و در آمد از بنیاد امام علی
● دارایی و در آمد از صدها کارخانه که سهم “رهبری” در در آمد آنها قید شده است
● دارایی و در آمد از صدها سازمان و شرکت و موسسه و نهاد وابسته به “رهبری” .
و…
۶ - گروه های ترور:
● ترورهای داخلی
● ترورهای خارجی
● دخالت در امور کشورهای اسلامی
۷ - گروه سرکوب های داخلی :
● انصار حزب الله
● ثار الله
● حزب الله
● فداییان” رهبری”
● احزاب حامی سرکوب
۱۳ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۴۶ ب.ظ
پست مرا هم در مورد احمدی نژاد بخوان ..
۱۴ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۵۳ ق.ظ
من نمی دانم اصلا چرا ما باید وقت بذاریم و یک دیوانه را بررسی کنیم. !
از این شخص محمود احمدی نژاد مغرور تر و احمق تر وجود ندارد . رفتار هایی هم که انجام میده دلیل شجاعت و همه اون چیز هایی که گفته شد نیست. دلیلش غرور و خود بر تر بینی است که در وجودش موج میزند. وقتی کسی قدرت استدلالش در حد بچه ابتدایی است و همان گونه حرف میزند دلیل نادانی اوست و غرورش که سایرین را خ.ر فرض می کند. اما انقدر از حمایت همه گروهها برخور دار است که اینچنین برای توهینش به شعور مردم تبلیغ می کنند و او را می ستایند.
۱۴ شهریور ۸۷ @ ۵:۰۵ ق.ظ
عزیز دل. نکات مثبتی رو که شما بهش اشراه کردید، در درجاتی به مراتب قوی تر هیتلر داشت. هم قدرت اراده داشت، هم اصلا هزینه تصمیمیش براش مهم نبود، هم پشت ادمهاش ایستاده بود. یعنی خیلی قشنگ دلیل آوردیا! خسته نباشی. با این نحوه استدلال باید هیتلر رو هم دوست داشت اونم نه خورده یه عالمه
۱۴ شهریور ۸۷ @ ۵:۲۱ ق.ظ
یک چیز را فراموش کردید. خاتمی متوقعان پررویی داشت مثل ما که الان هم احمدی نژاد دارد. البته جماعتی ترسو و توسری خور که فعلا منتظر هیچی هستیم. شاید این هم هنر ایشان است.
۱۴ شهریور ۸۷ @ ۸:۵۱ ق.ظ
من به یک آدم دروغ گو عوام زده و متاسفانه بینهایت بیسواد نمیگویم معتقدو….حالا اگر آدم های بی سواد با او همزاد پنداری میکنند این بحث دیگریست…مساله اینست که شما در تعریف مفاهیم مورد استفاده خود هم معانی عوامانه را درست تلقی کرده اید…چه کسی گفته هر حرف بی سرو تهی را دا زدن شجاعت است؟ یا اینهمه سرمایه و آینده مردم را به یک حرف احساسی که کاش واقعا به همان هم اعتقاد داشت …به باد دادن قدرت است؟ به نظرم در مورد آدم روان پریشی که عقده حقارتش به اون توهم نایبی امام زمان داده صحبت میکنید که فقط با یک بازی سیاسی و به حمایت شدید افراد زیادی فعلا لولو سر خرمن است…
۱۴ شهریور ۸۷ @ ۱۱:۵۴ ب.ظ
اصلآ نیازی نیست که دیوونه رو بررسی کنیم اما بدونید :
بیشتر صحبت شما در مورد جرات این آقا هست ! منم اگر بازیچه شخص اول مملکت بودم نقشم رو خوب بازی میکردم.
این جسارتهاش به چه دردم میخوره ؟ این انرژی هسته ای ؟ این فکرهاش ؟
درک کنید : شکم خالیه … این مهمه .. این درده..
۱۵ شهریور ۸۷ @ ۶:۰۰ ق.ظ
با سلام نوشته قوی و با ارزشی ارائه کرده اید. من با کلیت مطالبتان موافقم. امیدوارم جامعه ما به موقعیتی برسد که واقع بین بوده و از نگرش سیاه و سفید داشتن فاصله بگیرد. در آن صورت متعادل رفتار خواهد کرد و نسبت به افرادی چون آقای احمدی نژاد منصف خواهد بود. یا علی
۱۵ شهریور ۸۷ @ ۱۱:۵۱ ق.ظ
بسیار متاسف شدم از دیدن و خواندن این نوشته. اگر واقعن نوشته خودتان است و با میل خودتان نوشته اید، واقعن متاسفم.
۱۵ شهریور ۸۷ @ ۱:۳۲ ب.ظ
نوشته بودید : “احمدی نژاد را بیش از هر چیز می پسندم بخاطر بی باکی اش از به انجام رساندن تصمیمات. یک کله شقی، که اگر می توانست با برنامه هایی قوی پشتیبان شود، می شد که بسیار مثبت باشد. اینکه فردی علیرغم تمام مخالفت اطرافیان و تمام انتقادها یک حرف را بزند. هرجه دیگران نقدش کنند بازهم همان را بگوید جسارت خاصی می خواهد. اصرار او بر ارتباط با امام زمان، بر نفی هولوکاست و بر تصمیمات اقتصادی که می گیرد را می توان به عنوان نمونه اشاره کرد.”
بسیار متعجب هستم که این عمل را عملیدرخور ستایش و این رفتار را رفتاری پسندیده میدانید . لا اقل هم اکنون که ما از نتایج بسیاری از تصمیمات سرسختانه و مصرانه دکتر را دیده ایم . تک روی و توجه نکردن به دیگران جایی ارزشمند است که شما خود راه حل را بدانید و بدانید که این جواب قطعی مسئله است . چون گالیله و . . . در غیر این صورت این حکایت ، حکایت آن کس که نداند و نمیداند که نمیداند است . متاسفم
۱۵ شهریور ۸۷ @ ۱۰:۵۸ ب.ظ
khaste nabashi! shoma mantegh o estedlaal midooni chie?!
۱۶ شهریور ۸۷ @ ۱:۳۸ ق.ظ
سلام.
احمدی نژاد هیچگاه، تاکید می کنم هیچگاه، ادعا نکرده است که با امام زمان «ارتباط» دارد که شما از اصرار او بر این موضوع گفته اید. به جز شایعاتی که دیگران در این باره از او نقل می کنند، اگر در جایی دیده اید که خودش چنین ادعایی کرده است، خوشحال می شوم آدرس آن را بگذارید. البته او به امام زمان اظهار ارادت می کند، زمینه سازی برای ظهورش را هدف خود می داند و معتقد است که امام زمان هوای دوستدارانش را دارد، اما هیچکدام اینها ادعای ارتباط نیست.
ضمن اینکه خودش علنا در وبلاگش از اینکه چنین شایعاتی در مورد او وجود دارد گلایه کرده است و آنها را تکذیب کرده است.
۱۶ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۵۰ ب.ظ
wali hame chiz forma nist
۱۶ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۵۹ ب.ظ
vagty ta kher-khereh be hamechiz gand zade shode bashe, be hamin gandab adat mikonim, Nokteye tragic ineke shoma saey mikonid in gandabo be boostan tashbih konid.
Negah konid be ruykarde dolate agaye ahmadynejad be mokhalefanesh, negah konid be vazeate rooznameha , negah konid be inke emruz bi aberoo tarin melate jahan shodim, ..hich vagt tajrobeye negahe maemoore edareye immigration ro dar froodgahha dashty?
Moshkel injast vagty ta kherkhereh tu goh froo rafty…dige dahaneto baz nakon./
۱۶ شهریور ۸۷ @ ۱:۲۷ ب.ظ
ازنظر اقتصادی و سیاسی ضربات مهلکی که آقای احمدی نژاد وقدرت حامی او به ایران و ایرانی زده همچون تاراج مغول برای نسل های بعدی هم هزینه ساز است.
۱۷ شهریور ۸۷ @ ۱۱:۰۷ ق.ظ
vaghean ke!be nazaram bayad ahmadinezhad ro be onvane shahede nazariyyeye takamole gooneha matrah kard.inke ensan az meymun moshtagh shode
۱۷ شهریور ۸۷ @ ۲:۱۳ ب.ظ
۴-۵ سال میشه که از فضای وبلاگنویسی جدا افتاده بودم. الان که برگشتم تغییرات جالبی میبینم. از همه جالبتر اینه که بچه بسیجیها راه «شنیده شدن» رو به جای «دیده شدن» برگزیدن و از تو خیابونا به جوون و ناموس مردم گیر دادن، سرازیر شدن تو دنیای وب دنبال گوش و مخ مفتی گشتن.
آبجی خوشگلم، اینکه تو فلان کس رو دوست داشته باشی یا نداشته باشی بیشتر از اینکه به دلایل شخصیت شناختی ربط داشته باشه، به دل خودت برمی گرده؛ بیخودی دنبال دلیل نگرد. دلایلی که برای دوست داشتن این معجزه ی هزاره آوردی رو به سادگی میشه رد کرد. ۱- در مورد بی باکیش که دوستان دیگه هم گفتن، بیباکتر از این آقا زیاد اومد و رفت، به دیگران اجازه ندادند، به این دادند. به همین سادگی. مواردی مثل نامه نوشتن به جرج بوش یا مذاکره با مصرو خیلی چیزای دیگه رو اگه خاتمی فقط اسمشونو میاورد، شک نکن که با کودتای سپاه مواجه میشد. بیباکی در مواردی مثل طرح سهمیه بندی بنزین و … هم که بیباکی نیست، مرز بین شجاعت و حماقت فقط یه تار موئه.
۲- در مورد دستور گرفتن یا نگرفتن از رهبر هم فقط توصیه میکنم یه نگاه دوباره به عکس دستبوسیش موقع گرفتن حکم ریاست جمهوری از رهبر بنداز.
۳- پشت مردان درجه ۱ ایستادن هم هنر خودش نیست که عزیزم، حمایت مجلسه. مال خاتمی رو اگر هم حمایت میکرد، استیضاح میکردن!
۴- تبلیغ خود هم که باز دست خودش نیست که، کی تا حالا صداسیما زیرمجموعه ی دولت بوده؟؟
۱۷ شهریور ۸۷ @ ۷:۱۹ ب.ظ
سلام دوست عزیز حالا چی شد که یاد دکتر افتادین؟
۱۸ شهریور ۸۷ @ ۱۱:۳۶ ق.ظ
سلام. شما مطمئن هستی که جامعه شناسی «توسعه» میخونی؟
۱۸ شهریور ۸۷ @ ۴:۱۹ ب.ظ
اون جسارت را که گفتی به نظرم بزرگترین صفت مثبت میتوان قلمداد کرد. یعنی اگر خاتمی هم جسارت این را داشت که بر سرتصمیماتش(و به قول شما پشت سر مردان اصلی کابینهاش)بماند احتمالا اوضاع طور دیگری بود. حتما اون جک معروف را هم شنیدهاید
۱۸ شهریور ۸۷ @ ۴:۲۷ ب.ظ
سلام . عزیزم کاش فرصت داشتی و به نظرات دوستان رسیدگی میکردی و بهشون پاسخ میدادی. اینجوری که نمیشه . یعنی اصلا درست نیست دوستان بی پاسخ بمونن.
عزیزم لطفأ اگه جوابی داری جواب بده.
۱۹ شهریور ۸۷ @ ۸:۴۶ ق.ظ
از ماست که بر ماست
واقعا متاسفم.
واسه همینه که بهمون میگن “جهان سومی”
لیاقتمون بیشتر از این نیست.
۲۰ شهریور ۸۷ @ ۱:۴۴ ب.ظ
این جدا کردن فرم و محتوا کار دست آدم میدهد.بعید میدانم هنگام نوشتن این مطلب فارق بوده باشی از این مهم.
اولا که همین فرم هاست که بعد از سال ها از خاتمی، خاتمی را میسازد و احمدی نژاد، احمدی نژاد را.
و یا شاید این خاتمی بودن و عقاید متسامح اوست که او را سست میکند در رفتار ها و فرم او را میسازد و همین تهی بودن ذهن احمدی نژاد از درک نسبی اندیشی است که را وا میدارد به آهنین رفتار کردن و باز آفرینی این فرم رستم گون.
از این بحث بگذریم…
تناقضی آشکار کننده هست که کمی تا قسمتی اشتباه شما را در تحلیل(که تصور میکنم عمدی است) نشان میدهد:
اگر احمدی نژاد مردی است شجاع در صحنه ی سیاست داخل همین خاصیت اوست که در عرصه ی بین المللی دارد کار دست ما میدهد.
و اگر خاتمی مردی بود آرام و صلح جو در صحنه ی سیاست داخل، همان خاصیت او بود که صلح و امنیت بین المللی را برای ما به ارمغان آورده بود.
اما انگاره های ما همان است که شما اعتراف کردی: شجاعت، دلیری، ایستادن پشت یاران، فرمان نبردن از کسی و…
این انگاره های کربلایی دارد کار دست ما میدهد خانم دکتر.با این انگاره ها باید خدا را شکر کرد اگر سر از جمهوری اسلامی فعلی درآورده ایم.با این انگاره ها باید خدا را شکر کرد که فقط با آمریکا و اسرائیل مشکل داریم.
اگر پایه ی این مردانگی های دلیرانه ی ایرانی هستید(که از رستمش تا علی(ع) اش و تا امیرکبیر و مصدقش آشکارا بروز میکند)، پایه همه چیزش باشید از فرم تا محتوا.
۲۱ شهریور ۸۷ @ ۱۲:۵۳ ب.ظ
پاسخ به نظر شماره ۴۶ نظر دهنده محترم یه نگاهی به عملکرد مجلس هفتم و هشتم بیانداز یک نگاه به مجمع تشخیص بیانداز یه نگاهی به قوه قضائیه بیانداز یه نگاهی به مطبوعات بیانداز آن وقت اگر انصاف داشته باشی معنای هجمه شدید را متوجه خواهی شد نکند شما از این همه سخنانی که از اطراف و اکناف در رد دولت نهم از ابتدای ریاست جمهوری احمدی نژاد تاکنون به منصه ظهور از چپ و راست رسیده معنای حمایت و هواداری و جاده صاف کنی برداشت می کنید یک نکته هم در مورد این بگویم که برخی می گویند خاتمی اگر با رئیس جمهور آمریکا دست می داد کفن پوشان وارد عمل می شدند بگویم اگر خاتمی از موضع عزت نظام جمهوری اسلامی و ایران برخورد می کرد کسی با او هم مشکل نداشت نامه احمدی نژاد هر چه بود معنای گدایی عرت از آمریکا نبود آمریکایی ها و بوش هم این را نگفته اند اما همان حضور خاتمی در غرب چه معنا و مفهومی برای آنان را تداعی می کرد یک بار مقاله و نوشتارهای تحلیلی رسانه های غرب در زمان انتخاب خاتمی را مطالعه کنبد تا بفهمید آنان صرف انتخاب خاتمی را چگونه معنا می کردند خلاصه کلام مهمتر از مذاکره یا تعامل با آمریکا محتوی این تعامل و مذاکره است تعامل از جایگاه یک متهم به نقض حقوق بشر و تروریسم و هزار اتهام دیگر که در این سالیان به ایران و حکومت آن زده شده است برای رفع اتهام یا از جایگاه کسی که حقوقی برای خویش متصور است و قصد دفاع از آن حقوق را دارد این جایگاه هاست که محمل ها را نیز متفاوت می کند مگر ما در زمان خاتمی و حتی رفسنجانی با اروپائیان مذاکره نداشتیم اما تلقی آنان از این گفتگوها و روش های اتخاذی تنها یک چیز بود گفتگوها انتقادی از سوی آنان نسبت به ما و ما هم مجبور به رفع انتقادهای آنان بودیم نه دفاع منطقی از آنچه بدان می اندیشیدیم این چیزیست که کمی تانی و تدبر در سخنان امروزین اصلاح طلبان و حتی برخی از اصولگرایان هم قابل مشاهده است آنچه مردم را نسبت به موضع گیریها حساس می کند خود موضع گیری ها نیست بلکه منشاء آن و دیدگاهی است که آن موضع از آن برمی حیزد
۲۱ شهریور ۸۷ @ ۱:۰۶ ب.ظ
یک نکته دیگر هم در خصوص صلح و امیت بین المللی برای ما در دوران خاتمی بود شما اگر آن زمان را نگاه کنی ما در ضعیف ترین زمان خودد بودیم حتی مدافعانی در میان مدافعین همیشگی خود نیز نداشتیم زیرا تلقی دولتمردان ما این بود که اگر با غرب ببندیم نیازی به اینکه از خود دفاع کنیم نداریم فارغ از اینکه بستن با غرب لازمه اش اخلی از هویت خودمان است نه چیز دیگر این همان است که امام (ره) در سخنان خود نیز اشاره داشته که آنان جز به از بین رفتن مبانی نظری ما چشم انتظار دیگری ندارند آنچه که معاویه در برابر امام خسن (ع)گفت که من برای اینکه کسی خواندن یا نخواندن نماز با شما خاندان اهل بیت مبارزه نمی کردم یعنی اینکه می خواستم مبانی نظری اهل بیت و امام علی (ع) نباشد آمریکا هم مبانی نظری انقلاب اسلامی را نمی خواهد و دشمنی با لفظ جمهوری اسلامی ندارد از نظر عملکردی هم باید دید در آن زمان صلح و مماشات دولت اصلاحات ایران را در جرگه محور شرارت قرار داده بود و تقریبا همه معتقد بودند که ایران به زودی مورد حمله قرار می گیرد یا اینکه رفتار بین المللی خودش را در چارچوبی که به آن داده می شود اصلاح کند حتی رسانه های کشورهای مانند مالزی و چین هم تیتر می زدند که نظام ایران به زودی تغییر خواهد کرد آن هم بدون جنگی مانند عراق آن وقت شما دماز صلح وامنیت می زدید راستی یادتان رفته که در آن زمان بخث روز همین اینترنت این بود که آمریکائیها به زودی دمکراسی را برای ایران به ارمغان خواهند آورد حالا می گوئید در آن زمان ایران جزیره صلح و ثبات بود؟؟؟؟؟!!!! آن زمان از ترس تب داشتیم خودمان را می کشتیم توقف دو سال و اندی فعالیت دانشمندان اتمی ایران کم چیزی بود در ازای آن چه گرفته بودیم هیچ شاید بخندید اما اگر کمی منصفانه بیاندیشید آن دانشمندانی که دستاوردهای هر چند اندکی در زمینه انرژی هسته ای را به دست آورده بودند دو سال از استمرار فعالیت خود محروم بودند تا کی این محرومیت ادامه می داشت معلوم نبود و اصولا تا کی می توانستیم آنها را نگاه داریم یا اینکه بقیه دانشمندانی که می خواستند در علوم حساس فعالیت داشته باند را انگیزهببخشم مشخص نبود زیرا هیچ کس نمی توانست روی دولتی سرمایه گذاری کند که معلوم نیست حاضر به دادن هزینه برای کسب علوم حساس باشد
۲۱ شهریور ۸۷ @ ۱:۱۵ ب.ظ
بچه جان معلوم زیادی از نظرات اندیشمندان اطراف خاتمی استفاده نکرده ای می شود بگویی آنان که واضع مسخره بودن تئوری توطئه در روابط بین الملل بوده اند چگونه است مسائل داخلی را جز با تئوری توطئه نمی تواندد تحلیل کنند؟؟؟؟ در خصوص مافیا هم هاشمی و بقیه را جزو مافیا دانسته اید و خاتمی را جدای از آن دانسته اید باید به عرض حضرتعالی برسانم عزیز من شما کمی هم در مورد مسائلی که می شنوید و می خوانید خودتان هم فکر کنید این چگونه مافیایی است که خاتمی می خواسته با آن مبارزه کند اما در انتخابات ریاست جمهوری برخلاف قانون با انتشار بیانیه و به اسم از آقای هاشمی رفسنجانی حمایت کرد؟؟؟ این چگومه مبارزه ای بود که هاشمی سرخپوش کاندیدای محبوب آقایان شد و هم اکنون نیز در سمت لیدری آقایان فعالیت دارد ؟؟؟؟ شعری سروده اند برایتان اما نه شعر نو است نه قدیم و نه حتی شعر سپید
۲۴ شهریور ۸۷ @ ۳:۳۸ ب.ظ
سلام
من از کسی حمایت نمکنم ولی بیایید با هم به این موضوع فکر کنیم:
(( اگر امام زمان (عج) ظهور کرد آیا همه ما ۱۰۰% با او موافقت میکنیم؟)) مسلما خیر و اگر الان هر شخصی رییس جمهور شود باز ما با نظراتش موافقت میکنیم؟؟؟ (میتوانید کسی را نام ببرید که ۹۰% مردم موافقش باشند؟؟؟ شریعتی؟؟ مطهری؟؟ و هزار نخبه دیگر که من نمیشناسم
میدانم که عده ای با خواندن این چند جمله میگویند: داری محمود را با امام مقایسه میکنی یا اینکه از محمود طرفداری میکنی ( این را گفتم زیرا قبلا این جمله را شنیدم) ولی بیایید واقع نگر باشیم بدون تعصب بر هیچ فردی
حالم از این دنیا به هم می خورد بدون ولایت ظاهری امام
۲۴ شهریور ۸۷ @ ۱۱:۳۱ ب.ظ
عزیزان
همیشه از گنداب بیرون کشیده شدن خیلی سخت تر از لحظه ی سقوط در آن هستش. لحظه ی سقوط آنیست و زمانیکه سر در آن فرو نرود چیزی نمیفهمی بخصوص که چشمانت بسته و گوشهایت گرفته باشند و البته قبلش توهم بهترینها را توی مغزت فرو کرده باشند ولی برای بیرون کشیده شدن باید مرحله به مرحله تا هوای پاک تحمل کنی!
الان ما توی مرحله ی بیرون کشیده شدن هستیم!
۲۵ شهریور ۸۷ @ ۱۱:۵۹ ق.ظ
نیچه در جایی میگوید اولین نتیجه دانستن ناامیدی است.
اگر چه تعداد زیادی محسنات در این نوشتار به رییس نسبت دادهاید اما نکته دقیقا در همین به ظاهر خوبیها نهفته است. ظاهرا این ظرف شما محتوای غیر از اینکه در آن هست نخواهد داشت.
فکر میکنم بد نباشد نگاهی هر چند گذرا بر زندگی کسانی که در تاریخ بزرگترین فجایع را ایجاد کردهاند بیاندازید.
هیتلر: بسیار پرکار، جسور، سخنوری توانا، به جز گهگاهی آبجو هیچ گاه شراب نمینوشید. اعتقاد قلبی قوی به برتری نژادی و البته مسیحیت، هیچ رسوایی اخلاقی نداشت و اصولا به جز دوست دخترش گرد هیچ زنی نمیگشت، فساد مالی نداشت. مصمم، با پشتکار، ….
فرانکو: زندگی کاملا رهبانی داشت، به هیچ عنوان فساد اخلاقی یا مالی در کارنامهاش دیده نمیشود و …
استالین: معتقد، پرکار، مصمم و …
در برابر این دو باید به چرچیل اشاره کرد یک آدم شرابخوار تنبل اما اولین کسی که خطر هیتلر و فاشیست ها را درک کرد. و مدیریت این شخص توانست دنیا را از سلطه فاشیسم و نازیست نجات بده.
آگاهی و عقل دو تا عنصر هستند که با جسارت و مصمم بودن در تناقض هستند. اگر شخصی دانش داشته باشد بسیار برای آن شخص تصمیم گیری مشکل است چون به ابعاد مختلف مساله آگاه است. اگر کسی آگاهی داشته باشد و به ابعاد یک مساله در زمینههای انسانی شناخت داشته باشد عمل کردن برای آن شخص بسیار مشکل است. اگر شخصی ملاحظه داشته باشد خودرایی برای آن شخص امکان پذیر نیست.
این فرمی که شما به دنبال آن هستید محتوی جز این چیزی که در آن هست نخواهد داشت.
اگر به مردم کوچه بازار گوش کرده باشید به سادگی راه کارهای اقتصادی میدهند اما برای یک متخصص اقتصاد راه کار اقتصادی دادن سخت ترین کار دنیاست چون به تبعات عملش آگاه است.
نادانی با جود چند فضیلت اخلاقی به همراه میآورد:
۱- اعتقاد
۲- اراده قوی
۳- پشت کار
۴- جسارت
۵- تصمیم گیری قاطع
۶- قضاوت قاطع
….
به امید اینکه رییس جمهوری با کلی رذیلت اخلاقی فردی داشته باشیم اما فقط به اندازه کافی باهوش و آگاه باشد. مثل چرچیل، کلینتون و ….
۲۵ شهریور ۸۷ @ ۶:۳۹ ب.ظ
سلام اینکه ازش دفاع می کنین بخاطر جسارتش صحیح نیست اتفاقا اگر از حقایق پشت پرده خبر داشتید تاسف می خوردید او دقیقا مورد حمایت رهبری است پول های وحشتناکی که خرج می کند سیاست های احمقانه که چیزی جز نابودی مردم ندارد هولوکاست امری واقعی است که با قبول یا عدم قبول او چندان مهم نیست اما ببینید ما از سال ۵۷ تاحالا به چه جایگاهی نزول کرده ایم اگه خواستید ایمیل بزنیدناگفته های زیادی هست که برایتان می گویم
۲۹ شهریور ۸۷ @ ۲:۴۸ ب.ظ
کله شقی رو پسندیدن، به این راحتی نیست. به نظرم، فردی که خیلی از حرفها و کردارهاش، وجه عقلانی نداشته باشه، کله شقی اش همه اش شر خواهد بود و نه خیر!
نفس کله شقی نمی تونه حسن به حساب بیاد….
۱ مهر ۸۷ @ ۱۲:۵۳ ب.ظ
میپسندم این نگرش را، اما اینکه به خاتمی خرده بگیریم را نه. اینکه این آقا پایِ مرداناش میایستد، اینکه مقابل حرف مرجع هم میتواند حرف بزند و…، خیلیاش به خاطر این است که اول و آخرش، احمدینژاد برای این نظام «از خود» است. آنچه خاتمی نبود. علت همهی اینها هم همین است به نظر من.
۲ مهر ۸۷ @ ۱:۲۲ ب.ظ
باهمه تفاسیر فوق میخوام بگم احمدی نژاد ای ولا دوست داریم وحمایتت میکنیم
۳ مهر ۸۷ @ ۲:۰۶ ب.ظ
اینقدر این بحث احمقانه است که به عنوان جوک برای همه ارسال کردم
۳ مهر ۸۷ @ ۲:۰۷ ب.ظ
احمدی نژاد در سال شکوفایی و نو اوری همه کاری رو که میتونست برای ۷۰ درصد جامعه انجام داد : لغو وامها / افزایش مالیاتها / افزایش جریمه های مالیاتی / تعریف مالیاتهای جدید / افزایش قیمت خدمات برق و آب و … / حذف یارانه ها / و در یک کلام اوردن پول نفت سر سفره مردم
۴ مهر ۸۷ @ ۳:۴۳ ق.ظ
انقدر بحث شما مسخره است که من نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم احمدی نژاد رییس جمهور نمونه
۶ مهر ۸۷ @ ۷:۳۵ ق.ظ
اتفاقا آدم خیلی جالبیه با تمام خصوصیات یک نظام مبتنی برپروپگاندا و کمیت گرا.. رییس جمهوری که اعداد را ملاک خر کردن مردم میدهد.. احمدی نژاد نمونه واقعی یک نظام پوپولیستی را رد ایران پیاده کرد..
۶ مهر ۸۷ @ ۷:۳۸ ق.ظ
ضمنا وقتی کله شقی ایشان چه بار گرانی از دوش ملت برداشته جز آنکه به همه چیز آسیب رسانده است؟ و اتفاقا ایشان شخصیت بیسار منحصر بفردی دارند.. مدام دلشان می خواهد مطرح شوند حال مهم نیست کجا و چگونه.. بقول خودشان مهم این است که ایران همه جا یک شکور مطرح باشد!آنچه شما می گویید یک نوع کله شقی من می گویم خیره سری
۱۸ مهر ۸۷ @ ۶:۱۵ ق.ظ
همین کله شقی های احمدی نژاد میدانی چه قدر برای ایران هزینه برداشته است؟ احمدی نژاد در میان روسای جمهور پیشین پر ریسک ترین و کم بازده ترین است. اگر سیاست های وی توسط رهبر و مجلس مهار نمی شد دهن ما هزاران بار بیش سرویس بود.
اصلا اصلا در اندازه ی یک رییس جمهور نیست و تبلیات بیش از حد خودش فقط دروغ است دروغ است دروغ است و تفرعن و نفرت.
مگر ساده اوح باشی که بپنداری در چنین عصری با این ابزار می توان کاری پیش برد. نمونه اش این که نفرت جهانی ایجاد کرده علیه ایران. نمونه اش چهار قطعنامه. نمونه اش تورم مهار ناپذیر نمونه اش …
۱۸ مهر ۸۷ @ ۱۱:۰۶ ب.ظ
خانم توحیدلو چرا دیگه واحدی در دانشگاه بر نداشتیدشما نکنه دیگه مقاله های بزرگ بزرگ می نویسین قدیمی هارو تحویل نمیگیرین
۱۹ مهر ۸۷ @ ۱۲:۵۳ ب.ظ
kei ahmadenejad gofte ba amame zaman artebat dare ,ke roie on asrar ham kone.behtare az khoda betarsim.va be khatermanafe shakhse har che deleman mekhahad nanevisid
۱ آبان ۸۷ @ ۱۲:۲۱ ق.ظ
abhor
۱۱ آبان ۸۷ @ ۱۱:۴۰ ق.ظ
واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند،-چون به خلوت می روند آن کار دیگر میکنند
عکس گرفتن هنگام نان پنیر خوردن،۴بار رفتن به سازمان ملل طی ۳سال ریاست جمهوری،سفرهای استانی،ادعای هدف ترور واقع شدن،هاله ی نور،ادعاهای قبل از ریاست جمهوری مثل پول نفت،شعار دادن انرژی هسته ای،همه و همه فقط جهت تبلیغات و پروپاگاندا جهت اهداف و منافع شخصی شخص یا گروهی است که هم اکنون زمامداران ایران هستند.
من کار کسایی که فحش و دشنام زشت میدهند را محکوم میکنم اما اصلا گروه مقابلشان را هم تایید نمیکنم…
۷ آذر ۸۷ @ ۹:۳۹ ق.ظ
احمدی نژاد خار چشم دشمنان انقلاب واسلام ناب محمدیست
۲۶ بهمن ۸۷ @ ۱۲:۰۰ ق.ظ
برادر واقعیت نه با حرف ما تغییر می کند و نه می توان تحریف نمود با بخشی از حرفهایتان موافقم.در واقع معلومه احمدی نژاد خصلت های خوبی داره!مثل همه ما آدما هممون همینیم.ولی باید دید که کی رو مسدول چی می کنیم.احمدی نژاد یک احمق است.احمقی که حماقت هایش سال ها بعد در تاریخ ثبت خواهد شد و چشمان نابینای من و تو امروز از دیدن پس آمد های سوی او عاجز است.
خدا به فرزندانمان رحم کند که در تاریخ با رقتار وی چه برداشتی از ما می کنند که در دوران وی بوده ایم و حرفی به میان نزدیم..
۵ اسفند ۸۷ @ ۲:۲۹ ب.ظ
سلام و خسته نباشد
آری می گویند دکتر احمق می گویند دکتر بی سواد است می گویند دکتر درک ندارد میگویند او لیاقت ریاست را ندارد
خوب است به منشع این اتهامات گوش کنیم
او احمق است زیرا گفتمان انقلابی را دوباره حاکم کرد.پیشرفت خوبی در انحراف از معیارهای اسلامی کرده بودیم که مثا عجا معلق رسید و همه رشته ها را پنپبه کرد!؟
او بی سواد است زیرا شعار عدالت سر داد. کجای این مملکت بی عدالتی و تبعیض است که او داعی مبارزه با ان باشد!؟ همه به ان چیزی که حقشان است رسیده اند!؟ حق بعضی ها ویلای شمال و بعضی دیگر کپر نشینی در روستای کرمان!۷۰% ثروت و منافع ملی و درامدهای نفتی در دست۳۰% و بقیه …آیا اینها همه بی عدالتی است!؟
او درک ندارد زیرا ترویج مهدویت می کند!حتی در ابتدای سخنرانی سازمان ملل و در هر جای دیگر از این دنیا چرا افعال خود را تحت عنایت امام زمان عج می پندارد!؟ خوب ما دوست نداریم هیچ وقت رته را از بیراهه تشخیص دهیم مگه جرم است!
و او لیاقت ریاست جمهوری را ندارد می دانی برای چه چون او برای خدمت بوجود امده است.
صدای بهفر: بدانید و آگاه باشد که مردم امروز ما اندیشه دیروز را ندارند و به چیزهایی رای می دهند که تاثیراتش را بر زندگی می بینند نه به ان چیزی مه می شنوند یا حسش می کنند…
در این انتخابات طبل رسوایی خیلی ها با قلم مردم به صدا در خواهد آمد ………………..یاعلی
۱۹ اسفند ۸۷ @ ۱۰:۴۸ ب.ظ
کله شقی و حماقت در برابر ملت را که نمیگویند شجاعت خانم محترم ! او یک دروغگوی بزرگیست که با ان اخبار و امارهای کذب سر ملت عوام را با کلاهبرداری فریب میدهد. به عقیده ی من یک کلاهبردار و یک جانی را نمیتوان دوست داشت. حالا هرچقدر که برای خودش شجاعت داشته باشد. این خریت محض است, نه شجاعت !
۴ خرداد ۸۸ @ ۸:۵۱ ب.ظ
سلام،
مثل آقایی که میگفت این حرفها از کلهاش رد شده، من هم تعجب کردم. من هم مثل شماها.
خیلیها شجاعت دارند ولی سیاست هم دارن. رفسنجانی هم شجاعت داشت هم خیلی با سیاست بود. ولی احمدینژاد مثل نوجوانی که در یک شهرستان دورافتاده زندگی میکند و یکدفعه او را به(در همان سن) یکی از دانشگاههای تهران راه بدهند…. دخترها… روابط و برخورد دختر و پسرها… چه ذوقی دارد، فکر میکند که همه با هم دوست پسر دوست دخترند… و همه هر شب با هم سکس دارند… خب رفتارش معلومه…
احمدی نژاد شجاعتش مال اینه که خیلی خیلی برای این پست کوچیک بود. اون فقط یک بچه بود که خامنهای و خمینی خداش هستند.. امام زمان الان منتظرش وایستاده…. وقتی بیمیره کلی حوری و پری مییان دنبالش… بزگترین آرزوش معلومه… شعارش مرگ بر آمریکا… فیلم مستر بین رو به یاد بیارین که وقتی کنترل تلویزیون دستش افتاد چیکار میکرد… ذوق میکرد.. از تو راهرو کنترل رو میزد… و …
وقتی دید که با رییس جمهوری آمریکا یک جا نشسته.. همه دور و وریهاش باد به کلهاش انداختد.. و رسید روزی که خودش رو اونقدر بزرگ ببینه که با رئیس جمهورهایی که به نظرش خیلی بزرگ بودن، یکجا بنشینه.. خب نامه میده، به دینداری و خداترسی دعوت میکنه…. اگه آدم باسیاستی بود که میدونست اونها همه دیندار هستند ولی توی فرهنگ اونها کسی از دین داشتن حرف نمیزنه، چون قرن نوزدهم قیدش رو زدن….
اما اینکه شجاعت داره حرف میزنه:
بعضی دوستان اشاره کردن… چون باب میل آخوندا حرف میزنه… شما نمیدونین اونها چه قدرت نامرئی دارن…. البته اون قدرت مال خودشون نیست… مردم که ترسو شدن اونا را خیلی بزرگ میکنند… به یک نکته توجه کنید:
به آدمهای بزرگ نگاه کنید که براشون پاپوش ضداسلامی درست کردن، خاتمی و… خیلی از افراد مملکت به حرفهایی که میزنن اعتقادی ندارن، ولی فقیه و این چیزها.. ولی اگر نگن پستشون را از دست میدن.
وقتی برای آیتالله ها هم اگر خلاف میلشون رفتار کنن فحش میدن، چه انتظاری دارید (روزنامه کیهان و حسین بازجو را فراموش نکنین)، وقتی به کروبی که یار امام بوده (به قول خودش) این همه حرف میزنن، پس وای به حال بقیه… احمدی نژاد، دست خامنهای رو بوسید… دیگه چیمیگین.. این شجاعت نیست… حماقت است. کسی که خامنهای براش نایب امام زمان میمونه، طوری که خم میشه دستش رو میبوسه…. (میدونین پیغمبر با این کار مخالف بود)
اینکه یک دندهس، پای حرفش وایستاده، رودروایسی نداره… نشان از ناآگاهیش داره.
بچههای کوچیک (که هیچی نمیفهمن) برن لبه پشت بام ۱۰۰ طبقه نمیترسن، از مار کبرا نمیترسن، این شجاعته….
ببخشید طولانی شد، نتونستم خلاصش کنم
۹ خرداد ۸۸ @ ۹:۲۴ ق.ظ
شدیدا باهاتون مخالفم
من به آقای احمدی نژاد را نمیدم و دلایل خوبی هم دارم:
۱- آقای احمدی نژاد با دیدگاه کارشناسانه به مسایل نگاه نمیکنه و نظر کارشناسا رو هم قبول نداره
نمونه ی جالبش بحث ساعته که بالاخره مجلس تونست جلوی این خرابکاری و ضرر رو بگیره
۲- ایشون مدیریت قوی نداره، مخصوصا تو بخش اقتصاد کلان
با درآمد وحشتناک ۷۰ میلیارد دلاری ایشون چه طرح بزرگی رو رقم زدند؟
جز اینکه نقدینگی زیاد شد، تولید کم شد، تولید کننده ها ورشکسته شدند، بیکاری زیاد شد و تورم به ۲۷ درصد رسید….!!!!
۳- ایشون برخلاف توصیه ی بزرگان از خرد جمعی و نظرات دیگران استفاده نمی کنه و فقط کار خودشو می کنه
پس مشورت رو واسه چی کشف کردن؟؟؟!!!
۴- دید ایشون نسبت به مسایل اقتصادی کوچیکه، ایشون فکر میکنه رییس جمهور، شخص دوم مملکت باید بره در خونه های مردم و به اونها کمک کنه، بهشون پول و سیب زمینی بده
با این کار مشکلی حل نمی شه، فقط گدا پروری می کنه
۵- ایشون حرف کارشناسای اقتصاد رو هم قبول نداره، عقل ایشون که از عقل ۱۰۰تا استاد اقتصاد بهتر کار نمیکنه….!!!!
و هزاران دلیل دیگه میشه آورد، به دوستان توصیه میکنم مقاله ی ایمان ملکا با عنوان (چهل دلیل برای نه گفتن به احمدی نژاد ) رو که تو سایت موج هم هست رو بخونن: http://www.mowj.ir
اگه کسی جوابی برام داره می تونه بهم ایمیل کنه:
persianboy.arash@yahoo.com
۱۲ خرداد ۸۸ @ ۸:۲۴ ق.ظ
با سلام
مخالفم با همان شجاعتی که شما بین میکنید.
اگر تا الان کسی به ما حمله نکرده فقط بخاطر منو شماست چون ایرانی هستیم.
اداره کردن منزل شما با کله شقی پیش می رود؟آیا با کله شقی می توان زندگی کرد؟آیا مردم بازیچه هستند که هر کار پسندیده یا غیر پسندیده ای که انجام میشود از طرف ملت میگویند.
از روزی که آماده اند راس ریاست چراغ ها خاموش شده است و همه جا شده مامورین انتظامی.شما قفس پرشتید نه وطن پرست ته حرفم اینه
خلایق هر چه لایق
۲۱ خرداد ۸۸ @ ۱:۴۵ ب.ظ
منم عاشق احمدی نژادم
حالا هر بچه فنچی هر چی میخواد بگه!!!!
۲۱ خرداد ۸۸ @ ۹:۱۶ ب.ظ
احمدی نژاد لااقل برای توده مردم زبان خوبی دارد. نخبگان را نمی دانم!
….. نیاز به توضیح نیست. از طرز فکرت به کوته بودن عقلت پی میبرم.
ضمنا خاهیم داشت نه. خواهیم داشت.
۲۱ خرداد ۸۸ @ ۹:۱۷ ب.ظ
و واقعا خلایق هر چه لایق…
۲۱ خرداد ۸۸ @ ۹:۲۰ ب.ظ
در آخر:
ننگ بر این دولت مردم فریب
۲۳ خرداد ۸۸ @ ۱:۵۵ ب.ظ
متاسفم باپیروزی احمدی نژاد باید اول از همه به عناصر تجزیه طلب خائن نظیر پان ترکهاو….تبریک گفت چون بهترین کسی که تمام توجهش به امریکا واسرائیل است واز بقیه جوانب غافل است و واحساسات ملی گرایی او در حد صفر است احمدی نژاد است درحالیکه این عناصر با استفاده از این غفلت مشغول اغفال نوجوانان معصوم این مرز وبوم هستند وخود را مسلما نه برای حالا که برای۱۵ -۲۰ سال بعد اماده میکنند مطمعنا اقای احمدی نژاد برای رفع این معضل انها را فقط به نماز دعوت میکند نه غرور ملی به لطف اقای ااحمدی نژاد وطن پرستان سرخورده شده اندودرزمان ایشان دلارهای دنیامشغول اجرای پروژه تجزیه ایران وساختن فیلم مجعول ۳۰۰ودلارهای ما هم مشغول ایجاد تنش بیهوده با دنیا بود اقای احمدی نژاد در دوران شما تمام مظاهر ایران مثل کوروش وتخت جمشید و….رالجن مال کردندوبقیه را هم مصادره به نفع خود کردند شما خود را جای ان نوجوان معصوم در ان روستای دور افتاده بگذارید کدام را انتخاب می کنیدکشوری که به جز در نظر انگولا وسوریه و…درنظر بقیه نکوهیده است یا رژیم مجعول وپر زرق برق باکو–به راستی ما ایرانیان چه مفت می بازیم
۲۳ خرداد ۸۸ @ ۲:۵۱ ب.ظ
با تو کاملا موافقم آفرین برتو
رییس جمهورعزیزم خیلی دوست دارم
رییس جمهور عزیزم ای کاش حرفهای دلم رو به شما میگفتم
مخلص تو عادله
۲۳ خرداد ۸۸ @ ۲:۵۳ ب.ظ
رییس جمهور عزیزم تو نمادی از عشق رنگی از مردم و دلی از صداقت هستی تا آخرین نفس حمایتت میکنم
خادم تو عادله
۲۳ خرداد ۸۸ @ ۲:۵۸ ب.ظ
تنها آرزویم اینست که روزی بتوانم با شما رییس جمهور عزیزم صحبت کنم
لحظه لحظه آرزو میکنم هرکجاهستی پیروزتر از همیشه باشی
۲۳ خرداد ۸۸ @ ۳:۰۳ ب.ظ
رییس جمهور عزیزم خیلی دوستت دارم
۲۳ خرداد ۸۸ @ ۳:۰۵ ب.ظ
احمدی نژاد مردی آسمانیست
بی نظیر است
خدایا محافظش باش
۲۳ خرداد ۸۸ @ ۳:۱۱ ب.ظ
بی نهایت دوستت دارم
قربونت عاذله
۲۳ خرداد ۸۸ @ ۳:۱۵ ب.ظ
بی نهایت دوستت دارم خدارو شاکرم که دوباره باران رحمت را برای ماقرار داد وتورا رییس جمهور ما قرار داد امیدوارم خادمه خوبی برایت باشم پیروزیت را هزاران بار تبریک میگویم
adeleedalatian@yahoo.com
۲۳ خرداد ۸۸ @ ۳:۲۲ ب.ظ
رییس جمهور عزیزم تورو خدا مواظب خودت باش
۲۳ خرداد ۸۸ @ ۶:۰۹ ب.ظ
برای تمامی مخالفان رییس جمهور محبوب دکتر احمدی نژاد
واقعا چقدر کوته فکرند کسانی که ساده زیستی را ریا*عشق به خدمت را بیکفایتی و حضور در میان قشر کم درامد رانفاق می دانند.اما پایمال کردن حقوق ایندگان و ابتذال غربی حاکم بر عده ای مبتذل راازادی!!!هوار کشیدن های وحشیانه در دل شب وعریان کردن خود و چادر از سر کشیدن زنان راعین تمدن و فرهنگ!!!مطمئنا شما مخالفان، با شخص این مرد مردان مشکل ندارید بلکه با اجرای عدالت و دین مخالفید همان گونه که در مجموعه ی طرفداران اقایان دیدیم.مطمئنم که اگر شما در دوران امام عدالت ،علی (ع) هم بودید مخالف امام می شدید همانگونه که یاران نزدیک امام شدند. پاینده باد اسلام/سرافراز باد ایران/زنده باد احمدی نژاد
۲۹ شهریور ۸۸ @ ۸:۴۰ ب.ظ
به اسم باشکوه ایران قسم میخورم در زمان ریاست جمهوری تو فهمیدم غرور و عزت ایرانی بودن یعنی چه
۱۲ آذر ۸۸ @ ۱۲:۵۳ ب.ظ
حداقلش این بود که دست اقا زاده ها رو شد
۲۵ آذر ۸۸ @ ۵:۵۴ ب.ظ
سناریوی جدید حکومت احتمالا به زودی کلید میخورد.
حکومت تصمیم گرفته اگر اعتراضها همچنان ادامه داشته باشد احمدی نژاد قربانی شود.
در یک عملیات تروریستی احمدی نژاد به قتل میرسد و حال نوبت استفاده حکومت ازین موقعیت است, که خودشان ساخته اند - در این زمان هم رهبر از حرف خود عقب ننشسته است هم سپاه با یک کودتا زمامدار کشور میشود و از انتخابات هم خبری نیست.
و تا مدتی مردم گیج و گنگ خواهند شد و مدت زمان زیادی حکومت بیمه میشود.
و مخافلین اکثرا نابود خواهند شد.و…….
———————————————
فکر نمیکنم بتوانید نظر مرا نمایش بدهید . البته اگر فیلتری برای بررسی نظرها داشته باشید.