Wordpress Themes

شروع جنگ خانمان برانداز، بزرگداشت دارد؟

آزیر قرمز جنگ، چسب های ضربدری روی شیشه ها، رادیوهای کوچک جیبی برای شنیدن اخبار، پناهگاه های سیمانی، صدای سوت موشک، گریه ، خداحافظی، سربند قرمز، صدای اهنگران، کربلا کربلا ما داریم می آییم، ای لشگر صاحب زمان آماده باش آماده باش، جنگ جنگ تا پیروزی، تعطیلی، شهادت، مردان بزرگ، چشم، دست و پای جدا از بدن، وصیت نامه، عشق، شور، جنگ، نفرت، بکش تا نمیری، بشمار سه، درس خواندن جلوی تلویزیون، پرواز لنگه کفش بخاطر موج موشک، صدای جیرینگ جیرینگ شیشه، ترکش داغ و بدریخت، کجایید ای شهیدان خدایی!

اینقدر دارم خاطره از روزهای کودکیم که به جنگی از دست رفت. جنگی که شروعش نکردیم. جنگی که برایمان ساختند و ما هم در بازی انها  ادامه اش دادیم. جنگی که بزرگمردانی داشت با دلهایی پاک. جنگی که مردانی بودند که وطن بر کف دلشان بود و دلشان بر دستشان و مقابل گلوله، جنگی که بازماندگانش همه به یک چوب رانده شدند، جنگی که شهید کریمی هایش فراموش شدند، جنگی که سهمیه هایش به کسانی رسید که نباید و آنها که باید محروم ماندند، جنگی که مجروحینش از فرط فقر شیشه ماشین پاک می کنند.

نوستالژی جنگ آنقدر خاطرات متناقض و متضاد برایم می آورد، که گاهی می مانم از اینهمه سوء برداشت های ما آدمهای فراموشکار. یک چیز را می دانم که مردان بزرگی را می شناسم، که رفتند تا بمانیم و می دانم که بزرگترین احترام ها باید تقدیمشان شود. اما می دانم جنگ و سایه جنگ شوم است و کاش بهتر برنامه ریزی می شد تا بی دلیل نروند. تا ….

بارها از جنگ همینجا نوشته ام. قصد بازگو کردن آنها نیست. مستندهای دفاع مقدس را می دیدم. از شروع جنگ یاد می کردند. گوشه تلویزیون هم گلی برای یادبود و بزرگداشت جنگ کاشته اند. راستش یک چیز را نمی فهمم. در کجای دنیا شروع یک جنگ خانمان برانداز جشن و پایکوبی دارد؟ چرا بزرگداشت های ما از این جنگ و حتی خاطره خوانی هایمان را گذاشته ایم شروع این جنگ؟ مگر شروع جنگ عزیز است؟ مگر شروع جنگ آن هم حمله یک متجاوز و آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ باید با افتخار بازگو شود؟ یادآوری این روز به عنوان روزی که صلح از میان رفت، خوب است. اما جشن و بزرگداشت های همه ساله در این روز کمی جای سوال دارد!

اگر هستند کسانی که اعتقاد دارند جنگ در نهایت با پیروزی ما همراه بوده، اگر هنوز اعتقادی هست که پذیرش قطعنامه هرچند تلخ شکست ما نبوده، چرا آن روز و روز ختم جنگ را پاس نمی داریم؟ مگر نه این است که این صلح است که میمون است و باید پاس داشته شود؟ مگر نه این است که در روز صلح باید یاد آنهایی کرد که برای صلح تلاش کردند؟ چرا ما ایرانیها همیشه نعل وارونه می زنیم؟ ایا به واقع این بدان معنا نیست که ما خودمان را پیروز جنگ نمی بینیم؟ آیا این بدان معنا نیست که هنوز باور نداریم روزهای بهتری برای بزرگداشت هست؟ خلاصه اینکه همیشه همزمان با آغاز پاییز بساط جنگ و رژه و بزرگداشت به پاست. بد نیست ببینیم که چرا این روز را پاس می داریم. شروع یک جنگ خانمان برانداز بدون شک جشن و بزرگداشت ندارد!

پی نوشت: امروز بیست و یک سپتامبر هم روز جهانی صلح است و هم روز جهانی آلزایمر. با آغاز جنگ ما هم مصادف شده است. ربط بین صلح ، آلزایمر و جنگ چیست؟

یک تکمله: اگر قرار است در تاریخ بزرگ بماند، باید معقول باشد

منبع عکس

بعد از تحریر: بازتاب های این نوشته

کامنت های دوستان ذیل فید این مطلب در فرندفید

کامنت های دوستان ذیل فید مطلب در فرند فید ۲

چگونه گفتگو را از ریشه می زنند - برای سالگرد جنگ / کمانگیر

آیا این بدن های پاره پاره بزرگداشت نمی خواهند؟ / آهستان

از جنگ حرف می زنیم. یکم: برخورداهای اولیه / خیزران

جنگ و صلح در قاموس مجاهدان و عافیت طلبان / واژگون

گرامی داشت آسیب دیدگان، با جشن جنگ فرق می کند / بامدادی

گمشده در ترجمه / کهن دیارا

چگونه مدعیان روشنفکری چاره ای جز مغالطه ندارند؟ / احمد نجمی

می قبولانند آنچه را می خواهند / ده ثانیه

آغاز تلخ جنگ و پیروزی شادی آفرین مدافعان ایران / سید محمد علی ابطحی

این کوتاه ترین طریق وصول به بهشت بود / ذهن مغشوش

چرا آغاز این جنگ یادبود می خواهد؟ / فرزاد زمانی

من فراموش نمی کنم / مریم

شروع را ببینیم! / وحیدیسم

بزرگداشت دفاع، بزرگداشت جنگ / احمد ابوالفتحی

روایت ذهنی بلاگرها از جنگ و دفاع مقدس / مداد کاغذی

کاش آدمها خودشون باشند/ زهرا ………… این یکی در نقد مطلب جنگ نیست ولی اگر اشتباه نکرده باشم زهرا خانوم بنده رو نقد کردن بنابراین مطلبشو اینجا اوردم.

من و تو …. و آنها / غزل

جنگ تحمیلی دشمنان و دفاع مقدس ما / علی کریمی

تقارن صلح و آلزایمر و دفاع، یعنی تکرار تاریخ / ابوذر منتظر قائم - پاسداران

جنگ یک امر ضروری است؟ / افلاطون

۱۳۷ نظر برای “شروع جنگ خانمان برانداز، بزرگداشت دارد؟”


  1. فرناز:

    وقتی بنیان گذار انقلابشان می گفت “جنگ نعمت است” از بقیه شان چه انتظاری ست آخر؟ کسانی که جنگ را “نعمت” می دانند، از صلح و بزرگذاشت و تجلیل از صلح بسیار بسیار دور هستند…

  2. امیر عباس:

    بزرگداشت برای شروع جنگ نیست. برای همون دفاعی است که شما ازش نوشتید. بزرگداشت شروع دفاع :)

  3. اسماعیل:

    فرناز جان . هیــــــــــــس! عقل را خداوند هدیه داد به انسان
    . اگر اما گفت جنگ نعمت است جای بررسی دارد که ببینیم چقدر تاثیر داشت بر خود باوری و خود کفایی ما. بر شکوفا شدن استعدادهای ما. بر تلالو وجود جوان های ایران.برو یه نگاهی به جنگ های دنیا بنداز و بعد به این راحتی و بدون فکر حرف بزن. ببخشید که تند حرف زدم. بی عقلی مرا عصبانی میکند.
    خانم توحیدلو شما گفتید:”مردانی بودند که وطن بر کف دلشان بود”
    تاریخ را تحریف نکنید. مردانی که اسلام و ایمان و عشق خمینی کبیر بر کف دلشان بود.لااقل اکثریت قریب به اتفاق

  4. احمد نجمی:

    سلام خانم دکتر! در کمتر یادداشتی از شما دیده‌ام که اینگونه خلط بحث کرده‌باشید.از شما متعجب شدم به چند دلیل:۱- چه کسی گفته است که آغاز جنگ را جشن می گیریم و اصلا همه حرف ما این است که ایران آغاز کننده جنگ نبوده.از اصرار شما بر کلمه آغاز جنگ متعجب شدم.۲- بله هیچ کجای دنیا برای آغاز یا دفاع از جنگ جشن نمی گیرند اما ما میگیریم.چرا که می گوئیم و با افتخار هم می گوئیم که جنگی که قرار بود در یک هفته دشمن تهران را فتح کند ، پس از هشت سال یک وجب هم نتوانست بگیرید .ما از خود دفاع کردیم و این دفاع تا ابد جشن دارد.متوجه شدید؟؟ دفاع پیروزمندانه از خود جشن دارد.۳- گفته اید جنگی که می توانست بهتر اداره شود! بله ، پس از بیست سال بیان این حرف خیلی راحت است ! اما در زمانی که برای یک قبضه توپ مستاصل بودیم ، ژنرال های ارتش فرار کرده بودند و هیچ تجریه جگی نداشتیم، از پشت توسط منافقین خنجر می خوردیم ، بهترین مدیریت جنگ را داشتیم.نمی گویم اشتباهی وجود نداشت…داشت اما با توجه به شرایط ، بهترین مدیریت را داشتیم…اما اینکه سهمیه دانشگاه به چه کسانی رسیده است؟ بله این هم مثل هزاران حق کشی‌هایی که می شود.در پایان دوباره می گویم از این عبارت « شروع جنگ خانمان برانداز جشن هم دارد ؟ » از سوی شما واقعا تعجب کردم!!!

  5. حمید:

    اسماعیل تو لال شو لطفا
    جامی جنایتکار دست کمی از خود جنایتکار نداره.
    ببخشید تند حرف زدما!!!

  6. احمد نجمی:

    من می خوام از زاویه دیگر به مسئله نگاه کنم..اتفاقا بزرگداشت آغاز جنگ یک دهن کجی بزرگ است به دشمن..یعنی ای دشمن :روزی که قرار بود شما جشن بگیرید حالا ما با دفاع جانانه خود داریم جشن می گیریم.حالا که فکر می کنم می بینم اتفاقا چه انتخاب خوبی بوده..بهتر از این نمی شده

  7. حامد:

    اتفاقا چند مدت پیش محسن رضایی که خودش فرمانده سپاه در زمان جنگ بوده در مصاحبه با شهروند با انتقاد از این رویه گفته بود که در هیچ کجای دنیا سالروز تجاوز به کشورشان را جشن نمی‌گیرند

  8. فرناز:

    شکوفایی استعداد؟!! خودکفایی؟!! تلالو وجود جوان ایرانی؟!!! شما حالتان خوب هست آن وقت؟ :-) گاهی نگاهی به دور و اطراف می اندازید هیچ؟ :-) شما هم سعی کنید نگاهی به تاریج جنگ ها در دنیا بیاندازید! احتمالن شاید متوجه بشوید چرا دنیا در ستایش صلح سخن می گوید و تلاش می کند!

    مدت ها بود جوکی به این تلخی نشنیده بودم!

  9. محمدرضا یزدان‌پناه:

    تو این بزرگداشت‌ها هیچی نباشه، کلی آب و نون واسه کلی آدم هست پس بزرگداشت هم داره….

  10. رها:

    عجب!
    این کمال همنشین ظاهرا بدجوری اثر کرده است!
    تا جایی که ما یادمان می‌آید، برای شروع جنگ کسی جشن نمی‌گرفت. نمی‌دانم از کی به تیر و تفنگ نشان دادن و از جنگ و رزمندگان وطن (همان‌ها که این طور که پیش می‌رود شما هم «جنایتکار» خواهید نامیدشان!) یاد کردن می‌گویند جشن گرفتن. شاید ما حالیمان نبوده و آن «دیده‌بان» و «مهاجر»ی که به بهانه همین روزها از تلویزیون می‌دیدیم به عنوان فیلم کمدی پخش می‌شدند.
    (راستی فکر کنم این اول نوشته‌تان قرار بود مثل شروع فیلمهای درویش باشد، اما نبود. شاید به خاطر آن عنوان بی‌ربط)

    واقعا هم جای سوال دارد، یکی دانستن جشن و بزرگداشت. واقعا چرا ما ایرانیها همیشه نعل وارونه می زنیم، خانم توحیدلوی عزیز؟
    به نظرتان کانادایی‌ها چه می‌کنند؟ آمریکایی‌ها چه؟ ایرانی‌ها عقب‌مانده و نادان، که این چیزها را یاد می‌کنند و بزرگ می‌دارند؛ همان مردمیان عاقل و متمدنی که باید از آنها یاد بگیریم زندگی کردنمان را، آنها چه می‌کنند؟ همین ده روز پیش، سالگرد ۱۱ سپتامبر، سالگرد «حمله ددمنشانه به دنیای آزاد و متمدن»، دیدید چطور بزرگ‌ داشتند «سالگرد حمله» را؟

    متاسفم خانم توحیدلوی عزیز، واقعا متاسفم!
    ببخشید اگر زیادی تند نوشتم، انتظار این طور نوشته‌ای را از شما نداشتم. کاش بگذارید این طور یکطرفه و بی‌پایه نوشتن برای همان‌ها باشد که لایقش هستند.

    کاش دچار آلزایمر نشوید، می‌ترسم سال آینده اینجا درباره رابطه جنگ و جشن و شهید و … (بگذریم، حتی نتوانستم خودم را راضی کنم به اشاره‌ای) بخوانیم. کاش نشود، اما اگر شد امیدوارم آلزایمر گرفته باشم و آدرس این‌جا را یادم نباشد.

    دوست عزیز من هم برای فراموش شدن آن جانباز شیمیایی متاسفم. من هم برای دردی که آن رزمنده واقعی اکنون می کشد متاسفم. من هم دوست دارم خانواده آن شهید بزرگ داشته شود. من هم علاقمندم دفاع از میهن پاس داشته شود و این جدای از پاسداشت جنگ است. به استراتژی جنگی ایران ممکن است نقد داشته باشم. اما برایم آن بزرگواران قابل احترامند. این پست هم قرار نبوده بگوید که نباید یادشان گرامی داشته شود. گفته ام زمانهای بهتری را هم می توانستیم انتخاب کنیم. حالا کدام همنشین را می فرمایید، من نفهمیدم

  11. حمید:

    خانم توحیدلو با این پستت،از عنوانش گرفته تا آخرین خطش به شدت موافقم.
    در مدت کمی مردم تونستند عراق رو به اون طرف مرزها بفرستند و به عبارتی شکست بدند.ولی امان از تمایل به خونریزی که در وجود خمینی شعله میکشید و در عالم هپروت سیر میکرد اومد و افاضه فضل کرد:
    “ملت عزیز عراق،ما برای نجات شما آمده ایم تا این رژیم کافر و ستگر را به جهنم بفرستیم. قیام کنید و به استقبال برادران مومن خود بیایید، و دست عفلقیهای کافر را از بلاد خود کوتاه کنید. تکلیف اسلامی و میهنی شما اقتضا دارد که جوانمردانه بشوی جبه ها هجوم آورید و بکوشید تا جامه ذلت نپوشید. بسوی نبرد با کفر بشتابید و برادران جان بر کف رزمنده جمهوری اسلمی را کمک کنید که فردا خیلی دیر است. روج ا..الخمینی ۲۲ رمضان ۱۴۰۲ ”
    همینجوری بر سر دیکتاتوری “رهبر کبیر انقلاب” جنگ رفت و رفت و ادامه پیدا کرد و کرد تا بزرگترین کشتار بعد از مغول رو برای کشور ایران به ارمغان آورد و دهها هزار نوجوان و به جای مدرسه یک کلید “طلایی کاخهای بهشت” ساخت تایوان گذاشتند توی جیبشون و … . “رهبر کبیر انقلاب” هم پاش رو روی پاش انداخت و کشتار مردم بیگناه رو نظاره گر شد. و صدها میلیارد دلار خسارت و ویرانی رو که با فرستادن پول عمران و آبادانی مملکت به جیب کشورههای دنیا (حتی اسراییل) فراهم شده بود رو با آرامش و “قلبی مطمئن” به نظاره نشست.و سرانجام هم با تسلیم به متارکه ای بی افتخار،افتخار نوشیدن جامی بلورین به سلامتی خود و مقامات جمهوری اسلامی، رو نصیب خودش کرد.
    حتی یک ماه پیش از اعتراف به شکست و امضای قطعنامه، اومد و چنین افاضه فضل کرد:
    هی به ما میگویند صلح بکنید،چه جوری صلح بکنیم؟با کی صلج بکنیم؟مگر پیغمبر حدا با ابوجهل صلح کرد؟ما که ادعا میکنیم مسلمانیم،بنشینیم و با صدام مصالحه کنیم؟حالا جواب خوا هیچ که باید بدهیم،جواب انبیاء هیچ که باید بدهیم،جواب ملائکه هیچ که باید بدهیم،جواب مستضعفین هیچ که باید بدهیم،ولی جواب مردم عراق را چه بدهیم؟(!!!!!) چه صلحی ما داریم که بکنیم؟اینقدر شهید داده ایم حالا بنشینیم سر یک میز و با آنها صحبت کنیم؟ما با اینها هیچ مصالحه ای نداریم که بکنیم.به این آدمهایی که برای صلح رفت و آمد میکنند، بگویید نیاید اینجا.ما هیچوقت این جنگ را رها نخواهیم کرد.ما مثل حسین وارد جنگ شدیم،مثل حسین هم جنگ خواهیم کرد.این دنیایی که هی فریاد میزند که بیایید و با هم مصالحه کنید،اینها مثل اینکه اسلام را نشناخته اند.

  12. طلبه:

    جناب حمیدخان
    می بینم که با همان ادب و متانت همیشگی پا به رکاب هستید!

    ولی جدای از این حرف. سرکار خانم فرناز و جناب آقای حمید آقا
    بحث جنگ و دفاع لزوما بحث خودکفایی و مانند آن نبود. بحث خرمشهری بود که شده بود محمره. بحث اهوازی بود که داشت می شد الاحواز. بحث چکمه های ناپاکی بود که خاک این کشور را آلوده کرده بود. بحث زنان و دخترانی بود که به تاراج رفتند. بحث مردم بی خبری بود که به زندگی خود مشغول بودند و ناگهان هجوم آوار را بر زندگی و خانه و کاشانه خود دیدند.
    این داستان بسیار فراتر از خودکفایی و … است.
    امیدوارم امروز که دیگر شروع کننده این هجوم بی امان مشخص شده بعضی از ما کاسه داغ تر از آش نشویم و زحمت کسانی که از همه چیز خود گذشتند تا همچنان همه استان های ایران در ذیل نام ایران باقی بماند نادیده گرفته شود.

  13. طلبه:

    سرکار خانم فرناز و جناب آقای حمید آقا
    این درست است که به قول آل احمد جنگ که تمام شود حتی بچه ها برای سرگرمی به شمردن کشته ها مشغول می شوند و این هم درست است که پس از جنگ، برخی از افراد داعیه دار آن شدند که برای آن تلاشی نکرده بودند، ولی این ها نباید باعث شود که:
    ۱/ ما توجه نداشته باشیم که اگر کسانی دشمن را از این خاک بیرون راندند و آن همه سختی ها را تحمل کردند یکی از مهم ترین دلائلش نقش مهم آن کسی است که شما در اینجا به او اهانت می کنید و دیکتاتورش می خوانید.
    ۲/ نباید فراموش کنیم که چه ما خوشمان بیاید چه نیاید علاوه بر دفاع از میهن، دین و باورهای دینی هم یکی از مهم ترین عواملی بود که در دفع تجاوز نقش جدی داشت. لطفا در صورت تمایل وصیت نامه های شهیدان جنگ را تورقی بفرمایید. البته اگر نگویید اینها را جمهوری اسلامی نوشته است. یا بازمانده های جنگ را ببینید یا فیلم های مستند باقی مانده از آن دوران را ملاحظه فرمایید.

  14. طلبه:

    سرکار فرناز خانم
    ۱/ این درست است که بخصوص امروز خوشبختانه صلح طلبی با غلظت بیشتری در جهان مطرح شده است ولی توجه داشته باشید که وقتی ناموس و دین و ایمان و خاک یک کشور بدون این که خودش شروع کننده جنگ باشد مورد تهاجم و تجاوز قرار می گیرد به راحتی نمی توان نشست و از صلح حرف زد.
    ۲/ فرموده اید:”مدت ها بود جوکی به این تلخی نشنیده بودم!”
    ممکن است حرف از خودباوری یک ملت در پرتو جنگ برای شما جوک تلقی شود نفس دفاعی که شد و تلاش هایی که انجام گرفت را نمی توان نادیده گرفت.
    خانم فرناز. شما و ما چقدر خوشبخت بودیم که هزاران انسان از جان و مال و عزیزان و زندگی و همه چیز خود مایه گذاشتند که حتی یک وجب از خاک ایران به نام بیگانه ثبت نشود و اگر تلاش آنان نبود معلوم نبود ما و شما امروز باید شنونده چه جوک های دردناک و ناراحت کننده ای به زبان غیر فارسی می بودیم.

  15. فرناز:

    دوست عزیز! پدر بنده هفت سال از این هشت سال را در جبهه ها بود. من خوشبخت نبودم که سال های کودکی ام پر از تنهایی های مادرم است که من را زیر یک بغل و رادیو را زیر بغلش دیگر می زد و می دوید سمت پناهگاه ها. که ساعت ها بعد از هر حمله پای رادیو می نشست و می لرزید و نام افرادی که کشته شدند را می شنید تا مطمئن شود همسرش زنده است.من خوشبخت نبودم که فکر می کردم پدر ندارم. پدرم بزرگ ترین حسرت زندگیش این است که کودکی من را تجربه نکرده است. پدر من غمی را روی دوشش با خود سال ها است حمل می کند. هنوز ترکش های مانده در تنش، خواب هایش را نالان کرده است.یک گوشش تقر یبن ناشنوا است. هنوز جای سوختگی ها روی تنش…

    پدر من که یک انسان وطن دوست است، از مذهب گریزان است، نه به جمهوری اسلامی رای داده است نه برای ان سینه زده است، اما هفت سال تمام برای دفاع از سرزمینش بی اینکه ذره ای به جار و جنجال های مقدس نمایی جنگیدن و راه قدس از کربلا می گذرد و غیره اعتقادی داشته باشد جنگیده است.هیچ بهره ای هم نخواسته و نبرده است…از سهمیه دانشگاه گرفته تا یخچال و فرش و سفر مکه و غیره! من نیازی به تورق وصیت نامه شهدا و اهنگران گوش دادن و ستایش ” جنگ، نعمت است!” ندارم آقا :-) من انچه را که شما احتمالن شنیده یا خوانده اید، همه عمر از نزدیک تجربه کرده ام. وهمان نازنین پدر اولین کسی بود که در ستایش صلح و زشتی همیشگی جنگ برای من و برادرم گفت و یادمان داده است که هرگز طرف جنگ طلب ها و تقدیس و ستایش هیچ جنگ و درگیری نایستدیم.راستی! چقدر به صداها و دیدگاه ها و حضور افرادی مثل پدر من که سرسپرده دین و انقلاب وبنیان گذار انقلاب و راه قدس و کربلا نبوده و نیستند توجه شده است؟ اصلن کسی درنگی کرده است روایت امثال پدر من و خانواده های سکولاری مثل ما را بشنود؟!

  16. فرناز:

    در ضمن! هیج کشوری در جنگ خودکفا و خودباور نمی شود! سازندگی و خودکفایی و شکوفایی همه فقط در صلح رخ می دهد. چرا که نیاز به کار زیربنایی، سرمایه گذاری و برنامه ریزی دارند که همه این ها در جنگ غیرممکن است! این جنگ مثل همه جنگ ها در هر جای دنیا برای کشور ما هم هزارن مشکل اقتصادی، تورم، ویرانی، هزاران آسیب جدی روحی و روانی و جسمی و درد و درد و درد به همراه آورد. و این همه آوار، شهید، اسیر، جانباز و باز هم درد و درد و درد…واقعه ای مثل جنگ که مبنایش ویرانی و خشونت است، هرگز نمی تواند سازندگی و شک.فایی و خودکفایی به همراه داشته باشد!

  17. طلبه:

    خانم فرناز
    بشخصه برای هر انسانی که از این کشور دفاع کرده ارزش و احترام قائلم. آنچه نوشتم هم نه تنها به معنای نادیده گرفتن تلاش همه تلاش گران این عرصه، که برای دفاع از آنها بود. وجود افرادی که صرفا برای دفاع از وطن خود جنگیدند و کارشان ارزشمند و عالی است نباید باعث شود که ما نقش دین و باورهای دینی را در جنگی که گذشت نادیده بگیریم. هر چند بچه هایی که با انگیزه دینی می جنگیدند به طور قطع یکی از مهم ترین اهداف شان دفاع از کشور شان بود و این دو را با یکدیگر در تضاد نمی دیدند.
    این امر را از آشنایی نزدیک و برخوردی که با صدها تن نیروهای رزمنده (از هر رده سنی و با شغل های مختلف) داشته ام و برخی از آنها از نزدیک ترین دوستانم بوده اند می گویم.
    در عین حال آرزو می کنم که آلام همه یادگاران دفاع از کشور و آیین مان تسکین یابد و امیدوارم هیچ گاه نه ما و نه فرزندانمان شاهد هیچ جنگ و حمله دیگری نباشیم.

  18. طلبه:

    خانم فرناز
    گفته اید: “واقعه ای مثل جنگ که مبنایش ویرانی و خشونت است، هرگز نمی تواند سازندگی و شکوفایی و خودکفایی به همراه داشته باشد!”
    جنگ هم مثل هر مشکل دیگر هر چند امری است ناخوشایند و هزینه ساز(هزینه های انسانی و مادی) ولی اگر جامعه ای آن را به درستی مدیریت نماید می تواند از آن انگیزه ای بسازد برای تلاش و خود اتکایی و خوباوری بیشتر.

  19. آیا این بدنهای پاره پاره، بزرگداشت نمی‌خواهند؟! « آهستان:

    [...] می‌پرسد شروع جنگ خانمان برانداز، بزرگداشت دارد؟ [...]

  20. رها:

    شاهد از غیب رسید…

    و بعد:
    فرناز عزیز، من از طرفداران «بنیانگذار انقلاب» نیستم، برای همین هم برایم مهم نیست که بخواهم از او دفاع کنم چه رسد از جمله‌ای که قبل و بعدش را هم نمی‌دانم.
    ولی می‌دانم که همان جنگ زمینه‌ای بود که پدر سکولار شما برای وطن در کنار رزمنده‌ نماز شب خوانی که شاید بیش از وطن برای اسلام و حتی «امام»ش می‌جنگید، مبارزه کردند، از خود و خانواده و زندگی‌شان گذشتند، جانباز و شهید شدند.
    حالا یعنی می‌گویم این‌ها کم چیزی است؟ قطعا نه. مگر جان و سلامتی انسان‌ها می‌تواند کم ارزش باشد؟ مگر حسرت آغوش پدر کم چیزی است؟ یا مگر از جایی می‌توان خنده شیرین فرزند را خرید، حتی با سهمیه!؟ کیست که این‌ها را نداند فرناز عزیز؟ (البته که هستند کسانی که ندانند و نفهمند)
    ولی فکر می‌کنم همان طور که می‌شود هفت سال جنگید و برای فرزندان از زشتی جنگ گفت، می‌شود در میان تمام پلشتی‌های جنگ و آدم کشی (این غیرانسانی‌ترین اختراع بشر) به دنبال انسانیت گشت. می‌شود نعمت‌هایی هم دید و زیبایی‌ها.
    می‌دانی، آن دوستی و محبت، انسانیت و همنوع دوستی که از خاطرات جنگ‌زده کودکیم به یاد دارم؛ هیچگاه و هیچ‌جا دیگر تجربه‌اش نکرده‌ام. نه در ایران پس از جنگ و نه در این سوی آب‌ها که کمتر کسی از مردمانش خاطره‌ای از آخرین جنگشان دارند.
    نمی‌دانم فرناز عزیز، شاید عادلانه نباشد و شاید خودخواهانه باشد این حرف. قطعا آن آرامش ما و آن چشیدن طعم انسانیت در آن دوران، برای امثال خانواده شما هزینه زیادی داشته است.
    اما دوست ندارم، جنگی را که امثال پدر شما در آن بوده‌اند، مثل خیلی‌ها به یک «آدم‌کشی» ساده تقلیل دهم.

  21. کمانگیر » چگونه گفتگو را از ریشه می زنند - برای سالگرد جنگ:

    [...] سالگرد آغاز جنگ است و سمیه توحیدلو می پرسد: شروع جنگ خانمان برانداز، بزرگداشت دارد؟ متعاقب این سوال، و درحالیکه نویسنده ی مطلب حاضر نیست، [...]

  22. سعیدنیا:

    راستش همکلاسی، مساله اصلا بزرگداشت نیست. در همه جای دنیا این مسائل را پاس می دارند بهر حال.
    مساله این است که می خواهیم چه چیزی را بزرگ بداریم. آیا قرار هست یکروز واقعیتها را برای مردم بگوییم و یا قرار است یک گفتمان را زنده کنیم، مثل همین گفتمان انقلابی که احیا شده است؟
    کاش به جای اینکه اینها را می نوشتید قلمتان را می چرخاندید برای افشای این تحریفهای آشکار در تاریخ جنگ که اکنون دارد از تلوزیون پخش می شود.
    امشب داشت درباره عملیات رمضان را نشان می داد ولی اصلا درباره تلفات وحشتناک ایران هیچ حرفی نزد. جالبتر اینکه انگار در آن سالها نخست وزیری به نام میر حسین موسوی وجود نداشته است.
    می دانید خانم توحیدلو حرصم گرفته است از فراموشکاری خودمان

    بماند. من آدم پر تلاشی نیستم مثل شما ولی سری بزنید به این وبلاگ

    سلام. خوشحالم اینجا می بینمتان همکلاسی! حق با شماست. در ضمن تاکید می کنم حرف من این نبود که جنگ را فراموش کنیم

  23. رها:

    خانم توحیدلوی عزیز، سلام!
    من که نگفتم شما با یاد جانباز و شهید مشکل دارید! مطلبتان را دو یا سه بار خواندم، که چیزی به اشتباه نسبت ندهم. مخصوصا که حداقل به نظر من، از شما و این وبلاگ بعید بود. شما هم یک بار دیگر کامنتم را اگر لطف کنید و بخوانید، شاید متوجه حرف من و چند دوست دیگری که تقریبا همین نقد را داشتند، بشوید. اصلا بحثم درباره افراد نبود، همانطور که بحث شما هم نبود. اتفاقا به طور خاص هم درباره همان بحث زمان نوشتم.

    راستش بیش از هر چیز نوع و زاویه نگاه و حتی لحن نوشته مرا تحریک کرد. کاملا فکر کردم که یک وبلاگ دیگری را دارم می‌خوانم! شاهدان متعددی که از جهات مختلف رسیدند هم این را تایید می‌کنند. و البته همنشینی را! همان کامنت اول هم پر از اشاره بود به همنشین عزیز، تازه فکر می‌کردم که زیاده‌روی کرده‌ام در کنایات!

    به هر حال، همه این‌ها حرفهای دوستانه کسی بود که احساس همراهی و نزدیکی فکری زیادی با شما می‌کرد اما (مدتی است) می‌ترسد یک سال دیگر احساس غریبگی کند. امیدوارم که چنین نشود.

  24. خیزران » از جنگ حرف می زنیم! یکم: برخوردهای اولیه:

    [...] گفتگو از اینجا شروع شده است، وقتی سمیه توحید لو می پرسد: شروع جنگ خانمان برانداز، بزرگداشت دارد؟ [...]

  25. واژگون:

    http://www.vajgoon.blogfa.com/post-134.aspx

    جنگ و صلح در قاموس مجاهدان و عافیت طلبان

    تقدیم به سمیه خانوم توحیدلو

    (موج خروشانیم زاییده بحریم فرزند طوفانیم و موجیم که آسودگی ما عدم ماست و موجی هستیم)

  26. گرامی‌داشت آسیب‌دیدگان با جشن جنگ فرق می‌کند « بامدادی:

    [...] من با دوست خوبم خانم‌ «سمیه توحیدلو»‌ موافق هستم، البته صرف‌نظر از عنوان نوشته‌ی ایشان که اگر من بودم، به جای کلمه‌ی «بزرگ‌داشت»، کلمه‌ی جشن را انتخاب می‌کردم: «شروع جنگ خانمان‌برانداز، جشن گرفتن ندارد» : (نقل قوب از همان مطلب سمیه توحیدلو، جملات داخل براکت از من است) گوشه‌ی تلویزیون هم گلی برای یادبود و بزرگداشت جنگ کاشته اند. راستش یک چیز را نمی‌فهمم. در کجای دنیا شروع یک جنگ خانمان برانداز جشن و پایکوبی دارد؟  [گرامی‌داشت ولی می‌گیرند] چرا بزرگداشت های ما از این جنگ و حتی خاطره‌خوانی‌هایمان را گذاشته ایم شروع این جنگ؟ [چون آسان‌تر است، چون انگار مجبور نیستیم پاسخ‌گوی قربانیان و آسیب‌دیدگان میلیونی جنگ باشیم، جنگی که معلوم نیست چرا این همه طول کشید؟] مگر شروع جنگ عزیز است؟ [بله سمیه جان، شروع جنگ برای کسانی که حاکمیت خود را به کمک آن تثبیت کردند عزیز است] مگر شروع جنگ آن هم حمله یک متجاوز و آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ باید با افتخار بازگو شود؟ [چرا نشود؟ وقتی صرف‌نظر از میلیون‌ها آسیب‌دیده‌ی جسمی و روانی، غرور و افتخار برای «بعضی‌ها» به همراه داشته است] یادآوری این روز به عنوان روزی که صلح از میان رفت، خوب است. ‌[اما یادمان نمی‌آید، الزایمر گرفته‌ایم آخر، سمیه جان] اما جشن و بزرگداشت های همه ساله در این روز کمی جای سوال دارد! [...]

  27. حمید:

    اینم ترفند شناخته شده ای هست که هر وقت انتقادی از جنگ میشه،فوری میرند سراغ شهید و رزمنده و فلان و چنان.
    میگند آخوند هزار تا ملق میزنه،اگر نگرفت، واروش رو میزنه (این رو یکی از همین آخوندها گفته) شاید درست گفته باشه.
    طلبه این ترفند تو و امثال تو که تا حرف حقی زده میشه زود دنبال چماق میگردید تا با تحریف اصل مطلب،اون رو بر سر طرف بکوبید، مدتهاست که کارکرد خودش رو از دست داده و نخ نما شده. این حرفها رو گمونم توی اون پست مربوط به جنگ(که خانم توحیدلو در مورد پست کمانگیر نوشته بود)چند مدت پیش هم درباره همین حرفهای من و کامنت گذارهای دیگه هم تکرار کردی نه؟اونجا هم گفتیمت که قربانی رو قربانی نکن نه؟
    مرد مومن.کی اومد از قربانی و شهید و کشته و جانباز ایراد گرفت؟کی اومد به اینها توهین کرد؟ من اومدم به قاتلین اینها به دیکتاتورهایی که جان انسانها براشون بی ارزش هست. به افرادی همچون خمینی که جنگ رو کش دادند ایراد گرفتم و این به روشنی در کامنتم نمایان بود. ولی تو مثل همیشه، اصل حرف طرف چون به مذاقت خوش نمیاد نادیده میگیری و میای و حرف اون فرد رو تحریف میکنی.
    و سخنان فرناز عزیز رو کاملا درک میکنم. پدر خود من هم ۲ سال تو جبهه بود و در این مدت چه ها که بر مادرم نگذشت. چون هر آن احتمال این میرفت که پیکی از راه برسه و خبر ناگواری رو بیاره. ولی نه مدرک و سندی از این مدت حضورش دریافت کرد و نه هرگز دنبال دریافتش رفت.و چه بهتر. و جز چند عکس که با همرزمانش در سنگر و جاهای دیگه گرفته یادگاری از اون دورانش نداره.
    نمیدونم چرا افرادی که کامنت گذاشتند و منظور خانم توحید لو رو دریافتند،با وجود دریافتن منظور ایشون،اونچه رو که منظور ایشون نبوده است رو بیان میکنند. واقعا کجای نوشته ایشون حرف از نادیده گرفتن قربانین جنگ داشت؟ ولی گویا ناراحتی اینها اونجور که من برداشت کردم، از این هست که چرا مانند صدا و سیما ،خانم توحید لو نیومده و با ذوق زدگی از جنگ تعریف و تمجید بکنه و اونچه که سالهاست داره از صدا و سیما تکرار میشه رو تکرار بکنه.همونطور که صدا و سیما هدفش از اینهمه تبلیغ و خوشآمدگویی به جنگ و لذت بردن از آغازش و قربانیانش و خرابیهاش، بزرگداشت قربانیان اون جنگ نیست.بلکه این هم مانند هر چیزی که در مملکت آلت دست سیاست و سیاستمداران جمهوری اسلامی میشه، و واسطه این آلت دست شدن، دستهای پلید صدا و سیما هست، درست بر عکس ِ این رویه صدا سیما که جنگ رو آلت دست و قربانیان اون رو طعمه سیاستمداران کرده،خانم توحید لو بر این رویه تاخته و به قربانیان و آسیب دیدگان ناشی از اون ادای احترام کرده.پس،اگر در این موضوع خانم توحیدلو از رویه صدا و سیما بدور هست و به مذاق بعضی افراد خوش نمیاد،خانم توحید لو مقصر نیست.

  28. سارا ن:

    جان ِ من دیگر به این یکی گیر ندهید، جنگ را می‌گویم.بله که بزرگ‌داشت دارد،نه ما همه‌ی دنیا این کار را می‌کنند،برای ساختن هویت‌شان به‌اش احتیاج دارند، برای یادآوری به نسلی که هیچ خبری از هیچ چیز ندارد. به‌اش می‌گویند حفظ میراث غیر مادی جهانی، برای این‌که به نسل بعدی منتقل‌اش کنند و این شیوه این انتقال به ما بر می‌گردد. حالا این‌که نسل‌بعد چطور داوری‌شان کنند به خودشان مربوط است.
    در ضمن بیست و یک سپتامبر روز جهانی اروپایی میراث انسانی هم هست، اینجا در موردش حرف می‌زنند، خیلی که باید ابتدا و انتها و خلاصه همه جوره تاریخ جنگ حفظ شود. و من همه جوره حق را می دهم به شان..

    سارا جان، در هیچ کجای این پست نگفتم نباید بزرگداشت گرفت. احترام همه شهدا و رزمندگان جای خودش است. گفتم اگر بزرگداشت می گیرید زمان بهتری را انتخاب کنید

  29. حمید:

    تحریک احساسات برای در منگنه قرار دادن فردی که حرف حقی زده هم یکی از ترفندهای شناخته شده هست .این جو سازیها و تحریک احساسات از روی حقایقی که خود نویسنده و گوینده نیز به اونها واقف هست، ترفندی است که متاسفانه در چنین مواردی از طرف بعضی افراد که اصل مطلب یا شکل غیر صدا و سیماییش ،به مذاقشون سازگار نیست به کار میره.اینها بعلاوهء سوء استفاده از قربانیان و رزمندگان، اونچنان که در بعضی کامنتها و لینکها نمایان هست و همونطور که گفتم “قربانی رو قربانی کردن”، از روشهای آشنای بعضی افراد است که در قبال حرفی “غیر صدا و سیمایی” از جنگ زدن، برای فرد گوینده اون حرف به کار میره.
    با کمانگیر در این باره موافقم، بویژه این پاراگرافش :”تبدیل کردن پدیده ها به یک کل و جلوگیری از تحلیل ِ جزء به جزء آنها یک ترفند ِ بسیار کارآمد برای بستن راه انتقاد است. مثلا در مورد جنگ ایران و عراق، واضح است که هر انسان منصفی با دیدن آدمیزادی که مجبور به حمل ِ کپسول اکسیژن برای کار ساده ی نفس کشیدن است دلش به لرزه در می آید. این احساس ِ خالص انسانی را می توان اما دستمایه ی بستن راه کنکاش در زمینه ی رخداد ِ جنگ کرد. به این ترتیب، وقتی در مورد شروع، ادامه و مدیریت جنگ سوال می کنی،گفتگو بسرعت به نقاط حساس کشیده می شود. به عبارت دیگر، جانباز ِ خسته تن باز هم می شود دیوار گوشتی برای محافظت از نقاطی که به آنها نباید نور بتابد: کسی قرار نیست بپرسد وقتی آیت الله گفت “جنگ چیز خوبی است” دقیقا منظورش چه بود”

  30. روزانه ها » Blog Archive » مصایب یک کمانگیر با یوتیوب - پستهای جنگ:

    [...] شروع جنگ خانمان برانداز، بزرگداشت دارد؟ - سمیه توحیدلو [...]

  31. حمید:

    و اونهایی که حرف از بزرگداشت زدند.بزرگداشت قربانیان باید انجام بگیره (حرف خانم توحید لو هم این نبود که نباید باشه،چرا حرف رو تحریف میکنید؟البته اگر منظورش رو نگرفتید حرفی جدا هست)این بزرگداشت آری، ولی بزرگداشت “جنگ” نه. اونچیزی که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی انجام میگیره، بزرگداشت خود جنگ و رضایت از خود جنگ و “نعمت” دانستن جنگ و ابراز خوشحالی از وجودش و بی اهمیت شماری قربانیان هست. در کنار این بزرگداشت،جنایتکارهای جنگی هم باید محاکمه بشند،افرادی مانند خمینی و دیگر مقامات رژیم.

  32. مجید:

    سلام
    در مورد مطلبی که نوشته ام میخواهمم نظر شما را جویا شوم.

  33. حجت:

    طلبه این چه عادت زشتیه که تو داری که تا یکی یه چیزی میگه یا به فرعیات بی ربط قضیه گیر میدی و یا به اخلاقیلات که هیچ ربطی به حرف طرف نداره گیر میدی.
    طلبه و همه کسانی که اومدین اینجا و از شهدا و رزمندگان جنگ طرفداری کردید ، به خدا به پیر یه پیغمبر به ۱۴ معصوم به ۱۲۴۰۰۰ پیامبر به پدرم به ماردم به همه جد و آبادمون هیچ کس نیومده اینجا به شهدا و رزمندگان بی احترامی کنه . باز همه قسم به همه اون مفدسات بالا که قسم خوردم هممون چاکر و مخلصشون هم هستیم و احترامشون هم برای هممون واجبه .
    بابا آخه یعنی چی تا یکی از دهنش در میاد که بگه “جنگ” ملت سلحشور شهید پرور ایران بدون ذره ای فکر کردن میپرن وسط و هر چی در مورد شهدا و جانبازان است میریزن رو . آخه برادر من خواهر من کی اصلا حرف از شهدا و جانبازان زد .
    همه تون رو قسم میدم یکم واقع بین باشین و اصل قضیه رو درک کنید . برادر من ، خواهر من به خدا از جنگ حرف زدن که همش از شهدا و جانبازان و فداکاریها نمیشه که . به خدا چاکر و مخلص همشون هم هستیم و تا عمر داریم قدر دانشون .
    من تعجب میکنم از این کسانی که می خوان از بحث جنگ ، خود کفایی و استقلال و … رو نتیجه بگیرن . والا همین الانشم که ۲۰ سال از پایان جنگ می گذره مورد خیلی خاصی از خودکفایی رو نمیبینیم . فقط دلمون خوشه به اینکه هر از گاهی ریسجمهور محترم بیاد برامون سخنرانی کنه که آره “تحریمها بر ما اثری نداره” . یکی نیست بهش بگه آخه ……………. دیگه می خوای چی بشه که بگی تحریمها بر ما اثر داره . الانم که دوباره تشریف بردن نیویورک تا برای چهارمین بار هم دوباره گند بزنن به تمام معادلات سیاسی ایران و جهان . خدا به خیر بگذرونه این سخنرانی چند روز دیگه ایشون رو در سازمان ملل . من که از همین الان بدنم میلرزه که دوباره میخواد چی بگه .
    باور کنید این سخنرانیهای احمدینژاد از ابتدای ریاست جمهوری تا حالا خسارتش خیلی بیشتر از ۸ سال جنگ با عراق بوده .

  34. حمید:

    روحیات خمینی و نوچه هایش بالفطره جنایتکارش:
    وقتیکه به آخوندی از جمهوری اسلامی گفته میشه چندین هزار نفر کشته شده اند با خونسردی میگه:”به ما میگویند شما چند هزار شهید داده اید. میگوییم دادیم که دادیم.خیلی هم برایشان خوب شد که به فیض شهادت رسیدند و با حمزه سیدالشهادا و امام حسین و ابوالفضل محشور شدند و فیض بدندتازه از برکت آنها صنعت ما هم بالا رفت و افسردگی ما هم پایین آمد(منظورش این هست که میل آدمکشی وخون و خونریزی که در وجود خودش و امثال خودش غلیان داشته،و بواسطه عدم برآورده شدنش احساس افسردگی میکرده، تا اندازه ای با این قربانیان فروکش کرده و اندکی از افسردگیش کاسته شده). پس ما یک قدرت در خاورمیانه شدیم.خواب را از چشم ریگان گرفتیم.” (آخوند گیلانی،ییس دادگاههای شرع انقلاب اسلامی،۶۱)

  35. maryam:

    کاری به جنگ و … ندارم اما چیزهایی که من از صدا و سیما دیدم نه امسال نه هیچ ساله دیگه ایه برام حالت جشن رو تداعی نمی کرد.بیشتر تلخی دیدم تا جشن.خوب وقتی یه عالمه جسد و گریه و خون نشون میدن یعنی این جشنه آیا؟البته من موافقم باهات که برای گرامیداشت شاید زمانه بهتری لازم بود.به پیشنهاد تو روزی که اون عهد نامه بسته شد.خوب حالا تصور کن امام خمینی درا اون روز گفته من جام زهر رو نوشیده ام بعد بیان تو این روز گرامیداشت بر گزار کنن؟برگزاری سالگرد نوشیدن جام زهر؟باید قبول کرد اشکال اساسی از طرف صدا و سیما نیست.اشکال از جای دیگه ایه.وقتی سالها در ذهن مردم کرده اند که حیف شد که جنگ تمام شد و ۸ سال کم بود برای جنگیدن چه انتظاره دیگه ایه داری؟به نظرم سمیه جان ما باید نقد کنیم از افرادیکه مدت ها برامون حرفشو حجت بوده و حالا داریم می فهمیم چه کلاه گشادی سرمون رفته(البته اینجا خودم رو میگم)

  36. nik:

    سلام
    به درست و غلط حرفهایت کار ندارم و وارد این مناقشه هم نمیشوم اما محسن رضایی چند وقت قبل همین حرفهرا در http://www.rezaee.ir/fa/pages/?cid=5024 زده ببین

  37. گمشده در ترجمه « کهن دیارا:

    [...] آماده میشود برای یک ترجمه پر و پیمان از جمله “شروع جنگ خانمان برانداز، بزرگداشت دارد؟” و نتیجه خواهد بود: بیایید همگی با هم آلزایمر [...]

  38. مصطفی:

    مردان بزرگی را می شناسم، که رفتند تا بمانیم!

    شاید هم برعکس

  39. حمید:

    “آزیر قرمز جنگ، چسب های ضربدری روی شیشه ها، رادیوهای کوچک جیبی برای شنیدن اخبار، پناهگاه های سیمانی، صدای سوت موشک،…” اونروزها رو توی ذهنم میاره که توی مدرسه باید یهو میدویدیم توی سنگرهای کثیف،سنگرهایی که حالا یا پر شدند یا تبدیل به انبار شدند.یا زمانی که توی خونه بودیم و میپریدیم توی سنگری که توی محلمون با همکاری اهالی ساخته شد بود. یا برای مدتی که رفتیم یکی از شهرستانهای اطراف و… درخشش موشکهای عراقی درآسمان شب یا زوزه جنگنده های عراقی که از ورودی پناهگاه در حالیکه رادیویی توی دستمون بود،بالای سرمون تماشاش میکردیم و با خودمون فکر میکردیم که آیا بمب و مهماتی رو که همراه داره در کجای شهر فرو خواهد نشاند؟

  40. شیرجواد:

    با تشکر از حمید بخاطر کامنت‌های به جاش.
    به قول فرندفیدی‌ها لایک برای حمید.

    حجت جان به بخش انتهایی کامنت شما هم کلی خندیدم. دمت گرم.

  41. منبرنت » بایگانی وبنامه (وب‌نامه (وبلاگ)) » چگونه مدعیان روشنفکری چاره‌ای جز مغالطه ندارند:

    [...] یادداشت عجیب خانم توحیدلو فتح باب مباحثی شد که دیشب کلید خورد.خلاصه کلام خانم توحیدلو که باحمایت جدی آرش کمانگیر مواجه شد این است : « راستش یک چیز را نمی فهمم. در کجای دنیا شروع یک جنگ خانمان برانداز جشن و پایکوبی دارد؟ چرا بزرگداشت های ما از این جنگ و حتی خاطره خوانی هایمان را گذاشته ایم شروع این جنگ؟ مگر شروع جنگ عزیز است؟ مگر شروع جنگ آن هم حمله یک متجاوز و آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ باید با افتخار بازگو شود؟ یادآوری این روز به عنوان روزی که صلح از میان رفت، خوب است. اما جشن و بزرگداشت های همه ساله در این روز کمی جای سوال دارد!» چند نکته کوتاه را برای خانم دکتر و کمانگیر می نویسم: ۱- تعبیر هفته دفاع مقدس به « جشن و پایکوبی » را برای اولین‌بار از شما شنیدم.درواقع شما نظام را متهم به تفکر خودساخته خود می کنید.اصولا جشن به برنامه‌هایی گفته می‌شود که در آن همه‌جا را چراغانی کنند، شیرینی پخش کنند و برنامه‌های شاد برگزار کنند.(مثل ایام نیمسه شعبان یا دهه فجر) سوال من از شما این است : در هفته دفاع مقدس کجا را چراغانی می‌کنند؟ در کجا جشن و پایکوبی برگزار می‌کنند؟؟ این ایام را به نام دفاع مقدس نامیدند تا بزرگداشت همه آنهائی باشد که در جنگ سهمی داشتند..از خانواده شهدا گرفته تا آوارگان و …. . در این هفته سعی می کنند ابعاد مختلف جنگ خانمانسوز را برای همه خصوصا جوانان بیان کنند.در این هفته رژه نیروهای مسلح برگزار می شود تا اقتدار نظامی به رخ دشمن کشیده شود.خب کجای این کار ایراد دارد؟؟ ۲- از خانم دکتر و آرش کمانگیر شگفت زده شدم ، به چند دلیل؟ چرا این دو نفر پیش از نوشتن یادداشت خود نیم نگاهی به ایام سال نکردند و جستجوئی نفرمودند ؟؟ بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی سوم خرداد (روز فتح خرمشهر) به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزی نامگذاری شده و در این روز برنامه‌های شاد و جشنواره‌های مختلفی برگزار می شود؟خب خانم دکتر ! حالا حرفتان چیست؟ در روزی که خرمشهر آزاد شد ، ما جشن پیروزی برگزار می کنیم.نمی دانم این مسئله را ندیدید یا اینکه ….. ۳- از خانم دکتر و آرش کمانگیر عاجزانه خواهش می کنم دلیلی بر این مدعای خود بیاورند که :« مگر شروع جنگ عزیز است؟ مگر شروع جنگ آن هم حمله یک متجاوز و آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ باید با افتخار بازگو شود؟ یادآوری این روز به عنوان روزی که صلح از میان رفت، خوب است. اما جشن و بزرگداشت های همه ساله در این روز کمی جای سوال دارد!»به راستی چه کسی گفته است شروع این جنگ برای ما عزیز بوده است ؟؟ بله.امام راحل ما فرمودند « جنگ نعمتی برای کشور ما بوده است» و چه سخن حکیمانه‌ای .بله کشور ما توانست در جنگ ناخواسته که می توانست به تسخیر ایران به دست دشمن خاتمه یابد ، استقلال نظامی داشته باشد..بهترین فرماندهان نظامی را تربیت کند و از نظر نظامی خود را دهها سال جلو بیاندازد.این جنگ خانمانسوز بود اما تجربه آن برای دستگاه نظامی ما باعث می شود هر جنگ جدیدی را به نفع خود تمام کند..پس این جنگ ناخواسته نعمت بزرگی برای کشور ما بود. ۴- مشکل خانم دکتر زاویه دید است.ایشان گفته اند :« خلاصه اینکه همیشه همزمان با آغاز پاییز بساط جنگ و رژه و بزرگداشت به پاست. بد نیست ببینیم که چرا این روز را پاس می داریم. شروع یک جنگ خانمان برانداز بدون شک جشن و بزرگداشت ندارد!» در حالی که استدلال ما این است که روز ۳۱ شهریور آغاز جنگ برای عراق و حامیان او بویژه آمریکا است و برای ایران «آغاز دفاع» است. بازهم تاکید می کنم.این هفته برای ایران «بزرگداشت دفاع» است.دفاع برابر کشوری که توسط دهها کشور عربی و غربی تامین مالی و تسلیحاتی می شد. خانم دکتر ، بزرگداشت دفاع پیروزمندانه چه اشکالی دارد ؟ ۵- در باب مسئله مدیریت و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر هم گفتنی‌ها زیاد است.خلاصه آنکه برای همه اظهار نظر کردن در این خصوص و پس آز انکه نزدیک به ۲۰ سال از ماجرا می‌گذرد و جنگ به پایان رسیده‌است کار بسیار آسانی است.اصولا در مسائل بحرانی خصوصا جنگ که نمی شد آینده و حتی یک ساعت بعد را پیش‌بینی کرد ، می توان نقدهای فراوانی نوشت.چراهای بسیاری گفت.بله . پس از فتح خرمشهر بحث پایان جنگ مطرح شد،اما آیا قبول کردن صلح پایان همه مسائل است ؟ پس میلیاردها دلار غرامت چه می‌شود؟ سازمان ملل هنوز حاظر نبود عراق را مقصر جنگ اعلام کند.هنوز مناطقی از ایران در دست دشمن بود ، احتمال سوء استفاده از این فرصت برای دشمن وجود داشت مثل عملیات مرصاد که پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران ، منافقین با حمایت کامل عراق جنگ مجددی را راه اندازی کردند.صدها مسئله در این بین وجود داشت که نمی‌شد جنگ را تمام کرد.و جالبتر از آنکه برای جماعت مریض ! همیشه بهانه برای ایرادات بنی اسرائیلی خود دارند. با تمام وجود می توانم قسم بخورم که اگر آن ایام جنگ تمام می شد ، همین جماعت به ظاهر روشنفکر فریاد وطن خواهی سرمی‌دادند و نظام را متهم به شکست می‌کردند.بله همین جماعتی که امروز معترض به ادامه جنگ هستند نخستین کسانی بودند که اعتراض می کردند : « چرا ایران پس از فتح خرمشهر جنگ را تمام کرد !!!». [...]

  42. h@med:

    جنک خانمان سوز .
    جنگ بزرگداشت ندارد و این بزرگداشت رو اونایی می گیرن که از این جنگ سود بردن و براشون نعمت بوده …
    تو جنگ من سنی نداشتم ولی چون تو اهواز زندگی می کردیم ، ترس عبور هواپیما ها ، بمباران شرکتی که بابام توش کار می کرد و … همیشه با من هست .

  43. حمید:

    باید صریحا بگویم که جنگ ایران و عراق مستقیما به نفع اسراییل خدمت میکند(اسحق شمیر،نخست وزیر وقت اسراییل)
    جنگ ابران و عراق مسلما مار را به دردسر مزمن دجار نمیکند. البته ایران مدعیست که میخواهد بیت المقدس را آراد کند،ولی برای رسیدن به آنجا باید از عراق و اردن بگذرد،یعنی اول این دو کشور را ویران کند،و این درست همان چیزی است که ما میخواهیم،زیرا در این راه خود ایران هم ویران خواهد شد(رافائل ایتان،رییس وقت ستاد ارتش اسراییل)

  44. احمد نجمی:

    چگونه مدعیان روشنفکری چاره‌ای جز مغالطه ندارند !!!
    از خانم دکتر و آرش کمانگیر شگفت زده شدم ، به چند دلیل؟ چرا این دو نفر پیش از نوشتن یادداشت خود نیم نگاهی به ایام سال نکردند و جستجوئی نفرمودند ؟؟ بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی سوم خرداد (روز فتح خرمشهر) به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزی نامگذاری شده و در این روز برنامه‌های شاد و جشنواره‌های مختلفی برگزار می شود؟خب خانم دکتر ! حالا حرفتان چیست؟ در روزی که خرمشهر آزاد شد ، ما جشن پیروزی برگزار می کنیم.نمی دانم این مسئله را ندیدید یا اینکه …..
    http://menbar.ir/1387/07/01/jangh/

  45. می قبولانند آنچه را می خواهند « 10 ثانیه:

    [...] سپتامبر ۲۲nd, 2008 بحث از اینجا شروع شد که خانم توحیدلو در مطلبی خرده گرفتند از برگزاری جشن در سالروز حمله عراق به [...]

  46. سید محمدرضا فخری:

    سلام. در همه ی ملیتها و تمدنها، روزهای حماسی و ماندگاری هست که جزئی از هویت ملی به حساب می آید و پاسداشت آنها، نگاهداری از مولفه های کلیدی یک تمدن و فرهنگ است. چرا به پاسداشت هفته ی دفاع مقدس اینگونه نمی نگرید؟ این یک نیاز برای حال و آینده یک ملت است، مستقل از مرام و مسلک و اعتقاداتشون. شخصیت و غرور و هویت ملی یک سرزمین نیاز دارد به پرداختن حماسه های ملی آن و برای حفظ آینده ی آن سرزمین ضروریست، درست مثل تجهیز دفاعی آن. این حرف شما مثل آنست که بگوئید جنگ خیلی تلخ است و بهترست همه اسلحه ها را بریزیم به دریا، تا این داستان تلخ برای همیشه منتفی گردد. اگر تجهیز جنگی یک مملکت یک نیاز بدیهی عقلیست، پرداختن به التزامات آن هم، همچنین.

  47. طلبه:

    خانم توحیدلو
    گفته اید: “شروع یک جنگ خانمان برانداز بدون شک جشن و بزرگداشت ندارد!”
    بزرگداشت را شاید بتوان پذیرفت، ولی جشن دانستن، آن هم برای شروع جنگ؟ به نظر می رسد در استفاده از الفاظ دقت کافی نکرده اید. بزرگداشت هم اگر برای یادآوری آنچه گذشته است و کسب تجربه برای آینده باشد نه تنها بی اشکال که امری لازم است. تا آنجا هم که می دانم معمولا روز آزادسازی خرمشهر را جشن می گیرند.
    البته این که آیا برنامه هایی که در هر یک از مناسبت های جنگ انجام می شودچه اشکالاتی دارد و به ویژه صدا و سیما چه کوتاهی هایی در این باره دارد امری است که باید به طور مفصل بررسی شود.
    مطلب دیگر آن که به نظر من این که چه روزی جشن باشد و چه روزی بزرگداشت و … یک موضوع فرعی و غیر مهم است. مهم آن است که از این واقعه مهم در تاریخ کشورمان درس ها و تجربه های لازم گرفته شود برای پیشگیری از حوادث مشابه در آینده. همچنین از این تجربه ها برای رشد و پیشرفت جامعه استفاده گردد. و گر نه اگر روز پایان جنگ هم بزرگداشت اانجام می شد باز هم می شد به ان اشکال کرد و همین بحث ها را مطرح نمود.

  48. مریم:

    مگر شروع جنگ عزیز است؟
    خیر شروع دفاع از وطن عزیز است.

  49. طلبه:

    جناب حمید آقا و آقا حجت
    خدا را شکر که همه ما در ستایش از انسان هایی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در مقابل دشمن ایستادگی کردند اتفاق نظر داریم.
    ولی نکته این است که بخصوص حمید آقا باید توجه کند که چه ایشان دوست داشته باشد چه نداشته باشد همین آیت الله خمینی که ایشان با این نفرت از او سخن می گوید یکی از مهم ترین عواملی بود که نگذاشت ذره ای از خاک این کشور از دست برود. نقش ایشان در بسیج نیروها و ایجاد روحیه مبارزه با ارتش عراق که توسط اغلب کشورهای دنیا پشتیبانی می شد غیر قابل انکار است.
    بنده چون خودم چندین سال به طور مستقیم در جبهه بودم و تقریب تمام طول جنگ را حتی تا روزهای پس از قطعنامه را با بچه های مختلف جنگ ارتباط داشتم این را با قاطعیت می گویم که بخش عمده نیروهایی که رفتند و دفاع کردند فقط به خاطر اطاعت از سخنان رهبرشان بود و برای دفاع از دین و دفاع از کشورشان.
    خوشبختانه هنوز مدت زمان زیادی از جنگ گذشته است و می توان بدون توجه به تیپبلیغات صدا و سیما و … رفت و این مسائل را تحقیق کرد.

  50. طلبه:

    مسئله زمان مناسب برای پایان دادن به جنگ، یا اشتباه ها و خطاهایی که انجام گرفت البته نکته ای است که باید مورد بررسی قرار گیرد. این بحث ها در زمان جنگ هم مطرح بود و تازگی ندارد. تصمیم هایی که آن زمان گرفته شد تابع شرایط همان زمان است و لعن و نفرین کردن امروز ما به تصمیم گیران آن زمان هم هیچ گرهی را باز نمی کند. کاری که امروز می شود کرد آن است که ببینیم چه باید کرد که شرایط آن زمان دوباره تکرار نشود.
    بله. امروز که جنگ تمام شده و حدود بیست سال از آن روزها گذشت است همه ما می توانیم به راحتی دنبال مقصر بگردیم ولی توجه نمی کنیم که در آن زمان با آن شرایط داخلی و خارجی که ایران داشت تصمیم گیری برای مسوولان کشور و فرماندهان جنگ چقدر دشوار و سخت بود. به ویژه این که ما با دشمنی مواجه بودیم که اولا خودشروع کننده تهاجم بود ثانیا به هیچ وجه نمی شد به قول و قرار های او و حامیان اش اعتماد کرد.
    شاهد این مطلب آن که زمان پذیرش قطعنامه من خودم در جبهه بودم و دیدم که عراق چگونه مجددا حمله خود را برای اشغال برخی شهرها آغاز کرد و حتی تا نزدیکی اهواز هم آمد.
    به نظر می رسد برای قضاوت منصفانه تر باید منتظر روزی ماند که اسناد بیشتری از جنگ منتشر شود و افراد بیشتری از دست اندرکاران آن حرف های خود را بیان نمایند. تا آن روز وجدان و انصاف حکم می کند که کمی با احتیاط حرف بزنیم.

  51. علی - AhmadinejadFans:

    بسم الرب الشهدا و الصدیقین
    اول : از همه دوستان خواهش میکنم احترام هم دیگه رو نگه دارید و تحمل نظرات مخالف رو داشته باشید .
    دوم : خلاصه اینکه ، ما برای جنگ و خونریزی جشن نمی گیریم ، بلکه برای اون جوونهایی بزرگداشت میگیریم ، که “”برای اسلام و امام “” ( و در مرحله بعد هم شاید برای وطن ) جنگیدند ، دستشان را از دست دادند و شاید هم جانشان را … .
    سوم : اینکه گفتم ” خلاصه ” برای این بود که مسلما سال دیگر هم همین بساط را داریم ، همان طور که سالهای پیش داشتیم … پس بهتره بقیه انرژی ام رو بزارم برای اون موقع!!

  52. سعید:

    واقعاً متأسفم برای کسانی که بدور از ادب و نزاکت اینجا مطلب می نویسند و خودشان را روشنفکر می دانند . البته در پاسخ به مطلب خانم توحید لو باید عرض کنم که ما در یک هفته ای که به قول شما جشن و در واقع بزرگداشت می گیریم صحبت از دفاع است و نه جنگ ! ما که شروع کننده جنگ نبودیم تا برای آن جشن بگیریم ! جنگی به ما تحمیل شد و ما برای دفاع از خود اقدام کردیم در این هفته جهت قدردانی از کسانی که دست به این دفاع زدند از آنان تجلیل می شود . کجای اینکار ایراد دارد ؟ چرا زمانش را تغییر دهیم ؟ که مثلاً چه اتفاقی بیافتد ؟ اصل قضیه عوض می شود ؟ جهانی که قبول کرده ما آغاز کننده جنگ نبودیم با این تغییر زمانی به اطمینان می رسد ؟ که ما صلح طلب هستیم ؟ بعضی ها با ادبیاتی در شأن خودشان صحبت از جنایتکاران جنگی و محاکمه آنان نمودند ! خواب دیدید خیر باشه ! مگر ما آغاز کننده جنگ بودیم و مسئولین ما دستور شروع جنگ را دادند ؟ شاید فردا باید کسانی که رفتند و جان خود را در راه دفاع کف دست گذاشتند هم باید پای میز محاکمه کشیده شوند !؟ عجبم از کسانی که مدعی اند پرانشان در جنگ بودند و سختی کشیدند و اینگونه حرف می زنند !
    خانم توحیدلو! زیر سوال بردن دفاع مقدس مساویست با زیر سوال بردن شهدا و جانبازان و همه آنانی که در این دفاع بودند و زحمت کشیدند . مگر می شود شهید و جانباز و آزاده را از دفاع مقدس جدادانست ؟ که شما و دیگرانی که موافق نظرتان هستند اینها را از هم جدا می کنید ؟ دفاع ما یک دفاع شرافتمندانه بود و کسانی هم که رفتند چه برای خاک رفته باشند چه برای دین (که ما هیچ تضادی در این دو نمی بینیم)به آن افتخار می کنند و اگر هم باشند کسانی که داغ پشیمانی بر پیشانی زده باشند نمی توانند ملاک قضاوت قرار بگیرند .
    در خاتمه به آنهایی که در بیان نظرات خود رعایت ادب را نمی نمایند برادرانه توصیه می کنم مودب باشند و محیط فرهنگی را آلوده نسازند .

  53. چرا آغاز این جنگ یادبود می خواهد؟! « بیزنس بلاگر:

    [...] هم کلید بحث دای در باره جنگ ۸ ساله ایران و عراق را این مطلب خانم توحیدلو زد! کار به فرندفید کشید و پستی که خود خانم [...]

  54. فرزاد زمانی:

    خانم توحیدلو! مطلب من در مورد بهمین بحث پابلیش شد! مشتاق شنیدن نظرات شما هستم!
    http://bizbloger.wordpress.com/2008/09/22/why-we-need-to-remember-begining-of-iran-iraq-war/

  55. داوود:

    # فرناز گفته:
    ۳۱ شهریور ۸۷ @ ۱۱:۳۸ ب.ظ

    شکوفایی استعداد؟!! خودکفایی؟!! تلالو وجود جوان ایرانی؟!!! شما حالتان خوب هست آن وقت؟ :-) گاهی نگاهی به دور و اطراف می اندازید هیچ؟ :-) شما هم سعی کنید نگاهی به تاریج جنگ ها در دنیا بیاندازید! احتمالن شاید متوجه بشوید چرا دنیا در ستایش صلح سخن می گوید و تلاش می کند!

    مدت ها بود جوکی به این تلخی نشنیده بودم!
    ——————————————-
    اندازه فرناز سیفی همان قدری است که مادرش روز بازداشتش گفت: یه مرد پولدار گیر بیار از این خرابشده برو! و همان قدری که دوست نزدیکش تعریف می کرد: روز فرودگاه فرناز داشت از ترس قبض روح میشد اما برگشت بین بجه ها از خودش یه قهرمان ساخت!
    ———————
    حرفهای تو همانقدر می ارزد که خودت !

  56. شیرجواد:

    آقای احمد نجفی در مورد این بحث پستی رو نوشته‌اند که از زوایایی قابل تامله،

    آدرس پست آقای نجفی: http://menbar.ir/1387/07/01/jangh

    *************** ضد نقد و البته ضد میکی‌موس ***************

    این آقای احمد نجفی بخش اول پست “چگونه مدعیان روشنفکری چاره‌ای جز مغالطه ندارند” رو خوب شروع کرد، اما کم کم زد به صحرای کربلا، آخرش هم انگیزه‌خوانی عجیبی کرد؛ او در توضیح این موضوع که چرا پس از آزادسازی خرمشهر در خرداد ۶۱ خمینی دستور ادامۀ جنگ رو صادر کرد، گفته که:

    “… و جالبتر از آنکه برای جماعت مریض! همیشه بهانه برای ایرادات بنی اسرائیلی وجود دارند. با تمام وجود می توانم قسم بخورم که اگر آن ایام جنگ تمام می شد ، همین جماعت به ظاهر روشنفکر فریاد وطن
    خواهی سرمی‌دادند و نظام را متهم به شکست می‌کردند.بله همین جماعتی که امروز معترض به ادامه جنگ هستند نخستین کسانی بودند که اعتراض می کردند : « چرا ایران پس از فتح خرمشهر جنگ را تمام کرد !!!»…”

    ۱- احمد گرامی، لزومی نداره که با تمام وجودت قسم بخوری، همون با زبونت هم اگه قسم خورده باشی روزه‌ات رو باطل کرده‌ای…
    **********************
    ایشان در جای دیگری گفته:

    “… امام راحل ما فرمودند « جنگ نعمتی برای کشور ما بوده است» و چه سخن حکیمانه‌ای .بله کشور ما توانست در جنگ ناخواسته که می توانست به تسخیر ایران به دست دشمن خاتمه یابد ، استقلال نظامی داشته باشد..بهترین فرماندهان نظامی را تربیت کند و از نظر نظامی خود را دهها سال جلو بیاندازد.این جنگ خانمانسوز بود اما تجربه آن برای دستگاه نظامی ما باعث می شود هر جنگ جدیدی را به نفع خود تمام کند…”

    ۲- اگر واقعاً طرز تفکر شما اینست، من حرفی برای گفتن ندارم.
    *********************
    اما ادامۀ بحث چندان سرگرم کننده نیست:

    ” … این یادداشت را تقدیم می کنم به همه خانواده شهدا خصوص برادر بزرگترم محسن نجمی که در هفده سالگی به جبهه و رفت در منطقه فاو قطع نخاع شد و تا آخر عمر باید بر روی ویلچر بنشیند و شاهد تفسیرهای عجیب و غریب تیپ روشنفکران از عملکردش باشد…”

    احمد عزیز مطمئنم که باور نخواهی کرد اگر بگویم که تا چه حد از خواندن این پاراگراف متاثر شدم، اما ایکاش برای یکبار هم که شده، منصفانه از خودت می‌پرسیدی که چه سیاست گذاری‌‌های غلطی باعث آغاز جنگی شد که به قول خودت گویی در اون تمام دنیا بر علیه ایران موضع گیری کرده بودند (نقل به مضمون)…
    ********************
    اکیداً توصیه می‌کنم که مطلب “نگاهی به تاریخچه هشت سال جنگ ایران و عراق” رو مطالعه کنید.
    آدرس:
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/09/printable/050920_pm-mv-war-history.shtml
    *********************

    توضیحات:

    الف- بحث ضدیت با میکی‌موس هم شوخی‌ای بود که به خاطر مشاهدۀ عکسی در گوشۀ “بالا سمت راست” وبلاگ ایشون، مطرح کردم.

  57. سلما:

    شاید دلیل این که بزرگداشت روز آخر جنگ ایران عراق برگزار نمی شود این است که این جنگ پایان مشخصی نداشت.یعنی یک روز معین را نمی توان برای پایان آن در نظر گرفت. اگر به خاطر داشته باشید عراق بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸ باز هم به ایران حمله کرد. دایی من بعد از قبول قطعنامه یعنی در ۱ مرداد ۱۳۶۷ شهید شد. به نظر شما روز قبول قطعنامه پایان جنگ بود؟ پیشنهاد بدهید روز شهادت آخرین شهید در ایران را گرامی بدارند شاید قابل قبول باشد!!

  58. مهدی - بچه‌های قلم:

    به نام خدا
    سلام
    یا در این کشور زندگی نمی کنی و یا اینکه…
    تا جایی که دیده و شنیده و خوانده‌ایم، ما دفاع کردیم، نه جنگ!
    ولی نمی دانم چرا بعضی‌ها گاهی از روی جهل و گاهی از روی غرض و مرض! از تاریخ معاصری که خیلی‌ از ما خود درکش کرده‌ایم و دیده‌ایم! طور دیگری یاد می‌کنند.
    اگر یاد نکنیم از کسانی که دفاع کردند و حماسه آفریدند، شاید من و شما یادمان می‌رفت که اگر نبودند آن مردان مرد، مردانمان به حقارت و بیگاری و بدبختی در زیر دست صدام و صدامیان می‌افتادند و زنانمان و حتی شاید همین شما خانم دکتر[که اگر نبودند آن شیرمردان و شیر زنان دکتر نبودید]هم در حجله نامردان عرب…

    و چه زیبا گفت دکتر چمران:
    “هنگامی که شیپور جنگ نواخته شود، شناختن مرد از نامرد آسان می‌شود…”
    و امروز کجاست تا ببیند یاد کردن از دفاع مقدس این ملت و پاس داشتن شهدایش خشونت و جنایت است.

  59. در باب مطلب اخیر خانم توحیدلو « آخرین وضعیت:

    [...] ۲۲, ۲۰۰۸ in Uncategorized می‌خواستم در مورد مطلب اخیر خانم توحیدلو چیزی بنویسم. با این حال هنوز شروع به نوشتن نکرده بودم [...]

  60. در باب مطلب اخیر خانم توحیدلو « آخرین وضعیت: روزانه‌های پویا‌شوقی:

    [...] ب.ظ on سپتامبر ۲۲, ۲۰۰۸ | # | می‌خواستم در مورد مطلب اخیر خانم توحیدلو چیزی بنویسم. با این حال هنوز شروع به نوشتن نکرده بودم [...]

  61. وحیدیسم » شروع را ببینیم:

    [...] «شروع جنگ خانمان برانداز، بزرگداشت دارد؟» [...]

  62. بهمن 39:

    روزی درویشی به مسجدی رفت و شروع به کشیدن حشیش نمود خادم مسجد به وی اعتراض نمود درویش به خادم نگاهی کرد و دید خادم از یک چشم کور و کر وشل و قیافه بسیار زشتی دارد درویش به وی گفت خدا در حق تو انچنان لطفی نکرده که تو با این تعصب از خانه وی مواظبت می کنی .خانم دکتر جمهوری اسلامی و نظام حداقل به من که زخم خورده جنگ می باشم لطفی نکرده که من با تعصب روز شروع جنگ را جشن بگیرم.

  63. حمید:

    “چند نکته کوتاه را برای خانم دکتر و کمانگیر می نویسم: ۱- تعبیر هفته دفاع مقدس به « جشن و پایکوبی »…”خب همینکه میاند و جنگ رو جوری جلوه میدند که گویا موهبتی است که بر کشور ما نازل شده و “نعمتی” است که کشورمان ازش بهره مند شده و گویا نقل و نبات در اون تقسیم میکردند و کار رزمندگان و شهدا رو بازی با جنگی که اون رو بازیچه جلوه میدند، به حساب میارند،این یعنی اینکه خیلی از وجود این جنگ شاد و خوشحالند.گرچه اینها افراد خیلی وقیحی هستند،ولی شما چراغانی رو بهشون تخفیف بده.” درواقع شما نظام را متهم به تفکر خودساخته خود می کنید.” تمام حرفت توی این جمله خلاصه شده .در واقع درد اصلی شما برمیگرده به “نظام مقدس جمهوری آخوندیتون” .” دفاع مقدس نامیدند تا بزرگداشت همه آنهائی باشد که در جنگ سهمی داشتند” این برای بزرگداشت “انسان” نیست ،برای بزرگداشت خود”جنگ” است.” بله.امام راحل ما فرمودند « جنگ نعمتی برای کشور ما بوده است» و چه سخن حکیمانه‌ای” به راستی که عجب “امام حکیمی” و عجب سخنان حکیمانه ای.شاید دلیل این حرف ایشون این بوده که ایشون حکیم اعداد و ارقام بودند و حکمت بالغه ای در اینباره داشتند و همونطور که این حکیم اعداد،عدد میلیون رو به تلریون و چند هزار رو به میلیارد و … تبدیل میکردند ، شاید در این زمینه همه اعداد برعکس خیلی کوچک جلوه میکرده،مثلا:چند صد هزار کشته و مجروح و بی خانمان در نظرشون چند هزار و صدها میلیارد دلار خسارت رو چند میلیون تومن،و ۸ سال جنگ ۸ روز به حساب آوردندو نه تنها این اعداد کوچک نقمتی پیششون نبوده بلکه در برابر آموزش دیدن روشهای فرستادن روی مین و از خیل انسان،سپر ساختن فرماندهان ریش گنده سپاه، و از کشته،پشته ساختنشون نعمتی به حساب میآوردند. نمونه ای از حکمت عددی ایشون رو در زیر میبینید: “شما یاوه گویان با زندگی معنوی و سعادت اجتماعی یک گروه انبوه صد هزار میلیون نفری!! بازی میکنید”.”مقصود این قلمهای مسموم آن است که ما چندین هزار میلیون (میشه چندین میلیارد)بزرگان دین و فداکاران و شهیدان در راه خدا را جماد و پوسیده بدانیم”.توقع دارید ما از نقل معجزاتی که میلیونها میلیون جمعیت مسلمین و نصاری و یهود از انبیا را بطریق تواتر نقل میکنند دست برداریم؟”.”میلیونها میلیون سلاطین و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند و ما درباره آنها چیزی نگفتیم. چرا چرا شما امروز فقط درباره چند نفر این همه گفتگو به راه انداخته اید؟”و….(همه برگرفته از کتاب کشف الاسرار خمینی)” این موضوع مربوط به امروز و دیروز نیست. دو هزار!!! سال است آمریکا ما را استعمار کرده است.”(در دیدار با دانشجویان خط امام،پس از گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا،جماران،۱۹ آبان ۵۸).” در باب مسئله مدیریت و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر هم گفتنی‌ها زیاد است.خلاصه آنکه برای همه اظهار نظر کردن در این خصوص و پس آز انکه نزدیک به ۲۰ سال از ماجرا می‌گذرد و جنگ به پایان رسیده‌است کار بسیار آسانی است”. بله کار آسانیست ولی نه به خاطر اینکه ۲۰ سال ازش گذشته،به خاطر اینکه حقیقت مشخصه و این ۲۰ سال ۲۰۰۰ سال پیش نیست که واقعه اتفاق افتاده در اون ، در هاله ای از ابهام و ناشناخته باشه. و از همون اول هم همین انتقادها بوده،نه اینکه امروزه ساخته شده باشه. ۳۰ سال دیگه هم یکی مثل شما میاد و میگه حالا که ۳۰ سال گذشته… و یکی هم پیدا میشه و میگه این حرف ۲۰ سال پیش و ۳۰ سال پیش هم مطرح بوده. “این هفته برای ایران «بزرگداشت دفاع» است” تا آزاد سازی خرمشهر، “دفاع” بود و دفاعی عاقلانه و لازم ،بقیه اون “جنگ” بود و جنگی که از جانب”جمهوری اسلامی” به مردم ایران و عراق تحمیل شد و تمام خونهای ریخته شده در این مدت نیز به گردن مقامات همین رژیم است. ” اصولا در مسائل بحرانی خصوصا جنگ که نمی شد آینده و حتی یک ساعت بعد را پیش‌بینی کرد ، می توان نقدهای فراوانی نوشت” اصولا در این مورد قطعنامه هم نباید امضا میشد،چون یک ساعت بعدش مشخص نبود که چه میشود و نمیشود.عجب،عجب. مهم این هست که کار جمهوری اسلامی توجیه شود ،در این راه هر حرفی جایز هست.”می توان نقدهای فراوانی نوشت.چراهای بسیاری گفت.بله . پس از فتح خرمشهر بحث پایان جنگ مطرح شد،اما آیا قبول کردن صلح پایان همه مسائل است ؟” و البته چشم رو بر وقایع و حقایق باید بست،چون طرف ما “رهبر کبیر انقلاب ” و “نظام مقدس جمهوری اسلامی” هست و به هر قیمت که شده باید قضیه ماستمالی و به نفع این دو تمام شود. حتی اگر به قیمت بهمیت ندادن به جان صدها هزار انسان و میلیاردها دلار خسارت در میان باشد. مهم “خمینی” و “نظامش ” هست .” همین جماعت به ظاهر روشنفکر فریاد وطن خواهی سرمی‌دادند و نظام را متهم به شکست می‌کردند…” امروزه نظام رو متهم به شکست میکنیم. که با خفت قطعنامه را پذیرفت و با عزت در اوج پیروزی صلح را نپذیرفت. “بله همین جماعتی که امروز معترض به ادامه جنگ هستند نخستین کسانی بودند که اعتراض می کردند : « چرا ایران پس از فتح خرمشهر جنگ را تمام کرد !!!»” نه این جماعت، جماعتی نیستند که “نظام” دوست باشند و نظام رو بر میهن و مردم ترجیح بدهند و از هر خود فریبی ای و فرار از واقعیتی و توجیههای آبکی ای در این راستا استفاده کنند. اگر پس از پیروزی در خرمشهر، جنگ پایان یافته بود، مردم اینک میگفتند “مردم” (و نه نظام) متجاوزین به میهن را شکست دادند و وظیفه خودشون رو انجام دادند. و در مورد روز بزرگداشت “انسانهای جنگ” میتوانند روز آزاد سازی خرمشهر رو قرار بدند ولی جمهوری اسلامی روز آغاز جنگ رو که روز شومیست برگزیده. چون هدفش پاسداشت “انسانهای جنگ” نیست،هدفش گرامیداشت آنچه که اونرا “نعمت” مینامند،یعنی “جنگ” است. یا به گفته خانمتوحید لو میتوانست پایانش رو قرار بده ،چون پایان جنگ،روز مبارکیست،ولی باز اینها،پایان جنگ رو پایان “نعمت” میدونند،بنابراین اینکار رو نکردند.

  64. آزاده » تقدس:

    [...] محمدی که دوستش دارم و بحث های مربوط به جنگ (۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶ و ۷ و … [...]

  65. حمید:

    “بعضی ها با ادبیاتی در شأن خودشان صحبت از جنایتکاران جنگی و محاکمه آنان نمودند ! خواب دیدید خیر باشه ! مگر ما آغاز کننده جنگ بودیم و مسئولین ما دستور شروع جنگ را دادند ؟ ” نه آقا جان من حتی خواب این محاکمات رو نمیبینم،چون مشخصه که تا جمهوری اسلامی برپا هست،اینکار بصورت رسمی انجام پذیر نیست.(ولی بطور غیر رسمی و در دادگاهی به اندازه وجدان مردم ایران و جهان، اینها خیلی وقت است که نه تنها به خاطر جنایت جنگی،بلکه به خاطر تمامی جنایاتی که مرتکب شدند،محاکمه و محکوم شده اند”

  66. این کوتاه‌ترین طریق ِ وصول ِ به بهشت بود | مغشوش‌نوشت‌ها:

    [...] بهانه‌ی سؤال سمیه توحیدلو و بحث‌های مرتبط دز فریندفید (+ و [...]

  67. احمد نجمی:

    کاش تغییر تیترتان از « جشن » به « بزرگداشت » با توضیحی هرچند کوتاه بود!!!

  68. آنیا:

    خواهرعزیز، انتقاد شما دقیقاً به کجای قضیه هست؟ اینکه چرا جشن می گیرند و بزرگداشت نمی گیرند؟!! یا چرا آغاز جنگ را پاس می دارند و نه پایان آن را؟!
    اول، واقعاً نمی دانم کجا و چگونه حس «جشن و پایکوبی» برای شما تداعی شده. دوم، چرا پاسداشتن آغاز دفاع را مغایر با گرامیداشتن صلح می دانید؟ چرا باید «زمان بهتری» را انتخاب کنیم؟ چرا از بازگویی «آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ» شرم داشته باشیم؟ مگر ایران کشور آغاز کننده بود؟! اتفاقاً ذکر همان مشکلات و آوارگی ها دلاوری ها زیبایی صلح را در نظرمان صد چندان میکند چون «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار است.»

  69. حمید:

    فرند فید رو خوندم. پاسخهای آرش که به چند نفر جواب داده خوب بود. ولی طرفهای مقابل رفتند سراغ شعار دادن. اون “آمریکا دوستی” رو وسط کشید.اون رفت سراغ فروشندگان تسلیحات.اون رفت سراغ “عشق به شهادت” و اون رفت سراغ “سباز آمریکایی” واون رفت سراغ شعارهای صدا و سیما در ارتباط با “مدعیان حقوق بشر” و فرند فید ۲ هم که باز همون حکایت تحریف نظر شما و “قربانی کردن قربانی” بود(بعضیهاشون دانسته و بعضیهاشون متاسفانه نادانسته)

  70. حمید:

    حس میکنم افرادی دارند با نامهای مختلف کامنت میگذارند. با مقایسه میتوان تشخیص داد،حتی از رو فرم ظاهری کامنت.کار خوبی نیست آقا جان.

  71. حجت:

    آقای داوود تو که اینجوری به فرناز توپیدی ، اگر خودت هم در اون شرایطی قرار بگیری که نظام …. ج. ا . بخواد به هر بهانه الکی بهت گیر بده و سربه نیستت کنه مثل سگ لرزه میزدی و خودت و خیس میکردی.
    واقعا مادر فرناز اگر اون جمله رو گفته خیلی هم کار خوبی کرده و حرف خوبی زده. منم بتونم بار و بندیلم رو جمع میکنم و از این خراب شده که نمیشه تو هیچ سوراخیش اسم رهبر … رو بیاری میرم . هر روز که بیشتر در این مملکت میمونم حالم بیشتر به هم میخوره و متنفرتر میشم . مملکتی که یه مشت …. با ضریب هوشی زیر ۵ دارن حکومت میکنند به درد لای جرز هم نمیخوره . مملکتی که توش کردان وزیر کشور میشه صدای هیچ کسی هم در نمییاد دیگه به هیچ عنوان هیچ امیدی بهش نیست . یعنی این ماجرای وزیر شدن کردان رو برای خر تعریف کنی از خنده روده بر میشه و یه ار اری میکنه ولی تو این مملکت هیچ بنی بشری پیدا نشد که یه اعتراضی بکنه . تا همین حدش هم یکی بدونه میفهمه که این مملکت دیگه به درد لای جرز هم نمیخوره .
    خلاصه در مملکتی که همه چیزش با توصیه رهبر رقم بخوره … (میبینی که من هم در اینجا جرات نمیکنم درباره رهبر چیزی بنویسم - دیگه برو تا آخرش)

    به هر کسی که روزهای زندگیش براش ارزشمنده و امکان رفتن داره من هم توصیه میکنم بره .

  72. حمید:

    خانم توحیدلو یه میل براتون فرستادم.

  73. حمید:

    ۱۰ ثانیه و مغشوش نوشته ها و گمشده در ترجمه هم به نظر من خوب نوشتند.
    در مورد این سهمیه هم باید بگم که من اشکالی در سپاسگذاری از خانواده شهیدان، به نیابت از اونها نمیبینم.ولی، ولی نه در هر جایی و به هر شکلی و به هر روشی.به گونه ای باید آنها را پاسداشت و سپاسگذاری کرد که موجب تضییع حق فرد دیگری نشود. این خیلی مهم هست. که این پاسداشت موجب تضییع حقی نشود. در کجاها این پاسداشت که به خانواده شهدا تعلق میگیره موجب تضضیع حق میشه؟ برای نمونه در کنکور. در استخدامهای دولتی. در سهمیه های مختلفی از این دست. اگر میخوای بر اونها ارج بگذاری این روشش نیست. باید حمایتها و قدردانیهایی به روشهای دیگه ای برای نمونه، مادی صورت بگیره، نه حق دیگری رو تضییع کنه. خانه ای ،زمینی، حقوق ماهیانه ای. ولی به نظر میاد تعمدا این سهمیه ها و به این شکل قرار داده شده . چون اینها بیشتر توی چشم مردم هست و میخواد یک وسیله ترغیب به جبهه رفتن رو براشون در جنگ احتمالی دیگه ای فراهم کنه.

  74. حمید:

    “ولی نکته این است که بخصوص حمید آقا باید توجه کند که چه ایشان دوست داشته باشد چه نداشته باشد همین آیت الله خمینی که ایشان با این نفرت از او سخن می گوید یکی از مهم ترین عواملی بود که نگذاشت ذره ای از خاک این کشور از دست برود.” اینکه یه تعدادی رو با تبلیغات گسترده در زمانی که هنوز اوایل انقلاب محسوب میشد و از خمینی با تبلیغات بواسطه چهره سالخورده اش در نزد عده ای، ارزشی میساختند ،و با سوءاستفاده از جو سازیهای مذهبی، به جنگ بردند اصل قضیه رو تغییر نمیده که هیچ، جرم مقامات جمهوری اسلامی رو بیشتر همم میکنه. چون جنگی پس از خرمشهر نباید وجود میداشت و حالا که آتش جنگ رو روشن نگاه داشته اند و مردم رو با ترفندهای مختلف در این آتش میاندازند، این مشخصه که یک جنایت در جنایت هست.

  75. شیروا:

    درباره‌ی کامنتتان در مطلبم: من اون‌جور منظوری نداشتم. خلاصه سوتفاهم ایجاد کرده که اصلاح می‌شود. متن را بخوانید :ی

  76. فرناز:

    مادر پدر بنده به ما یاد دادند تو زندگی جز خودمان آویزون جیب و مقام کسی نباشیم. ملاحظه می کنید بنده بی اینکه با مرد پولدار شوهر کنم از آن کشور بیرون امدم و اینجا دانشجو هستم.

    بعد شما مگه روز بازداشت بنده خانه ما تشریف داشتید؟ :-)خب آن روز جز بنده و بابا مامان و برادر، چهار فقره مامور اطلاعاتی حضور داشتند. حالا کدامشون هستی شما؟ :-)

    در ضمن جهت تکمیل پرونده تان بد نیست بدانید پدر مادر من هردو ثروتمند هستند. این مسخره بازی سکسیت مردسالار “شوهرپولدار” را لااقل برای کسی بسازید که بشه یک کم باور کرد :-) آدم خالی بندی هم راه می ندازد، سعی کند لااقل تمیز و قابل باور دروغ بسازد!

  77. حمید:

    خانم توحید لو از کجا فهمیدید که این زهرا در مورد شما داره حرف میزنه؟
    در ضمن روی شیروانی داغ که در دفاع از مطلب شما حرف زده بود،توی کامنتتون حس کردم دچار سوء تفاهم شدید با مطلب ایشون.

  78. بر ساحل سلامت » Blog Archive » اگر قرار است در تاریخ بزرگ بماند، باید معقول باشد!:

    [...] حرف دارم درباره این پست و تمام بازتاب هایش که خیلی فکر کردم باید از کجا شروع کنم و چه [...]

  79. سلمان:

    سلام
    این‌قدر خوش‌م میاد از اینایی که جرات و جسارت و چیز دارن (همون که تو اخراجی‌ها می‌گفت! چی‌بو؟ آ ! جیگر)
    لااقل حرف می‌زنی نترس از این‌که شناخته بشی! به همین‌مختصر شناخت که رایانامه‌ات باشد… یا وب‌گاهی، چیزی… اه
    مقصود اولم حمید بود! نظرات بعدی رو نخوندم… برم بعدیا!

  80. سعید:

    ظاهراً این حمیدآقا جز توهین به بزرگان نظام حرف دیگری بلد نیست بزند!
    خانم توحیدلو!متأسفم از اینکه فردی مثل ایشون از شما دفاع می کند،چرا شما خودتون وارد بحث نمی شوید ؟ چرا اجازه می دهید فردی که جز دشمنی با این انقلاب و نظام کار دیگری ازش ساخته نیست و چهار کلمه حرف حسابی نمی تواند بزند ، بجای شما سخن بگوید!؟
    واقعاً مشخص کنید حرفهای ایشان را قبول دارید یا نه ؟ اگر می پذیرید آنچه آقای حمید می گوید ، پس ما هم با ادبیات دیگری سخن بگوییم و اگر نه چرا خودتان از مطالبی که نوشتید دفاع نمی کنید ؟ در کامنت قبلی پرسیدم چه لزومی به تغییر زمان این بزرگداشت وجود دارد ؟ آیا اگر مثلاً به قول شما زمان صلح را به این بزرگداشت و به زعم شما جشن اختصاص دهیم در ماهیت قضیه که تجاوز کشوری با پشتوانه کشورهای ابرقدرت به یک انقلاب نوپا بوده و به دنبال آن ویرانی ، آوارگی ، شهید و مجروح دادن و هزاران معضل دیگر را به همراه داشته ، تغییری حاصل می شود ؟
    آنهایی که جنگ را بوسیله عراق به ما تحمیل کردند چه ما زمان شروع جنگ این بزرگداشت را انجام دهیم و چه در زمان به قول شما صلح ، در نظر آنان کشوری هستیم حامی تروریسم و اگر ترس از شکست دوباره نبود به یقین تجاوز دیگری را انجام می دادند .
    چرا با کلمات بازی می کنید ؟ زمان پایان جنگ چه وقت بود ؟ می توان برای آن زمان تعیین کرد ؟ مگر بعد از پذیرش قطعنامه که به زعم ما باید جنگ خاتمه می یافت ، عراقی ها در جنوب و منافقین از غرب دست به تجاوز نزدند؟ محض اطلاع شما عرض کنم که در زمان پذیرش قطعنامه یعنی روز ۲۷ تیرماه ۶۷ من در شلمچه بودم و درست روز ۳۱ تیرماه یعنی چهار روز بعد از پذیرش ، عراق به ما حمله کرد و ما بعد از بیست و چهار ساعت محاصره توانستیم آنها را به عقب برانیم . آیا می توان به صرف پذیرش قطعنامه گفت جنگ خاتمه یافته ؟ مگر همین بزرگداشت ها در زمان جنگ هم نبوده ؟ یکی از دوستان اشاره کردند که سالها قبل از پذیرش قطعنامه و باصطلاح پایان جنگ همین برنامه ها و هفته دفاع مقدس بوده و چیز جدیدی نیست . چگونه می توان چشم بر آغاز چنین حادثه بزرگی بست و این همه حوادث را در این هشت سال نادیده گرفت و فقط به روز پایانی آن که دقیقاً هم معلوم نیست ، بسنده نمود ! پس این همه جانفشانی ها و رشادتها را کی و چه وقت باید بیان داشت ؟ فرزندان ما چه وقت باید بفهمند که در این هشت سال چه اتفاقاتی افتاد ؟
    آقایی که خیلی راحت چشمانت را بسته ای و دهان به ناسزا به خمینی بزرگ باز نموده ای ، بدان و آگاه باش که شهدا و ایثارگران ما به فرمان همین بزرگ مرد به جبهه ها رفتند و فدا شدند تا امروز تو و امثال تو در کمال امنیت و آرامش بنشنید و همه چیز را انکار کنید و دروغ تحویل نسل حاضر بدهید !
    زهی خیال باطل !
    مطمئن باشید هیچ وقت به اهداف خود نخواهید رسید ! از خدا بترسید و به فکر آن دنیای خود هم باشید …

  81. جنگ تحمیلی دشمنان و دفاع مقدس ما:

    [...] به معنویات در جبهه ها و تحول رزمندگان و … که یادداشت خانم توحیدلو و کامنتهای آن مرا واداشت تا در بخش سخت افزاری جنگ بحث کنم [...]

  82. شوق پرواز:

    هوالرحمن
    سلام
    اولین نکته ای که برام خیلی جالب بود وسط این جنجال! این بود که اغلب منتقدین (البته نمیشه گفت منتقد…چون چیزی جز توهین ندیدم!)پدران گرامیشون مدتها در جبهه حضور داشتن و همه زخم خورده و رنج کشیدن!! (سعی می کنیم حسن ظن داشته باشیم البته!)به هر حال ما مدیون تمام کسانی هستیم که برای آزادی میهن(حداقل با این هدف)تلاش کردن اما مسلما کسی که به دفاع از میهنش پرداخته و از خودگذشتگی کرده و…از کسی شاکیه که عامل شروع جنگ و مهاجم بوده و تا هشت سال هم دست از تجاوز و تهاجمش برنداشته! پس من نمی دونم چرا باید او رو رها کنیم و برای خودمون مقصر تراشی کنیم و…؟!!!!!!!!!

    و دومین نکته بحث جشن و بزرگداشت!!!! که فکر می کنم رژه رفتن و نمایش فیلم های دفاع مقدس و یاد کردن از بزرگمردان جانباز و شهید و آزاده و خانواده هاشون بیشتر بازخوانی خاطرات افتخارآمیز کشور و یکی از پیروزی های بزرگ انقلاب اسلامی باشه برای یادآوری و منتقل کردن اونها به جوانان و نوجوانان و کودکانی که نبودند و ندیدند و فقط شنیدن!برای حفظ ارزش ها و…همین طور تذکری هر ساله به دشمنانی که دندان تیز کردن و چشم به خاک و اعتقادات و انقلاب ما دارن
    اینکه ما هر ساله،آماده ایم با همه توانمان! مایی که در اون سال بخصوص و در آغاز حمله شما مختصری از این مقدار آمادگی هم نداشتیم ولی استقامت کردیم نه یک هفته و یک ماه…۸ سال!… خیال خام نکنید و طمعی نداشته باشید!
    و فکر می کنم بهترین زمان هم همین زمان فعلی باشه…

    —————————–

    متاسفم برای اونهایی که خیلی راحت با عقل و فهم محدود خودشون راجع به بزرگان زمان اظهار نظر می کنن! و ای کاش کارشون انتقاد بود یا به دنبال فهمیدن اونچه فهمش براشون دشواره بودن! اهانت کردن از همه برمیاد! نیاز به تخصص و تعقل نداره!

    و بیچاره اونهایی که به هر چیزی چنگ می اندازن تا شاید بتونن خودشون رو و افکار محدودشون رو مطرح کنن و معقول جلوه بدن! و احساس می کنند مرشدند و ناجی بشریت!!!

    بله! جنگ نعمت بود! جنگ دانشگاه بود! جنگ انسان ساز بود! جنگ سختی داشت چون جنگ بود…اما جنگی که بواسطه تجاوز بیگانه به خاک و اعتقاد و انقلاب و…ایجاد شده بود! بله این دفاع از میهن از ارزش ها از انقلاب نوپا و…سخت بود و ناگوار اما نعمت بود!
    و البته توقعی هم نیست که همه کس معنای این مطلب رو درک کنه!
    همون طور که خیلی ها درک نکردن پاسخ زینب سلام الله علیها رو که:

    “ما رایتُ الا جمیلا”!

    خلاصه ما رو با امثال آقا حمید و فرناز خانم و…کاری نیست! اما صحبت نویسنده وبلاگ هم جای تامل داشت!

  83. سادات علوی:

    سلام
    براتون متاسفم
    چطور خود باختگی و دیر باوری سارسر وجودتان را گرفته البته مقصر هم شاید نباشی
    چرا که در یک شهر شلوغ پر از کناه نگاه کردن به شیشه چسب خورده عقده ای تان کرده
    و جنگ و بعد قبول قطعنامه را این چنین بازی نمیخواندی
    ما سر جنگ نداشتیم خانم کو چلو خواستی بیا پیشم تا برات از روزهایی بگم که گشنه و تشنه و سوزان زیر گلوله باران دشمن به زخم ملائک بالشکسته دارو میکشیدیم
    جای شما اصلا خالی نبود چون لیاقت میخواهد
    براتون متاسفم که چطور لای کتابو باز کردین و مدرک گرفتین اما نتونستین لای دل مردم تو باز کنی و محبت بگیری

  84. حاج حمید:

    مشکل نویسنده را می توان از تایتل مطلبش فهمید (( شروع جنگ خانمان برانداز، بزرگداشت دارد؟ )) واقعا چه کج اندیش و کج فهمند آنهایی که هنوز آنقدر به بلوغ فکری نرسیده اند که بتوانند بین جنگ و دفاع تشخیص قائل شوند.
    کسی که از این تشخیص عاجز باشد لذا بر او عسر و حرجی نیست که از گرامیداشت این ایام مننقد باشد .
    این برای ما بسی مایه افتخار و مباهات است که ۸ سال با اقتدار و قدرت در مقابل استکبار و متجاوزین ایستادگی کردیم و اجازه ندادیم یک وجب خاک عزیز کشورمان بدست متجاوزین بدخواه بیفتد و به هر انسان عاقل و فهیمی ست که به پاس جانفشانی و از ایثار آن افرادی که از جان و مال و . . . خود مایه گذاشتند و جانانه از این مرز و بودم دفاع کردند تشکر و قدر دانی کنیم. لذامیبایست هر ساله با گرامیداشت هفته دفاع مقدس یاد و خاطره این عزیزان را زنده نگهداریم تا فراموشکاران و غافلان ،ایثار و فداکاری غیور مردان عرصه ایستادگی را به فراموشی نسپارند و بدانند عافیت امروز آنها مدیون و مرهون جانفشانی ایثارگران دیروز است .

  85. گمگشته:

    سرکار خانم سمیه توحیدلو
    با عرض سلام و احترام محضر شما .مقاله سراسر وهن آلود شما را خوندم و بر ساده انگاری و جهل شما خندیدم که چقدر ساده اندیش و کوته فکرید . (بابت این ادبیات بنده را عفو بفرمائید)
    اما سرکار خانم سمیه توحیدلو باید توجه شما رو به یک نکته مهم جلب کنم و آنکه
    اگر ایثار و گذشت آن جوانمردان نبود
    اگر از خودگذشتگی شهدا نبود
    اگر ایستادگی جوانان این برز و بوم نبود
    اگر گرامیداشت این ایام با شرافت و غرور انگیز نبود
    مطمئن باش دشمنان قسم خورده کشورمان و در راس آن آمریکای جنایتکار بهخود اجازه میداد بار دیگر همچون نوکر جیره خوارش (صدام ملعون) به کشورمان حمله کند
    اما پاسداشت و زنده نگهداشتن یاد و خاطره این ایام باعث شد که دشمن حتی فکر حمله مجدد را در سرش نپروراند لذا نا سپاسی و قدر ناشناسی ست که اینچنین افتخارات خود را زیر سوال ببریم
    و نکته آخر اینکه اگر ایثار و گذشت جوانان این مرز و بوم نبود و از خاک و ناموس این مملکت دفاع نمی کردند امروزه روزی امثال تو ، صاحب فرزندانی با نژاد عراقی یا آمریکایی بودید.
    حداقل خدا را شاکر باشید که از این ننگ در امان ماندید .

  86. صندوقک:

    یادمه در همسایگی ما مادری بود که هر چهار پسرش شهید شده بودند ، روزی برای تبریک !!!!!!!!! پیشش آمدند ، می گفت برای مادری که چهار پسرش هیچ وقت بر نمی گردند تبریک یعنی چی؟

  87. عباسحسیننژاد:

    نه خیر خانم توحیدلو!
    ما با افتخار به این دفاع ِ جانانه است که ماجرا را جشن می گیریم!

  88. افلاطون: جنگ یک امرضروری است!؟ « جهل فیلسوفانه:

    [...] بد نیست سری هم به نوشته‌های دوست عزیزم آقای بامدادی در مورد جنگ بزنید و همچنین خانم توحیدلو [...]

  89. هادی حبیبی:

    ببین خانم توحیدلو
    شتر سواری که دولا دولا نمی شه. نمی شه از یک طرف ادای دفاع از ایثارگران، جانبازان و … رو درآورد و از طرف دیگر به گونه ای با موضوع زندگی آنها - بگذریم که چقدر به مقوله مقاومت و دفاع از منظر و نگاه عقل و دین باور دارید - رفتار نماییم که آنهمه ایثار و فدارکاری تنها جنگ خانمان براندازی دانسته شود که نیازی به بزرگداشت ندارد! مگر بزرگداشت دفاع برای خانمان برانداز بودن آن است ؟!به هر حال به نظر می رسد گاهی پا را به حک احساس بر ÷دال گاز می فشارید. شایسته است که این سرعت احساسی به ارمز عقلانیت رام گردد!

  90. من:

    مسلما جنگ برای خمینی نعمت بود چون مدت زمان زیادی از انقلاب نگذشته بود که جنگ شروع شد و مردمی که فهمیده بودند با این انقلاب چه کلاه گشادی سرشون رفته درگیر جنگ و دفاع از کشور و خرابی های ناشی از جنگ و از دست دادن عزیزانشون بودند بنابراین فرصتی نبود تا به خمینی و دم و دستگاه دروغ پرداز و انقلاب قلابی اعتراضی کنند اگر جنگ برای خمینی نعمت نبود که بعد از آزادی خرمشهر که امکان اتمام جنگ بود اینقدر مصرانه جنگ رو ادامه نمی داد .صد در صد جنگ برای رژیم خمینی نعمت بود

  91. سعید:

    فکر کنید اگه درمقابل دفاع ۸ساله از کشورمون از همون اول تسلیم بودیم واز سرسازش درمیومدیم امروز درسالگرد تجاوز عراق به ایران میخواستیم به چی فکرکنیم؟به تجزیه کشورمون؟به ازدست رفتن ناموس مملکتمون؟به چی؟
    جنگ اصلا”افتخاری نداره درست.امادفاعی که ماداشتیم مقدس بود چون جنگی رو ماشروع نکردیم اماهمون دفاع جانانه به دشمن درسی داد که امروز باید بهش افتخار کنیم.

  92. roswagar:

    اگر نسبت به ارزش بودن مقاومت در برابر دشمن می خواهید تشکیک کنید که هیچ اما اگر واقعا تردید دارید بهتر است به فطرت ایرانی خود رجوع کنید.

  93. zita:

    chera pas az in hame sal?
    che manzuri darand?

  94. Ali: