مدارا را حداقل در اینترنت تمرین کنیم!
فضای مجازی” یک تکنولوژی از سنخ “تک تکنولوژی ها” مثل ماشین لباس شوئی و یخچال و یا حتی تکنولوژی های رسانه ای مثل رادیو، تلویزیون و سینما نیست. جهان مجازی یک “ابر تکنولوژی” است که در ذات جهان شمول خود، بعد ابزاری آن بسیار کم رنگ می شود و جهان واقعی را به جهان مجازی نزدیک می کند. در واقع “جهان تکنولوژی” است که همه فضای جهان واقعی را با همه موجودیت های “تکنولوژیک و غیر تکنولوژیک” آن تکرار می کند.پس، این فضا، بزرگ، حکیم و فراگیر است. در این فضای “همه رسانه ای” کار حرفه ای وسیع، عمیق و با ارزش است روند فضای مجازی به سمت خلق جهانی است که مرز بین واقعیت و مجاز را کم رنگ و یا کاملا محو کند. با این نگاه ما با یک جهان دو فضائی شده و در نهایت با دو جهان “یک فضائی شده” مواجه خواهیم بود. فهم این دوجهان به هم پیوسته رکن اصلی تعامل در جهان جدید است.
گفته های بالا نوشته دکتر عاملی درباره فضای مجازی یا اینترنت است. فضایی که این روزها سیطره اش را بر دنیای حقیقی دائما افزون می سازد و آرام آرام به جایی می رسیم که مرز بین دو دنیای حقیقی و مجازی معلوم نخواهد شد. از سرگرمی ها و تفریحات اینترنتی گرفته تا روابط بین آدمها، آرام آرام سیطره شان را بر دنیای حقیقی می افکنند و دیگر نمی توان در این دنیا دنبال تفاوتهای اساسی با دنیای حقیقی بود.
اگر روزی روزگاری بودند کسانیکه با هرگونه مظهر جهانی سازی مشکل داشتند و پذیرفتن تعهدنامه ها و پیمان نامه های جهانی برایشان نمادی از این اضمحلال در فرهنگ غربی بود، امروز باید بپذیرند که این فضا گستره مرز را در نوردیده است.
باید بپذیریم که دنیای حقیقی دنیای سه بعدی است که در آن گذشته، حال و آینده جریان دارد. در حالی که دنیای مجازی دو بعد دارد. حال و آینده. آینده ای که هنوز انتشار نیافته و حال و گذشته ای در هم تنیده که هست و مورد مراجعه قرار می گیرد.
در دنیای حقیقی به راحتی گرد فراموشی بر پیکره رفتار و اعمال می نشیند. می شود چرخش های بزرگ داشت و حرف های متفاوت زد. در دنیای مجازی فراموشکاری معنا ندارد. تنها با یک جستجوی کوتاه می شود به هر آنچه به گذشته فردی یا خاطره ای مربوط می شود دست یافت.
در دنیای حقیقی هزینه اصلاح گذشته پایین تر است. می توان از همان فراموشی که در بالا گفتم بهره برد. می توان کتمان کرد. می توان انکار کرد. اما در دنیای مجازی همیشه رد پاها هست. مگر اینکه آنها را حذف کنیم. همیشه این حذف کردن ها امکان پذیر نیست. محتوا در دنیای مجازی بارها و بارها باز تولید می شوند. آنقدر که نمی توان همه چیز از گذشته را محو نمود. حتی برای محو گذشته کسی که در فضای نت دست به کار می شود، انگار جسارت بیشتری دارد. حذف یک پست، یک خبر و یا یک نوشته سخت تر از حذف یک خاطره گذشته و ثبت نشده در دنیای حقیقی است.
دنیای حقیقی محدود است. ترافیک دارد. مناقع در آن محدود است. افراد بر سر منافع رقابت می کنند. بر سر جای بیشتر. بر سر امکان بیشتر. اما در دنیای مجازی می توان به منافع دست یافت. اگر رقابت هست نه بر سر منافع که بر سر مخاطب و چیزهایی از این دست است. لااقل در دنیای مجازی غیر مادی شده امروز ما، هنوز دعوای منافع به داخل اینترنت می تواند که کشیده نشود.
همه اینها را گفتم تا بنویسم فضای مجازی می تواند تجلی بخشی از حقیقت آینده ای باشد که نسل ما تجربه خواهد کرد. اگر گفتگو می کنیم. اگر با هم نشست و برخاست می کنیم. اگر با هم می خندیم. اگر یکدیگر را تحمل می کنیم. اگر یکدیگر را قضاوت می کنیم. اگر به هم انگ می زنیم. همگی تمرینی است برای دنیای حقیقی. اما به نظرم چون هنوز تقسیم منافع نیست، اگر گفتگو نکنیم و به کیش مهر پایبند نباشیم کشت باد کرده ایم.
چه لزومی دارد فضای سرد و افسرده دنیای حقیقت را هم در روابطمان وارد فضای مجازی کنیم؟ چه لزومی دارد از هر چه در دنیای حقیقی آزرده می شویم در برابر دوستانمان در فضای مجازی بازتولید نماییم؟
چرا باید نتوانیم به آیین مهربانی با یکدیگر گفتگو کنیم و نرمخویی را کیش خود سازیم. منظورم یکسان سازی نظرات، عقاید و آرمان ها نیست. منظورم پیاده سازی روش هایی است که مدارا شرط اولش باشد. بسیار از قول لین مسلمانانه و یا تساهل و تسامح روشنفکرانه شنیده ایم. اگر این فضا نتواند شاهد مدارایمان باشد، وای بر روزگاری که نسل ما بر مصدر حقیقت بنشینند.




۲۰ مهر ۸۷ @ ۲:۰۳ ق.ظ
برای پست قبل کامنتیدیم.
۲۰ مهر ۸۷ @ ۱۰:۰۵ ق.ظ
تمرین دموکراسی.
۲۰ مهر ۸۷ @ ۱۰:۰۵ ق.ظ
سلام
اسلام بر پایه توافق و تساوی حقوق فردی نطر دارد چرا که معتقد است زن و مرد باید هم کفو هم بوده به یک دیدگاه یعنی این که این دو از لحاظ قدر و قیمت یک اندازه باید باشند اما در جامعه امروزی که ازدواج از عرش به فرش آمده و نوعی مبادله کالایی می باشد برای اینکه این جنس به ظاهر قوی بتواند به امیال دنیایی خود برسد زنی را که خدا آفریده که باعث امن و آسایش مرد شود تنها به جنسیت آن پرداخته و برای راحتی در توجیح اعمال ضد دینی خود شخصیت را از زن گرفته و مانند دوران حاکمیت کلیسا نسبت به تفسیر و تعبیر احکام دین اهتمام ورزیده در صورتی که اساس دین غیر از این است .
می گویند در آخر زمان آنهایی که دایه دار دین هستند نسبت به دین بیگانه تر هستند تا آنهایی که هیچ ادعایی ندارند.
می گویند زمانی که منجی عالم بشریت ظهور می کند کارش سخت تر از پیامبر خداست چرا که پیامبر اسلام ( ص ) با آدمهای بی سواد و نادان طرف بود ولی حضرت صاحب الامر ( عج ) با مفسران دین و قران طرف خواهد شد و در نهایت همین مفسران قران و دین به روی آقا صلاح کشیده با این دست اویز که شما دین جدیدی آورده ای و این که می گویی اسلام نیست و به ناچار بعد از اتمام حجت توسط صاحب الامر گردن همه آنها زده خواهد شد . به امید روزی که تفسر واقعی دین مبین اسلام از زبان والی دین شنویم .
در آخر می گویم این گونه قرات از دین یک طرفه و بدون پرداختن به حقوق مخلوقی دیگر از خداست .
۲۰ مهر ۸۷ @ ۱۰:۰۷ ق.ظ
در ضمن به وبلاگت از ظریق لینک استاد محترم دکتر صدیق وارد شدم
۲۰ مهر ۸۷ @ ۱۰:۳۷ ق.ظ
اوکی
آنهایی که میگویند،مرگ بر آمریکا،خودشون دارند از ویندوز ساخت آمریکا و…… استفاده میکنند.البته چه چیزشون ساخته آمریکا یا غرب و به گفته خودشون “کفار” نیست؟ یا بطور مستقیم ساخته آمریکا و و دیگر کشور های پیشرفته هست،یا کپی برداری شده از روی اونهاست که باز میشه همون استفاده از دانش اونها. پس تا ابد مدیون آمریکا و آمریکایی هستند ولی اینها گربه کورهستند و قدر ناشناس. یعنی استفاده میکنند و فحشش هم میدند.اگر ادعات میشه که آمریکا بد هست باید همش رو بد بدونی و نه اینکه از تکنولوژیش استفاده کنی و بعد فحشش هم بدی، یا بهش بگی”کفار”.
در ضمن میگند علی بن ابیطالب(درسته ایشون گفته؟) گفته اگر کسی یک کلمه به من بیاموزد من را تا ابد بنده خود ساخته است،پس اینها که تمام دانششون رو از آمریکا و کشورهای غربی دارند،پس آمریکا باید در حکم خداشون بشه دیگه.
واقعا الان اقا حمید خودت فهمیدی چی نوشتی؟
۲۰ مهر ۸۷ @ ۸:۲۳ ب.ظ
از چه نظر خانم توحیدلو؟
بیربط بود؟یه جوایی درسته بیربط بود ولی خب حرف از تکنولوژی و فضای مجازی و اینترنت و اینها بود و بعلاوهء این قسمت از مطلبتون “اگر روزی روزگاری بودند کسانیکه با هرگونه مظهر جهانی سازی مشکل داشتند و پذیرفتن تعهدنامه ها و پیمان نامه های جهانی برایشان نمادی از این اضمحلال در فرهنگ غربی بود”، من رو یاد اینها انداخت.
۲۱ مهر ۸۷ @ ۵:۱۴ ق.ظ
تا مدارا چه باشد، اما اگر مبنایش همان اخلاق فطری است بد نیست لا اقل کمی در موردش تامل شود.
۲۱ مهر ۸۷ @ ۵:۱۵ ق.ظ
البته یک کمی هم درباره جهانی سازی جو گیر نشوید، شب دراز است و قلندر بیدار
۲۲ مهر ۸۷ @ ۱۱:۴۱ ق.ظ
کلک چی جایزه گیرت اومد؟
۲۲ مهر ۸۷ @ ۶:۲۱ ب.ظ
سلام از وبلاگتون خوشم اومد در وب خودم لینک تون کردم. وب به روز و زیبایی دارید.از اینکه در بین وبلاگ ها وبلاگ خوبی را با ماهرت نویسندگی شما می بینم خوشحالم.
موفق باشید.
۲۸ مهر ۸۷ @ ۷:۲۹ ب.ظ
درودبرگرامی همدل.
من تارنگاری درباره گذشتارایران دارم.
اگر دوست داری چیزی درباره گذشتار ایران بدانی به من سری بزن.
پیروزی تو را در گزینش برترین تارنگارنویسان خجسته میدارم.
به امید روزی که همه ایرانیان به ایرانی بودن خود افتخار کنند.
تو و کسانی که مانند تو هستند موجب افتخار ایران زمین هستند.
شادوپیروزباشی.
بدرود.
۱ آبان ۸۷ @ ۸:۲۸ ق.ظ
استفاده کردیم!.مرسی.