از هک شدگی تا جایزه گرفتندگی
از دیروز صبح دوباره هک شدم. یعنی سرور مربوطه هک شد. یک شبانه روزی از وبلاگ دور بودن هم سخته. از اون بدتر معتاد شدن به اینجا و تبدیل شدن به یک موجود وب زی
دیروز همانیش بانوان وبلاگ نویس بود. با کلی تردید رفتم و دوستان زیادی دیدم. وحید آنلاین هم در اینجا و هم در اینجا گزارشی (به اضافه عکس زیادی خوشحالی از بنده ) از مراسم به شکل آنلاین و آفلاین گذاشته. کلی خوشحالم از دیدن دوستان فرندفیدی و کلی ناشاد بابت به هم ریختگی های اینجا.
تا این بچه ما درست شه دل مادرش مثل گنجشک می زنه و لذا کلی سوژه و پست وبلاگی هم پر کشیده رفته.



۲۲ مهر ۸۷ @ ۶:۱۰ ب.ظ
نازی
۲۲ مهر ۸۷ @ ۱۱:۳۰ ب.ظ
خوشحالم که درست شده و الان من با افتخار اینجا دارم میکامنتم
ایشالله که دیگه پیش نیاد سمیه جون
۲۳ مهر ۸۷ @ ۸:۳۷ ق.ظ
سلام. خیلی جالبه من به عنوان یک وبلاگ خوان حرفه ای تا حالا وبلاگ شما رو ندیده بودم. خیلی افسوس داره… دلیلش هم اینه که من شما رو میشناسم. خیلی میشناسم. از وقتی تو دانشکده فنی شما سال دوم بودید و من سال اول رشته مهندسی شیمی… از وقتی که شما از لحاظ فعالیت اجتماعی، اخلاق و همکاری الگوی من بودید… از وقتی که در اون دفتر فسقلی زیر پله ای انجمن اسلامی سخت مشغول فعالیت بودید و مرا تشویق میکردید که با توجه به مطالعاتم و علاقمندیم حیف است که در انجمن فعال نباشم و من فقط لبخند میزدم و نگاهتان میکردم. از ۱۸ تیر و از روزی که فارغ التحصیل شدیم و آخرین چیزی که ازتان شنیدم این بود که نمیخواهید فوق لیسانس مهندسی بخوانید و علوم سیاسی خواهید خواند تا با مهندسی امرار معاش کنید و با علوم سیاسی زندگی….
خیلی دوستتان داشتم و دارم
سلام سمیه عزیز . امیدوارم درست شناخته باشمت. ماشا الله ما در اون زیر پله چیزی که خیلی زیاد داشتیم سمیه بود. راستی من آخرش جامعه شناسی خوندم نه علوم سیاسی. کجایی رفیق؟ چه می کنی؟ دلم برای بچه های اون روزها خیلی تنگ شده
۲۳ مهر ۸۷ @ ۳:۳۹ ب.ظ
تبریک
۲۳ مهر ۸۷ @ ۵:۲۰ ب.ظ
تبریک دو قبضه برای رفع هک و برنده شدن.
۲۶ مهر ۸۷ @ ۱:۰۲ ق.ظ
یادتون باشه که خیلی شفاف اعلام کنید که با اون صد هزار تومن چه کردید اگرنه موقع کاندیدتوری ریاست جمهوری به عنوان مورد مشکوک در پرونده درج محسوب میشه و رد صلاحیت میشین
ببخشید اون لینک اول به کجا میره؟