Wordpress Themes

اگر داخل بتمرگ بگویید، در خارج فرش قرمز پهن می کنند!

هنوز یک سال از روزی نمی گذرد که رییس دولت نهم جناب احمدی نژاد در هتل المپیک تهران درخواست کردند که به عنوان ناظر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شرکت کنند. این درخواست در کنار آغاز مذاکرات رسمی ایران و آمریکا بر سر بحران عراق، یا نظر مثبت بدنه دولت نهم در قبال تاسیس دفتر حافظ منافع و یا حضور افرادی چون هوشنگ امیر احمدی در ایران و ملاقات های ایشان با رییس دولت، همه و همه حرفهایی بود که شاید خط قرمز دولت های پیشین به حساب می آمد.

فارغ از هرگونه داوری در قبال این مواضع و بازبینی چرایی و چگونگی تصمیمات گرفته شده، این منش و روش احتمالی نیازمند برنامه کاری خاص و فرهنگی است.

چندی پیش یکی از دوستان مطلع اینجور گفت که ظاهرا قرار است عده ای از روزنامه نگاران برای ثبت اخبار و گزارش های انتخابات امریکا به این کشور سفر کنند. وقتی ماجرا را شنیدم به نظرم جالب آمد. فکر کردم چند نکته مثبت دارد. هم انتقال تجربه و یاد گرفتن سیستم های تبلیغاتی است که در کشورهای دیگر وجود دارد و هم اینکه حضور ایران را  در اتفاقات بزرگ جهانی قوی تر و مستحکم تر می نماید. این جریان گذشت تا اینکه با کامنت یک دوست کاملا مطلع، این خبر را در روزنامه کارگزاران دیدم. ظاهرا این ماجرا نه به امروز و دیروز که به بیش از یک هفته پیش باز می گردد و خبرنگاران اعزامی تا امروز تمام تلاششان را برای حل و فصل ماجرا کرده اند.

آنگونه که پرس و جو کردم، گروه ضد جنگ و حافظ صلح WPI در تمام دنیا پایگاه هایی دارد و تعداد زیادی از خبرنگاران در گوشه گوشه جهان با این جمع همکاری می کنند. جمعی از خبرنگاران شناخته شده ما نیز در ایران و در پایگاه ایرانی خود (میانه) در زمینه های صلح و مخالفت با جنگ می نوشتند.

اما چندی پیش قرار می شود تعداد ۱۴ نفر از این خبرنگاران برای ثبت و ضبط اخبار انتخاباتی به آمریکا سفر کنند. نکته اینجاست که تک تک این خبرنگاران که حضور در ایران و احترام به قوانین جهموری اسلامی را فرض اول خود می دانستند، با حضور در اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد دولت نهم، هماهنگی های لازم را به عمل آورده اند. این هماهنگی حتی در حد ساعت و نوع قرار ملاقات های ایشان هم بوده و مسئولان مرتبط در دولت نهم تا پیش از سفر ،کاملا از ریز محتویات آن با خبر بوده اند. با کسب تاییدات لازم، این دوستان برای گرفتن ویزا و سفر اقدام می کنند که ظاهرا حدود ده روز پیش در پای پرواز حکم ممنوعیت خروجی ایشان به دست ده نفر از خبرنگاران داده می شود.

حسن نیت ایشان تا بدانجا بوده که چون اعتقاد داشتند که قرار است کاری با هماهنگی نظام و دولت کنند، حتی از پوشش خبری این ماجرا امتناع کردند، شاید که سوء تفاهمات برطرف گشته و این سفر در نهایت انجام شود. اما احضار های پیاپی و بازجویی های این روزها برایشان سخت تمام شده است.

واقعیت اینجاست که یک نهاد غیر دولتی که تمام تلاشش را برای هماهنگی کرده است، چرا باید دچار چنین مشکلاتی شود؟ اینهمه ناهماهنگی بین دستگاه های مختلف در یک دولت آیا قابل درک است یا خیر؟ نکته جالب ماجرا برخورد ناصواب آقایان محترم در هنگام بازجویی ها بوده است. این در صورتی است که این خبرنگاران فرزندان همین کشورند و نه بخاطر معروفیت و نه برای پناهندگی و نه هیچ فعالیت سیاسی نافی منافع نظام اقدامی نکرده اند. حتی تعدادی از دیدارهایشان را به توصیه وزارت حذف نموده اند و امروز ایشان ….

ماجرای یکی از این بازجویی ها ( حاج آقا گفت بتمرگ ! ) را در وبلاگ یکی از این خبرنگاران بخوانید که چگونه با الحان نامناسب ایشان را تهدید نموده اند.

تا کی باید هرگونه عمل و فعالیت مدنی و بین المللی را در داخل کشور محدود کنیم؟ از ایزوله کردن نیروهای فعال داخل کشور چه طرفی برخواهیم بست؟ چرا باید هر فعال نهاد مدنی یا اجتماعی باید با هر تماسی که می خواهد با همتای غیر ایرانی خود بگیرد، مشوش باشد؟ چرا وقتی حتی هماهنگی هم به عمل می آید، احترام دستگاه های دولتی را هم نگاه نمی دارند و این ناهماهنگی ها اتفاق می افتد؟

اگر به دنبال گفتگو هستیم و اگر می خواهیم فعالیت فرهنگی داشته باشیم، بدانیم که این نهادهای مدنی و فعالین اجتماعی هستند که ذیحق و توانا در این امور هستند. دولت نمی تواند و نباید که داعیه دار همه این امور باشد. دولت و نظام نباید فراموش کند که اگر امروز عده ای برای ارتباطاتشان اجازه می گیرند و هماهنگ می کنند، با دیدن چنین جریان هایی دیگر این هماهنگی ها هم نخواهد بود. مسئولین دولتی باید بدانند و آگاه باشند که اگر نیروهای داخلی این فعالین اجتماعی را برای میهن نگاه ندارد، کم نیستند نهادها و رسانه های غیر ایرانی که مشتاقانه دنبال جذب این افراد هستند.

آقایان فراموش نکنند که اگر داخل بتمرگ بگوید، خارج فرش قرمز برای ایشان خواهد انداخت!

۲۲ نظر برای “اگر داخل بتمرگ بگویید، در خارج فرش قرمز پهن می کنند!”


  1. پریا:

    با “سرآشپز” به روزم!

    (من چه آن لاینم! تا آپ کردی سر رسیدم!)

  2. زینب:

    مگه واسه اینها مهمه که سرمایه های مملکت رو کیا جذب می کنن!! چه راحت تر حکومت کردن در جایی که مخالفی اندیشه ای نباشه! انها که در مصدر حکومت هستند واسشون مهم نیست فعلا که سوارند و ملت پیاده و تا می تونن اسب هارو می تازونند!! امثال پدر های مارو فرستادند جبهه و گوشه تخت بیمارستان انداختند که هر چه خواستند با ملت بکنند اما یادشون رفته اینم مهلت چند روزه خداست بگذار دلشون به همین چند روزه سواری قدرت خوش باشه که خیلی زود به زمین می افتند!!

  3. حمید:

    با زینب موافقم.اینها از خداشون هست که اینچنین افرادی از مملکت برند.اونجوری راحتتر میتونند جولان بدند.
    “حاج آقا” پیشانیش پینه بسته.(این پینه بستن پیشانی حکایتش از چه قرار هست؟ چرا بعضی از افراد خاص،مانند زانوی شتر پیشونیشون پینه بسته؟پدرم میگه اینها مهر داغ میکنند و میگذارند رو پیشونیشون تا اینجوری بشه.هر چی هست از نماز خوندن نیست،به هر حال از نماز خوندن و غیر نماز خوندن، این افراد موجودات کثیفیند.)
    “حاج آقا” دکمه بالای یقه اش بسته است.
    “حاج آقا” پیراهنش معمولا یا سیاه است یا سفید.
    “حاج آقا” همیشه تسبیحی(معمولا دانه درشت)در دست دارد.
    “حاج آقا” چهره اش در هم و عبوس است.
    “حاج آقا” هست و ریشش.
    “حاج آقا” استغفرالله گفتنش غلیظ و پر غیظ است.
    “حاج آقا” چشمش همیشه بر زمین است.
    “حاج آقا” نوکر”آقا”ست.
    “حاج آقا”ی “آقا” معمولا دزد است.
    “حاج آقا”ی “آقا” دروغگوست.
    “حاج آقا”ی “آقا” بازجوست.
    “حاج آقا”ی “آقا” آدمکش است.
    “حاج آقا”ی “آقا” مزور است.
    و….

    “حاج آقا” گفت: بتمرگ.

  4. حمید:

    خانم توحیدلو میبینم که دکترای روانشناسی میخونی و رو نمیکنی کلک.:دی
    چقدر پرتند اینها دیگه.

  5. حجت:

    واقعا متاسفم برای خودمون که گیر همچید جانورانی امثال این حاج آقاها افتادیم . واقعا یه سیستم چقدر میتونه بی شعور باشه . سیستم فعلی ما ثابت کرده که یک سیستم (اگر بشه اسم سیستم رو روش گذاشت ) میتونه خیلی بیشتر از اون چیزی که یک نفز میتونه تصور کنه بی شعور باشه .
    یک همچین موردهایی برای من که غیر قابل تحمله و خونم رو بجوش میاره . شما چطور ؟ !!!!

  6. حمید:

    حجت جان من که اگر اینچنین وضعیتی برام پیش بیارند،گمون کنم اونچنان بخوابونم توی گوش “حاج آقا” که یه سه چهار بار دیگه ای از همونجا سوت بشه به مکه و برگرده.یعنی تشرف اجباری نصیبش بشه.
    چون در چنین مواقعی اون “حاج آقا”یی که روبروم ایستاده،در نظرم تبدیل میشه به جمهوری اسلامی مجسم.

  7. همکلاسی سابق:

    سلام
    من از فحش و ناسزا خواندن و شنیدن درباره دیگران در گفتگوهای جدی حس بسیار ناخوشایندی پیدا می کنم. ضمن علاقه فراوانی که به این فضا علی الخصوص به دلیل پویایی فراوان آن پیدا کرده ام، چاره ای نمی بینم که حضور دیرهنگامم را در جمع دوستان آشنا و ناآشنای این مجموعه محدود به ملاقات هایی کمتر و کوتاه تر نمایم… (اگر در تاکسی از شنیدن بد و بیراه به زمین و زمان گریزی نداریم، خوشبختانه در فضای وب تا حد زیادی این امکان فراهم است!!)
    اما در مورد مطلب جدید خانم توحیدلو:
    یکی از مشکلات اساسی که اظهار نظرهای ما پیرامون مقامات و مناسبات سیاسی در ایران را با مشکل مواجه می سازد، حضور پررنگ پیش فرض های باطلی است که تکیه بحث بر آنها، عموما نتایج حاصل را از اعتبار می اندازد. یکی از این پیش فرض های اساسی، لحاظ کردن یک الگو، مرام و یا حریم اخلاقی حی و حاضر برای مقامات و دست اندرکاران عرصه سیاست است که انگار کافی است ما دائما توجه آنها را به این گنجینه ای که این بزرگواران در اختیار دارند، و شاید اندکی نسبت به آن غافل شده اند، جلب کنیم. در حالی که شواهد و قراین حاکی از شکل گیری تام و تمام جریانات امور بر اساس روابط قدرت در عرصه سیاست و جامعه ایران دارد. روابطی که متأسفانه تقریبا هیچ نسبتی با اخلاق، حتی در فراخ ترین و نسبی ترین تعاریف آن هم ندارد. یکی دیگر از این پیش فرض ها تصور عملکرد سیستماتیک و کاملا هماهنگ بین اجزاء مختلف جریانات مذکور است. در این مورد هم آن چه به نظر می رسد وضعیتی ملوک الطوایفی است که مواجه ما و شما با طرف حسابی معین در این عرصه را بسیار دشوار می سازد. پیش فرض سوم حکایت از ضروری و حیاتی بودن وجود “ما” برای بقا و ثبات نظام موجود و یا حتی برای تداوم حیات کشور ایران دارد. رودربایستی با خود را کنار بگذاریم، بر اساس چه آماری و یا مبتنی بر چه مطالعه دقیقی حکم می کنیم بر اهمیت بی حد و حصر خودمان؟!
    متن اخیر شما تقریبا هر سه پیش فرض بیان شده را در دل خود جای داده است. نکته ظریف دیگری هم در تحلیل شما وجود دارد که یادآوری آن ضروری می نماید. و آن اینکه چیدمان کلیه جملات به نحوی است که یک طرف ماجرا در حکم فرشتگانی بی گناه و معصوم و مطلقا خیرخواه و انسان دوست و طرف دیگر واجد بدترین صفات رذیله اخلاقی شنناخته شده اند. اگر معتقدید (آن طور که از نوشته های تان بر می آید) که ایران مجمع الفلاکت های (عجب عبارتی ساختم!!!) عالم است! و در ضمن به قول معروف چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، به نظر شما خبرنگاران عزیز دوست و آشنای شما آمریکا را جز برای هم فال و هم تماشا بودن آن انتخاب کرده اند؟ چه طور است که در بحث از انرژی هسته ای صحبت از هزینه فرصت می کنید ولی در سفر سیاحتی زیارتی دوستان به آمریکا از حق مسلم پایمال شده سخن به میان می آورید؟ اگر ایران پر از محرومین و مستضعفین و آسیب دیدگانی است که برای یک لحظه توجه و برای یک لقمه نان محتاجند، چرا دوستان فداکار شما هزینه چنین سفرهای سراسر بیهوده ای را به درد جامعه خود نمی زنند تا اگر برای آن مؤاخذه ای شوند، نه صرفا خانم توحیدلو انتلکتول، که صدای اعتراض از محرومین و پابرهنگان جامعه در حمایتشان بلند شود و این گونه نباشد که آنها به دلیل فقر اطلاعاتی و فرهنگی مضاعفی که بدان دچارند، هر ادعای سیاسی یاوه ای را به امید رهایی از محرومیت باور کنند؟
    خانم توحیدلوی عزیز بحث نه چندان زیبای بازی قدرت را به در لفافه اخلاق نپیچید تا قرائت ارائه شده از ماجرا آن چنان گردد که شما مایل به آن هستید، اوج قدرت دوستانتان، ضمن اطلاع از عواقب احتمالی اقدامشان مطبوعاتی کردن ماجرای محرومیت شان بوده است به امید آن که رقیب از عهده ادامه بازی برنیاید ولی رقیب همچون بسیاری موارد دیگر نشان داد که اتفاقا به شرایط بازی تسلط و اشراف کافی دارد!

    دوست عزیز خیلی ماجرا پیچیده نبوده . من هم اینجا نقش تحلیل گر نداشته ام. صرفا خبر رسانی کردم. عده ای به شکل یه نهاد مدنی خواستند کاری بکنند در راستای سیاست های دولت. از صد رتا ذیل برنامه هایشان را با یک جا هماهنگ کرده اند. بارها هم تاکید کرده اند که اگر برای داخل مشکلی ندارد می روند. بعد یک نهاد دیگر آمده و نگذاشته. همین. به نظرم این هیچ کار اصولی ای نیست. نه دیو وجود دارد نه فرشته. مشابه این ماجرا زیاد است. زمان هایی که ممانعت هایی برای حضور در نهادهای غیر دولتی بین المللی ایجاد می شود.

  8. s:

    من در عجبم که اون حاج آقای نکبت خجالت نمی کشد پول نفت این مردم بدبخت را برای چنین کار کثیفی به عنوان حقوق می گیرد؟ زن و بچه اش می دانند که مرد خانه اشان چقدر نامرد است؟ البته از حاج آق گلی که اخیرا پورن استار شدند شاید سالم تر باشد اما در نوع خود کثافی است.

  9. لیلا:

    متاسفم و این اظهار تاسف به هیچ دردی نمی خوره

  10. یک دوست:

    با سلام. ضمن تشکر از نظر خوب همکلاسی سابق که به نقاط جالبی اشاره فرمودند .باید یاد اوری کنم خانم تو حید لو با تو جه به شرایطی که نفعشان در ان است اظهار نظر می کنند. گاه خبر گزاری میشوند وگاه بلند گو زمانی وبلاگ نویسی قهار و در جایی دیگر دایه مهربانتر از مادر که برای صهیونیستها هم اشک تمساح می ریزند.واز انها در وبلاگشان دفاع می کنند. زمانی به داشتن انرزی هسته ای ایراد می گیرند. ونداشتن تکنولوزی ان را به نفع کشور می دانند. وگاهی ایران را در استانه جنگی خیالی. انگار دارد از روی نوشته های دیگران رونویسی می کند وسعی دارد ایران وایرانی را حقیر ببیند. وباور نمی کند که می توانیم. چند نفری هم دور خودش جمع کرده تا هر چه تو هین و بد و بیراه به نظام و مسئولین می توانند بگویند وبعد فریاد بزنند که ازادی نیست. خیلی هم ادعا دارند. بگذریم مسله خبرنگاران انگونه که خانم تو حید لو اظهار کرده اند نبود . شما خوب می دانید به خبرنگاران ایرانی اجازه فعالیت در امریکا داده نمیشود حتی اجازه حرکت از چند صد متری سازمان ملل به انها نمی دهند. هیچ کدام از خبرنگاران اجازه پرسش از مقامات امریکایی وشرکت در جلساتی که خبرنگاران در ان حضور دارند را نمی یابند.واجازه پرسش ار ریئس جمهور یا سایر مقامات امریکایی را ندارند. اما مدتی است شازمانهای خاصی که از سیا پول می گیرند عده ای از خبرنگاران ایرانی را برای اموزشهای خاص انتخاب می کنند. که از انها برای منافع خود بهره برداری کنند. که البته مسئولین از خروج انها جلو گیری کرده اند. که این کار باعث ناراحتی سازمان سیا در خارج و عده ای هم در داخل شده است کل ماجرا این است. وفریاد بلند خانم تو حید لو برای جلو گیری از خروج انها است. همینhttp://blot.persianblog.ir/

  11. Parham:

    این مشکلی که برای خبرنگاران پیش آمده بسیار معمول و جزء اصلی از سیستم حکومتی ایران است. تعجب من از این درخواستی بود که خبرنگاران از دولت داشتن، مگر آنها نباید بهتر از هر کسی دیگری این نظام را بشناسند، مگر آنها نمیدانند که دید سران حکومت درباره خبرنگار چیست؟ عجب دارم . . .

  12. حجت:

    کسی فهمید این “همکلاسی سابق” چی گفت اصلا؟ واقعا ایشون چی رو به چی داشت ربط میداد ؟ !!!
    ” همکلاسی سابق ” عزیزم کسی تو رو مجبور نکرده از هر چیزی الکی دفاع کنی . اصلا تو فرض کن یه عده ای حالا به هر دلیلی خواستن برن یه کشور خارجی حالا مصلا آمریکا انتخاباتشون رو نگاه کنند . تو به من بگو این به کسی ربط داره ؟ اصلا به حکومت چه ارتباطی داره ؟ حالا اگر این عده یه لطفی هم کردند و از قبلش با مسوولین فخیمه هماهنگ کردن تا فردا پشت سرشون حرف بی خود نامربوط در نیارند دلیل نمیشه که جلوی سفرشون رو بگیرند . میشه ؟ !!! حالا این دفعه مسولین رو آدم حساب کردند و سفرشون رو بهشون اطلاع دادند مطمئن باش دفعه دیگه این لطف رو هم در حق مسولین فخیمه نمیکنند. نمیدونم اون حاج آقای حیوان صفت دفعه دیگه اگر بفهمه یه عده ای بدون اطلاع ایشون رفتن آمریکا ، کارشون رو انجام دادند و برگشتند چه حالی میشن . ;-)

    پی نوشت : “یک دوست ” جان از اینکه لبهای ما رو هر بار که به این کامنت دونی سر میزنیم به خنده باز میکنی ازت تشکر میکنم . :-)

  13. حجت:

    خانم توحیدلو نگفته بودی روانشناس و مشاور خانواده هم هستی . ;-) من فکر میکردم دکتری جامعه شناسی میخونی :-)

    http://www.iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=309584

    بابا این خبرگزاری ایکنا برای ما عنوان جعل کرده. تکذیب می کنم

  14. misagh akhtar:

    با سلام
    اگه میشه تبادل لینک داشته باشیم
    به من اطلاع بدین تا لینک شما را در وبلاگم قرار بدم
    با تشکر

  15. حامد «آسمان نقره ای»:

    از این ترکیب جمله خوشم اومد.
    اما خوب اینا زیاد براشون فرش قرمز مهم نیست.
    مهم اینه که تا اینجایی بهت بگن : “بتمرگ”

  16. همکلاسی سابق:

    سلام حجت نازنین
    اگر اندکی تلاش کنی حتما علاوه بر فحش و ناسزا خواهی توانست معانی کلمات و عبارات و متون دیگر را هم فهم کنی!…

    خانم توحیدلو متن شما در ابتدای این صفحه جلوی چشم من و شما و دیگران است. بله می شود اسم این را نقل خبر گذاشت و لی به سبک برخی خبرگزاری ها و رسانه های داخلی و مثلا صدای امریکا که خبر را با تبر به خورد مخاطبین می دهند!
    این همه تأکید برای اثبات حرکت دوستان در راستای سیاست های دولت برای چیست؟ خود را گول می زنید یا مخاطب را ناشی فرض می کنید؟ از کی تا به حال همراهی و همنشینی با سازمان های حقوق بشر بین المللی و برخی اقمار ایرانی آنها، در حکم حرکت در راستای سیاست های دولت ایران شده است؟!!

    امریکا که هیچ، آنها که پول دارند و یا به هر دلیل می توانند از منابع مختلف پول بگیرند اگر به کره ماه هم بروند از نظر من نه اشکالی دارد و نه به صورت ابتدا به ساکن، دیگران در این زمینه حقی برای اظهار و اعمال نظر دارند.

    خانم توسعه خوانده، اگر نقل خبر می کنید که دیگر صغری و کبری چیدن های ابتدایی و نتیجه گیری های انتهایی آن برای چیست؟ اگر هم قرار بر اظهار نظر علمی است، حداقل خودتان موازین آن را رعایت کنید، حجت و اصغر و اکبر پیش کش!

    دلتان پر درد است و دستان از زمین و زمان کوتاه. همت تان هم که نمی دانم واجد چه صفتی است! اما تلاش عالمانه برای ایجاد فضای گفت و شنود سالم یکی از حیاتی ترین نیازهای امروز جامعه ماست. اول سعی کنیم در بین خودمان این فضا را ایجاد کنیم و بعد دیگران را برای پیوستن به آن دعوت کنیم.

    برای دوستان عزیزتان هم قسمت زیارت هر چه زودتر ارض مقدس را آرزومندم… (شوخی کردم، کسی به دل نگیرد)

  17. حجت:

    “همکلاسی سابق”
    حالا که بحث به فقرا رسید ، به نظر شما بهتر نیست که گوشه اندکی از سفرهای میلیارد تومانی بیهوده و عبث رهبری و ریاست جمهوری یه استانهای کشور به فقرا اختصاص یابد . یا حداقل هزینه عکسهایی که در سایز غول آسا از رهبر در سفرهایش به استانها تهیه میکنند (که هر کدام به میلیونها تومان میرسد) به فقرا تعلق یابد. به نظر شما سفر چند خبرنگار به آمریکا آن هم برای هدفی خاص و از پیش تعیین شده که آشنایی با سیستم انتخاباتی یک کشور پیشرفته باشد از هزینه تنها یک عکس غول آسای رهبری به قیمت ۱۰۰۰۰۰۰۰ تومان بیشتر است ؟ به نظر تو آن عکس بیهوده تر است یا این سفر ؟ !!!!!!
    اصلا آیا مگر این خبرنگاران با هزینه بیت المال میخواستند به سفر بروند ؟ !! آیا شما هزینه در بحث انرژی هسته ای را با این هزینه سفر مقایسه میکنی . اولا قیاس مع الفرغ است و هیچ ربطی ندارد . در ثانی آن هزینه از جیب شخص کجا و این هزینه میلیارد دلاری از جیب ملت کجا ؟ تازه این تنها هزینه ظاهری آن است که اگر هزینه پنهان آن را هم محاسبه کنیم سر به جنون میزنیم . لطفا دیگر از بحث هسته ای مایه نگذارید که دیگر همه میداند جز بازی کثیف قدرت هیچ نیست و استفاده صلح آمیز و برق هسته ای بهانه ای بیش نیست .

  18. رضوانی:

    هر چی تلاش میکنم چیزی بنویسم که شعار نباشه نمیشه.تو این مدت هم اینقدر شعار شنیدم که دیگه داره حالم…
    ماجرا خیلی ساده تر از اونیه که همکلاسی و هم دانشگاهی و هم محلی و ….. پیچیده اش کردند.
    شعار نبودن آزادی در ینگه ی دنیا میدیم،شعار وجود همه جور آزادی در ایران میدیم و اینکه همه راحت انتقاد میکنن و بعد از خروج چند تا روزنامه نگار ممانعت میکنیم.روزنامه نگارهایی که که همه شون هم شناخته شده هستند و با روش قانونی واطلاع رسانی درست اقدام کردند.

  19. حمید:

    همکلاسی آخر معلوم نشد مشکلت چی هست و کدوم طرفی هستی.ولی این صدای آمریکا کجا با تبر خبرش رو به خورد مردم میده؟با صدا وسیما گمونم اشتباه گرفتیش.از کامنتهات اینجوری بر میاد که این کامنتونی رو میخوای بکنی تریبونت و تمام حرفهات رو اینجا بزنی.در اینصورت به نظرم بهتر هست که یه وبلاگ بزنی و اونجا هر چه میخواهد دل تنگت بگی.

  20. سروش:

    ما ایرانی ها تا درست حرف زدن و بحث کردن رو یاد نگیریم هیمینم که هستیم.از هر دو نفر یکی تیکه میندازه که اِ تو هم؟
    چه کار داریم که کدوم طرفیه،ببینیم چی میگه.اگر حقه تشویقش کنید اگر خلافه حقه یا بهش بگید یا بی خیالش شید.در ضمن اینکه هر کدوممون سعی کنیم عقایدمون رو به هر نحوی به دیگری بقبولونیم اوج بی خردی یه آدمه.

  21. سروش:

    http://www.30smoni.blogfa.com

  22. داریوش:

    سلام وبلاگ خوبی دارید اگه خواستی با من تبادل لینک کنی لینک من را با اسم داریوش پی سی دانلود نرم افزار لینک کنید بد اگر خواستی تو قسمت نظرات به من اطلاع دهید تا من هم شما را با ان اسمی که نظرات دادید حتمن لینک کنم خداحافظ شما

محل نوشتن نظرات