Wordpress Themes

رادیو زمانه با یک مدیر خارجی دیگر قابل اعتماد نیست!

ماجراهای اخیر زمانه و زمانه ای ها به من ربطی نداشت. مانند یک کسی که تنها در دنیای مجازی وبسایتشان را می خواند، به تحولات زمانه و به نوشته های برخی از کسانی که دوستان مجازی ام هستند دقت می کردم. قصد نوشتن هم نداشتم تا این بیانیه به اصطلاح هیات مدیره زمانه را خواندم. خواندم که به جای مهدی جامی فردی  غیر ایرانی را مدیر زمانه کرده اند. علاقمند شدم به عنوان یک نفر خارج از آن فضا چیزهایی بنویسم. کسی که در ایران نشسته، دنیای مجازی را رصد می کند و برایش خط قرمزهایی نیز وجود دارد!

زمانه و یا هر رسانه دیگری که بنیانشان را بر اطلاع رسانی آزاد گذاشته باشند، برایم مایه احترام است و بی جهت نیست که رسانه ای مخاطب می یابد. رسانه اگر نتواند پیامش را به درستی منتقل نکند و اگر محتوای پیامش قابلیت اعتماد کردن را نداشته باشد، رسانه موفقی نیست. زمانه برای من اینگونه نبود. بسیاری از مطالبش را دوست داشتم. بسیار زمانها مطالبش را به اشتراک می گذاشتم. هرچند منتقد برخی از نوشته ها و مطالب آن بوده باشم. اما مسئله رسانه در دنیای جدید تنها مسئله نرم افزاری نیست که با بررسی فرستنده و گیرنده پیام و تحلیل محتوای آن بشود از آن گذشت.

اتفاقات اخیر  زمانه ناظر بر مسائلی ساختاری و سخت افزاری است که مختص رسانه های امروزین است. رسانه ها با بنگاه های عظیم خبری با حجم بالایی از تبلیغاتش رقابت می کنند. اصلا جایگاه اطلاع رسانی وقتی تبدیل به یک بنگاه می شود، یعنی که بسیاری از مسائل ساختاری را پذیرفته ای. مهمترین مسئله بنگاه مربوط به فاینانس است. نمی شود بنگاهی و یا شبکه ای داشت و به مسائل مالی آن بی توجه بود. در هر سطحی این مسئله اهمیتش متفاوت است.

ماجرای زمانه را هم اینگونه می بینم. فردی با ایده ای نو و با خواست رسانه ای مستقل شروع به کار می کند، الحق موفقیت نصیبش می شود و علیرغم سختی های شروع و پایه گذاری یک رسانه ، آن را آغاز می کند. مشکل اینجاست که رسانه استقلال مالی ندارد و به راحتی سرمایه گذار می تواند عذر یک ایده، یا عذر صاحب ایده را بخواهد. زمان نیز برای زمانه چنین مسئله را اثبات کرده است. ممکن است که دخالت بر روی محتوا نباشد، ولی گاهی دخالت ها بر فرم و شکل می تواند اثری مخرب تر بر یک مجموعه ای بگذارد که قرار است کار فرهنگی و اجتماعی کنند. برای همین است که همیشه تفاوتی برایم بین خبرنگار بودن در داخل و خبرنگار بنگاه خارجی بودن وجود داشته است. در رسانه های داخلی می توانی بگویی وظیفه ام اطلاع رسانی است و در راه آن و آرمان حرفه ای حتی جان هم می دهم. اینجاست که خبرنگاری می شود جزو مشاغل سخت. هرچقدر هم به صداقت و پایبندی به تعهدات دوستانم باور داشته باشم، اما اعتقاد دارم که در رسانه ای بیگانه قلم زدن کمی متفاوت است. بدون شک پذیرفتن این نکته که دولتی یا رسانه ای پولی می دهد تا برای کشور سومی خدمتی بدون منفعت برای خودش انجام گیرد، کمی مضحک است. حتی اگر خبرنگاران طور دیگری نگاه کنند، اما هدف سرمایه گذار چیز دیگری است.

کمترین و کوچکترین هدف ممکن می تواند بوجود آوردن ابزاری برای تحقیق بیشتر، شناخت بهتر و ارتباط مستمر تر باشد. شاید این اهداف، کاملا هم مورد پذیرش واقع شوند. اما شک ندارم که همیشه هدف سرمایه گذاران با هدف گردانندگان و راه برندگان یک مجموعه یکی نیست. بنابراین علیرغم تمام احترامم برای دوستانم در رسانه های خارج از ایران، نمی توانم بپذیرم آنها نیز قرار است جان خودشان را برای اطلاع رسانی بهتر در معرض خطر قرار دهند. پذیرفته ام که در یک بنگاه کار می کنند که سرمایه گذاری دارد و تنها قرار است مانند یک محصول به کارشان نظری افکنم. بدون شک هیچوقت با نوشته هایشان یکی نخواهم شد، انگونه که برخی از نوشته های روزنامه های داخلی بر من اثر خواهد گذاشت!

وقتی که اهداف، کمی بار ایدئولوژیک خودشان را از دست بدهند و روال سخت افزاری سازمان بر پاشنه دیگری بچرخد، می شود آنچه امروز در زمانه اتفاق افتاده، که حتی خواندن نوشته های اختلاف های درز کرده از ان درد آور است. ولی هیچ چیز برایم دردآورتر از قرار گرفتن یک غیر ایرانی بر مسند ریاست زمانه نبود. مطمئنم از این پس زمانه را با بی اعتمادی بیشتری خواهم خواند. شک ندارم که دیگر حتی مطالب همان نویسندگان قبلی کمتر بر من تاثیر خواهد گذاشت. اگر تا پیش از این تنها ماهیت سخت افزاری را مشکل دار می دیدم، امروز نمی توانم هیات تحریریه ای اینچنین را مستقل بخوانم.*

از دوستانم در رادیو زمانه بخاطر نوشتن این مطلب پوزش می طلبم. می توانند نوشته ام را احساسی و بدون منطق بخوانند. اما شک نکنید که اگر نتوانستید دل مخاطب را از بودنتان راضی نگه دارید، عقلش را هیچوقت به شما نخواهد داد!

* می دانم که بابت این جملات فحش خواهم خورد. اما یک سازمان و یک جمع بدون ایدئولوژی واحد نمی تواند بماند. اسمش را هرچه می خواهید بگذارید. مرام هم واژه خوبی است.

توضیحات خود مهدی جامی در سیبستان: عشق عمومی

نوشته مهم مهدی جامی درباره بیانیه بورد زمانه (این مطلب را بعد از نوشتن پستم خواندم. به شدت محتوایش آنچه را که نوشتم تایید می کند. به شدت ): بیگانه با زمانه

توضیحات خوب داریوش ملکوت درباره رسانه توسعه یافته : زمانه توسعه و رنج توسعه یافتگی در زمانه

توضیحات خود رادیو زمانه به قلم معصومه ناصری: پیچ و خم زمانه

نوشته صنم دولتشاهی یا خورشید خانوم : لطفا احساساتی نشید.

مجموعه کاملی از لینکهای مربوط به رادیو زمانه در سایت بالاترین

۲۴ نظر برای “رادیو زمانه با یک مدیر خارجی دیگر قابل اعتماد نیست!”


  1. یک دوست:

    با سلام وقتی رادیو زمانه با سرمایه ۱۵ میلون یورویی از سوی سازمان سیا راه اندازی میشود. هیچ کس بی طرف بودن ان را باور ندارد. کدام روزنامه نگار داری چنین بودجه ای است. خانم تو حید لو بس کنید این حرفهای مسخره را خودتان رابی گناه می دانید و مستقل . مگر میشود کسی با رادیو سازمان سیا همکاری کند وبگوید من بی طرف هستم. امستردام که مرکز اصلی این رادیو است. مقر اصلی سیا برای هدایت براندازی نرم وانقلاب رنگین علیه ایران است. ورادیو زمانه بازوی تبلیغاتی و بلندگوی ان است. خانم تو حید لو بعید است شما اینها را ندانید. اخر شما در این رایو بسیار فعالید. اما به قول ایت الله بهشتی. امریکا از دست ما عصبانی باش واز این عصبانیت بمیر. خوب است خودتان هم اقرا می کنید .رادیو زمانه وهر بلند گوی خارجی حالا مجریان ان خواه خائنین به کشور باشند یا بیگانگان برای ملت ایران فرقی نمی کند .دشمن این سرزمین محسوب میشوند.وایران وایرانی هر گز به بیگانه اعتماد نکرده ونمی کند.ما می توانیم ایران بزرگ را با پشتوانه همین جوانان غیور ایرانی بسازیم. هر چند رادیو زمانه از ما انتقاد کند. این رادیو هم مثل رادیو فردا مثل رادیو اسرائیل. هر کسی که از ولایت بریده باشد. به ریسمانی غیر از ان چنگ زند. حتما گمراه خواهد شد. شما خودتان را با مرحومه خانم دکتر صفار زاده مقایسه کنید او کجاست وشما کجای کارید. شما کاملا جدا از ولایت و او خادم اهل بیت وقران وعترت بود او خوش بدرقه بود و شما به قول خودتان بد بدرقه خواهید بود

    اساسا قصد همکلامی با شما رو ندارم اقای یک دوست خوانده که قطعا دوست خودم نمی دانمتان. اما اینبار فقط خواستم بگم فقط متاسفم

  2. حمید:

    “مطمئنم از این پس زمانه را با بی اعتمادی بیشتری خواهم خواند. شک ندارم که دیگر حتی مطالب همان نویسندگان قبلی کمتر بر من تاثیر خواهد گذاشت. اگر تا پیش از این تنها ماهیت سخت افزاری را مشکل دار می دیدم، امروز نمی توانم هیات تحریریه ای اینچنین را مستقل بخوانم”
    میگذاشتی دست کم یه چند روزی از این تعویض بگذره،بعد در مورد قابل اعتماد و غیر قابل اعتماد بودن نوشته هاش حرف میزدی. چرا پیشاپیش رای صادر کردی؟

    اقا حمید واقعا نخوندی چی نوشتم به گمونم. بی اعتمادی من بخاطر لحن نوشته ها نبوده که منتظر بمونم ببینم چی می شه. بخاطر این بیانیه و این تصمیمه. که گرفته شده.

  3. یه نفر:

    خانم توحید لو با تمام احترامی که برای شما و نوشته هاتون قائلم ولی در بعضی از نوشته هاتون جمله هایی مشابه “می دانم که بابت این جملات فحش خواهم خورد.” هست که غیر مستقیم منتقدینتون رو بی منطق نشون میده و این درست نیست.

  4. Parham:

    زمانه، صدای آمریکا، بی بی سی فارسی و سایر خبرگزاریها در نهایت یک منبع هستند و نه وحی آسمانی. درست بودن یا نبودن مطالب آنها ۵۰ درصد به تفکر خواننده برمی‏گردد.

  5. هادی نـ ـیلی:

    من هم از آن‌چه بر زمانه می‌رود، شاکی‌ام. اما این وسط یک خلط‌مبحثی شده.

    “خارجی”بودن و “ایرانی”بودن این وسط چه معنایی می‌دهد؟! آیا به صرف داشتن پاسپورت ایرانی، کسی دیگر خطرناک نیست و به صرف نداشتن‌اش، می‌شود خارجی ترس‌ناک؟! یعنی نمی‌شود یک خارجی باشد که لازم نباشد ازش بترسیم؟!

    این‌روزها سی‌ان‌ان را می‌بینید؟! گزارش‌گری که خبرهای کمپین دو کاندیدا را دنبال می‌کند و هر روز هم کلی متلک بار هردوشان می‌کند، یک کانادایی است! و اتفاقا در تیزر برنامه‌هایش هم به همین موضوع اشاره می‌شود.

    واقعا فرق یک ایرانی و خارجی در پرداختن به خبرهای ایران چیست؟

    اشتباه نشود ها! با بقیه حرف‌های سمیه موافق‌ام. این‌یکی به نظرم بی‌راه آمد که نوشتم

    ممنون که نوشتی دوست من. فرقش این است که دیگر فقط حرفه است که می ماند. همین. دیگر مهم نیست که مجموعه آن بنگاه خبری چه هدفی دارد و برای چه برای کشور ی سوم سرمایه گذاری می کند. ببین نگفتم این بد است . اکا گفتم هیچ رسانه ای برای رضای خدا که سایت یا شبکه زبان فازسی راه نیم اندازند. مسئله هم مسئله لزوما اطلاع رسانی ازاد یا دموکراسی نیست. خب این مسئله ماجرا را متفاوت می کند و نگاه من را به اهالی رسانه اش نیز.

  6. نیم:

    اتفاقن من اصلن از این اتفاقات شاکی نیستم. برای آقای جامی و کاری که کرد احترام قایل هستم ولی چرا باید این قدر قایم به فرد باشیم که با رفتن یک نفر رادیوی مان را از دست بدهیم؟ ممکن است یک نفر در این میان منهای دوستی و رفاقتی که با مهدی جامی داشته و ارتباطاتی که از طریق او با زمانه برقرار کرده توضیح دهد که جریان اختلاف چیست؟

    من دو روز است که جست و جو می کنم و چیزی نمی یابم.

    این جمله هم که مدیر خارجی قابل اعتماد نیست بدبینانه و تا حدی واپسگرانه است. شاید این طور باشد ولی دست کم باید دلیل تان را برای چنین حکم کلی ای که صادر کرده اید مطرح کنید.

    نیم عزیز چندان با وقایع داخلی آنها شانا نیستم. من هم فقط همین نوشته ها را خواندم و تصورم را به عنوان مخاطب نوشتم. دلیل هم اصلا نداشته باشد. فکر می کنم نمی تواند رسانه ای مستقل باشد اگر از نظر ساختاری استقلال نداشته باشد. وقایع اخیر هم همین را نشان داد!

  7. hajiwashington:

    رای دادم!

    رای حاجی جان؟ اگر مسابقه وبلاگها منظورته مرسی :)

  8. آناهیتا:

    ممنون از نوشته ات
    کاملا در همین حس و حالم …

  9. شهناز:

    بد نیست بدانید که هزینه این رادیو به طور غیر مستقیم توسط مالیات دهندگان هلندی تامین می شود.آیا مدیریت یک فرد هلندی چه مشکلی می تواند ایجاد کند؟ هر گاه ما در جائی دست به کار می شویم اول تمامی دوستان و نزدیکان را به کار می گماریم.لذا یک خارجی از این نظر به رشد این رسانه می تواند کمک کند.

  10. سجاد:

    گاهی آدم کلی می نویسد که یک حس را منتقل کند. اینجور مواقع من به شخصه خیلی اصراری بر قانع کردن دیگران نمی کنم :)

  11. روزها و سوزها:

    قلم شیوایی داری…اندیشه یتان سبز

    روزی به نام ما شد و روزگار مرد سالاری تمام شد از فردا ما هم می توانیم اندازه ی پسرها از حقوق طبیعی خود برخوردار شویم !
    امشب از خوشحالی می روم بالای پشت بام تا باد بادک صورتی آرزوهایم را به ستاره ها برسانم تو نمی آیی ؟

    به روزم .خوشحال می شوم بخوانی
    [گل]

  12. صبح:

    خانم سمیه از این دیدگاه توطئه بیاین بیرون. مگر احمدی نژاد وشریعتمداری و…. یرانی نیستند که با تیشه ریشه های مملکتشون رو دارن ویران میکنند. اینها مگر ایرانی نیستند که فلسطین رو بیشتر از کشور خودشون دوست دارند. اینها گذرنامه ایرانی دارند ولی به نظر می رسه یکسری اشغال گر هستند. یادتون باشه رادیو فارسی بی بی سی در پیروزی انقلاب نقش اساسی داشت.

  13. ذهن عریان:

    از همه طرف هجوم بر ایران اسلامی. از داخل و خارج.
    این یکی می اید و خاک کشورمان را به بیگانگان می فروشد و ان یکی از بیرون سیخ توی هفت سوراخمان می کند.
    یکی مثل زالو چسبیده است به نفت این کشور و هی صادر میکند و یکی …

  14. مَتَتی:

    من قبلاً بارها نوشتم واسه ما وبلاگنویسایی که له یا علیه مطلق هیچ کس نیستیم بی طرفی رسانه مهمه بنابراین با نظرات فوق الذکر شما کاملاً موافقم

  15. کشکول بهایی:

    سلام
    خانم توحیدلو برای چی متاسفید؟
    برای یک پایگاه خارجی که مبلغ همجنس بازی بود؟
    برای نوشتارهایی که فاحشه گری را چون دیگر حرفه ها برای مردم ایران توجیه و تشریح می کرد؟
    برای نوشته های توهین آمیز عبدی کلانتری نسبت به اسلام و پیامبر خدا؟
    برای مصاحبه با فردی که تمامی دغدغه اش ارتقای جنبش فمنیستی از طریق کاربرد اندام های تناسلی و جنسی است؟
    از این دست بسیار است…
    تنها یکی دو نفر مستقل و خوشنام در زمانه بود آن هم کسانی چون پرویز جاهد و عباس معروفی که هر جای دیگری هم باشند موفق هستند.
    زمانه یک نون دونی برای یک مشت نویسنده ول معطل است که بخاطر کسب درآمد حاضرند تمام گذشته،سنت و فرهنگ خود را به چندرغاز بفروشند.
    مهدی جامی هم شاید شخصیتاً آدم محترمی باشد ولی مشی کاری اش نشان دهنده ی یک آدم روزی خور بنگاههای خبری خارجی است و بس!
    زمانه نشد جای دیگر…
    خانم توحیدلو از کدامین رسانه دفاع می کنید؟

  16. حجت:

    با “صبح” کاملا موافقم . همین ایرانیهای خودمون امثال احمدینژاد و یاران با وفایش ۱۰۰ بار بیشتر از یک خارجی برای ایران و ایرانیان خطرناکند . بابا احمدینژاد و یاران با وفایش رو بچسبید که از همه واجبتره به خدا . :-(

  17. حمید:

    آخر معلوم نشد از نظر شما چرا”رادیو زمانه با یک مدیر خارجی دیگر قابل اعتماد نیست!”
    چرا؟

  18. ناوال:

    ما بی چرا زنده گانیم
    آنان به چرا مرگ خود
    آگاهانند. شاملو

    زمانه بدی شده دوست عزیز!
    گرچه از نوشته های شما لذت بردم.
    مانده گار باشید. ناوال

  19. توحید:

    سلام
    من هم فامیلیم توحیدلو است وساکن زنجان هستم اگه ممکنه بیشتر باهم اشنا بشیم

    توحیدلو

  20. مجید:

    سلام خانم توحیدلو ارادتمندم

    به روز هستم. خوشحال می شم سر بزنید.

  21. آریو:

    کسی به شما فحش نمیده. خیالتون راحت. این شریعت‌مداریه که به همه فحش میده.

  22. هموطن تهران اسی:

    نباید نازیستی به اشخاص نکریست اینکه این بابا ایرانی نیست دلیل خوبی برای بی اعتمادی نیست جانم از شما بعید است!!!!

  23. hossein:

    سلام خانم توحیدلو خسته نباشی
    به نظر من ریاست عوض شده ولی در منابع مالی زمانه تغییری ایجاد نشده با این همه عوض شدن آقای جامی با یک خارجی مطمئنا از اعتماد من نسبت به زمانه کاهش داده من تقریبا باهاتون موافقم چون حتما ایرادی در انجام تمایلات گردانندگان مالی زمانه وجود داشته که تصمیم به جدایی جامی گرفته شد.چون جامی موافق این جدایی نبود.به هر حال زمانه نقطه ی قوتش روزنامه نگارهای خوب و قابل اعتمادش هست که به نظرم تمام موارد رو برای همکاری بااین رسانه در نظر میگیرند.

  24. نیم:

    [...] ۱. سمیه توحیدلو تیتر می زند: [...]

محل نوشتن نظرات