Wordpress Themes

آقای رییس جمهور،یک تاریخ قضاوتتان خواهد کرد. از گذشته تا آینده!

جناب اوباما!

شما هم آمدید و شدید رییس جمهور. رای خوبی هم آوردید، مفت چنگتان. سخنرانی اتان هم قشنگ بود. هرچند از این “ما می توانیم” که می گفتید دل خوشی نداشتم، اما خوب بود اگر “واقعا بتوانید”. کلی هم همه جا خواندم که تحقق داده اید به رویاهای مارتر لوتر کینگی. خب خوش به حال شما و خوش به حال انها که منتظر رسیدن این روز بودند. ما هم خوشحالیم چون هر تغییری در این دنیای مادی که بخواهد اوضاع آشقته را سر و سامان دهد و پیام آور صلح باشد، برایمان ارزشمند است. البته “اگر” بتواند!

آقای رییس !

که شدید رییس جمهور ایالات متحده، کشوری که می خواهد سروری کند برجهان. اصلا به من ربطی ندارد که می خواهید چه کنید. خوی ضد استکباری هم بروز نمی دهم. به من ربطی ندارد. نکته اینجاست یکی می تواند ،می شود مستکبر و یکی نمی تواند مورد ظلم واقع می شود. اخلاق نیست که ملتی را غیر مستکبر می کند. دنیا، دنیای منافع شده است و من هم می فهمم این را. هرچقدر هم تلخ باشد. پس فکر نکنید که فکر می کنم قرار است خیلی تغییرات دهید و کار شاقی انجام دهید. ذوق و شوق های اطرافیانم را هم نمی فهمم. (وبلاگ های ایرانی که بسیار سرمستند از پیروزیتان) می دانم شما رییس جمهور یک ساختار جاافتاده اید که نمی شود یک شبه تمام مدیران را از خرد تا کلان تغییر داد تا اسمتان بشود یک تحول گرا. می دانم که حزب برایتان تصمیم می گیرد و این نشانه دموکراسی در کشور شماست. و حزب هم شناخته شده تر از این است که بخواهد آنچنان دگرگون سازد، دگرگون کردنی!

خلاصه اینکه هرچند احترام آمیز بود رای آوردنتان، هرچند که یادمان انداخت که چقدر دوست داریم جهانی را که در آن زیست می کنیم تغییر دهیم، اما واقع بینی ماجرای دیگری دارد.

اما جناب اوباما !

گفتید که پدران و مادران سربازان در عراق و افغانستان مانده ،چشم به راهند و به دنبال راه ختم این معضلید. بدانید که پدران و مادران زیادی هستند که فرزندانشان را در همین جنگ ها از دست داده اند. جنگ است دیگر. اما وقتی غیر نظامی را درگیر می کند می شود فاجعه! بدانید که دنیا و از همه مهمتر تاریخ و آیندگان با کسی شوخی ندارند. بسیاری از حرف ها و اعمال از دل تاریخ پاک نمی شود. کاری با شما نداشتم اگر امروز نمی شنیدم سربازانتان درون یک عروسی در افغانستان بمب انداخته اند. کاری با شما نداشتم اگر ۲۳ کودک یک روزه و دقیقا در روز رای آوردنتان قربانی خشونت سربازان کشورتان نمی شدند. کاری با شما نداشتم اگر آینده کودکان این جهان چون ساشا و مالیای خودتان شفاف و درخشان بود. کاری با شما نداشتم اگر هر روز در عراق خونریزی نبود. اما همه اینها هست. کشورتان شده پای ثابت تمام جنگ ها و خونریزی ها. اگر بزرگی  کشورتان را لااقل در تاریخ می خواهید منادی صلح باشید در جهان.

آقای باراک حسین اوباما (که خبرگزاری های ما زیاد از حد به حسین اسم شما علاقه داشتند این روزها )

صحنه به خون کشیده شدن یک عروسی در افغانستان و درخواست کرزای و اولین درخواستِ از این جنس یک رییس جمهور از شما، ناامیدم کرد. باور کردم شما و دیگرانی از جنس ما که روزی خواستند منادی گفتگوی تمدنها در جهان باشند، در جهان اندکند و اینها نیستند که در صدرند. بسیار باید نشست تا روزی در جایی کسی بیاید و بخواهد کاری بکند. و حتی روزی که آمد، معلوم نیست که بشود در این دنیای وحشیِ وحشی کاری کرد.

آقای رییس جمهور!

رویای عدالت بسیار خوب است. دوست دارم ببینم چگونه می خواهید سوسیالیسم افکارتان را با نظام لیبرال دموکراسی موجود  کشورتان تطبیق دهید. جان راولز و رورتی هم که بیایند برای نظریه پردازی به گمانم در پیاده کردنش بمانید و بمانند. اما همیشه تجربه های نو خوب است. باید تجربه های نو را دنبال کرد.

مستر پرزیدنت!

در دنیای مکانیکی و ماشینی شده امروز هم، هنوز باید که فاتح قلوب جماعتی باشید تا بتوانید حکمرانی کنید. می گویند اتوریته داشتید که اینچنین رای آوردید. اتوریته داشتید که کشوری دیگر برایتان جشن می گیرد و تعطیلات عمومی می گیرد. اما اتوریته داشتن مهم نیست. اتوریته را حفظ کردن شرط است!

آقای رییس جمهور!

منتظریم ببینیم با این همه پرونده باز، اینهمه روابط نیمه و ناتمام، اینهمه جنگ و خصومت، اینهمه فقر و بی عدالتی چه می کنید. هرچند که یک نفر همه کاره نیست و امکان معجزه ندارد اما … شاید که شد و توانستی!

بعد از تحریر: دوست خوبم آرش کمانگیر، متن این پست را ترجمه کرده اند . ترجمه آن را به انگلیسی اینجا بخوانید.

۴۹ نظر برای “آقای رییس جمهور،یک تاریخ قضاوتتان خواهد کرد. از گذشته تا آینده!”


  1. اسماعیل:

    اشاره ی شما به ماجراهای افغانستان برایم ارزشمند است / ممنون

  2. صندوقک:

    خوب نوشتید :(

  3. گزین گاه پنج « صندوقک:

    [...] برساحل سلامت آقای رییس جمهور،یک تاریخ قضاوتتان خواهد کرد. از گذشته ت… [...]

  4. مهیار:

    فکر کنم جایزه گرفتن در جشن بانوان وبلاگ نویس٬ این تصور رو براتون ایجاد کرده است که شخص مهمی شده‌اید. ایکاش جسارتتان به شما اجازه می‌داد ابتدا از کشور و رئیس جمهور خودتان شروع می‌کردید و بعد به سراغ شخصی می‌رفتید که در حال حاضر تمام دنیا را تحت تاثیر قرار داده است. فراموش نکنید که اباما تا همین زمان کاری را که باید انجام می‌داده انجام داده است. کاری که خارج از محدوده اطلاعات علمی و عمومی شما می‌باشد. تصور نکنید که با بکار بردن چند اصطلاح می‌توانید ادای روشنفکری در بیاورید و به وکالت از مردم افغانستان٬ عراق و دنیا در مورد وی و نحوه عملکردش قضاوت بکنید. تا زمانی که حتی جرات ندارید یک کلمه در مورد مسئولین کشور ایران٬ کوچکترین نظری بکنید٬ لطفا به خودتان اجازه ندهید به راحتی رئیس جمهور منتخب یک ملت را اینچنین مورد خطاب قراردهید. شاید بهتر باشد به جای نگرانی برای عروس های کشورهای دیگر نگران دختران و زنان ایرانی بود که چه در ایران و چه در کشورهای عربی دیگر هتک حرمت میشوند و حق و حقوقشان پایمال. برای فهم چگونگی پیاده سازی افکار ایشان باید سالها در دانشگاه های معتبر درس بخوانید٬ دور دنیا را بگردید و با متخصصان و کارشناسان امور اقتصادی٬سیاسی٬ فرهنگی و.. مشورت و نشست و برخواست کنید٬ باور کنید به این سادگی نیست. برای متفاوت جلوه دادن خود احتیاجی نیست اینگونه شعار بدهید.
    ضمنا مطمئن باشید٬ مسئولین امر از شما بابت این نوشته هایتان به نیکی یاد خواهند کرد.
    این مطلب را برای خوانندگان احتمالی‌تان می‌نویسم٬ چرا که نویسنده اینچنین متنی محلی از اعراب ندارد.ضمنا می‌دانم این کامنت را روی وبلاگتان نمیگذارید.

    موفق باشید.

    مهیار - شهروند ایالات متحده آمریکا

    جناب مهیار! آنقدر از مسئولین و سیاست های داخلی خودم نوشته ام که دیگر خسته شده ام. باور کنید حتی حوصله این را ندارم که ببینم چه می گویند. این وبلاگ پر از همان هایی است که می گویید جرات نوشتنش را نداشته ام.
    دوم اینکه معلوم است خواننده وبلاگم نبوده اید و با یک پست قضاوت کردید. در ضمن کامنتدونی اینجا ازاد است خصوصا اگر قرار باشد تنها نقد خودم باشد.
    سوم اینکه من نه وکیل کسی هستم و نه یک ادم مهم. یک وبلاگ نویسم. اخبار را رصد می کنم. از این خبر دردم گرفت. سخنرانی اوباما را دیدم در شیکاگو، چندبار هم دیدم. جذاب بود. دلم خواست با سبک و سیاق خودش بنویسم. شما جای جناب اوباما ببخشید !

  5. کمانگیر » Blog Archive » عکس روز: شب ِ مستی ِ اوباما و سردرد ِ فردا صبح:

    [...] از دیگران: آقای رییس جمهور،یک تاریخ قضاوتتان خواهد کرد. از گذشته ت… [...]

  6. ابوذر آذران:

    سلام خسته نباشید
    خوب بود اما اگر ذیل ایم متن امضای شما نبود مطمئن می شدم اینو یه خواهر بسیجی دانشکده الهیات نوشته … .
    ارادتمندیم

    جناب اذران! انتظار نداشتید که بیایم یکبار دیگر از سیاه پوست بودن و آزادی و دموکراسی بگویم. قصد شعار هم نداشتم. البته در یک روزانه دیروز نوشتم که هیجان داشت انتخابات برایم. اما قرار نیست که سرمست شده باشیم از این انتخاب برادر. قرار نیست که باور کنیم که امریکا هم ایران است. خیلی وقت است امید اصلاحی چنین بزرگ را نه در ایران و در جای دیگری ندارم. حالا می خواهید باور کنم در امریکا قرار است اتفاق خاصی بیافتد؟ البته امیدوارم که بیافتد!
    واقعا از واقعه افغانستان دلم سوخت. بمب در قسمت زنانه یک عروسی بوده و کشته شدگان اغلب کودکند. اگر نوشتن از اینها یعنی بسیجی شدن برادر………….. نمی دانم. از شما این جمله را انتظار نداشتم……….. نه نداشتم!

  7. حمید:

    باعث خوشحالی هست که این فرد، مانند پدر مادرش مسلمان نیست. چون اگر اینچنین بود که روزگار آمریکا و جهان سیاه بود. امیدوارم فشارهاش رو بر جمهوری اسلامی، برای تلاش در جهت آدم سازی این رژیم،یا دست کم آدمتر شدنش، بیشتر و بیشتر کنه.
    نام رییس مزدور های جمهوری اسلامی(به خصوص این آخریشون)برای ثبت در تاریخ پیشاپیش رزرو شده. :))
    آمریکا،آمریکا، درود بر قدرتت
    جمهوری اسلامی، میترسد از هیبتت :)
    چه شعری ساختیما

  8. حمید:

    مهیار هم یه جورایی درست میگه. البته در مورد اینکه گفته بود اول در مورد رییس جمهوری و مقامات جمهوری اسلامی بنویسید. ایشون زیاد در این مورد(یعنی در مورد رییس مزدور جمهوری اسلامی) نوشته ،البته نه به این تند و تیزی و مستقیمی که برای اوباما نوشته.ولی در مورد مقام ارشد حکومت جمهوری اسلامی، کوچکترین حرفی تا حالا نزده، این رو باهات موافقم. به عبارتی ایشون مترسک ها رو چوب میزنه ولی از مترسک گردان غافل هست. در مورد اینکه خیلی طعنه وارانه و با زبانی نیش دار در مورد آمریکا حرف زده هم که باز موافقم.این پست یه مقداری فجیعی(بسیجی) وار بود.

  9. مَتَتی:

    زیاد نباید جدی گرفت. دنیای واقعیت با دنیای ایده آل فاصله داره

  10. حجت:

    خانم توحیدلو خیلی خوبه که شما هم واقعیت رو میبینید و جور دیگه ای به قضیه انتخاب اوباما نگاه میکنید و حتی از اوباما انتقاد هم میکنید و …
    ولی ای کاش یک بار جرات این رو هم داشتید تا از ولایت مطلقه فقیه در کشور خودمون بنویسید و یا انتقاد بکنید . افسوس و صد اقسوس که همه روشنفکران ما جسورانه و بی محابا به نقد کل دنیا می پردازند ولی دریغ از یک بار نقد ولایت مطلقه فقیه و شخص …
    شما هر وقت تونستید در این فضای مجازی که مخاطب آنچنانی هم نداره به نسبت رسانه های عمومی فقط یک بار اسم ولایت مطلقه فقیه رو هم بیارید ، اون وقت من این حرفهای شما رو هم میتونم قبول کنم ولی …

  11. maryam:

    آره منم شنیدم خیلی ناراحت شدم :( حالا من نمی خوام این وسط از اوباما دفاع کنم اما دیشبم تو تلویزیون می گفت اوباما هنوز کارششروع نشده و ۲۳ ژانویه تازه میره کاخ سفید و اینا.به نظرم این اتفاق بیشتر مقصرش بوشه.هر چند که در نهایت فرقی هم نمی کنن این دو تا :(

  12. پریا:

    “سوال با طعم کره عسل” در بلاگ می!

  13. مهدوی:

    با درود
    گویا ضغف حافظه تاریخی ما ایرانیان فراتر از این چیزی هست که بیشتر بدان واقف بودیم .
    اینکه جناب اوباما چه سیاستی دارد و چه نقدی بر او وارد است مورد نظر من نیست بلکه انتقاد شما در مورد حمله ارتش امریکا به کشورهای دیگر همچون افغانستان یا عراق مد نظر من می باشد

    محض اطلاع شما ارتش امریکا در دوران اقای بوش جهت کشور گشایی به این دو کشور حمله نکرده بود . و قبل از حمله نیز افغانستان سوئیس اسیا یا بغداد پاریس خاورمیانه نبود بلکه این دو کشور مخصوصا افغانستان تحت حاکمیت عقب مانده ترین رژیم تاریخ به قرار داشت و مردم این کشور توسط اقلیتی عقب مانده به گروگان گرفته شده بودند و انها هر روز جلو چشم مردم در میدان شهر دست و پا قطع می کردند . اگر امروز غیر نظامیان مورد حمله ارتش امریکا قرار می گیرند گناه ان به گردن همان طالبانی است که از غیر نظامیان به عنوان سپر دفاعی خود استفاده می کند و از مناطق غیر نظامی به عنوان پناه گاه استفاده می نماید .
    بنابراین به جای نگاه یک طرفه باید واقعیت را انطور که هست بیان کرد .تاریخ قاضی خوبی هست و در اینده قضاوت خواهد کرد

  14. گلابتون:

    این همه هزینه در عراق و افغانستان، فقط به بهانه “صلح طلبی” نادیده گرفته بشه؟
    برای این آدم ها بهانه کمی است.

  15. رضوانی:

    شاید با همه ی بخشهای نوشته موافق نبودم ولی یکی از زیباترین پستهای اینجا بود که تا حالا خوانده بودم.هر چند زیادی احساسی کردن مسائل سیاسی عاقبتش می شود همان دو قطره ی معروفی که قصد سرسره بازی روی صورت را دارند.ولی واقعیت این است که سیاست واقعا به اخلاقی شدن نیازمند است.

  16. چغوک:

    باور نمیکنم که شما دوست داشته باشید رفتار آمریکاییها تغییر کند .بوش که به شما ها خیلی حال داد اگر بیشتر میموند ویزای شما هم برای آمریکا یا کانادا صادر میشد خصوصا الان که احتمال حمله نظامی به صفر رسیده و دیگه نمیتونید منتظر براندازی از طریق حمله نظامی باشید.

  17. یک دوست:

    با سلام وقتی نوشته های وبلاگتان را می خواندم. با خود می گفتم راستی خانم تو حید لو چگونه می تواند این همه تضاد را در حرفهایشان جای دهد بی انکه کم بیاورد.وتازه ادعای روشن فکری هم داشته باشد شاید از انتلکتولهایی است که شهید دکتر شریعتی به انها اشاره دارد وسخت انها را مورد حمله قرار می داد. یا از ان دسته که مرحوم جلال ال احمد می گوید از ان غرب زده ها است. به خدا نمی دانم اما هر چه هست استعداد خارق العاده ای در اسمان و ریسمان بافتن دارد. ببینید(رییس جمهور ایالات متحده، کشوری که می خواهد سروری کند برجهان) چه کسی گفته است امریکا بر کل دنیا سرور است . بزرگترین تحلیل گران مسائل سیاسی اطمینان دارند که دنیای ما نمی تواند یک قطبی باشد و البته هر گز نیست.( پس فکر نکنید که فکر می کنم قرار است خیلی تغییرات دهید ) خانم تو حید لو درست در پست قبلی که زیر این مطلب اورده خلاف این ادعا را دارد ( اوباما با اندیشه تغییر در کشورش پا به عرصه گذاشته و تغییر در جامعه ای اجازه تهاجم های بی دلیل و از سر سیری را نمی دهد) کاش قبل از نوشتن مطالب قبلی را مطالعه می کرد.(گفتید که پدران و مادران سربازان در عراق و افغانستان مانده ،چشم به راهند و به دنبال راه ختم این معضلید) چقدر این بانوی فراموشکار از مسله ودرک ان دور است و نمی داند ساختار سیاسی امریکا چگونه کار می کند (حضور جمهوریخواهان و مک کین در کل برای ایران خوش فرجام نخواهد بود. این مسئله را بخش زیادی از بدنه محافظه کار می دانند. اینگونه نیست که محافظه کاران ایرانی علاقمند به بیرون آمدن نام مک کین از صندوق ها باشند. شک نیست که آمدن مک کین و روحیات جنگ طلبانه ایشان وضعیت را به مراتب بدتر خواهد کرد) در پست قبلی ایشان انگونه اظهار نمودند. چیزی که هر دانش اموز دبیرستانی چه رسد به هر دانشجو که بیهوده گویی ان را می داند. خانم تو حید لو نمی داند سیاستهای خارجی امریکا دقیقا از سوی ایپک سیاست گذاری و توسط ریئس جمهور اجرا میشود. فارغ از هر حزبی باید منافع اسرائیل اول حفظ شود. با این همه هزینه ای که برای تبلیغات انجام گرفته ایا شرکتهای اسلحه سازی. کارتلهای نفتی. دیگر سرمایه داران به شخص ریئس جمهور اجازه فکر کردن می دهند. (ببینم چگونه می خواهید سوسیالیسم افکارتان را با نظام لیبرال دموکراسی موجود کشورتان تطبیق دهید) انگار شما هم دچار اشتباه شدید. خودتان را یک لحظه جای اقای اوبا ما گذاشتید . شما افکار سوسیالیستی دارید. چقدر در پستهای قبلی از ان دفاع کردید. خیر اوبا افکارش و اندیشه اش بر خاسته از نظام کامل سرمایه داری است و او حا فظ ان نظام است و برای حفاظت ان سو گند خواهد خورد. خانم تو حید لو اشتباه نکنید.( البته امدن او بخشی از محافظه کاران و در راس آنها رییس دولت را برای پرخاشگری های چموشانه معمول خود علیه آمریکا و دیگر دشمن های فرضی فعال تر خواهد نمود) انگار دوست داریدبا تو هین به اقای احمدی نزاد پروسه تخریب خودتان را همچنان فعال نگه دارید.حتی به قول خودتان سران قوم که اسم خانم ابتکار نیز در ان جرگه هست هر چند بر او نیز انتقادهای فراوانی وارد است. به اندازه شما برای نزدیکی به امریکا از خود علاقه نشان نمی دهد.(در زمان های مختلف اینگونه برداشت شده که امکان برقراری ارتباط تنها با احتمال حضور دموکرات ها اتفاق می افتد) البته خانم تو حید لو در جایی فرمودند(می دانم شما رییس جمهور یک ساختار جاافتاده اید ) چقدر در برابر غرب از خود بی خود شده و خود را حقیر می بیند.ودموکراسی غربی را نهایت امال وارزوی خود می داند.(حزب برایتان تصمیم می گیرد و این نشانه دموکراسی در کشور شماست. و حزب هم شناخته شده تر از این است که بخواهد آنچنان دگرگون سازد،)البته خود این حزب از چه کسانی تشکیل شده وارمان و خواسته چه کسانی را بر اورده می کند بماند. دیدیم کمک ٧٠٠ میلیاردی حزبی را برای کمک به سرمایه داران و نابودی طبقه متوسط و ضعیف جامعه امریکایی را. تعجب من در این است شما که افکار سوسیالیستی دارید چگونه این همه شیفته غرب و امریکا هستید .(http://blot.persianblog.ir/)

  18. حمید:

    آمریکا ناجی کشورهاست. هر کشوری رو که آزاد کرده،یک لطف بزرگ در حق اون کشور انجام داده. در آزاد سازی عراق،با کمترین تلفات غیر نظامی و حتی نظامی اون کشور رو آزاد کرد.این کشتاری که امروز در اون کشور انجام میشه،جنگ قدیمی متعصبین وحشی و جانی شیعه و سنی است که مانند بمبی آماده انفجار،در دست سردسته هاشون(مفتی و آیت الملا)هستند و همونطور که اون پل در عراق رو منفجر کردند و صدها نفر رو کشتند، آدمکشیهای گروهی رو در اون کشور مرتکب میشند.قسمت دیگه ای از این آدمکشیها به واسطه مستقیم و غیر مستقیم،توسط تروریستهای جمهوری اسلامی در عراق،برای ناامن نشان دادن عراق زیر سیطره آمریکا در نزد اندک حامیان داخلیش،انجام میگیره.ولی خوشبختانه میبینیم از حجم این کشت و کشتار نسبت به اوایل آزاد سازی عراق کاسته شده.

  19. حمید:

    “اصلا به من ربطی ندارد که می خواهید چه کنید. خوی ضد استکباری هم بروز نمی دهم. به من ربطی ندارد. نکته اینجاست یکی می تواند ،می شود مستکبر و یکی نمی تواند مورد ظلم واقع می شود.”
    اینجا یه مقدار رفتید توی فاز بوقهای جمهوری اسلامی و عربده کشان “استکبار ستیز” مشت گرده کرده جمهوری اسلامی.

  20. pooyaa:

    سمیه خانم یک کشور مثال بزنید که از آمریکا بهتر باشد.
    انتظارات شما کاملا درست و بجاست ولی مسئله این است که در شرایط کنونی آمریکا با تمام بدیهاش بهترین و عادل ترین کشور دنیاست. نمونه ش اینکه که هر کشوری که از آمریکا شکست خورد سرانجام (توسط کمک های آمریکا) کشور آبادی شد (ژاپن؛ آلمان؛ و ..)
    مسلمه که در جنگ اشتباه های انجام می شه و متاسفانه آدمهای بی گناه کشته می شند.
    به نظر من تقصیر آمریکا این نیست که جنایت می کنه. مشکلش اینه که سالها بی خیالی و بی تفاوتی کرده و فقط به اقتصاد خودش فکر کرده و حال از روی اجبار مجبور شده در کشورهایی مثل افغانستان و عراق حاضر شود. در صورتی که از سالها قبل باید کمک های انساندوستانه رو روانه کشورهای فقیر و بدبخت می کرد و اصولا سرنوشت اونها رو مثل سرنوشت خودش می دونست.
    موفق باشید

  21. امید:

    « واقعا از واقعه افغانستان دلم سوخت. بمب در قسمت زنانه یک عروسی بوده و کشته شدگان اغلب کودکند.»

    بله واقعه دردناکی است همه ما از مرگ کودکان ناراحت می شویم اما میدانید که طالبان و القاعده عمدا از مناطق غیر نظامی برای سازماندهی خود استفاده می کنند تا از این طریق اگر مورد حمله امریکا قرار گرفتند عیر نظامی ها و کودکان زیادی کشته شوند و بلافاصله خبرنگار الجزیره این تصاویر را به جهان مخابره کند تا از این طریق جو ضد امریکایی تشدید شود و دل رحم های ساده دلی همچون شما عکس های ان را در وبلاگ هاشان قرار دهند؟ می دانید امثال شما با قرار دادن این عکسها دقیقا در خط برنامه ها و سیاست های گروهای تروریستی عمل کرده اید؟ از دیدن این عکس در وبلاگ شما و ساده دلی شما متعجب هستم .
    چقدر راحت افراد محترم و روشنفکر فریب تروریست ها را می خورند . جنگ بد است اما تروریست بدتر است.

  22. آریو:

    شاید که شد و توانستی!

  23. حمید:

    صحنه های خونین عروسی افغان خیلی دردناک بود! اونهم به افتخار حضور آقای اوباما!

  24. Kamangir (Archer) » Blog Archive » “You will be judged by the history Mr. President!” A Persian Letter to President Obama:

    [...] You will be judged by the history Mr. President! [...]

  25. واژگون:

    چرا نمی خواهی خوی استکبار ستیزی بروز دهی؟

  26. سید محمدمهدی:

    سلام
    مثل همیشه جالب بود
    جزابیتش هم از آن جا است که
    هم متن جالب بود
    هم نگاه شما
    هم باز یاد آور آن آقای رئیس جمهور گفتنتان شد
    آن گاه که با یک دقیقه سکوت یک عمر سخن گفته شد
    باز هم این جا امده ام باز هم گفته ام به من هم سری بزن
    البته اگر هم نیایی من باز خواهم آمد و شایداین آمدنم هیچ ارتباطی با مطالب هم نداشته باشدمی آیم چون سکوت را دوست دارم چون خاتمی را دوست دارم به همین سادگی

  27. سمیه:

    چرت و پرت نگین لطفا. اوباما که هنوز شروع نکرده کارشو چی میگین شما.

    دوست هم نام! مگه کسی گفته اوباما مسبب چیزیه. یک خواست بود برای آینده و اینکه باید از دید من به چیزهایی توجه کند. چیزهایی که شاید حتی اگر بخواهد هم نمی تواند تغییر دهد.

  28. سرباز معلم جنوبی:

    کیهان زیباترین تیتر تاریخش را زد «آن باز در لباس کبوتر آمد » این تیتر پر از حرف بود

  29. مریم:

    با حرفهات خیلی موافقم.
    یک قسمت از پستت رو با رعایت حق کپی رایت گذاشتم تو وبلاگم.

  30. سروناز:

    سلام، چطوری خانوم؟ ببخشی ها اما یاد کارای مستر پرزیدنت خودمون افتادم که نامه نوشته بود برای بوش، اثر گذاشته ها!! راستی اوباما رو ول کن خانوم از کردان بگو، از نماینده حقوقی رئیس جمهور بگو، از این همه رو بگو، از اون رضایی … بگو، حیثیت و آبرو برای هیچ چیز و هیچ فکری نذاشتن، البته پیش از اینا گفتید اما دل من که آروم نمی گیره، این کارها دیگه واقعا دهن آدمو می بنده !! من یکی که فعلا وارد هیچ بحثی نمی شم چون اصلا نمی تونم از چیزی دفاع کنم. نه یکی نه دوتا نه سه تا الی ما شاء ا…

  31. صادق:

    زنده باد! کاش احمدی نژاد هم چنین قلمی داشت و اینطور تبریک می گفت.

  32. عسل:

    سلام
    چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .
    شما که می توانید به این خوبی نامه به اوباما بنویسد ایا بهتر نیست بک نامه سرگشاده به اقای خاتمی بنویسد و انتقادهای خود را مطرح کنید؟ اینکه چرا ایشان به نقض حقوق بشر حتی زمانی که مقامی در حکومت ندارند واکنش نشان ندادند . اینکه چرا گفتگو تمدن ها خوب است اما از اینکه دانشجوی مثل من فقط به جرم بهایی بودن باید از دانشگاه ان هم در دوران ایشان اخراج شود و حتی ایشان به نامه دادخواخانه من هم توجه نکرد با اینکه رشته من میکانیک بود و نه سیاست . راستی ایشان به مرگ زهرا بی چاره واکنشی نشان داد؟
    من به عنوان یک هموطن غیر مسمان شما از امثال شما بسیار دل ازوده هستم که این همه بی انصافی اقای خاتمی را به چشم می بینید و باز از ایشان طرفداری میکنید و همایش برای نامزد شدن برای ایشان برگزار میکنید( در کلا گفتم) من از احمدی نژاد توقع ندارم اما از کسی که شعار حقوق بشر و جامعه مدنی میداد توقع داشتم . راستی شما چطور؟ امیدوارم مطلبی از شما که حداقل یک وبلاگ دارید در این مورد بخوانم .

  33. مجید:

    سلام

    با مطالبی در مورد “هاینریش بل”، زندگی شخصی و هنری و همچنین آثار وی به روز هستم.

    در ضمن مطلبتون مثل همیشه خواندنی بود. دست کمانگیر بابت ترجمه درد نکنه. به جا بود.

    منتظرتون هستم.[گل]

  34. صبح:

    سمیه جان ول کن ادای روشن فکرای دهه ۵۰ رو در نیار . خودت که میدونی برادران مسلمان ایرانی هستند که جنگ تفرقه شیعه و سنی را در عراق با همکاری خونخواران بن لادنی شروع کردند آنها هتند که به خودشان بمب می بندند و همدیگر را می کشند. ونظام مقدس هم برایشان اسلحه می فرستد. تصور کن همین امروز امریکا از عراق و اففغانستان خارج شود. هر دو کشور نابود میشود.در عراق که شیعه وسنی به جان هم می افتد و در افغانستان هم طالبان دوباره سر کار می اید. کشوری مثل امریکا برای نظم جهانی لازم است. و می دانی که برای اینکه جمهوری اسلامی ثابت کند که امریکا در عراق و افغانستان شکست خورده از هیچ فتنه ای در این دو کشور فروگذار نیست.

  35. پامج:

    سلام خانم دکتر ثانی
    متن زیبایی بود مطمئنا از دل بر آمد که با خواندش بر دل رسوب کرد. مادامی که به دنبال خلق قهرمان باشیم برداشتی جون حسرت به دست حاصل نخواهد شد.
    پاینده باشی

  36. Raha Farhodi:

    great! greting to meet you,than…your site,too…

  37. حزب اللهی:

    سلام. یکی از خواننده های همیشگی وبلاگ شما هستم. برام خیلی جالبه که اکثر کامنتهای اینجا رو مخالفین جمهوری اسلامی یا دولت فعلی نوشتن؟ آیا اینجا یه وبلاگ حزبیه؟ یعنی کسانی که با نظردهنده های بالا، هم فکر و هم عقیده نیستند، اصلا وبلاگ شما رو نمیخونن یا دوست ندارن اسمشون بین این افراد باشه؟ شاید هم به جز افراد فوق، بقیه اهل تفکر و تفلسف و اظهار نظر نیستند!
    راستشو بخواید من هم خیلی دوست دارم هر وقت میام اینجا رو میخونم نظر خودمو هم بنویسم. خب طبیعیه که با بعضی از نوشته ها و دیدگاههای شما موافق نیستم، اما بخش نظرات وبلاگ شما معمولا مناظره ای و مجادله ای شده! یعنی من اینجا اگر در مورد نوشته شما نظرمو بدم، چند نفر دیگه سریع اینجا آدمو برچسب بارون میکنن و جواب میدن، یا میان توی وبلاگ آدم مسخره میکنند! خب اینا چرا به وبلاگ خودشون بسنده نمیکنن؟ چرا محیط نظرات وبلاگ شما باید اینقدر ناامن باشه؟!خب تا یه چیزی بگیم سریع میگن: ” این هم طرفدار رژیمه!” یه جوری هم حق به جانب حرف میزنن که کسی بی خبر باشه فکر میکنه اینها همه حقند و بطلان این رژیم هم بدیهیه!!
    به هر حال خواستم بگم که حزب اللهی ها و طرفداران احمدی نژاد و جمهوری اسلامی هم اینجا رو میخونن و البته ناگفته نماند که بعضی وقتا از خوندن نظرات افرادی مثل جناب حمید واقعا لبخندی بر لبانمان نقش می بندد!

    ” فذرهم فی خوضهم یلعبون”
    براتون آرزوی موفقیت میکنم. یا علی

    خوشحال می شم که نظرات دوستان رو بخونم. حق می دم بهتون. متاسفانه یکی دو نفر در این فضا خودشون رو موظف به تمسخر و جواب دادن به همه می دونن. اما شک نداشته باشید نظراتی مسقل حتی در نقد و مخالفت برای من بسیار با ارزش خواهد بود. فضای مجازی و آزاد این مسائل را دارد و همیشه سو استفاده کنندگانی دارد

  38. رهگذر:

    عسل بانو سلام
    هموطن بهایی عزیز ما اتفاقا این چراغ فقط برای مسجد روا است . شما نباید از این طایفه مثلا اصلاح طلب خاتمی پرست انتظار زیادی داشته باشید برای اینها خاتمی چیزی در حد امامزاده صالح است که هر هفته باید به هوای گردش تجریش سری به ان بزنند . اما نامه نوشتن به اباما به تنها ایرادی ندارد بلکه باعث بالا رفتن ژست روشنفکری هم می شود . پس انتظار زیادی از این طایفه مراد پرور نداشته باش امثال خانم توحید لو باید به مراسم دعوت از خاتمی برای نامزد شدن در این انتخابات کذایی بروند . و در ستایش ایشان سخنوری نمایند تا احتمالا از دیگر دوستانشان عقب نمانند . به این نصف و نیمه حرفهای مثلا انتقادی ایشان توجه نکنید در کل این جریان خاتمی پرست سرو ته یک داستان هستند . پس خواسته شما در این معرکه عملی نخواهد شد .
    با سپاس هموطن مسلمان شما

  39. حزب اللهی:

    جناب حمید! چرا تقاضا کردین کامنت قبلیتون رو پاک کنند؟ می ترسید یه وقت به خاطر شدت ادب نوشتاریتون کسی اینجا بهتون خرده بگیره؟ زیاد سخت نگیرین.چه خوبه وقتی دارین چیزی می نویسین، یه کم در انتخاب کلماتتون دقت کنید که نیازی نباشه نوشته تون رو پاک کنند.
    فکر کنم کسانی که با فضای وبلاگستان فارسی آشنا باشند، تصدیق می کنند که بسیاری از افرادی که مدعی روشنفکری و آزادی بیان هستند؛در موقع عمل، خودشان از همه فاشیست تر و متکبرتر عمل می کنند، نمونه اش را همین چند وقت پیش در وبلاگ بامدادی دیدیم که به خاطر ابراز نظر شخصی اش، به او بی ادبی کرده و برچسب بارانش کردند و کمانگیر و چند نفر دیگر از حلقه دوستانشان هم در همین موضوع مطلبی نوشتند!
    به هر حال من از شما توقع زیادی ندارم، از کوزه همان تراود که در اوست!
    من هم از خانم توحید لو خواهش می کنم کامنت بی ادبانه جناب حمید را پاک کنند، شاید ایشان در موضع گیریشان نسبت به بقیه تجدید نظر کنند!
    یا علی

  40. چه مفت “شهروند امروز” هم توقیف شد « من مکتوب:

    [...] که به شدت باهاش موافقم و برای خوندش می تونید روی این لینک کلیک کنید . من به این قضیه خیلی فکر کردم که آیا اساسا [...]

  41. عیسی:

    به حزب الهی
    اگر می بینید که فضای وبلاگ ها عمدتا بر علیه شمااست (البته شما که نه بلکه تفکری که شما حامی آن هستید)بدلیل وجود آزادی بیانی است که در این رسانه وجود دارد مطمئن باشید که اگر در رسانه های دیگر هم آزادی بیان وجود داشت آنجا هم اوضاع همین بود.
    چرا در این محیط مجازی احساس ناامنی می کنید نمیدانم اما این را می دانم که آزادی ناامنی نمی آورد مگر برای کسانی که منافعشان و عقایدشان در صورت شفافیت به خطر می افتد که خود حاکی از بی مایه بودن آنهاست.
    اما خانم توحیدلو
    این اولین پستی است که از شما می خوانم. با طرفداری شما از این آقا کلا در صداقت شما و اعتقاد شما به آزادی بیان دچار تردید شده ام. من هم با نحوه بحث آقای حمید موافق نیستم اما انتظار هم ندارم مطابق میل من صحبت کند.

  42. حزب اللهی:

    دوست عزیز جناب عیسی
    من فضای وبلاگستان را علیه خودم و افکارم نمی بینم، اگر استقرائی کامل داشته باشید، می بینید که اینجا واقعا جامعه چند صدایی است،هیچ تفکری خود را در فضای مجازی اینترنت غریب وبدون یاور نمی بیند. دوستان و همفکران من هم به اندازه کافی وبلاگهای علمی و خوبی دارند که بتوانند از عقاید و سلایقشان دفاع کنند. من هم مثل شما آزادی بیان موجود در وبلاگستان را قبول دارم و اتفاقا عقاید و سلایق خودم را آنقدر روشن و شفاف می بینم که آزادی بیان موجود را به نفع خودم و عقائدم بدانم. فضای باز همیشه به نفع حق است، من یک سویه و یک جانبه حکم به حقانیت همه سلیقه هایم و عملکرد همه آنهایی که با آنها همفکر و هم عقیده ام نمی کنم، دوست دار حق و حقیقتم و همواره سعی می کنم در این مسیر گام بردارم و اتفاقا از این رو فضای باز را به نفع خودم می دانم که صدای مخالفان و حتی دشمنان و مغرضان را به راحتی می شنوم.آنقدر هم جمود فکری ندارم که حرف حق را نشنوم و نسبت به عملکرد غلط همفکرانم منتقد و شاکی نباشم.
    اما حرف من این بود که اتفاقا کسانی که همیشه علمدار آزادی بیان و دموکراسی بوده اند، کمتر تحمل شنیدن صدای مخالف را دارند.
    در مورد موضع خانم توحید لو در اینجا، فکر کنم زود بود که اینطور قضاوت کنید، خودتان نوشته اید که اولین پستی است که از این وبلاگ می خوانید، شما یک بار اینجا آمده اید و من یک سال است اینجا می آیم و با حمید و طرز فکر و ادبیاتش هم به خوبی آشنایم و شاید این چند نظر اخیر این وبلاگ، تصدیق کننده تصور و موضع من در آن نظر اولم باشد.
    در آخر هم یادآوری میکنم که من در این فضای مجازی اصلا احساس ناامنی نمی کنم، اگر دقت بیشتری کنید، نوشته بودم که قسمت نظرات این وبلاگ ناامنه! چون آدم میاد اینجا در مورد نوشته های نویسنده وبلاگ نظرشو ابراز میکنه، اما بعضی ها عقده های شخصیشون رو اینجا خالی می کنند و احساس می کنند هر صدای مخالفی رو باید لجن مال کنند، من از شنیدن نظرات مخالفم استقبال می کنم، اما اصلا دوست ندارم راجع به مسائل حاشیه ای، با کسانی که هنوز ادبیات گفتگو رو هم بلد نیستند، کل کل کنم و وقتم رو تلف کنم.
    به شما دوست عزیز هم توصیه میکنم در قضاوتهایتان دقت بیشتری بکنید.
    موفق باشید

  43. حجت:

    نمیدونم چرا هر وقت یکی مثل این حزب الهی میخواد حضور خودش رو در این کامنت دونی ابراز کنه اول یکی دو سه تا کامنت طولانی در باب فضایل اخلاقی و آداب سخنوری و علم کلام مینویسه و از اخلاق و تربیت و … مینویسه . نمیدونم چرا این جماعت همیشه فکر میکنن خودشون با ادب کل هستن و همه رو باید ارشاد و نصیحت کنند . برادر من خواهر من بیا حرفت بزن چرا بیخود طفره میری .
    من شخصا در اینجا اگر لازم بدونم به رییسجمهور هم ف… میدم ، همون جوری که اون به من و امثال من ف… میده در هر تریبونی که گیر میاره . همون جوری که آقای رییسجمهور ما همه مردم رو گوسفند حساب کرده.
    نمیدونم چرا وقتی آقای رییسجمهور یا سران دیگه مملکت مردم رو گوسفند حساب میکنن کسی بهشون خرده نمیگیره که چرا فحش میدین . حالا حتما باید بیان بگن “خر” تا می بیاییم بگیم فلانی فحش داده ؟ !!! والا کارهای این دولتیان ما از ۱۰۰ تا فحش خواهر و مادر هم بدتره .

  44. مریم:

    سلام . از پیش داوریتون ممنون. برای شما و خودم متاسف شدم.

  45. شیده:

    همه ی این حرفایی که شما زدید درست اما آیا اوباما اینجا رو می خونه؟
    اوباما که هنوز کاره ای نیست تقصیرا رو بندازیم گردنش !تازه هر چی باشه از اون مک کین پیر پاتال با اون سارا پلین احمق که بهتره !!!

  46. امید:

    رهگذر خان
    معلومه که داشتی رد میشدی گفتی یک سنگ هم بندازم توی خانه ی همسایه. تابلو تر اینه که هیچ قصدی به جز سرکوب نداری. این گونه حرف ها رو به یک دو ریالی سیاه هم کسی نمیخره. من بهت اطمینان میدم. حرفی بزن که خریدار داشته باشه.

  47. nima:

    با مطلبی درباره اوباما درخدمتیم

    ممنون

  48. links for 2008-11-12 « خاطرات یک برنامه نویس:

    [...] بر ساحل سلامت » Blog Archive » آقای رییس جمهور،یک تاریخ قضاوت… جناب اوباما! [...]

  49. سروش:

    http://30smoni.blogfa.com
    انتقادی و طنز نسبت به سیاست خودمون و مسائل روزمره

محل نوشتن نظرات