Wordpress Themes

اقای خاتمی کشورم را برای زندگی کردن دوست دارم ، نه برای از دور پرستیدن!

آقای خاتمی خواستم بعد از مدتی کلنجار رفتن با خودم، فارغ از این تو بمیری من بمیری هایی که سر آمدنت بلند است، دو کلامی برایت بنویسم.  خوب می شناسمت و فارغ از همه نقدهایی که به تو داشتم، نگاهی از سر ارادت به شما داشته ام. چند وقتی است که نقل محافل شده ای و قرار است بیایی یا نیایی. واقعیت اینجاست که هیچوقت نخواستم جزو دعوت کنندگانت به آمدن باشم. شک داشتم که بودنت و آمدنت بتواند کاری بکند کارستان. در واقع مشغول محاسبات احتمالی بر سر میزان هزینه ها، میزان رای آوری، میزان سرمایه و از این حرف ها بودم. اما این طرف و آن طرف می گویند احتمال آمدنت بیش از نیامدن شده. این یعنی باید نشست و سنگ ها را با شما وا کند. از همان اول گفته بودم اگر آمدی، حتما باید سیمرغی دوباره علم کنیم. نسیمی دوباره راه بیاندازیم. فکر می کردم اگر بیایی یعنی باید دوباره انرژی گرفت و برخاست تا بتوان بازی را برد. دیگر وقت دل دل کردن گذشته است. اما اکنون در خلال آمدن و نیامدنت و درست در لحظه ای که آمدنت قوت گرفته باید نشست و چهار کلامی با شما سخن گفت. می دانم که اهل تعارف نیستی. همیشه منتقدینت را دوست تر می داشتی. یادم نمی رود که نزدیکانت بسیار از این خصیصه ات شاکی بودند. می دانم که هربار کسی تملقت را می گفته، پرخاش کرده ای. تمام اینها را می دانم. و این را می دانم که بسیار علاقمندی نقدها را بشنوی. هرچند که ممکن است گاهی دلگیر شوی و اعتراضی هم بکنی. سابقه این دلگیری را هم دارم.

اما جناب خاتمی !

نمی خواستم بیایی چون هرکس چهارسال آینده باشد، شکست خورده است. حتی اگر بهترین برنامه را برای خروج از بحران داشته باشد. برنامه هایی از این دست به زودی جواب نمی دهد. حتی اگر تلاش کنی برای اصلاح امور، بازهم امکان بازدهی کوتاه مدت نیست. مگر اینکه به شکل تبلیغاتی دنبال توزیع پول های این ملت باشی ، که آن هم از شما بعید است.

نمی خواستم بیایی چون اطرافیانت را می شناسم. چون اطرافیانت تغییر نکرده اند . چون ناتوانی اطرافیانی که به لایه های نزدیکت رسیده اند را سالها دیده ایم. چون بنیاد بارانت دست همین هاست. چون مشاورینت در همان سالهای ریاستت ارام  به سمت افراد با کارایی پایین تر تغییر کرد. و حالا تو مانده ای با اطرافیانی همانقدر ناتوان.

نمی خواستم بیایی چون بازیچه قدرت طلبی احزابی خواهی شد که فقط منتظرند لقمه آماده را بجوند. سرد و بی حس نشسته اند و نه برنامه ای و نه تلاشی. ایده هایشان یخ زده است. رقابت را نفهمیده اند. افرادی که هنوز در تناقض های فکریشان مانده اند و نمی دانم با این تناقض ها دوباره چه خواهند کرد. احزابی که بدون بودن امثال تو لاجرم شکست می خورند.

نمی خواستم بیایی چون اعتقاد داشتم، خودت هم باور آمدن نداری. چون باور داشتم خودت هم روی ایستادن در برابر موج را نداری. چون نمی توانی تیشه را برداری تا هرچه مانده است از ریشه بکنی. و می دانستم اکنون زمانه ایست که مردم جز به ریشه کنی رضا نخواهند داد.

اما حالا می گویند احتمال آمدنت بالا رفته است. دوستی می گفت تا زمانی که شما تردید داری یعنی امدنت ممکن است. اگر تردیدت نزدیک به امدن باشد باید شاد بود. چون اگر بگویی نمی آیم، خیلی کار شدنی ای نیست راضی کردنت. اگر هم بگویی می آیم به اندک طوفانی احتمال پاپس کشیدن وجود دارد. بهترین حالت همین شرایط است. خصوصا اگر احتمال آمدن قوت بگیرد. با همین تحلیل جماعتی امضا جمع می کنند. جماعتی کمپین می زنند. جماعتی ستادهایشان را علم می کنند. نه برای خلقی حماسه وار، که برای رسیدن به وضعیتی بهتر از وضع موجود.

اما حال که قرار است بیایی چند نکته ای دارم که بگویم. می دانم که می ایستم و تمام تلاشم را برای پیروزیت خواهم کرد، شرط نمی گذارم که یک تنه جایگاهش را ندارم. اما می خواهم تکلیف جماعتی را با این وضعیت معلوم و مشخص نمایی.

سید محمد عزیز!

می دانم که از تملق بیزار بوده ای، اما امروز خطر تبدیل کردن دوباره ات به قهرمان شده است اولین خطر. نوع کلام و بیان حتی از سر خیرخواهی دوستانت، می خواهد از تو قهرمان یا ناجی بسازد. ملت ما کم به ناجی دل نبسته و به ضربه ای اندک دل نگسسته است. وقتی یکبار پرسیدم که چرا بزرگان گذشته را نداریم، گفتی که بیایید بزرگانی متعدد داشته باشیم و از کسی قهرمان نسازیم. آن روز من بیست ساله بودم و امروز ده سال گذشته است و امروز همان روز است. روزی که جماعت اصلاح طلب تنها سرمایه در انبانش که تو بودی را هزینه می کند. قدرت تبدیل شدن به قهرمانی دوباره را حداقل برای اطرافیانت داری.  من با تبلیغات و روش های تبلیغی کاری ندارم. بیشتر مد نظرم لایه اول است. نگذار که از تو منجی بسازند. خاتمی عزیز تو نمی توانی منجی این کشتی طوفان زده باشی. تنها ممکن است بتوانی کمی آن را آرام کنی و بس. و این ناجی سازی بزرگترین خطر برای شماست.

آقای خاتمی عزیز!

جماعتی که در اطرافت هستند و احتمالا خود من هم می توانم شاملش باشم ، عادت کرده ایم که مطالبی را در گوش هم دائم تکرار کنیم و باورمان بشود. خصلت روشنفکرانه مان همین است. خود گوییم و مردم را فراموش می کنیم. یادم نمی رود شب انتخابات نهم را که باور داشتیم پیروزیم. کاری به تقلب ها ندارم. بحث من سر جوگرفتنهایمان است. جماعتی که پشتیبانت هستیم عادت داریم که یک چیزی را به هم مدام می گوییم و باورمان می شود. آن وقت یکی از بیرون وقتی خواب خرگوشیمان را ببیند کمی آزرده خواهد شد. باید مواظب جشن ها و برنامه ها بود. تحریک خوب است. انگیزانندگی لازم است. اما انگیزانندگی برای مردم باید باشد. اطرافیان نباید خودشان بگویند و خودشان باورشان شود.

سید عزیز!

گفتی رییس جمهور تدارکاتچی است. گفتی پشتیبان خون نویسندگان به ناحق به قتل رسیده ای، گفتی داد مظلومان کوی دانشگاه را می گیری، گفتی جامعه مدنی لازم است و رسانه ها باید که سرپا باشند و یک شبه نباید جلادی شوند. گفتی هر نه روز یک بحران داشته ای ، گفتی صدایت را نگذاشتند به مردم برسد، گفتی لوایحت به دلایلی مسکوت ماند، گفتی برگزاری انتخابات فرمایشی را چون زهری نوشیدی، گفتی و گفتی و گفتی! درست است حافظه تاریخی مان کوتاه است. اما هنوز چیزی از آن سالها نگذشته است. هنوز خون ها تازه است. هنوز جریان همان جریان است با این تفاوت که نهال جهل و تعصب بارورتر شده است. دوران همان دوران است با این تفاوت که مخالفینت متشکل تر شده اند. زمانه همان زمانه است با این تفاوت که کاملا علنی از افکار تو برائت می جویند و به افکار مقابلت بال و پر می دهند. آقای خاتمی عزیز! چه چیزی تغییر کرده است؟ بدان و آگاه باش که آمدنت باید همراه باشد به پاسخ سوالهایی از این دست. برای امثال مایی که با مردمی که قرار است به تو رای دهند روبه روییم، مهم است که بگویی چه پاسخی برای این سوالات داری. قرار نیست اطرافیانت و هوادارانت را با خیل عظیمی از پرسشهایی از این دست تنها بگذاری. قرار نیست چون همیشه برویم و به مردم یاداوری کنیم که برای بدتر نشدن اوضاع باید به تو رای دهند. فکر کنم نخواهی گزینه ای باشی بین بد و بدتر! فکر کنم هنوز پتانسیل هایی ایجابی داشته باشی. پس صادقانه به دنبال پاسخ به این سوالات باش!

اقای خاتمی گرامی!

یازده سال پیش آمدی با شعار اصلاحات. کلی حزب و دفتر با این شعار روزآمد شدند. هشت سال رییس جمهور بودی. هنوز هم اصلاحات از دید هرکس به گونه ایست. انقدر نهالش ضعیف و ظریف است که شیخی یک شبه توان از بیخ کندنش را دارد به بهانه تندروانه بودنش. آنقدر سست است که نورسیده ای به راحتی از آن بالا می رود و تعادل را تاب ندارد. خوشایندمان بود روزی که گفتی می خواهی تبیین اصلاحات از منظر خویش نمایی. باورمان شد که قرار است کاری فکری و تئوریک صورت گیرد تا روی آن بسیار چیزها از نو سوار شود. مرامنامه ای باشد برای محکم تر شدن دید اصلاحی. اما جلسات تبیینی ات قرار است روی سه  تا بماند. این یعنی تنها سه سخنرانی درباره اصلاحات و بس. معنای تبیینی ندارد این روش مونولوگی. هرچند نباید من درباره روش برایت بگویم که خودت درس و بحث دیده ای.  آقای خاتمی اصلاحات نیاز به بازتعریف دارد. اما معنایش نیست که سنگ هرچه بنای اصلاحات پیشروست به توجیه مصالح از نما بیرون آوری. اصلاحات تبیین می خواد. قرار نیست بخاطر خواست جماعتی عقب گرد کنی و حتی از خودت و خواسته هایت هم بازگردی. اصلاحات پیشرو، نیاز این جامعه است. اصلاحاتی که در دل همین ساختارها قابل انجام است. اقای خاتمی این قابلیت بازگشت به عقب باعث شده  بیم آن داشته باشم که  همان شرایط  که یک روز تهمت غربی بودن جامعه مدنیت، از آن جامعه النبی ساخت، امروز اصلاحات را هم مثله سازد!

اقای خاتمی عزیز!

اگر خواهان اصلاحی که عالمی وزنو بباید ساخت، وزنو آدمی! از دوم خرداد ۷۶ به این سو نسل جدیدی وارد عرصه سیاست و جامعه شده اند. نسلی که در دولت فعلی بسیار به کار آمدند و هرچند نمادین و اندک و شاید تبلیغاتی بسیار به ایشان اعتماد شد. اکنون این نسل حاضر ، نوپا، خلاق، پویا و پر ایده می توانند همراهان خوبی برایت باشند اگر راضی به شکستن محاصره اطرافیانت باشی. باید که به جوانترها، به متخصص ترها و به خلاق ترها فرصت شکوفایی بدهی. تصورت از جامعه امروز نباید که چون دوره های پیش باشد. چه برای حضور، چه برای برنامه ریزی و چه حتی برای اجرای در صورت برد، نیروهای تازه نفس حضوردارند. تازه نفسانی که می توانند همراهیت کنند، اگر بخواهی و باورشان کنی. باورداشت جوانان باید از مرحله سخن به مرحله عمل وارد شود که نسلی اماده تحویل گرفتن مسئولیت هاست. بد نیست بعد از یازده سال عده ای بازنشسته شوند و کمی سفر کنند. باور کنیم که هم برای خودشان بهتر است، هم برای اصلاحات و هم برای شما!

بسیار سخن گفتم و به درازا کشید - نمی دانم می خوانی یا نه- اما دوست دارم که بشنوی حرفهای کسانی را که دوستت داشته اند و دارند و آرزوی پیروزیت را و آبادانی کشورشان را در دل می پرورانند. دوست دارم کشورم را برای زندگی کردن و ماندن. نه برای از دور پرستیدن.

۴۱ نظر برای “اقای خاتمی کشورم را برای زندگی کردن دوست دارم ، نه برای از دور پرستیدن!”


  1. دودینگ‌هاوس:

    یک مشکل بزرگ وجود دارد که حاکم بر مجموعه‌ی حرف‌هایی است که زده‌اید. و آن این‌که چرا نمی‌خواهیم آقای خاتمی را همین‌گونه که هست باور کنیم و تصمیم بگیریم؟

    خوب یا بد، آقای خاتمی همین است که می‌گویید و می‌بینیم. و چاره‌ای نیست جز این‌که تصمیم‌مان را درباره‌ی همین خاتمی‌ای که می‌بینیم بگیریم.

    وقتی شروع کردم به خواندن، طولانی بود. اما خیلی زود تمام شد!

    تصمیم را درباره خاتمی نوشته ام. شک ندارم که در صورت آمدن همه تلاشم را برای رای اوردنش خواهم کرد. چون به قول شما همین است که هست!

  2. روزها و سوزها:

    فوق العاده بود …اما من دوست دارم بیاید …تنها بیاید …

    خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
    شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری
    لحظه های کاغذی را،روز و شب تکرار کردن
    خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری
    با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته
    خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
    صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیده
    خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
    رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردم :
    شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

    قیصر امین پور

    به روزم و در انتظار آمدنتان به روزها و سوزهایم [گل]

    تمام حرف منم آمدن بود. اما مقتدرانه امدن دوست من.

  3. مریم م:

    سلام بانو
    متبرک باد قلمت که جای همه ی ما می نویسد!

    لطف داری بانو. اما هر قلمی برای خودش می نویسد

  4. رهگذر:

    سرکار بانو:
    اصولگرایان هر روز می گویند آقای احمدی نژاد در خط امام است،از نظر من اقای خاتمی زمانی آنی است که ما دوست داریم باشد که رسما بگوید “حضرت امام هم در خط احمدی نژاد بود”.
    زمانی فردی در یک مقاله نوشته بود اصلاحطلب واقعی فردی است که تکلیف خود را به صورت علنی با اتفاقات زیر روشن کرده باشد.

    ۱-جریان دولت موقت و شخص مهندس بازگان،تسخیر سفارت آمریکا.
    ۲-جریان بنی صدر،که به درست و با غلط، رئیس جمهور منتخب مردم بود
    ۳-سالهای ۶۰،۶۸ و اتفاقاتی که در اوین افتاد
    ۴-جنگ ایران و عراق
    این ها آزمون های سرنوشت سازی است برای اعتماد سازی.دلیل محبوبیت آقای عبدا… نوری همین است.یک بار تکلیف خود را با ایم امور مشخص کرد.آقای منتظری هم چنین کرد.
    اما آقای خاتمی می گوید:
    “انسان نمی تواند هم لیبرال باشد و هم مسلمان” که کنایه از بازرگان دارد.
    “شهید لاجوردی فرزند برومند انقلاب بود” که کنایه از عدم مشخص بودن تکلیف ایشان با وقایع زمان اوین دارد.
    درباره جنگ هم ایشان حتی یکبار صحبت نکردند که ادامه جنگ چه نفعی داشت.
    بانو عزیز،کسی از آقای خاتمی انتظار ندارد که رولته باشد،اما زمانی که حرف هایی از جنس حرف های بالا می زند،نوعی بی اعتمادی در مردم ایجاد می شود.
    خاتمی مردی شریف است که اهل دزدی نیست.اما خاتمی هنوز تکلیف خود را با وقایعی که می تواند وجدان یک جامعه را بیمار کند،روشن نکرده است.

  5. رهگذر:

    http://enghelab-57.blogfa.com/post-45.aspx
    http://enghelab-57.blogfa.com/post-26.aspx

    خاتمی یک متفکر است.از ویژگی های متفکر صراحت است.همهگان می توانند نظر هایی داشته باشند که به مرور زمان تغییر کند،اما می بایست این تغییرات را به زبان آورند،ای کاش خاتمی اگر مایل نیست آش ملت را هم زند،آش بعضی از دوستان را هم نمی زد.ای کاش از تاریخ ۳۰ ساله اخیر این همه تعریف نمی کرد.
    مشکل خاتمی این است که اگر زمانی قرار است بین منافع مردم و منافع نظام مغایرتی ایجاد شود،دست مردم را ول می کند و دست نظام را می چسبد.یکبار باید به خود بگوید خط قرمز او جیست؟اگر نظام با مردم چکار کند،خون او به جوش می اید و بانگ بر می دارد.ظاهرا اتفاقاتی که در ۸ سال قبل افتاد ،آنقدر جدی نبود که خون او را به جوش آورد.
    دردناک است

  6. رهگذر:

    بانو توحیدلو گرامی:
    شاید حرف من احمقانه باشد،اما اقای احمدی نژاد و تمام اطرافیان ایشان بیشترین کمک را به برقراری دموکراسی در ایران کردند.آنها چهره عریان وبی آلایش و آرایش این سیستم را عیان کردند.سیستمی که آسان دروغ می گوید،مخالفان را بزغاله می نامد و آنان را با چاقوی زنجان تحدید می کند.آقای احمدی نژاد ویترین نظام را شکست و این بزرگترین کمک به پیشرفت دموکراسی در این سرزمین بود.

  7. نیم:

    یک انتقاد کوچک شکلی.

    من جای خاتمی بودم نمی خواندم. از بس مقدمه تان طولانی بود. یک جمع بندی می کردید اول کار به عنوان چکیده یا آخر کار به عنوان نتیجه گیری بهتر می شد. چکیده و نتیجه تنها که مال انشا نیستند مال همه ی متن ها هستند. به علاوه همه ی این حرف ها را با یک سوم واژگان می شد زد.

    پیروز باشید

  8. مهدی:

    آقای خاتمی باهاتون دست نداد؟ خاتمی فقط با دختر خارجی ها دست میده؟ دست روی شونه تون نذاشت؟ عبای سفید چقدر بهش میاد

  9. واژگون:

    نسل جوان رو خوب اومدی خانوم توحیدلو. اگه خاتمی قول بده به من هم یه پست و مقامی بده ازش حمایت می کنم.

  10. مریم:

    اوا این که تویی ای ول

  11. حمید رضا علی قزوینی:

    با سلام لطفا در صورت تمایل برای تبادل لینک با سایت بازنویس و استفاده از مطالب وبلاگ شما در آن سایت اعلام نظر فرمایید(به آدرس ایمیل اعلام شده)

  12. محمدعلی مؤمنی:

    سلام. چه راحت اظهار نظر می‌کنی! در حالیکه خوب میدانی رویدادهای انسانی و اجتماعی در گذر زمان و براساس داده‌ها شکل می‌گیرند. من هم به رفتار عده‌ای از اطرافیان خاتمی اعتراض دارم، اما هر چه هست خاتمی و اطرافیان او به بودن با یکدیگر هویت پیدا کرده‌اند. نگر می‌تواند دستوری و ناگهانی اطارفیان را کنا رگذاشت. دوستان خود شما آیا ناگهانی به دست آمده‌اند؟ خوب یا بد نشانگر جهتگیری و طرز افکر شما هستند.
    در اینباره می‌توان بیشتر بحث کرد که آیا چه نقدی به اطرافیان خاتمی وارد است؟
    و به خود خاتمی؛ و به ما؛ و به مخالفان خاتمی و البته بررسی نقش آنها در تصوراتی که جامعه از خاتمی، توانایی‌ها و رفتار اطرافیان او در ذهن می‌پرورانند.
    می‌تواند بحث مفصل و ادامه‌داری باشد.
    راستی هفته‌های پیشین سوالی پرسیده بودم که پاسخ ندادید؟

  13. حجت:

    خاتمی تا وقتی که تکلیفش رو با نظام و مردم به طور آشکار روشن نکرده باشه آمدنش هیچ فایده ای نداره .
    خاتمی تا وقتی که بطور شفاف خط قرمزهاش رو مشخص نکرده باشه آمدنش فایده ای نداره .
    خاتمی تا وقتی که خط قرمز متحرک داره و به دستور ولایت مطلقه فقیه جابجا میشه آمدنش هیچ فایده ای نداره .
    خاتمی تا وقتی که جسارت و قاطعیت لازم رو برای برخورد با تمام اون مواردی که خودت برشمردی که از دوران ریاست جمهوری خودش به جا مونده نداشته باشه آمدنش هیچ فایده ای نداره .
    خاتمی اگر گوش به فرمان ولایت مطلقه فقیه باشه و به مردم دوباره پشت کنه آمدنش هیچ فایده ای نداره .
    در یک کلام خاتمی اگر همون تدارکاتچی سابق باشه آمدنش هیچ فایده ای که نداره هیچ بلکه ضرر هم داره .

  14. مازیار:

    سوالات و دغدغه های درستی رو مطرح کردی.هر چند مطمئنم که اون تغییری نخواهد کرد.

  15. کاوه گیــــلانی (لابدان):

    :)
    راستش چند دسته در جامعه ما وجود دارند ، شما اصلاح طلب ها ، اصول گرا ها و امثال من که فقط به این حرف ها می خندند .
    چه بیاید چه نیاید اوضاع من و امثال من تغییری نمی کند. فقط خوش به حال شما و بد به خال اصول گراها می شود!

  16. امین ثابتی:

    «گفتی رییس جمهور تدارکاتچی است. گفتی پشتیبان خون نویسندگان به ناحق به قتل رسیده ای، گفتی داد مظلومان کوی دانشگاه را می گیری، گفتی جامعه مدنی لازم است و رسانه ها باید که سرپا باشند و یک شبه نباید جلادی شوند. گفتی هر نه روز یک بحران داشته ای ، گفتی صدایت را نگذاشتند به مردم برسد، گفتی لوایحت به دلایلی مسکوت ماند، گفتی برگزاری انتخابات فرمایشی را چون زهری نوشیدی، گفتی و گفتی و گفتی! درست است حافظه تاریخی مان کوتاه است. اما هنوز چیزی از آن سالها نگذشته است. هنوز خون ها تازه است. هنوز جریان همان جریان است با این تفاوت که نهال جهل و تعصب بارورتر شده است. دوران همان دوران است با این تفاوت که مخالفینت متشکل تر شده اند. زمانه همان زمانه است با این تفاوت که کاملا علنی از افکار تو برائت می جویند و به افکار مقابلت بال و پر می دهند. آقای خاتمی عزیز! چه چیزی تغییر کرده است؟ بدان و آگاه باش که آمدنت باید همراه باشد به پاسخ سوالهایی از این دست. برای امثال مایی که با مردمی که قرار است به تو رای دهند روبه روییم، مهم است که بگویی چه پاسخی برای این سوالات داری. قرار نیست اطرافیانت و هوادارانت را با خیل عظیمی از پرسشهایی از این دست تنها بگذاری. قرار نیست چون همیشه برویم و به مردم یاداوری کنیم که برای بدتر نشدن اوضاع باید به تو رای دهند. فکر کنم نخواهی گزینه ای باشی بین بد و بدتر! فکر کنم هنوز پتانسیل هایی ایجابی داشته باشی. پس صادقانه به دنبال پاسخ به این سوالات باش!»
    اگر خاتمی به همین پاراگراف شما توجه و پاسخ دهد من که از او متنفر هستم (به دلیل بی‌عرضگی‌هایش) عاشقانه او را دوست خواهم داشت وگرنه هزاران احمدی‌نژاد بهتر از سید خندان هستند.

  17. خانوم خانوما:

    ای کاش که نیاید! دوست ندارم خاتمی را در حال تقلا برای درست کردن دسته گل های به آب داده دیگران ببینم.چرا او آبرویش را گرو بگذارد و قول اصلاحاتی را بدهد که نمی تواند، یعنی نمی شود که بشود!!بگذار چهار سال دیگر هم همین ها باشند تا بعد مدعی نشوند که ما کارمان ناتمام ماند و نگذاشتند کارمان را بکنیم و الا مملکت را گلستان می کردیم. بگذار باشند تا ببینیم تا کجا پیش میروند و پیش می بردندمان!!!

  18. مجید:

    سلام

    با Sting و boll و علی حاتمی و خودم

    Grand Cafe به روز شد.

    سبز باشید.

  19. SHIMA:

    http://shima-norouzi.blogfa.com/post-54.aspx تلخ نوشته ای برای آمنه…

  20. سعید:

    بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار. با اینکه هنوز تصمیم قطعی به آمدن نگرفته، ولی کمی از رخوت جامعه را تعدیل کرده. تعداد زیادی از دوستان به تکاپو افتاده اند و این دستاورد کمی نیست برای جامعه منفعل ایران. باید به انتظار روزهای آینده نشست. صادقانه بگویم، بهترین دوران زندگیم در فاصله بین سالهای۷۶ تا۷۸ اتفاق افتاده اند و به خاطر همان ۲سال بی نظیر از خاتمی متشکرم. به امید تجربه ی روزهای به مراتب بهتر

  21. یک دوست:

    سلام با دیدن این پست از وبلاگتان کلام حضرت علی (ع) به یادم امد که در باره منا فقان فرموده بودند. لازم دیدم قسمتی از ان را برایتان باز گو کنم. از مردم دورو بر حذر باشید.انها گمراه وگمراه کننده می باشند.خود را به رنگهای گونا گون وحالات مختلفه در می اورند.در دلهایشان بیماری است وخدا بران بیفزاید.ظاهرشان اراسته و پاک وصفشان به در مان ماندو گفتارشان بهبودی ارد.ولی کردارشان دردی است درمان ناپذیر. امید مردم را نا امید می کنندنزد هر دلی وسیله ای دارندودر هر غم واندوه اشکها ریزند….خانم تو حید لو هر کس ندادند شما که خود می دانید هیچ اعتقادی به اقای خاتمی ندارید.اصلا ان مرد را باور ندارید . فقط اورا پلی برای رسیدن به اهداف نا میمونتان می خواهید. چرااین را می گویم؟ اخر شما را با ان مرد فرزانه چه کار فکر می کنید با نزدیک کردن خود به ان مرد فرهیخته میتوانید از اب گل الود ماهی بگیرید.اولا هر انچه را که اقای خاتمی به عنوان یک اصل قبول دارد شما ان را نمی پذیرید. اولا ایشان به ولایت فقیه به عنوان یک اصل اساسی اعتقاد دارد ایا شما هم اعتقاد دارید؟ایشان به کشورو پیشرفت جوانان ان اعتقاد دارد انها را باور می کند شما هم باور می کنید؟در زمان ایشان تحقیقات هسته ای به صورت مخفی قبل از اشکار شدن وجود داشت ایا شما هم به داشتن انرزی هسته ای با تمام وجود ایمان دارید؟ ایشان اصلاحات را برای بهبودو پیشرفت جمهوری اسلامی می خواهند شما هم این را خواستارید؟ او نمی خواهد عالمی از نو بسازد او می خواهد جمهوریت واسلا میت را به معنی واقعی همانگونه که امام راحل می خواست معنی کند ایا شما هم به ان باور دارید؟ اقای خاتمی ذوب در ولایت است اگر ولی امر فرمان دهد هر چه باشد با جان ودل می پذیردوامر ولی امر مسلمین بر او واجب عینی است ایا شما هم انگونه هستید؟ ایشان بسیج را بازوی توانا ی انقلاب می داند وبه ان عشق می ورزد شما هم ان را باور دارید ؟وصدها مورد دیگراگر برای هریک از این سوالها جواب مثبت دهید. انقدر در وبلاگ کذایی تان مطلب وجود دارد که دهها مورد نقض برای ان به شما نشان می دهم . خانم تو حید لو در زندگی اندکی صداقت بد نیست. چرا دور ان مرد تو وامثال تو جمع شدند که می خواهند مملکت را به نابودی بکشانند. اطمینان داشته باش ملت بزرگ ایران هر گز فریب امثال تو را نخواهند خورد جرا که پرده بر افتاده. چهره واقعی شماها از زبان بیگانگان وصف میشود چه رسد به خودیها. شما را باید از رادیو المان رادیو فردا. خودتان هم که با رادیو زمانه همکاری داشتید ( رادیو سازمانهای موسادو سیا)حرفهایتان را شنید.من نه اصول گرا ونه اصلاح طلب هستم. در زندگی سعی کردم صادق باشم هر کس می خواهد باشد .اقای خاتمی یا احمدی نزاد یا هر کس دیگر که رئیس جمهور کشور باشد. وظیفه ما به عنوان یک ایرانی حمایت وکمک به او است. کمک برای موفق بودنش که موفقیت او پیروزی ایرانی است همه در یک کشتی هستیم. هیچ یادم نمی رود که شما چقدر مودبانه واز روی تواضع به اقای اوباما تبریک گفتید و برای او تو صیه های کردید در هم انجا به ریئس جمهور کشور خودت تو هین کردی. خیر خانم تو حید لو تو کشور ایران را برای زندگی دوست نمی داری چرا که اگر دوست داشتی هر گز به جوانان ان تو هین نمی کردی به ریئس جمهورش توهین نمی کردی. خیر خانم دیگر حنای شما رنگ ندارد.(http://blot.persianblog.ir/

  22. ممل:

    جناب دوست شماره ۱

    بسیار خوشوقتم از اینکه حداقل آقای خاتمی از دید شما منافق نیست!!!

  23. سعید:

    ممکنه خاتمی رو دوست داشته باشیم ولی با همه نظراتش موافق نباشیم. اگه خاتمی اونی باشه که ما دوست داریم باشه اون خاتمی که دیگه خاتمی نمیشه. میشه من. من با ولایت فقیه مخالفم. سیاست های هسته ای اگر هزینه اش از منفعتش بیشتر باشه ، مخالفم.بسیجی نیستم و برایشان هم ارزش چندانی قائل نیستم. قصدمان هم گرفتن ماهی از آب گل آلود نیست، هدف زندگی بهتر در ایرانی سرافراز است . به کسی هم تهمت منافق بودن نمی زنیم. خودمان را هم از کسی بهتر و برتر نمی بینیم. راستی ،استنلی کوبریک میگه : “آدمها هم خوب هستند ،هم بد. اما آن کس که در خود هیچ بدی نمی بیند به خاطر این است که به خود خوب نگاه نکرده است”. حنایتان را هم از جایی تهیه کنید که رنگیتان کند. اینجاکسی را رنگ نمی کنند

  24. حجت:

    اگر واقعا خاتمی همینجوری که یک دوست دانشمندومون گفتن ذوب در ولایت مطلقه فقیه باشه به نظر من رایتون رو حروم نکنید به کسی بدید که ذوب در … باشه چون رایتون در مواد مذاب میسوزه و چیزی ازش باقب نمیمونه . کلا رایتون رو سعی کنید به کسی ندید که اینقدر داغه که به دمای ذوب رسیده باشه . آخه مگه یه تیکه کاغذ چقدر تحمل گرما رو داره !!!!

  25. نوح:

    جواب اینکه خاتمی بیاد یا نیاد، یه کلمه نیست. باید برای اومدن خاتمی یه وضعیت برد-برد ترسیم کرد. نباید همه‌ی سرمایه و انرژی رو گذاشت روی رای آوردن خاتمی که بعد اگر نیاورد، بگیم اصلاحات نابود شد و عقب افتاد و از این حرفا. بالاخره خاتمی هم از خودش شخصیت داره، هی نمیشه بهش گفت تو وظیفه داری و از این حرفای. باید برنامه‌ها طوری تنظیم شود که حتی در صورت رای نیاوردن هم احساس بشه که چیزی به دست اومده. تا خود خاتمی هم انگیزه داشته باشه

  26. پامج:

    از بس دردهایمان گران است که این نوشتار نیز نمیتواند برای قلیان دادن حسهای انتخاباتی تاثیر گذار باشد.
    ما حق داریم هم بدهیم و هم ندهیم؛ رای را می گویم رفیق!
    خاتمی یک ابطحی با لپ های گل انداخته دارد که هنوز که هنوزه کودک درونش رشد نکرده!
    مشاورانش را که تو بهتر میدانی!
    در یک کلام؛
    تو جامعه را بیدار کن! تو تمام تلاشت را برای احقاق حق و حقوق خاتمی انجام بده! بیا کاری دیگر کنیم؛
    طوفان به پا میکنیم تا خاتمی مجدد در عرصه باشد و رئیس جمهور!
    اما عزیز دل و دین؛
    خاتمی با ۷۰ میلیون رای، باز نماینده حاکمیت است.

  27. رزیتا:

    “پورمحسن در قبال جیرانی دقیقاً به شیوۀ همان روزنامه مورد تنفرش راه تهمت زنی و اتهام سازی را در پیش می گیرد با این تفاوت که چون دستمزدش را بیگانگان می پردازند می تواند بعنوان یک سینه چاک مدافع روشنفکران و حقوق زنان قیافه بگیرد!”

    http://siavashon.ir/shirazi/1443.html

  28. ایمان:

    پستتون رو لینک دادم

  29. آتشی:

    سلام بر خانم توحید لو
    در مملکتی که مسئولان آن با اتوبوس می آیند و با اتوبوس نیز می روند فرقی نمی کند چه کسی بیاید و چه کسی برود چرا که اینگونه مسئولان هنوز از دوران اولیه اگوست کنتی رهایی پیدا نکرده اند و بنا به تعریفی اهم و مهم خانواده و دوستان آنها هستند در کشوری که روسای جمهور آن هاله ای به دور خود پیچیده اند و تحت تاثیر توری هاله گدران امور می نمایند و همه را دشمن می دانند مگر خلاف آن ثابت شود فرقی نمی کند کی باشد . بنابراین تا زیز ساختهای کشور از لحاظ فرهنگی درست نشود دل سوزاندن برای این یا آن بیهوده است . در جایی که شعار انتخاب اصلح داده می شود و در منظر عمل از این شعار بی بهره هستیم فرقی نمی کند چه کسی باشد . چرا که هر کسی بیاید از فرهنگ همین جامعه آب خورده و در همین فرهنگ که در باطن به نوعی بی اعتمادی رو نهادینه می کنه بزرگ شده و این تقصیر مردم ما نیست جبر زمانه بعد از حملات مغول و پیدایش صوفی گری باعث این مسئله شده . برای این کار بزرگی باید بیاید و شجاعت داشته باشد و این مشکلات ریشه ای را حل کند آنوقت می توان انتظار داشت بر پایه اعتماد و اطمینان کشور رشد خواهد نمود .

  30. غلامرضا جعفری:

    سلام به وبلاگ منم سر بزنید

  31. links for 2008-12-01 « خاطرات یک برنامه نویس:

    [...] بر ساحل سلامت » Blog Archive » اقای خاتمی کشورم را برای زندگی … آقای خاتمی خواستم بعد از مدتی کلنجار رفتن با خودم، فارغ از این تو بمیری من بمیری هایی که سر آمدنت بلند است، دو کلامی برایت بنویسم. خوب می شناسمت و فارغ از همه نقدهایی که به تو داشتم، نگاهی از سر ارادت به شما داشته ام. چند وقتی است که نقل محافل شده ای و قرار است بیایی یا نیایی. واقعیت اینجاست که هیچوقت نخواستم جزو دعوت کنندگانت به آمدن باشم. شک داشتم که بودنت و آمدنت بتواند کاری بکند کارستان. (tags: خاتمی انتخابات ریاست-جمهوری اصلاح-طلبان) [...]

  32. سید محمد مهدی:

    با آن که تصویر شما را در سخن گفتن با خاتمی عزیز
    سکوت می دانم
    این بار سخن گفتید
    متن را خواندم نظرم را هم به اطلاع خواهم رساند و در این
    سامانه پیام خواهم گذاشت
    این هم نامه من است منونم اگر بخوانید و نظری بدهید
    http://mowj.ir/ShowNews.php?5000

  33. صدیق سروستانی:

    سلام خانم توحید لو
    من نمی دانم چرا مامثل شهروندان عاقل ممالک مترقی در اوج کنار نمی رویم و حتما پس از ضایع شدن خدا حافظی می کنیم . نگاه کنید دو تا برادران خادم و پیش از آن ها غلام رضا تختی را و پس از آن ها عابد زاده را ، حسین رضا زاده را و حتی هاشمی رفسنجانی را !!! خاتمی ی پس از دولت نهم برای خودش نه تنها در ایران که در جهان وجهه ای به دست آورده و مورد احترام است . بیاید و یا او را بیاورید این دفعه سر نوشتی بهتر از تختی و امیر کبیر نخواهد داشت و همان دو زار آبروی جدید را هم به باد خواهد داد

    آقای دکتر عزیز ، گشت و گذار می کنیم در جامعه. یاد گرفتیم ایدآلیست نباشیم و واقعیت را ببینیم. ماجرا الان یا احمدی نژاد یا خاتمی است. انتخاب بین این دو هم خیلی کار سختی نیست اگر حداقلی از توسعه و ابادانی را برای این مملکت بخواهیم. همین

  34. صدیق سروستانی:

    دنباله بالایی

    شما که دوستان خودتان را بهتر از همه می شناسید چرا این سید بزرگوار ماخوذ به حیا را تیر می کنید . لطفا بگذارید حد اقل ما روستائیان بی سواد خیال کنیم خاتمی شخصا آدم خوبی بوده که گول یک عده همه فن حریف را خورده !!!

  35. آتشی:

    سلام
    چرا جواب کامنت ها را نمی دهی لااقل بفهمیم که می خوانی
    به امید موفقیت شما

    سلام جناب آتشی
    تمام کامنت ها را می خوانم. به دلیل کمبود وقت و گاهی هم به دلیل پرهیز از مجادله هایی بی دلیل کمتر به کامنت ها پاسخ می دهم. اما خواننده آنها هستم و سپاسگزار لطف دوستان. شاد باشید

  36. پیچک سر به هوا:

    با کامنت آقای دکتر صدیق سروستانی موافق م؛ همین!

  37. omid:

    سلام به شما . اولین بار بود که به سایت شما آمدم . ممنون از اینکه به نظر من (شاید ندید بدید هستم) خیلی شجاع هستی من ۹ سال است سایت دارم و جزو قدیمی های ایرانم ولی اصلا جرات نکردم اینقدر راحت بنویسم چون در استان ما فورا سرم را زیر آب می کردند . ولی واقعا خسته شده ام از این مسایل . هیچ راه و چاره ای وجود ندارد من که تمام و کمال نا امیدم دیگر به هیچ کس اطمینان ندارم . نمی دانم چرا اینقدر حرارت داری ؟ به کجا می خواهی بروی ؟ آیا همه به یکی نا امیدی نرسیده اند ؟

  38. masoud:

    همون بد و بدتره که خودت اشاره کردی

  39. باغبان:

    chera inghad na omid hastin haddeagal vazemun az inike has behtar mishe dige az in vaziat khaste shodim ta key mikhan maro nafahmo cheshmo gush baste farz konan maha mesle kuh poshtetun istadim vaghean afarin bar shoma khanom tohid lu

  40. احسان:

    با اجازتون من لینک این مطلبتونو تو وبلاگم گذاشتم.

  41. مصطفی محمدی:

    شما یه دروغ بزرگ توی تیترتون گفتین:
    “اقای خاتمی کشورم را برای زندگی کردن دوست دارم ، نه برای از دور پرستیدن”
    اگه واقعا کشورتون رو می پرستین پاشین بیاین ایران و به خاطرش بمیرین، چرا فرار میکنین؟ بیاین اینجا و با دوتا چشماتون ببین که ۵۰ میلیون نفر هر بار که احمدی نژاد رو میبینن براش هورا میکشن، صلوات میفرستن و بعضی هاشون می خوان دستش رو ببوسن. بازم میگم پاشین بیاین اینجا و به خاطرشون بمیرین.

محل نوشتن نظرات