فراموش نکنیم که هنوز زن یعنی ناموس!
گزارش آزاده اسدی را می خواندم از سانسور ایدئولوژیک زنان در کتب درسی. خیلی سال گذشته از روزگاری که در مدرسه درس می خواندم. اما به ذهنم فشار می آورم که ببینم تصاویر زنان در کتابهایم چه بوده است. تصویر کوکب خانم زن باسلیقه با نیمرو و ماست سنتی اش به ذهنم می آید. تصویر زن مهربانی که حیوانات را از زیر باران به خانه راه می دهد و برایشان غذا و جای گرم تهیه می کند.بعضی روایات هم بود. اینکه مادر را غذا می دادند، در بستر بیماری. یا مادر از کسی راضی باید می بود. زنانه ترین هایش هم چند شعر پروین اعتصامی بود که قرار نبود اتفاقا زنانه باشد. کودک یتیم و پادشاه یا پیاز و دیگر میوه ها، نهایت زنانگی های شاعر زنمان بود. در کتاب های ما از فروغ و دیگران خبری نبود.آنقدر زنان تحصیلم کمرنگند که بسیار باید فکر می کردم ، تا بخاطر بیاورمشان! هرچه تصویر به یاد می آورم قرار است یادم دهند که باید مادر باشم. تنها زن را حمایت کننده و خدمت رسان مردان می یابم و بس!
کلاس اول همیشه بابا بود که در باران می آمد. همیشه آن مرد بود که اسب داشت. آن مرد بود که داس داشت یا سبد انار در دست داشت. همیشه فداکاران عالم مرد بودند. انگشت پترس سد را محافظ بود. برادران در کنار بالین پدر جمع می شدند و چوبها را تک تک می شکستند و یکجا نه. حسنک وزیر مرد بود. حلاج مرد بود. سنایی و مولوی و حافظ، سهراب و نیما همه مرد بودند . ریزعلی خواجوی، فداکار عرصه کتابهای ما بود. حتی حسنک چوپان بود که دروغگو می شد.
در کتابهایم چه در تصاویر ، چه در داستان ها، چه در تصمیم گیرنده ها برای نوشتن کتاب، حتی در مسایل ریاضی و آزمایش های علوم، هیچوقت و هیچوقت زنان کاره ای نبودند.
(حتما مقاله لینک را خصوصا در بخش کتابهای درسی مطالعه بفرمایید)
ماجرا تنها به حذف مفهومی زنان خلاصه نمی شود. زن در ادبیات و فرهنگ ما نه تاریخ دارد. نه اسطوره های چندانی دارد. زن در ادبیات ما حتی بدن ندارد. تصویری ندارد. بدن زنانه، اندیشه زنانه، تاریخ زنانه همه محذوف ادبیات مردسالار ماست. حتی زمانی که می خواهی خصوصیات اکتسابی جنسیت را توضیح دهی، باید کلی تلاش کنی که ایها الناس این خصوصیاتی که نامشان را زنانه گذاشته اید حاصل تربیت و تفکیکی است که از همان ابتدا جامعه و پدر و مادران بر فرد بار می کنند. تا حرف می زنی اولین سوالی که می کنند این است که یعنی زور مرد و زن یکی است؟ یا تفاوت فیزیولوژیک ندارند؟ جالب اینجاست آنقدر ذهن و زبان ما از حرفهای مردسالانه ای از این دست پر شده، که حتی توانایی فهم این برای ما نیست که استیلای ادبیات مردسالار و تاثیرش بر تفکیک های جنسیتی را نمی فهمند.
متاسفانه کاش این تمام ماجرا بود. وارد مذهب و دین هم که می شویم، قرار است زنان عرضه کنندگان تنشان و تمامیتشان به مردانی دیگر باشند.
حتی جامعه شناسانمان که ویژگی های جنسیتی را نشان می دهند. حتی انهایی که به ظاهر خواسته های زنانه را بازگو می کنند. قرار است این باور را تئوریزه کنند که زنان خود جویای خشونتند و به خواست خویش تن می دهند تا با سیاستی امکانی بیشتر برای خود فراهم آورند. لحن بیانشان هم به گونه ایست که یعنی رها کنید این وضعیت را که زنان خود راهشان را احتمالا می شناسند!
از دو روزگی بر دست و گردنت طلا آویزان می کنند. تا می فهمی عروسکی درون بغلت می اندازند تا یادت باشد که قرار است مادر باشی، کمی بزرگتر شدی باید از دیگران جدا شوی، تنها به خیابان نروی، تا دو قدمی می رسانندت تا نگاه چپی به تو نباشد، می شوی ناموس خانواده، مثل یک آلت جنسی به تو نگاه می شود که باید مصون بماند، هرکاری نباید بکنی، حقوقت پایین تر هم باید باشد ، مهریه می دهند تا بخرنندت، نفقه می دهند تا خانه نشینت کنند، از ارث کمتر بهره می بری تا نیازت به شوهر همچنان خود نمایی کند، جهادت می شود شوهرداری، دین کاملت می شود ازدواج، عزت پدرت می شود زمانی که دخترش در خانه اش خون نبیند، می خرند و می فروشندت! تنت وجه المصالحه می شود، دانشجوهای دختر باید بومی بمانند، دانشجوهای دختر حق ندارند هر ساعتی که می خواهند به خوابگاه برگردند، دانش اموزان دختر نیازی نیست زیاد درس بخوانند و مادریشان را به تعویق بیاندازند، معنا ندارد دختر در پالایشگاه و کارخانه و … کار کند حتی اگر بهترین مهندس هم باشد و …. حتی دختران دیگر همیشه خطر گمراه نمودن همسرانمان، پدرانمان و برادرانمان را دارند. همیشه دختری زیر پای پسرانمان نشسته است و گمراهش کرده. اگر اشتباه کنی آرامش و محبت شوهر را از دست داده ای و کالایی که از دست رفته گویا بهترین چیزی که قرار است داشته باشی . زنگی می کنی تا شوهر از تو راضی باشد و اورا به اوج لذتش برسانی!
اینها ذهنیت های جاافتاده ماست. ذهنیت هایی که گاهی زنان و دختران ما تشدید کننده آن هستند. خودمان به آن دامن می زنیم و دنبال فرصت های برابر هم هستیم. می نشینیم و با به به و چه چه سخنان آتشین را گوش می دهیم. نشریات زرد و مزخرفی را که قرار است چگونه دخترانه تر رفتار کنیم را می خوانیم. انگار قرار نیست در این مملکت اتفاقی بیافتد و جایگاهی دستخوش تغییر شود.
لوای عزیز منتظری چه بنویسند برایت درباره این درونی شدنها؟ مگر خودمان لمسش نکرده ایم؟ مگر روال این درونی سازی را نمی بینیم؟ قرار است چه کسی بیاید و برایمان از اینها بگوید؟







۲۲ آذر ۸۷ @ ۳:۳۶ ب.ظ
چندی پیش با یکی از برادران پاسدار بحث میکردم، میگفت که اسلام میگه زن را باید محدود کرد!
بگذریم، این مطلب در مورد عکس کتابهای دبستان هم جالبه:
http://karamudini.wordpress.com/2008/06/09/%D8%B2%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%D9%88%D8%AF/
۲۲ آذر ۸۷ @ ۵:۳۸ ب.ظ
۱/ تو سوره مومنون بود فکر کنم که از زنان ناآگاه تعریف شده. غافلات رو سرچ کنید.
۲/ حتما شنیدید که جهاد المراه حسن التبعل (یا یه همچی چیزی)
۳/ برای من توهین به زن یعنی توهین به همه انسانیت. یعنی توهین به من مرد.
۴/ هنوز هستند کسانی که تعداد دندانهای اسب را در انجیل میجویند…
۲۲ آذر ۸۷ @ ۹:۴۹ ب.ظ
خانوم توحید لو گرچه من مخالف همراه شدن با تفکر سنتی هستم اما براستی اینجا ایرانه با فرهنگ و عقبه فکری خاص خودش. اگه از مردان خصوصی و نه پشت تریبون ها سوال کنید خواهید فهمید که چجور دختری دوست دارن!!گرچه نسل بعد انقلاب دیدشون نسبت به زن کمی عوض شده اما هنوز هم پسرهای ما زنیو دوست دارن که خوب آرایش کنه و دست پخت خوبی داشته باشه و البته مضاف بر همه این هنر ها!! شاغل هم باشه تا به اقتصاد خانواده کمک کنه!! بچه خوبی هم پرورش بده!!حتی اونایی که تو دانشگاه دم از حقوق زن می زنن باید تو خونه هاشون دید که چطور رفتار میکنن!!با همه گلایه های شما بنظر میرسه اوضاع به سمت بهتر شدنه گرچه تا مقصد هنوز فاصله داریم.
۲۲ آذر ۸۷ @ ۹:۵۵ ب.ظ
سمیه عزیز
با بسیاری از نظراتت موافقم اما به گمانم برخی از جملات این پست را در حالت عصبانیت نوشته ای!! مثلا تعبیری که از مهریه کرده ای ویا ایرادی که به استفاده از زیور آلات برای دختر نوزاد وارد دانسته ای، خودت خوب می دانی که چندان آراسته وبلاگ یک جامعه شناس بعد از این! نیست.
به هر حال من هم متاسفم. مدتها ست که به این نتیجه رسیده ام که باید از خودمان شروع کنیم. الان هم تمام نگرانیم این است که اگر روزی خداوند به من دختری عطا کرد روش تربیتی من تا چه اندازه با روش پدر و مادرم تفاوت خواهد داشت؟
ضمنا خوشحال می شوم به مسائل زنان بیشتر بپردازی. التماس دعا
۲۲ آذر ۸۷ @ ۱۰:۰۳ ب.ظ
آفرین.چه زیبا و تمام و کمال گفتی،البته شیوایی قلمت رو میستایم،وگرنه مضمون کلامت که تمامش حقایقی هم هستند،خیلی تلخ و ناراحت کننده هست.
نام فروغ رو آوردید.این شهره زن شهر شاعری. چقدر اینها اینقدر کور مغز و جامد مغز و سیاه فکرند که حتی نامی از او نمیبرند. از پروین نام میبرند،اونم شاعر بزرگی بود و هست. ولی دلیل اینکه از این نام میبرند و از اون نمیبرند چی هست؟ جز این هست که اون اومده مقداری متفاوت سروده و از اون قالبهای متحجرانه ای که براش ساخته اند خودش رو رهانده و قدغنهایی که دنیای مرد سالار،براش ساخته بوده رو اندکی بهشون بی اعتنایی کرده؟ البته میگم که هیچ چیز خاصی توی شعراش نیست. هیچ و هیچ. مگر اینکه ذهن و مغز فردی که این فرد و نامش رو سانسور میکنه،اونقدر سیاه و اونقدر انسان ستیز و اونقدر متحجر و جزمی و عقب مانده باشه،که شعرهای این فرد رو نتونه تحمل کنه.که افرادی که این بانو رو سانسور میکنند،اینچنینند.
همونطور که گفتید،شعرهایی که از پروین میگذارند هم به اشعاری که به گونه ای در تخریب پادشاهان هست، مربوط میشه.اگر عکس این بانو هم بدون روسری بود،عکس اون رو هم سانسور میکردند.و فقط به شعراش اکتفا میکردند.
خیلی کامل و کاملتر از کامل، در همه زمینه ها نمونه های زیادی رو آوردید.
ممنون
۲۳ آذر ۸۷ @ ۱۲:۰۰ ق.ظ
[...] فراموش نکنیم که هنوز زن یعنی ناموس! کلاس اول همیشه بابا بود که در باران می آمد. همیشه آن مرد بود که اسب داشت. آن مرد بود که داس داشت یا سبد انار در دست داشت. همیشه فداکاران عالم مرد بودند. انگشت پترس سد را محافظ بود. برادران در کنار بالین پدر جمع می شدند و چوبها را تک تک می شکستند و یکجا نه. حسنک وزیر مرد بود. حلاج مرد بود. سنایی و مولوی و حافظ، سهراب و نیما همه مرد بودند . ریزعلی خواجوی، فداکار عرصه کتابهای ما بود. حتی حسنک چوپان بود که دروغگو می شد. (tags: fa زنان) [...]
۲۳ آذر ۸۷ @ ۱۲:۵۴ ق.ظ
سلام. مطالعات شما هنوز کامل نیست. بیشتر تحقیق کنید. این سخنان شما سالها پیش توسط بسیاری از دانشمندان مسلمان پاسخ داده شده. چرا دوست دارین همیشه مطالب گنده و حساس بنویسید و از ندانی و جاهلیت بعضی از خوانندگان وبلاگتان سوءاستفاده کنین؟ بعضی از مطالب شما مورد تایید است اما بسیاری نه. تا به حال دنبال جواب سوالاتتان که در این متن نوشته اید رفته اید؟ یا فقط بلدید سوال کنید؟ دنبال حقیقت باشید و تعصب را کنار بگذارید.
اسلام را با حکومت فعلی مقایسه نکنید. اسلام کاملترین دین الهی است.لازم نیست شما این حرف من رو قبول یا رد کنید سال ها پیش از ما و شما بزرگتران و دانشمندان و محققان این گفته من رو تایید کردن. تحقیق کنید. پس احکام آن نیز مورد تایید است. این برداشت های غلط ما از احکام است که مشکل ساز می شود. اگر مهریه زن قیمت زن است برای خرید وی از والدینش پس چرا این مهریه به صاحب مال (والدین)داده نمی شود؟!!! و به زن تعلق دارد؟ کمی بیشتر واقع بین باشیم و بسوی خدا گام برداریم نه بسوی ایده های غربی و در حال ویرانی. از گذشته عبرت بگیریم.
منتظر جواب شما در همین قسمت هستم.
۲۳ آذر ۸۷ @ ۱:۰۹ ق.ظ
راستش نمی دونم اگه دختر بودم چه جوری با این شرایط کنار می آمدم یا اصلا کنار می آمدم یا نه ولی کاملا زنان رو درک می کنم. واقعا نمی دونم باید چکار کرد خیلی ها هنوز این عقاید رو دارند و نمیشه هیچ رقم تو این مسائل بهشون نزدیک شد.
۲۳ آذر ۸۷ @ ۱:۲۸ ق.ظ
بازهم سلام. اول اظهار تاسف از تندگوییم در کامنت قبلی.
با خواندن مطالب وبلاگ شما نمی شود دقیقا فهمید که شما کیستید و این خیلی بد است.بهتر است خود را بهتر معرفی کنید. در جایی طرفدار اسلام هستید در جایی نه.اگر قبول دارید اسلام دین کاملست و احکام آن (همان احکامی که در قرآن آمده) را قبول دارید؟ دیگر این نوشته برای چیست؟ باز هم می گویم این تلقی اشتباه ما از احکام دین اسلام و خود اسلام است. مشکل خودما هستیم نه اسلام. در این نوشته بعضی از احکامی که در مورد زنان وجود دارد را نقد کرده اید در نتیجه کلا با آنها مخالفید.پس با اسلام مخالفید؟ چون این احکام ذکر شده دقیقا در قرآن وجود دارند. شاید مشکل شما همین قرآن است؟ خوب اگر شما واقعا طرفدار واقعیت هستید دنبال جواب هایی که قبلا توسط بزرگان و دانشمندان اسلامی به نقد های شما داده شده برید. نه یک منبع بلکه هزاران منبع. ما مشکلات بسیار زیاد دیگر داریم که هنوز حل نشده اند و جوابی برای آنها وجود ندارد. دنبال حل آنها باشیم نه مسائلی که در همان اوایل ظهور اسلام توسط ائمه و خود پیامبر به آنها پاسخ داده شده. اما اکنون زمان تغییر کرده و مسائل جدید بوجود آمده.از شما خواهش می کنم دنبال جواب نقد های خود در منابع اسلامی ( و نه در حکومت و عوامل آن) بگردید.
مطمئن باشید ضرری ندارد. در ضمن اگر در مواردی قانع شدید در همین وبلاگ درج کنید تا جوانانی که حوصله تحقیق ندارند و چشم به مطالب ریز و درشت شما و وبلاگ های دیگر دارند از آنها بهره ببرند.ممنون. منتظر جواب شما در همین قسمت هستم.
۲۳ آذر ۸۷ @ ۱:۵۴ ق.ظ
محمد ! آیه ای که میگفتی اینه ! فقط قبل از اینکه آیه رو بنویسم بهت غبطه میخورم که چقدر اهل مطالعه وتحقیقی ! آنوقت بدبختی مااینه که امثال تومیان و به قرآن هزاران ایراد وارد می کنند ویا بخاطر همین آیات که تومیگی میرن وزرتشتی ومسیحی و… میشن ! این آیه بینیم ربطی به اظهارات ” غافلات ” جنابعلی داره ؟؟؟؟؟ : إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌکسانى که زنان پاکدامن و بىخبر (از هرگونه آلودگى) و مؤمن را متهم مىسازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آنهاست.
۲۳ آذر ۸۷ @ ۱:۵۵ ق.ظ
محمد ! آیه ای که میگفتی اینه ! فقط قبل از اینکه آیه رو بنویسم بهت غبطه میخورم که چقدر اهل مطالعه وتحقیقی ! آنوقت بدبختی مااینه که امثال تومیان و به قرآن هزاران ایراد وارد می کنند ویا بخاطر همین آیات که تومیگی میرن وزرتشتی ومسیحی و… میشن ! این آیه بینیم ربطی به اظهارات ” غافلات ” جنابعلی داره ؟؟؟؟؟ : إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ کسانى که زنان پاکدامن و بىخبر (از هرگونه آلودگى) و مؤمن را متهم مىسازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آنهاست.
۲۳ آذر ۸۷ @ ۳:۱۲ ق.ظ
سوره نورایه۲۳
۲۳ آذر ۸۷ @ ۱۰:۲۵ ق.ظ
کتابهای درسی شدند تبلیغاتگاههای مذهبی سیاسی رژیم. توی همین عکس یک نمونش هست. بار علمی و آموزشی کتابهای درسی در برابر حجم تبلیغاتی که کتابها رو فرا گرفته صفر هست. مثلن توی همین عکس و اون عکسی که توی رادیو زمانه هست.توی این عکس، تبلیغات محض مذهبی،یعنی حرف از مسجد و رفتن به مسجد هست. توی عکسهای کتابهای درسی ،مردها معمولن ریشو هستند و قیافه حزب الپله ای دارند. توی اون عکس،زنها چادری(اونم از نوع پیرزن وارانش) هستند. مردها و زنها جدا از هم نشستند. زنها کز کرده اند و نوع نشستنشون و دور هم حلقه زدنشون، این رومیخواد القا بکنه که حرفهایی که بینشون داره رد و بدل میشه به اصطلاح غیبت و این جور حرفهاست و هیچ حالت خاصی توی چهرشون دیده نمیشه. تو همون عکس،مردها خان وارانه نشستن و دارند غذای آماده شده توسط خانمهاشون رو میخورند . پسرها دارند بازی و شادی میکنند. دخترها کز کردند و دارند درس میخونند.
این تبلیغات مذهبی سیاسی،مختص کتاب فارسی نیست و مختص دبستان رو راهنمایی هم نیست. از هر نویسنده ای که متنی و یا شعری رو میخواند توی کتاب بیارند،میگردند و اونی رو که بیشترین سنخیت و همراهی رو بطور کلی و در یک کلام با جمهوری اسلامی داره رو پیدا میکنند و توی اون کتاب میگذارند.
ولی خوشبختانه با وجود تمام این تبلیغات، و با وجود اینکه در اونزمانی که ما مدرسه میرفتیم،نه اینترنتی بود و نه ماهواره ای و وسایل ارتباطی و اطلاع رسانی همگانی،خیلی کم بود. با وجود اینها،ما نه حزب الهی شدیم و نه موافق جمهوری اسلامی. بلکه بر عکس،به شدت حزب الهی ستیز و مخالف شدید جمهوری اسلامی شدیم. حالا با این پیشرفت تکنولوژی و اومدن اینترنت و ماهواره و.. و تکنولوژیها و وسایل “کوچک کننده جهان”ی که در آینده های نزدیک خواهد آمد، سطح آگاهی بچه ها (همونطور که اگرمثلن با بچه راهنمایی صحبت کنید،تفاوت یک بچه راهنمایی اون زمان و حالا رو کاملن مشاهده میکنید)، به شدت نسبت به قبل افزایش پیدا کرده و سال به سال هم بالاتر میره.
——-
بعضی از کامنتها واقعن جُکند. فکر میکنند در جمع مشتی روضه خوان دارند حرف میزنند. : ))
۲۳ آذر ۸۷ @ ۱۱:۲۷ ق.ظ
من فکر نمیکنم از بابت عکسهای مزخرف کتابهای درسی در این دوره زمونه جای نگرانی باشه . چون من بچه دبستانی ، راهنمایی و دبیرستانی از دختر و پسر زیاد دیدم و میدونم که اینجور چیزها فقط براشون جک محسوب میشه و به هیچ جاشون حساب نمیکنند این مطالب و عکسها رو . اینها فقط خودشون رو مسخره کردند .
۲۳ آذر ۸۷ @ ۱۲:۰۸ ب.ظ
سمیه عزیز بسیار شیوا نوشتی تمام مشکلات ما به خاطر قانون ناعادلانه ای است که به اسم قانون اسلامی تحویل مردم داده شده راستش در کشور کاندا قانوناًاول حق با زن بعد با بچه بعد با حیوانات و در انتها با مردان همه به خانمها و حقوقشون احترام می گذارند اما اینجا مملکت مردهاست و زن حتی در گناه کردن هم دستش بسته تر از یک مرده من فکر نمی کنم خدایی که به عدالت و عادل بودن شناخته شده است چنین قانونهای زد انسانی وضع کرده باشه اگر بخوام به زبون خودشون حرف بزنم باید بگم امروزه روز شیطان در لباسهای مختلفی خود نمایی می کنه…..به منم سری بزن
۲۳ آذر ۸۷ @ ۲:۰۱ ب.ظ
تا حالا برنامه کودک رو دیدی همه اش به بچه ها میگن مادر برای ما غذا درست میکنه، مادر لباسای ما رو میشوره، مادر خونه رو تمیز میکنه، تو هیچ کدومش پدر کمک نمیکنه یا اگه بکنه یه تصویر هجوه
نه که بخوام بگم مادرا نباید این کارا رو بکنن ولی تنها تصویری که به بچه ها ارائه میدن همینه، توی برنامه هایی که واسه بچه ها میسازند هیچ مادری کتاب نمیخونه، هیچ مادر ورزش نمیکنه، مثاله نمینویسه، … اینا تصویر هاییه که بچه ها باهاش بزرگ میشن، شکل میگیرن بعد از مادرشون از خواهرشون و از همسرشون انتظار دارن همونجری باشن حتی از زنهایی که همکارشونن این انتظارات رو دارن منتظرن اون خانم استکانشون رو از رو میز برداه
۲۳ آذر ۸۷ @ ۲:۱۶ ب.ظ
جوادین عزیز (عجب اسمی داری)! به هر حال کسانی هستند که به همین آیه استناد میکنند و می گویند آنچه میگویند. همین.
۲۳ آذر ۸۷ @ ۵:۱۷ ب.ظ
سلام
روح انسانی یک زن هیچ فرقی با یک مرد نداره ولی این دو مکمل هم هستند و نه رقیب.
هیچ مردی با زن نمایی و هیچ زنی با مرد نمایی کامل نمیشه.
اشکال از اینجاست که نگاه جامعه ما به انسان چه مرد و چه زن کلا ارزشمند نیست .
چون ارزشهای واقعی کم ارزش و بی ارزشها با ارزش شدند.
منظورم از ارزش این حرفای روزمره نیست بلکه منظورم ارزشهایی مثل فکر کردن و ارزشمند بودن وقت و احترام به شخصیت آدماست.
توی این مسائل پایه موندیم ربطی به مرد و زن نداره.
حالا حالا ها باید کار کنیم
۲۳ آذر ۸۷ @ ۵:۵۴ ب.ظ
بعضی وقت ها فقط می تونم بگم ما زنیم. همین. و این همین یعنی که در سراسر عمرت برای بدست آوردن بدیهیاتی که آدمیزاده ای به اسم مرد دارد باید بجنگی. جنگی که هر کس را توان رزم در آن نیست!
اما بر خلاف شما من نگران متن کتاب های درسی نیستم. چرا؟ درس خواندن در ایران یعنی عذاب، یعنی مصیبتی که باید تحمل کرد. یعنی مدرسه ای که دوستش نداری و یعنی کتابی که اگر دست خودت باشد یک راست می اندازیش توی سطل زباله!! به نظر شما هر چیزی که در چنین کتابی نوشته شده باشد، نتیجه عکس نمی دهد؟ به نظر من که می دهد.
۲۳ آذر ۸۷ @ ۵:۵۹ ب.ظ
اینجا عجیب دارند ازخودشون فکرروشنی در میکنند ! در وکنید ! در وکنید !
۲۳ آذر ۸۷ @ ۸:۴۵ ب.ظ
سلام به نظر من محدودیت برای زن هیچ معنایی نداره . زن باید آزاد باشه تا عقده ای نشه . مگه فرق زن با مرد چیه؟ بعضی وقتا مردا میشن ناموس زنها.من خودم تونستم بیشتر از پسرای دور و ورم رشد اجتماعی ، علمی و فرهنگی پیدا کنم چون محدود نبودم حتی از بعضی پسر ها هم آزاد تر بودم و هستم . این آزادی من باعث خراب شدن من نشد من محجبم من دختر مسلمان ایرانی هستم، من طالب شرکت در مسابقات علمی ژنو سوییس هستم. محدودیت زن برای خانواده ی محجب من هیچ معنایی نداره.حالا که پسرا نمیتونن بعضی چیزها رو در جهان ثابت کنن من از بابام اجازه گرفتو تا با شرکت در مسابقات علمی خارج از کشور،اونا رو ثابت کنم.دوستان عزیز نظراتتون رو به ایمیل من هم بفرستید.ممنون
۲۴ آذر ۸۷ @ ۱:۱۵ ق.ظ
نوشتهی خوبی بود. مرسی.
۲۴ آذر ۸۷ @ ۱۱:۰۲ ب.ظ
خطاب به آنکه گفته ؛ بعضیها مثل روضه خوان ها نوشته اند ؛ روضه و روضه خوانی - ذکر مصیبت هایی که قلتلان ۱۳معصوم ع گذشته برسر آن انسانهای خاص وبزرگ آوردند افتخاری بسیاربزرگ است . اگر کسی اندکی سوادداشته باشد وبه منابع تاریخی مراجعه کند شاهد خواهدبود امامان ما خود مرثیه (به اصطلاح امروزما : روضه )می اندند.مثلاامام سجادع -امام باقر- امام صادق ع - و دیگر از امامان ! پس آنچه عیب وننگ است ۱- خودباختگی است ۲-اینکه کسی چیزی رابلد نباشد درعین حال ادعای دانایی اش بشود . بیسوادی که در اوج ناآگاهی به مطلبی ادعای دانابودن به آن مطلب داشته باشد !
۲۴ آذر ۸۷ @ ۱۱:۰۶ ب.ظ
بعضی جاهاخودکم بینی ! یاخودبزرک بین ! خداشفات بده !
۲۴ آذر ۸۷ @ ۱۱:۱۲ ب.ظ
اینهم بادی است مثل باقی بادهایی که میگیری ! ” بادشبه روشنفکری “
۲۵ آذر ۸۷ @ ۳:۵۳ ق.ظ
سلام. واقعیات اجتماعی را نمیتوان نادیده گرفت. منظورم این نیست که خیلی از این اتفاقات که با هدف تخفیف زن انجام میشود، بر حق است. اما گریزی هم از آنها نیست. وقت جنگ با خیلی از آنها هنوز نرسیده…
۲۵ آذر ۸۷ @ ۸:۰۵ ق.ظ
دوست من مطلب شما رو خوندم و همین طور تمامی کامنت ها رو. حرف هات رو از سر اندیشه و تعمق می بینم و حق به جانب توست. حتی اگر بسیار از افراد ظاهربین که عادت به فکر کردن نکرده اند و فقط تقلید می کنند و بی اندیشه انتقاد و تقبیه می کنند، چیزهایی در مخالفت بگویند، چیزی از کلام صیحیح شما کم نمی کند. فقط دلم می خواهد نکته ای رو به شما یادآوری کنم، همونطور که یکی دیگر از دوستان هم کوتاه بهش اشاره کردند. در جوامعی که هنوز با قوانین جنگل و نه متمدنانه، اداره میشه؛ هر چه قوی تر بر ضعیف تر غلبه می کند، کاملا مثل جنگل. در چنین جامعه ای، قدرتمدار نه مدافع حقوق مردم سرزمینش که قلدری است برای منافع خودش چماق به سر دیگران می کوبد. مرد این سرزمین از دست شهنه ی تووی خیابان زور می شنود و در خانه یا هر کویی که رسید و به ضعیف تر از خودش برخورد، اعم از حیوان کوچکی، کودک یا زنی، که زور بازوش به او می چربید، چماقی که به ظلم برسرش فرود آمده و دم نتوانسته برآورد، برطبق همان قانون قلدری و توحش به سر ضعیف تر می کوبد. و این دور تسلسل ظلم و توحش ادامه دارد.
تا زمانی که جامعه به طور ریشه ای باشعور فهمیده و متمدن نشود، این جریان ادامه دارد. البته کشور ایران به دلایلی که حالا بهتر می دانم ازش حرف نزنم، از سرزمین های اطراف خودش جلوتر است، خوشبختانه، همین که زن ایرانی چون شما، به ذهنش این موضوع می رسد و ازش می نویسد، این یعنی یک قدم جلوتر، این یعنی موفقیت، چرا که هنوز در سرزمین های بسیاری، هنوز زن بی نوا شعورش به این مرحله نرسیده که چنین ظلم هایی بر او می رود و باید در مقابلش اعتراض کند.
مهم این است که جوانان ایرانی، با وجود تمامی کمبودها و حصارهای دولتی و فرهنگی که بر اونها تحمیل شده و می شود، افرادی با استعداد و اغلب فهیمند و راه به سوی فردایی متمدن تر را از این جنگل مخوف یافتند و در حال ساخت جاده هایی هموار بر این سنگ لاخند، راه همگی هموار و قدم هاتون استوار دوستان نازنین و فهیم ایرانی من
۲۵ آذر ۸۷ @ ۱۰:۰۹ ق.ظ
nou
این روضه خوانی هم مزید بر زیاده هنرهای خارج از شمار “ائمه”ی مکرم و معظم و صاحب کرامات و افاضات و برکات و حسنات و نفحات قدسی و عالمان علوم لدنی و غیب دانان درگاه باری تعالی و قدسیان خاک نشین آسمان جای و ملکوتیان لاهوت نشان ناسوت مکان
روضه خوانم روضه خوان*گریه میندازم چنان
نالم و هق هق کنان*اشک روان از دیدگان
این قافله عزم کرب بلا دارد
—–
مواردی از آنچه خوب نیستند:
۱- عقل باختگی است.
۲- مغز خامی است.
۳- ارزش گذاری بر کارها و رفتارهای کم ارزش و بی ارزش است.
۲۵ آذر ۸۷ @ ۲:۴۰ ب.ظ
سلام ممنون از مطلب جالبی که گذاشتی و توجه خاصی که به کتابهای درسی داشتی ای همیشه دغدغه من هم بوده و این به خاطر اینه که کتابهای مارو همیشه مردهایی تالیف میکنند که اوج کمال یک زن رو در شوهرداری خوب و تربیت فرزند خوب و خونه نشستن میدونن حتی اگر تحصیل کرده باشی! حتی میگن زن نباید خیلی به مسائل عرفانی و دینی بپردازه چو نمیتونه خوب به شوهرش رسیدگی کنه!! همه این هارو قبول دارم و میدونم که تو ایران اصلا به زن اهمیت داده نمیشه ولی نکته جالبی که تازه متوجه شدم اینه که این مشکل زنهای کل دنیاست همه جا حقوق زنا کمتر از مرداست همیشه تو تعدیل نیرو اول اونها اخراج میشن و وقتی که باردار بشی تو این بحران سیاسی این بهونهای میشه که بدون هیچ عذری راحت اخراجت کنن. این رو تو روزنامه هاآرتص خوندم مشکل همه زنهای دنیا اینه ولی ای مشکلات تو ایران و کشورهای اسلامی بیشتره چرا؟! چون دین اسلام با فرهنگ عقب افتاده عربها به کشورهای دیگه نفوذ کرد و این طور شد که دی اسلام مساوی با تمدن عرب شد.
۲۵ آذر ۸۷ @ ۷:۳۸ ب.ظ
“هرچه تصویر به یاد می آورم قرار است یادم دهند که باید مادر باشم. تنها زن را حمایت کننده و خدمت رسان مردان می یابم و بس!”
مادر شدن=خدمت رسانی به مرد؟؟
کام آن …! با طبیعت که دیگه نمیشه جنگید!!!
۲۵ آذر ۸۷ @ ۸:۵۷ ب.ظ
به نظر من مشکلی زنان در ایران خیلی اساسی تر از ۴ تا کتاب درسی است .
کتاب های درسی در کشورهای غربی قابلیت تحلیل محتوی دارند ولی در ایران این بحث ها جایگاهی کم اهمیت تری دارد.
مشکل زنان در بافت فرهنگی بیشتر نمود دارد .
آنجا که زنان حاضرند در برابر مردان کوتاه بیایند . آنجا که زنان از حسادت یکدیگر حاضرند هیچ زنی پیشرفت نکند.
شما تا به حال کدام تحقیق انجام شده در حوزه ی علوم اجتماعی را دیده اید که اساس بررسی کند که نگرش زنان ایرانی در برابر ÷یشرفت یک زن یا رییس شدن یک زن چیست ؟
منظور من زنان عامی هستند که با وجود تحصیلات دانشگاهی همچنان افکار عامی دارند به هیچ وجه از موضع فمینیست ها دفاع نمی کنم بلکه مدعی هستم که بیشتر زنان ایرانی چوب کوته فکری زنان دیگر را می خورند
۲۶ آذر ۸۷ @ ۱۰:۱۰ ق.ظ
نکته مهم تر از آنچه آورده اید دیدگاه خاصی است که فعلا در حد زمزمه مطرح شده .اینکه مدت زمان تحصیل دختران باید کم تر از پسران شود .
۲۶ آذر ۸۷ @ ۱۱:۳۷ ق.ظ
سلام به سمیه سبک خوبی داری اما نوشتت پر مغز نیست دفاع ازحقوق زنان با تلنباری از پیش فرضها و دغدغه ها نوشته رو از انعطاف میندازه حوزه ادبیات هنر و علم رینگ بوکس نیست که از اول با گارد وارد بشی موفق باشی
۲۶ آذر ۸۷ @ ۱:۳۱ ب.ظ
خوشحالم که تو هم به این عقیده رسیدی که تن زن متعلق به هیچ کس نیست و با هر کس که دوست داشت عشق می ورزدو حتی اگر شوهرش
بخواهد با او بخوابد باید از او اجازه بگیرد.خانواده و بچه داری یوغی است تاریخی که باید آن را از گردن زنان جدا کرد.
۲۶ آذر ۸۷ @ ۱۰:۰۴ ب.ظ
مطلب جالبی بود ممنون
البته عده ای که مغزشونو با اسلام یا هر مذهب یا هر فرمت کردند نمی تونند فکری از خودشون داشته باشند و اصولا تفکر کنند
۲۹ آذر ۸۷ @ ۱:۱۷ ق.ظ
[...] فراموش نکنیم که هنوز زن یعنی ناموس! خیلی سال گذشته از روزگاری که در مدرسه درس می خواندم. اما به ذهنم فشار می آورم که ببینم تصاویر زنان در کتابهایم چه بوده است. تصویر کوکب خانم زن باسلیقه با نیمرو و ماست سنتی اش به ذهنم می آید. تصویر زن مهربانی که حیوانات را از زیر باران به خانه راه می دهد و برایشان غذا و جای گرم تهیه می کند.بعضی روایات هم بود. اینکه مادر را غذا می دادند، در بستر بیماری. یا مادر از کسی راضی باید می بود. زنانه ترین هایش هم چند شعر پروین اعتصامی بود که قرار نبود اتفاقا زنانه باشد. کودک یتیم و پادشاه یا پیاز و دیگر میوه ها، نهایت زنانگی های شاعر زنمان بود. در کتاب های ما از فروغ و دیگران خبری نبود.آنقدر زنان تحصیلم کمرنگند که بسیار باید فکر می کردم ، تا بخاطر بیاورمشان! هرچه تصویر به یاد می آورم قرار است یادم دهند که باید مادر باشم. تنها زن را حمایت کننده و خدمت رسان مردان می یابم و بس! [...]
۲ دی ۸۷ @ ۱۲:۲۰ ق.ظ
جناب سوتین ! بهتراست بدانید تخیل با تفکرجداست ! بسیارند کسانیکه می پندارند مشغول تفکرهستند حال آنکه مشغول تخیل هستند وبدترازآنان کسانی اند که غرق درتوهم اند ومی پندارند غرق تفکراند.
۳ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۵۸ ب.ظ
خسته نباشی . متن جالبی بود . غرض پرس و جویی در مورد تهیه ی این کتاب قدیمی ابتدایی بود .لطفا برای تهیه ی آن مرا راهنمایی کنید .
۲۶ فروردین ۸۸ @ ۳:۳۱ ق.ظ
Sorry, this is spam.
We respect and love you, but work is work.
Sorry.
You can write to us dpublicm@gmail.com and we will remove your address from our database.
Spam:
Wallpapers, blog