سیاست به مثابه سرگرمی
سیاستمان را دستمایه طنز کرده ایم و خودمان خبر نداریم. یکی از ویژگی های جامعه مدرن است که سرگرمی و تفنن و مهم است و برایش سرمایه گذاری هم می کنند. این نگاه تفنن جویانه در ادبیات، سینما، موسیقی، کتاب و مابقی مصارف فرهنگی ما خودش را نشان داده است. قصدم تحلیل آن نیست که جای بسی توجیه و تحلیل دارد. اما نکته جالب ماجرا سیاست زدگی مفرط ما آن هم به گونه ای تفننی است.
در این سالها تحقیقی صورت نگرفته که پاسخگویان در پرسشهای مستقیم درباره سیاست، عکس العمل های منفی ای از خود بروز ندهند. اغلب سیاست را بدترین کارها و ناصواب ترینشان می دانند. بالارفتن هزینه کار و فعالیت سیاسی و یا حتی بی فایده بودن فعالیت سیاسی عاملی برای فرار از این مفهوم به نظر می رسد. دلایل دیگری هم مبنی بر بی تفاوتی و ناامیدی یا نداشتن چشم انداز گفته اند که همه از یک جنس هستند. اما مهم این است که حتی سیاسیون هم نمی خواهند بپذیرند که مشغول فعالیت سیاسی هستند و به نوعی فعالیت خود را به اعمال اجتماعی یا فرهنگی تقلیل می دهند. اینها همه با پذیرش این نکته است که به دلیل شرایط خاص اجتماعی ما هر عمل فرهنگی و اجتماعی در اصطکاک با سیاست و سیاستمداران قرار می گیرد، کافیست نهادی غیر دولتی را عضو باشی تا بتوان این مسئله را به تمامی درک کرد.
این تصویر ضد سیاسی مردم و دانشجویان را بگیریم، در کنار بحث های سیاسی و تاکسی نوشت ها کمی به تناقض می خوریم. خانواده ای دور هم جمع نمی شود مگر به بحث بر سر شرایط روز. دوستان گفتگوهای خود را پایان نمی دهند بدون بحث و بررسی های سیاسی. در واقع به نظر می رسد به شدت جامعه در لایه های غیر رسمی سیاسی است و سیاست ها را دنبال می کند. به شدت جامعه منتقد است و سیاست را در ذره ذره زندگیش تاثیرگذار دانسته و وضعیت اقتصادی و معیشت خود را از چشم آن می بیند. در واقع به نظر می رسد لایه رویی روابط و رفتارهای مردم کاملا سیاست زده است، ولی در لایه های زیرین به شدت تحت تاثیر سیاست بوده و حتی در شکل و شمایل انتقاد هم که شده ان را پیگیری می کنند. البته مدل پیگیری سیاست نیز شرایط و ویژگی های خود را دارد ، که بعدتر به آن خواهم پرداخت.
اما یک نکته جالبی در کنار تمام این جو وفضای غیر رسمی سیاسی بوجود آمده و آن هم از تمایل به طنز کشیدن و سرگرمی نمودن بحث ها نشات می گیرد. هرچند گاهی طنز برای اجتناب از ورود مستقیم به مباحث سیاسی است و یا به دلیل محدودیت مطرح شدن بحث ها به شکل شفاف، اما به نظر می رسد شیوه های به کار گرفته شده بر مبنای تحلیل محتوای این پیام ها چندان گسترش به دلیل محدودیت را نشان نمی دهد. به نظر می رسد تمایل به طنز و سرگرمی کشانیدن مسایل عاملی برای به طنز کشیده شدن سیاست در جامعه ما شده است تا به کارگیری زبان طنز برای مقابله با محدودیت ها. به عنوان مثال نمونه ای از این طنزواره های سیاسی که دست به دست در بین مردم به قول خودشان سیاست زده می گردد، پیام های اس ام اسی سیاسی است که این روزها آغشته به برخی شخصیت های تلویزیونی - مثل یوزارسیف - هم شده است است.جامعه ای که از سیاست بیزار باشد نباید جوک های دست اولش و پیامهای پر مخاطبش سیاسی ترین های روز باشد.
به نظر می رسد شناخت مختصات جامعه از منظر سیاسی بدون تفکیک این لایه رویی و مقاومت ایشان در برابر امر سیاسی و لایه به شدت منتقد سیاسی ِ زیرین و نیز تمایل های سرگرمی گرایانه امکان پذیر نیست.



۳ دی ۸۷ @ ۱۲:۰۴ ب.ظ
سلام . وبلاگ حقیر سه ساله شد . از آنجا که شما در طول مدت فعالیتم در این عرصه & کلبه حقیر مجازی و نوشته های بنده را مورد عنایت قرار می دادید & بسیار مایلم که به این مناسبت از نظر ارزشمندتان جویا شوم …
حدود دوماه پیش تهران بودم درنمایشگاه رسانه های دیجیتال در غرفه سایت شاخه جوانان جبهه مشارکت سعید نورمحمدی عزیز را دیدم و سراغ همه خواهران وبرادر جوان همفکر & از جمله شما را از ایشان گرفتم . ای کاش روزی بتوان از نزدیک خدمتتان برسم و درمورد برخی موارد مهم خوزستان و فضای فکری و سیاسی اینجا با شما مشورتی داشته باشم . با تمام وجود می گوییم که همیشه از نوشته های شما خواهر ارجمند نهایت استفاده را می برم .
۳ دی ۸۷ @ ۱۱:۱۸ ب.ظ
سلام
یاد آخرین یادداشت محمد قوچانی در آخرین شماره شهروند امروز (آبان ۸۷) تحت عنوان “چرا ایران اوباما ندارد؟” افتادم…
در اون یادداشت گفته بود: مشکل ما این است که سیاستمدار حرفه ای نداریم. و همه سیاستمداران ما در حرف مدعی گریز از سیاست هستند و سعی دارند خودشان را زاهد نشان بدهند؛ اما در عمل مشتاق ترین مردم نسبت به قدرت و سیاست هستند و …
۴ دی ۸۷ @ ۱۲:۰۰ ق.ظ
وقتی دلقکها سر کار باشند و تدارکچیها در نوبت بیش از این هم از جامعه نمیتوان انتظار داشت.
۲۲ دی ۸۷ @ ۸:۰۴ ب.ظ
[...] ها به فکر انداخت نوع تصور از فضای امنیتی دانشگاه است. یکبار نوشتم که دانشگاه برخلاف ظاهر سازی غیر سیاسی به شدت سیاسی است. [...]
۴ بهمن ۸۷ @ ۱۱:۳۴ ب.ظ
[...] حکایت جالبی است. پرفروش ترین و پر تیراژترین نشریات ما را کسانی می نویسند که نه به فکر و قلم ، که به تصویر شناخته می شوند. شاید این هم از دستاوردهای دنیای مدرن باشد که هرچه جدی است را برای لذت و سرگرمی می خواهیم. حتی اگر سیاست باشد. [...]
۱۱ بهمن ۸۷ @ ۷:۵۹ ب.ظ
من شما رو از یکی از لینک های “پایگاه عکس چیـلیـک” پیدا کردم و الحق که نگاهتان به راستی نگاه یک عکاس است در کسوت قلم به دستان زیبابین.
موفق باشید و بدونید که قابل افتخارید