Wordpress Themes

کارنامه اقای قرائتی و تاثیر بی مانند ایشان بر سازمان مربوطه

جناب قرائتی چند افتخار دائمی دارند. اولین افتخارشان این بوده که به اندازه سالهای این انقلاب شب های جمعه درس گفته اند و جماعتی پای صحبتشان بوده اند. سخنرانی های ایشان هم مانند این کارتون های تلویزیونی می ماند که تکراری شدنش ایرادی ندارد، چون مخاطبانشان بزرگ می شوند و همیشضه مخاطبان جدیدی می یابند. وقتی بازار هدف بشود محصلین مدرسه امکان این حرکت هست. مثل یک معلمی که سی سال درس می دهد و نیازی به هیچ تحولی هم نمی بیند. بنابراین چقدر افتخار دارد برنامه تکراری و دائمی داشتن، خدا داند. خصوصا اینکه این روزها سخنان جالب و پیچیده ای درباره ازدواج و تحصیل می گویند، که واقعا جالب است.

دومین افتخار ایشان این است از بعد از انقلاب و به اندازه سی سال، معاون وزیر آموزش و پرورش و رییس سازمان نهضت سوادآموزی بوده است. البته باید گفت  معنای نهضت در سریع بودن این فعالیت است و قاعدتا نباید انتظار داشت بعد از سی سال همچنان این نهضت بخواهد بماند و مثل سازمان آموزش و پرورش آموزشیار استخدام کند.

35kohg1

اما مسئله من چیز دیگری بود. ایشان آماری داده اند که ایران در اول انقلاب دارای نرخ چهل و هفت و نیم درصد بیسواد بوده،  و اکنون پنج و شصت و هشت صدم درصد بیسواد داشته است. احتساب جمعیت هم به زعم ایشان اینگونه بوده که در ابتدای این سی سال با ۱۴ میلیون بی سواد طرف بوده اند و اکنون هشت میلیون بیسواد وجود دارد. البته این آمار ایشان با آخرین آمار ِ آخرین سرشماری دومیلیون اختلاف دارد. طبق آخرین آمار تعداد بیسوادان در کشور ده میلیون براورد شده است. نرخ بیسوادی طبق درگاه ملی آمار حدود ۱۶ درصد است و نه پنج درصد جناب آقای قرائتی.

اما نکات جالبتری هم هست. ایشان که ادعا می کنند که سی سال مدیریت موفق و ماندگار داشته اند، نمی دانند که بیشترین آمار بیسوادی طبق مرکز امار در سال ۵۵ متعلق به افراد با سن بالاتر از ۶۵ سال و محدوده بین ۲۵ تا ۶۵ سال بوده است. اگر در جدول (البته این جدول باسوادها را نشان می دهد) مشاهده شود، بخش اعظمی از این گروه در طول این سی سال در قید حیات نیستند. بنابراین بهترین کمک رسان به امار آقای قرائتی مرگ و میر بوده تا آموزش و فعالیت های بسیار ایشان.

برای اینکه آمار را بهتر بتوان نشان داد و میزان تاثیرگذاری را دید بهتر است دو گروه شش تا نه ساله ها، و ده تا ۱۴ ساله ها را ببینیم. و آنها را با جمعیت بیسواد ده سال بعد در گروه ۱۵ تا ۲۴ ساله ها مقایسه کنیم. ممکن است آمار خطا داشته باشد و کمی جابه جا شود، اما برای مقایسه قابل اعتماد تر است.

تعداد بی سواد ها در فاصله سنی ۶ تا ۱۴ ساله در سال ۵۵ معادل ۲۲۶۶ نفر است و تعداد بیسوادها در گروه ۱۵ تا ۲۴ ساله در سال ۶۵ معادل ۲۳۴۲ نفر است. در واقع می توان گفت که در سالهای اول انقلاب که تلاش چندانی برای گروه سنی نوجوان و جوان برای رفع بی سوادی انجام نشده است.

تعداد افراد بی سواد بین ۶ تا ۱۴ سال در سال ۶۵ معادل ۱۰۳۱ نفر بوده و تعداد بیسوادان در همین دامنه سنی در سال ۷۵ معادل ۸۷۸ نفر بوده است. در واقع میزان تاثیرگذاری این نهضت در طول این ده سال به اندازه ۱۰۱۰ نفر و با کارآیی معادل ۵۳ درصد بوده است.

تعداد افراد بی سواد در بین شش تا ۱۴ ساله ها در سال ۷۵ معادل ۸۷۱ نفر و همین گروه در سال ۸۵ حدود ۵۹۵ نفر بیسواد داشته اند. میزان تاثیرگذاری در طول ده سال بر روی این بازه سنی ۲۵۶ نفر و سودمندی نهضت معادل ۲۹ درصد بوده است.

آمار بالا و جدول ارائه شده به روشنی نشان می دهد که بخش زیادی از جمعیتی که آقای قرائتی در امار غلطشان آورده اند متعلق به سنین بالا است ، که از بین این سنین تعداد زیادی نه بخاطر مجاهدت ایشان که به دلیل مرگ و میر کم شده است.

دوم اینکه بیشترین تاثیرگذاری بین سالهای ۶۵ تا ۷۵ بوده، که می توان ان را ناشی از نبود مدرسه و امکان تحصیل دانست. در واقع مدرسه سازی و تلاشهایی که بعد از جنگ شد، یک افزایش چشمگیر در سطح سواد ایجاد نمود. اما به مرور بعد از تخصیص امکانات این تاثیرگذاری به شدت کاهش یافت.

در واقع این نهضت سی ساله جناب آقای قرائتی طبق آمار رسمی مرکز آمار خیلی نهضت موفقی نبوده است و پیشنهاد ایشان مبنی بر بستن این سازمان پیشنهاد خوبی است، چون روش باسواد کردن بدون شک باید نسبت به گذشته تغییر کند و از طرف دیگر بیسواد های اول انقلاب تا چند سال دیگر  کاملا در قید حیات نخواهند بود. لذا دیگر  نمی شود امار مرگ و میر را جای امار نهضت سواد اموزی ارائه داد. البته نمی دانم اگر ایشان چندماه پیش از بستن نهضت سواد اموزی می گویند، چرا هفته پیش در نامه به رییس مجلس خواستار استخدام آموزشیاران نهضت سواد آموزی شده اند.

پی نوشت: با توجه به آمار و جداول آماری مرکز آمار به شدت می شد با بازی های عددی نتایج جالب تری گرفت. اما همین محدوده مربوط به این سنین که نتایجش دقیق تر است به نظرم کفایت می کرد. شاید نگاه به آمار سال ۵۵ بشود گفت سپاه دانش رضاخانی تاثیرگذار تر از نهضت ایشان بوده است.

پی نوشت دوم: البته ایشان افتخار ریاست ستاد اقامه نماز را هم دارند. زیاد لازم نیست درباره موفقیتشان در این ستاد چندان قلم زد. ناگفته به نظر پیداست!

۲۳ نظر برای “کارنامه اقای قرائتی و تاثیر بی مانند ایشان بر سازمان مربوطه”


  1. hafez:

    akhe az adami ke biad bege bebinid khoda cheghadr bozorge,age be ma in angoshta ro nemidad,chetori dokmeye lebasamuno mibastim(in iq fekr nemikone khob adam aval angosht dasht bad dokme dorost kard(

  2. حمید:

    در زمانی که تازه داشت کشور روی غلتک پیشرفت میافتاد، یک دفعه هیولای واپس برنده ای به نام انقلاب اسلامی بوجود اومد که در اوایلش باعث سالها پسرفت شد و در حال حاضر هم سرعت پیشرفت ،نسبت به اون سرعتی که باید داشته باشه،خیلی کمتر هست .و با اون سطحی که باید درش باشه و با روی کار نبودن اینها در اون سطح میبود،فاصله زیادی داره.
    چون در اوایل مغزها خیلی اسلامیزه تر از حالا بود و خیلی حزب الهی وارانه رفتار میکردند،نتیجش پسرفت شدید به همراه داشت. کم کم که از اون حالت در اومدند،از حالت پسرونده، تازه اومد و رسید به درجا زدن. کم کم از حالت درجا زدن اومد و افتاد توی مسیر جلو رفتن ولی باسرعتی خیلی کمتر از اونی که اگر این رژیم نبود،در حال رفتن میبود. مثلن حالا با روی کار اومدن موجودی به نام احمدی نژاد که مغزش شبیه همون حزب الهی های اوایل انقلاب هست، میبینیم که یک دست اندازی در همه زمینه ها در راه همون حرکت آرام هم باز ایجاد شد.
    واقعن اینقدر احمقند یا خودشون رو به حماقت میزنند. این چه مقایسه ای هست؟این مقایسه کاملن باطل و مسخره هست.قیاس آمار در دو زمان متفاوت و بدون ملاحظه هایی که در این نوع مقایسه ها باید بشه،اون هم در قرنی که مدام در حال تغییر سریع در همه زمینه ها هست. این قیاس اینها مانند این هست که گفته بشه،در زمان شاه،موبایل وجود نداشت و وجود موبایل رو در حال حاضر از برکات جمهوری اسلامی بدونند.اگر دقت بکنید حرفشون دقیقن به همین مضحکی هست.
    باید به اینها گفت که اون چیزی که هستیم مهم نیست،باید دید که اگر امثال شما بر سر کار نبودند،چه میبودیم و چه باید باشیم و چه میتوانستیم باشیم. این کمترین ها رو که هر شلغمی هم سر کار بود ،که بیشترش هم حتی وجود داشت.
    “سخنان پسر “آیت ا…” کاشانی، سال ۶۴:
    کارنامه جمهوری اسلامی در همه زمینه ها نشان بی لیاقتی،خیانت،فساد و پارتی بازی مسولان است.در مدت ۶ سال سیطره جمهوری اسلامی،صنایع ایران از نظر تولید به یک پنجم تولید پیش از انقلاب سقوط کرده است. تعداد استادان به یک چهارم تنزل یافته.سطح دانش و کیفیت تدریس نیز در این مراکز به سبب سیطره عوامل حزب الهی ،عامی و بیسواد، به حدی پایین آمده،که امروز وضع دانشگاه تهران حتی از عقب مانده ترین دانشگاههای آفریقایی نیز بدتر است.”
    “دانشگاه صنعتی برای رشته علوم فنی و مهندسی آماده پذیرش دانشجو است. دانشجویان باید در مسابقه ورودی به سوالات تست امتحانی که توسط دفتر مسابقه معلومات مذهبی و تاریخ اسلامی حوزه علمیه قم تنظیم شده است،پاسخ بدهند. چند سوال اعلام شده بدین قرارند: شیطان نر است یا ماده؟خوراکهای بهشتی تفاله دارند یا ندارند؟عزرائیل خوش قیافه است یا بد قیافه؟(آگهی روزنامه جمهوری اسلامی ۶۳)”

  3. حمید:

    از این حرفهای بی ارزش اینها زیاد میزنند.مثلن میاد و میگه تعداد روزنامه ها قبل از انقلاب،اینقدر بود،حالا شده این تعداد. تعداد روستاهای برق دار،اینقدر بود،حالا اینقدر شده… یک مقایسه هایی میکنند که آدم میمونه که این فرد صاحب عقل هست یا شنوندش رو مثل خودش فرض کرده؟جوری که انگار اینها برکات جمهوری اسلامی بودن. آخه مردک اینها که بلافاصله بعد از روی کار اومدن شما که بوجود نیومده که. یعنی سال ۵۷ انقلاب شد،اینها سال ۵۸ که ایجاد نشده . ۳۰ سال از اون زمان گذشته. ۳۰ سال در قرنی که میزان رشد علم و تکنولوژی،در هر دهه چند برابر دهه های قبلش هست. سطح توقع و خواست و نیازها و فکر و آگاهی و نگرش فرد، افزایش زیادی پیدا کرده.
    اگر در زمینه سواد بخوای بررسی کنی(تو رو منظورم نیستا) ،اون زمان نگاه مردم به همه چیز متفاوت تر از حالا بود.. زیاد در قید و بند فرستادن بچه به مدرسه نبودند و دلایل اینها همش به زمان بر میگرده. باید بشینی و دقیق بررسی کنی ببینی تفاوت به چه دلیل بوده، و واقعن این تعداد باسواد در اون زمان خیلی هم شاهکار بوده.یعنی ۵۰ درصدش رو میشه مساوی ۹۰درصد حالا به حساب آورد.
    بله،اگر مثلن اوایل قرن پنج رو با اواسطش با هم مقایسه میکرد طرف و تفاوت قابل ملاحظه ای مید،اون حرف درست بود. چون اون قرنها،قرنهای خاموش و راکدی بودند. تغییراتی جزیی درشون بوجود میومد، مثلن سطح فکر و طرز فکر و دید یک فرد در اویل اون قرن،با اواسطش فرق چندانی ممکن بود نکنه.این کندی و تندی تغییرات هم مشخصه و گفتم که دلیلش چی هست. ولی حالا این تغییرات شیبش خیلی تند تر از گذشته هست. پس قسمت زیادی از تغییرات رو سیل زمان به همراه میاره.مثلن در زمینه تمایل به باسوادی.
    در زمانی که تازه داشت کشور روی غلتک پیشرفت میافتاد، یک دفعه هیولای واپس برنده ای به نام انقلاب اسلامی بوجود اومد که در اوایلش باعث سالها پسرفت شد و در حال حاضر هم سرعت پیشرفت ،نسبت به اون سرعتی که باید داشته باشه،خیلی کمتر هست .و با اون سطحی که باید درش باشه و با روی کار نبودن اینها در اون سطح میبود،فاصله زیادی داره.
    چون در اوایل مغزها خیلی اسلامیزه تر از حالا بود و خیلی حزب الهی وارانه رفتار میکردند،نتیجش پسرفت شدید به همراه داشت. کم کم که از اون حالت در اومدند،از حالت پسرونده، تازه اومد و رسید به درجا زدن. کم کم از حالت درجا زدن اومد و افتاد توی مسیر جلو رفتن ولی باسرعتی خیلی کمتر از اونی که اگر این رژیم نبود،در حال رفتن میبود. مثلن حالا با روی کار اومدن موجودی به نام احمدی نژاد که مغزش شبیه همون حزب الهی های اوایل انقلاب هست، میبینیم که یک دست اندازی در همه زمینه ها در راه همون حرکت آرام هم باز ایجاد شد.
    واقعن اینقدر احمقند یا خودشون رو به حماقت میزنند. این چه مقایسه ای هست؟این مقایسه کاملن باطل و مسخره هست.قیاس آمار در دو زمان متفاوت و بدون ملاحظه هایی که در این نوع مقایسه ها باید بشه،اون هم در قرنی که مدام در حال تغییر سریع در همه زمینه ها هست. این قیاس اینها مانند این هست که گفته بشه،در زمان شاه،موبایل وجود نداشت و وجود موبایل رو در حال حاضر از برکات جمهوری اسلامی بدونند.اگر دقت بکنید حرفشون دقیقن به همین مضحکی هست.
    باید به اینها گفت که اون چیزی که هستیم مهم نیست،باید دید که اگر امثال شما بر سر کار نبودند،چه میبودیم و چه باید باشیم و چه میتوانستیم باشیم. این کمترین ها رو که هر شلغمی هم سر کار بود ،که بیشترش هم حتی وجود داشت.
    “سخنان پسر “آیت ا…” کاشانی، سال ۶۴:
    کارنامه جمهوری اسلامی در همه زمینه ها نشان بی لیاقتی،خیانت،فساد و پارتی بازی مسولان است.در مدت ۶ سال سیطره جمهوری اسلامی،صنایع ایران از نظر تولید به یک پنجم تولید پیش از انقلاب سقوط کرده است. تعداد استادان به یک چهارم تنزل یافته.سطح دانش و کیفیت تدریس نیز در این مراکز به سبب سیطره عوامل حزب الهی ،عامی و بیسواد، به حدی پایین آمده،که امروز وضع دانشگاه تهران حتی از عقب مانده ترین دانشگاههای آفریقایی نیز بدتر است.”
    “دانشگاه صنعتی برای رشته علوم فنی و مهندسی آماده پذیرش دانشجو است. دانشجویان باید در مسابقه ورودی به سوالات تست امتحانی که توسط دفتر مسابقه معلومات مذهبی و تاریخ اسلامی حوزه علمیه قم تنظیم شده است،پاسخ بدهند. چند سوال اعلام شده بدین قرارند: شیطان نر است یا ماده؟خوراکهای بهشتی تفاله دارند یا ندارند؟عزرائیل خوش قیافه است یا بد قیافه؟(آگهی روزنامه جمهوری اسلامی ۶۳)”

  4. حجت:

    در تایید حرفهای حمید :
    تکبییییییییییییررررر :-)
    حمید جان فقط در یک نکته باهات موافق نیستم . چرا ارزشهای این انقلاب رو اینقدر دست کم میگیری . اقلاب اسلامی ما اینقدری محتوا و طرفیتهای گوناگون داره که تا ۱۰۰ سال دیگه هم میشه قبلش رو با بعدش مقایسه کرد .
    مثلا قبل از انقلاب تعداد سالهای خشکسالی زیاد بود ولی بعد از انقلاب خیلی کمتر شده .
    قبل از انقلاب پرنده ها آواز نمیخوندن ولی بعد از انقلاب پرنده ها به شدت آواز میخونن .
    قبل از انقلاب هوا خوب نبود الان هوای بیشتر نقاط کشور به حد مطبوعی رسیده .
    قبل از انقلاب یه بچه ۲ ساله سواد نداشت ، الان همون بچه مهندس شده.
    قبل از انقلاب سال ۱۳۵۷ بود الان سال ۱۳۸۷ است . دیگه پیشرفت از این مشخصتر و واضحتر .
    حمید جان امیدوارم با این مثالهایی که برات آوردم به اشتباهت پی برده باشی و اشتباهت رو جبران کنی .

    امضا : یکی از دستاوردهای بعد از انقلاب که خودم باشم . :-)

  5. پرهام:

    معنای آمار در ایران با سایر ممالک مترقی تفاوت از زمین تا آسمان دارد. در ایران دو آمار وجود دارد. یک دسته آمارهای است که اشخاص از خودشان در‏می‏آورند برای مصرف داخلی و تبلیغات که ارزشی ندارد مانند نمونه آقای قرائتی است. دسته دوم آماری علمی‏تر است که سازمان آمار و یا سازمانهای دیگر ارائه می‏دهند که سه مشکل به همراه دارند. اول خیلی هم دقیق نیستند. دوم مقدار واقعی آن گزارش عمومی نمی‏شود و آخر اینکه مسئولین به آن اهمیتی نمی‏دهند. آمار در ایران معنا ندارد.

  6. Glimpser:

    بسی خرسند شدیم از ظرافت نگاه آماری شما ،
    شمایی که امارت مستقل دارید بد نیست یک تحقیقات آماری درخصوص آی پی مخالفان واضحات داشته باشید خدا را چه دیدید شاید همگی از یک عمارت اربابی باشند .

  7. Mehdi:

    من خیلی به این فکر می‌کنم که واقعا یه سخنران و آدمی که چیزی بارشه چقدر حرف برای گفتن داره که سی سال بتونه حرف بزنه؟ که…! بگذریم.
    راستی من با این فکرم و شما با این آمارت وقت خودمون رو تلف می‌کنیم! مساله ساده‌تر از اینهاس خانم دکتر!

  8. ابوذر آذران:

    آری دانشگاه رفته هایمان نیز بی سواند چه برسد به آمار شما که فاجعه است.
    نماز را نگو که تلاشهایشان آدم را از خدا بیزار می کند.

  9. رهگذر:

    آقای قرائتی در طی این سی سال یک فرمایش درست داشتند که به نظر من به کل دروس ایشان می ارزد.
    “آخوندها ۱۴۰۰ سال بی کار بودند. شما نمی توانستید یک سکه را از دستشان بگیرید، حالا می خواهید بنز را از زیر پایشان بکشید؟”

    به نظر من گفته بالا که بسیار صادقانه بیان شده است بزرگترین دستاورد سی ساله ایشان می باشد.

  10. رهگذر:

    من برای آقایان قرائتی و مصباح یزدی احترام بسیار زیادی قائلمهر چند اصولا از این قماش متنفرم(آقایان طالقانی و مرحوم علامه طباطبایی و جعفری و این بزرگواران حسابشان جداست). اما در این دو بزرگوار صداقتی می بینم که در امثال آقای خاتمی نیست.
    وقتی آقای مصباح می فرمایند:
    “ما جانشین خدا بر کره زمین هستیم و مردم هیچکاره اند”، ایشان به سادگی جوهره این تفکر را می گوید(خواه اعتقاد داشته باشیم و یا نداشته باشیم). در صورتی که آقای خاتمی به نظر من فاقد صداقت است.
    آقای خاتمی می گوید “امام راحل با بستن روزنامه ها مخالف بودند”
    اما به راستی آیا روزنامه های بامداد،آیندگان،میزان،انقلاب اسلامی و خبر نامه جبهه ملی در زمان ایشان و به دستور ایشان بسته نشد؟
    آقای خاتمی می فرمایند:
    “امام راحل به شکنجه مخالف بودند”
    اما ایشان مرقوم نمی کنند که مگر در زمان همین ایشان آقای گیلانی و شهید لاجوردی در اوین نبودند؟ تازه آقای خاتمی که شهید لاجوردی را هم ارج می گذارند.

  11. رهگذر:

    آقای خاتمی می فرمایند:
    “امام راحل مخالف خشونت بودند”
    اما سینما رکس چه می شود؟

    بانو توحید لو، من اگر روزی بر اساس اعتقاد نفرتم از آقایان معمم(باز تاکید می کنم طالقانی ها،طباطبایی ها،جعفری ها و شریعتمداری ها،عبدالله نوری دوم(پس از فوت آقای خمینی) معمم نبودند،مردان خدا و روحانی بودند)رفع شود و بخواهم به آقایان معممین گرایش پیدا کنم.معمم مورد توجهم خاتمی نخواهد بود.بلکه همین آقای قرائتی و مصباح یزدی خواهد بود.

  12. رهگذر:

    زیرا نمره آقای قرائتی در میزان درک و شعوری که دارند، ۲۰ است. یقین بدارید ایشان آمار جعل نمی کنند. میزان شعور و درکشان همین میزان است. اما آیا نمره آقای خاتمی در گستره دانش و شعوری که دارند(که قطعا از میزان دانایی آقای قرائتی بیشتر است) نمره قابل قبولی است؟

    اصلاحات به این دلیل شکست نخورد که آقای خاتمی دور از جان ایشان بی عرضه بودند. مشکل اصلاحات در یک کلمه این بود که آقای خاتمی، آقای خمینی را جدای احمدی نژاد می دانند. در نتیجه این نظام را جدای مردم می دانند. مشکل آقای خاتمی کفایت نیست. زیرا ایشان هم ایرانی هستند و قطعا ایران را دوست دارند. مشکل ایشان تناقض فکری است که دارند.
    اصلاحات روزی معنا خواهد داشت که به این نکته برسیم
    “آقای احمدی نژاد،کاملا در خط امام است. اگر کمتر از امام زمان بگوید و به جمکارن و مشهد هم کمتر سفر کند. زیرا مرحوم امام اینگونه نمی کردند. زیاد اهل زیارت نبودند. اما احمدی نژاد از نظر اینجانب به صورا کامل و تکامل یافته در خط مرحوم امام راحل است. احمدی نژاد کپی اصل امام است.”

    شاد و پیروز باشید.

  13. علی:

    یکی دیگر از انتقادهایی که بر پروژه “سواد آموزی” ایران از جمله آقای قرائتی وارد است محدود کردن “سواد آموزی” به “فارسی آموزی” است. این در حالیکه است زبان مادری حدود نیمی از جمعیت ایران غیر از فارسی می باشد.
    در دنیایی که تکثر فرهنگی- زبانی یک ارزش است و آموزش زبان مادری یک حق،سکوت روشنفکران ایران در برابر این وضعیت غیر انسانی قابل توجیه نیست.

  14. حمید:

    رهگذر
    یکی از جنایتکارهای بالفطره رو جا انداختی.
    “آنهایی که مخالف کشتار هستند، در اسلام جایی ندارند.پیامبر ما با دستهای مبارکش آدم میکشت.امام ما، علی،در یک روز بیش از هفتصد نفر را کشت.اگر برای زنده نگه داشتن دین،خونریزی لازم باشد،ما آماده انجام این خدمت هستیم”
    خر خالی(خلخالی)
    لازم هست این رو بگم که اون چیزی که این جانی در مورد پیامبر اسلام گفته، درست نیست. تا اونجایی که من میدونم، پیامبر اسلام با دست خودش، کسی رو نکشت. یعنی شخصن کسی رو نکشت.گویا جز یک مورد. و اون هم برای دفاع از خودش بوده، که با عصا یا با شمشیر به فردی که بهش حمله کرده بوده میزنه و اون فرد میمیره.ولی این جانی جوری توصیف کرده که گویا صدها نفر رو با دست خودش کشته.
    اگر به همین جمله کوتاه دقت بکنید،عطش خون آشامی و خونریزی و کشتار رو ازش میتونید احساس کنید.جوری با آب و تاب از کشتار ۷۰۰ نفر در یک روز تعریف و تمجید میکنه که انگار از کشف ۷۰۰ قانون و تئوری علمی در اون روز داره حرف میزنه. “مخالف کشتار”. جوری این کلمه “کشتار” رو به کار برده که گویا، مشتی گوسفند رو میخواد سلاخی کنه مردک جنایتکار. چون کلمه کشتار،برای قتل عام و کشتن تعداد زیادی افراد به کار میره.
    “به این آسانی که در دادگاههای انقلاب آدم میکشند،گوسفند هم سر نمیبرند”(”آیت ا…” مکارم،۶۳)
    جنایتکار در جمهوری اسلامی زیاد هست. هر کسی که مغزش اسیر مذهب باشد و تمام وجود و عقل و انسانیتش در گرو و اسیر مطلق مذهب باشد،این فرد یک جنایتکار بالقوه هست. میتواند برای آن بتی(مذهب) که به اندازه قامتش تراشیده شده و در جسمش حلول کرده و تمام رگ و پی و مغز و فکرش را تسخیر کرده، هر کاری رو انجام دهد، از جمله جنایت. یا اینکه بانی جنایت شود. برای نمونه فردی که عملیات انتحاری انجام میده،جنایت به دست این فرد انجام شده،ولی بانی این جنایت(اگر خودش، این کار رو برای خودش مباح یا واجب نکرده باشه) یک مفتی یا آیت الملایی است که افسار این فرد با واسطه مذهب در دستش هست…. یا جنایتهایی مختلف دیگه،که به صورت رسمی و غیر رسمی انجام میگیره.
    ———
    حجت جان ممنون بابت یادآوری این نکات.
    این دشمنان قسم خورده و شیاطین ،به ویژه اون پدربزگشون یعنی آمریکا،این شیطان بزرگ، من رو فریب داده بودند و چشمم رو بر دستاوردهای “انقلاب شکوهمند و نظام مقدس و ملکوتی جمهوری اسلامی” بستند. باشد که پند بگیرم.

  15. links for 2008-12-27 | نیم خط وحید » انعکاس لینکهای جالب و خواندنی روز:

    [...] کارنامه اقای قرائتی و تاثیر بی مانند ایشان بر سازمان مر… ایشان آماری داده اند که ایران در اول انقلاب دارای نرخ چهل و هفت و نیم درصد بیسواد بوده، و اکنون پنج و شصت و هشت صدم درصد بیسواد داشته است. …. نرخ بیسوادی طبق درگاه ملی آمار حدود ۱۶ درصد است و نه پنج درصد جناب آقای قرائتی. [...]

  16. شب تاب:

    وقت داشتید مقاله های من رو هم یه نگاهی بندازین…
    ممنون

  17. رهگذر:

    حمید عزیز:
    متاسفانه آقای خاتمی در فوت آقای خلخالی هم ابراز ناراحتی کردند و در پیامی، شبیه پیام به آقای لاجرودی،آقای خلخالی را هم چیزی شبیه به قهرمان توصیف کردند. دردناک است

  18. سیامک:

    آمار تلفن همراه و اینترنتو فراموش نکنید. قبل از انقلاب کاربر تلقن و همراه و اینترنت صفر بود اما الان ببینید جه قدر رشد داشته!!!
    رژیم شاهنشاهی همه پهنای باند رو برای خودش برداشته بود.

  19. راهنما:

    و همیشضه مخاطبان جدیدی می یابند = همیشه*
    این جمله سکته داره. تصحیح کنید:
    وقتی بازار هدف بشود محصلین مدرسه امکان این حرکت هست

  20. کمانگیر » Blog Archive » Links for 2008-12-26 [del.icio.us]:

    [...] کارنامه اقای قرا… آمار بالا و جدول ارائه شده به روشنی نشان می دهد که بخش زیادی از جمعیتی که آقای قرائتی در امار غلطشان آورده اند متعلق به سنین بالا است ، که از بین این سنین تعداد زیادی نه بخاطر مجاهدت ایشان که به دلیل مرگ و میر کم شده است. [...]

  21. سرمایه دل:

    از پاراگراف ششم به بعد ارقام جمعیت به هزار نفر است که ظاهراً کلمه “هزار” از قلم افتاده است.

  22. محمود:

    خانوم دکتر می بینم که پا توی کفش ما آماری ها کردین ها! از این مطلبتون خیلی خوشم آمد. تیزبینی خوبی بود.

    ببخشین من کمی از زمین و زمان عقبم! پست نخونده زیاد دارم. این رو الان خوندم!

  23. سحر:

    باسلام خدمت آقای قرائتی :
    با توجه به آمار بسیارپایین بیسوادی در برخی مناطق کشور خواهش می کنیم هر چه سریعتر (( قانونی)) برای آموزشیارانتان قرار دهید تا از بلا تکلیفی در آیند . چون باقی بیسوادان دیگر در کلاسهای نهضت شرکت نمی کنند انصاف نیست آموزشیارانتان را به همین راحتی بلا تکلیف بگذارید . دیگر از کجا باید بی سواد بیاوریم تا به کار مشغول باشیم . با تشکر.

محل نوشتن نظرات