Wordpress Themes

کمی هم امروزی باشیم، بد نیست!

در راستای اینکه دیشب تا دیر وقت درباره موضوع خطیر ریاست جمهوری و شخص جناب میرحسین بحث کرده ام، و از آنجا که بالاخره باید سال جدید را به نوعی شروع کرد، کمی توجه و به عبارتی تامل در فرمایشات این کاندیدای ریاست جمهوری بد نباید باشد:

بر این باورم که بازگشت به قشرهای مستضعف یک وظیفه بنیادین حکومت است؛ چنانکه در این باره دستورات دینی بسیاری ارائه شده است؛ حکومت می تواند مقابل اغنیا نباشد، تولید و تجارت را تشویق کند وحکومت می تواندبه نقش بی بدیل بخش خصوصی در تحقق رشد و توسعه ایمان داشته باشد. اما حکومت خود باید مشهور به همنشینی با فقرا باشد؛ این ویژگی یک نظام اسلامی است، اگر نظام اسلامی نباشد، ممکن است بتوان این ویژگی را از آن حذف کرد، ولی با ادعای اسلامیت و جمهوریت نمی توان سر نوشت نظام را جدا از توجه به اقشار مستضعف تصور کرد .

درسحنرانی های اخیر ایشان بعد از کاندیداتوری هرچه گشتم پر بود از واژه مستضعفان و اگر مجبور به تشویق سرمایه گذاری خصوصی هم شده اند نه با عنوان سرمایه و سرمایه داری که با عنوان تجارت و بازرگانی از آن یاد کرده اند. ادبیات آقای موسوی مرا یاد رفقای دهه شصتیشان می اندازد که اتفاقا به شدت با توسعه بیگانه اند و دنبال نمونه ای اسلامی هستند که سرمایه داری در آن منفور است. این ادبیات آشنایی است، اما آیا به واقع با ادبیاتی که چون دهه شصت سرمایه در آن مذموم است، هنوز کاخ و کوخ وجود دارد و سرمایه گذارارزشمند نیست که چون گذشته تجار و بازرگاناند که ارزشمندند، می شود امیدی به توسعه داشت؟ سودای عدالت در سر پرورانیدن عالیست، دستگیری از اقشار ضعیف و کم درآمد جامعه و برخورداری شهروندان از حداقل رفاه، چیزی است که آرمان هر جامعه ای می تواند باشد. تخصیص فرصت های برابر که معنای واقعی عدالت است، ایده الی برای جامعه است. وضع قوانین رسمی و شفافی که امکان فساد و رانت در آن به حداقل برسد هم خوب است و مطلوب. در هیچ کجا حتی مدافعان آزادی و لیبرالیسم نیز دیگر کسی مخالف این حداقل های عدالتی نیست.

musavi

کابینه دوم مهندس موسوی سال ۶۲

اماجناب میرحسین باور کنند که با تغییر واژه ها، معانیشان تغییر می کند و نمی توانند با آن معانی بسیاری را راضی گردانند. آقای میرحسین موسوی باید متعهد به اصلی باشند که در آن تشویق سرمایه گذاری و خصوصی کردن آن اصل است و نمی دانم چگونه با این ادبیات آن را خواهند پذیرفت.

شاید که فضا و روند فعلی اقتصاد و توسعه در جامعه ما روندی غیر قابل بازگشت باشد، شاید که آقای میرحسین نیز در لفاف همین ادبیات، دنبال معانی دیگری هستند که منطبق بر خواست توسعه ای جامعه است. اما باور کنند که اکنون سال ۸۸ است. باور کنند که دیگر زمان آن گذشته که تلویزیون از پخش آگهی بازرگانی منع بود که مبادا تبلیغ سرمایه داری گردد. دیگر گذشته زمان آنکه ما هرچه می خواهیم به تجمیع کنندگان ثروت سخت گیریم و به رسمیتشان نشناسیم و دنبال توسعه اقتصادی باشیم. آقای میرحسین باید بپذیرند ناخواسته ادبیاتشان چیز دیگری را به ذهن می آورد. چیزی از جنسی غیر از امروزی. در همین زمان اندک که از کاندیداتوری ایشان می گذرد از برخی صنعتگران، کارآفرینان و تولیدکنندگان فعال شنیده ام که با ادبیات ایشان مشکل دارند. دغدغه ایشان همین مخالفتشان لااقل در مفهوم با این مسئله است. زمان آن گذشته که رسیدگی به اقشار کم درآمد بتواند تنها با پول نفت باشد. جامعه به این افراد پویای اقتصادی نیاز دارد. برای دستگیری از همان اقشار غیر برخوردار هم که شده نیاز به حضور فعالین اقتصادی هست. اگر دغدغه آقای میرحسین تولیدکنندگان است بدانند که باید کمی هوشیارانه تر مبانی اقتصادی را بازگو نمایند.

حرفم این نیست که میر حسین خواسته هایش را تغییر دهد. حرفم این نیست که سودای عدالت را نپروراند. حرفم این است که برای دل خوش کردن امثال مایی که بالاخره در نهایت به او رای خواهیم داد، کمی ادبیاتش را اصلاح کند شاید که بشود بیشتر دلخوش به او بود. بشود از او در مقابل دیگران دفاع کرد. تغییر ادبیات منظور تغییر مواضع نیست. منظور کمی امروزی کردن آنهاست. شفاف کردن آنهاست. اینکه اصرار داشته باشیم از کلماتی که برای جوان امروز شناخته شده است کمتر استفاده کنیم - کما اینکه چند واژه را در تمام سخنرانی هایش سرچ کردم و تحلیل محتوایی ازسخنانش انجام دادم- به نظر منتهی به نتیجه نیست. به روز سازی ادبیات شرط اول برقراری ارتباط با مخاطب است. باید تمام اقشار جامعه را در نظر گرفت. باید که به زبان عموم مردم با ایشان سخن گفت اما …

خلاصه اینکه همجنان دنبال بهانه ایم. کمی هم بهانه به دستمان دهد جای دوری نمی رود!

پی نوشت: در توضیح عرض کنم که اگر نقد می کنم منظورم تخریب نیست. این نوشته و نوشته هایی از این دست که در آینده خواهم نوشت تنها تلاشی است برای تاثیرگذاری بر نظریات فردی که در بین موجودین برای ریاست جمهوری فعلا برایم بهترین گزینه است. البته اگر تاثیرگذار باشد.

بعد از تحریر: به گفته تعدادی از دوستان و با توضیح این رفیق گویا تصویر بالا متعلق به سال ۶۸ است. زمان کوتاهی که اقای خامنه ای هم رهبر و هم رییس جمهور بوده اند. لباس های سیاه اغلب اعضای کابینه هم از اینروست.

۱۶ نظر برای “کمی هم امروزی باشیم، بد نیست!”


  1. فرهاد:

    ملت ایران بهوش باشد که: اینبار شاگرد(میرحسین موسوی) آن گوساله ی سامری دکتر حاجیولوژی “علی شریعتی” را برایمان علم کردند پیرامون شریعتی و اسلام سیاسی در اسرع وقت مطلبی را خواهم نوشت .

    پاینده ایران

  2. گوهر ناب:

    سلام دوست عزیز
    واقعا از وبلاگت لذت بردم اگه مایلید برای تبادل لینک من با جان و دل برای همچین وبلاگی حاضرم و در ضمن خیلی هم خوشحال میشم وبلاگتون رو به دیگران معرفی کنم.
    حتما این کار رو بکنین
    یا علی

  3. صادق:

    فقط خدا کنه فقط ادبیاتشون اینجوری باشه!

  4. سازمان ملل:

    فکر کنم بیشتر براشون مهمه نظر ۱۷ ملیون هموطن گرامی که دوره پیش رایی دادند که همه تعجب کردیم رو تغییر بدهند و این کلمه ها به گوش اونها خیلی آشناست . دل شما و امثال شما رو که آخر بهش رای میدید رو اگه خوش کنه آخرش میشه ۴ میلیون که باهاش نمیشه رییس جمهور شد .

  5. صادق دالوندی:

    کاملن درست است. راستی ستاد دانشجویی خاتمی(ره) انسجامی دارد؟

  6. آرمان:

    شما بیاید قسمتهای مثبتش را پررنگ کنید مصرانه بگید که اصلاح طلبه. ایشاللا که مشکلات حلشه. قالی هم رفت کنار. نبودن محمودمستلزم حمایت از میرحسین است.حمایت کامل و همه جانبه همه ما.

  7. پرهام:

    هنوز برای من باور کردنی نیست که شما به دنبال بهانه برای رای دادن و آن هم به آقای میرحسین هستید. اما واقعا بهانه برای چیست؟ برای رای دادن؟ برای دفاع و ماندگاری اصلاح طلبی؟ یا مسئله خود آقای میرحسین هست؟

  8. علی:

    سلام
    از نظر من این گفتمان خاص میرحسین است که با پندارها و ملاحظات و نوع نگرشش به دنیای پیرامون شکل گرفته است. اینکه بخواهیم میرحسین آن شود که نیست (یا آنگونه سخن براند که منطبق با روحیات و طرز تفکرات و حال و هوایش نیست) به نظر من درخواستی کاملا اشتباه در عرصه سیاست است.
    اتفاقا بر عکس! ما باید بخواهیم نامزدها هرچه بیشتر به سمت انعکاس شخصیت واقعی خود بازگردد.
    در ضمن نگویید که الفاظ و طرز سخن و … ربطی به اندیشه و شخصیت و روحیات ندارد؛ اتفاقا از نظر من آدمیزاد هرچه پخته تر و خودساخته تر باشد، منحصر به فردتر است. لذا این توقع نابجایی است که ما از میرحسین بخواهیم آن گونه سخنانش و محتوای کلامش را منتقل کند که ما می خواهیم، زیرا میرحسین یک شخصیت و طرز فکر است که بر طبق آن، همه چیز خود را در ظاهر و باطن ساخته و نمایانده است.
    مدتها پیش با دوستی بحث می کردم و به شدت از این رویکرد روایت گونه سخنرانی های میرحسین انتقاد می کردم و می گفتم خیال کرده معلم تاریخ یا تحلیلگر مسائل روز است، حال آنکه سخنرانی کاندیدا باید شامل “باید و نباید” و با اقتدار سخن گفتن و موضع گرفتن هم باشد.
    بعد وقتی دقیق تر به میرحسین نگاه کردم، دیدم حتی لحن سخنرانی هایش هم ناشی از مشی اخلاقی خاصی است که او انتخاب کرده، پس منطقی تر دانستم تا میرحسین همانی باشد که هست، حتی در لحن ابراز نظراتش…
    در ضمن فراموش نکنیم که قرار است ما انتخاب کنیم از میان کاندیداها، نه برعکس!

  9. کلاش:

    سلام دکتر! این عکس مال سال ۶۲ نیست و متعلق به دوره ای موقتی است که آقای خامنه ای هم رئیس جمهور و هم رهبر بود(فاصله بین خرداد ۶۸ تا انتخابات ریاست جمهوری) اگر دقت کنید اکثرا پیراهن سیاه پوشیده اند به نشانه سوگواری برای امام خمینی

  10. سمانه:

    سلام!
    من هم واقعا نمی دونم میرحسین بعد از این همه سال چه حرفی واسه گفتن داره ولی حالا که بجای خاتمی اومده منم بهش رای میدم. اینور و اونور شنیدم که آدمیه که به آزادی احترام میذاره.
    این تنها دلیل رای من به اونه. وگرنه….

  11. n a m n a m:

    میرحسین اگه حرف بزنه بهتره تا این که این جوری رفتار کنه. موافقم که بگه چی می‌خواد و چی کار می‌خواد بکنه و …

  12. رضا:

    چه قدر خوبه که دوستان آزاد اندیش، امروزی، مدرن و… این قدر با ادبند و این قدر زیبا انتقاد می کنند! خصوصا اون دوستی که قلاده رو با غ نوشته بود.

  13. علی:

    متاسفم که هیچ فرقی براتون نمیکنه و در هر حال به او رای میدید. چون با این جملاتی که خودتون به کار بردید انگار او خیلی با نظرات شما فاصله داره و البته همینطور هم هست. نقد های خیلی قشنگی از ایشون نوشته شده ولی شما با این نقدی که اینجا نوشتید بیشتر خودتون رو ضایع کردید و نگرشتون به سیاست رو تا میرحسین رو نقد کرده باشید. شما نشون دادید که زیاد فرق نداره طرف چطور باشه هرجور باشه مهم نیست اونجور که شما میخواید بود که بهتر ولی نبودم مهم نیست فقط مقابل احدی نژاد باشه این مهمهو فقط دم از آزادی بزنه مابقی سیاست ها نظرات و موضع گیری ها مهم نیست مهم نیست که توی سیاست خارجی چیکار میخواد بکنه برا اقتصاد چی داره نشنیده و ندانسته از الان میگید ما که آخر به او رای میدیم… دلیلی که ننوشتی اینه چون باید از احمدی نژاد گذر کرد هرطور شده….اینا نظرات شماست اگه یه بار دیگه متن خودتونو بخونید واقعا من تاسف میخورم که نقادان کاندیداهای رئیس جمهوری این همه سطحی نگر و احساساتی اند که خود اینگونه تصمیم میگیرند و اینگونه نقد میکنند… خدا نگهدار

  14. دهقان:

    نویسنده ی گرامی، خانم توحیدلو، یک پرسش داشتم. چرا نظراتی که با الفاظ بد و رکیک نوشته میشود را نه تنها ویرایش نکرده بلکه بشکل کامل چاپ میکنید؟ اگر این دوستان با این ادبیات تند در اینجا و آزاد از هفت دولت مینویسند، من ایراد را از شما بزرگوار میدانم. نقد شما بهانه شده برای بی ادبی بعضی دیگر. ما از قشر دکترای جامعه خودمان انتظارات بالاتر داریم. این کارها، دادن بهانه ناب به تیم دولت نهم است و بس… در میان این نقدها نه انصافی هست و نه نکته ی مثبتی. تنها گویا بریگارد تیم دولت نهم دارد از بازوی “اُپوزیسیونی” خود نیز بهره میجوید. باز هم میگویم منظورم نقد جنابعالی بشکل بخصوص نیست، نظرات برخی افراد را میگویم. اما نظرتان، نکات مثبتی دارد که باید با تأمل به جلو رود و امکان سواستفاده تیم دولت نهم را از آن فراموش نکنید یا علی

  15. ترکارانی:

    سلام
    تجربه ها می گویند
    به هیچ کس چک سفید ندهیم. بگذاریم موسوی بداند وارد بازی دشواری شده و هم تواناییهای خود را در جلب اعتماد مردم و هم در مواجه با چالش ها بسنجد. بگذارید زمانه را دریابد.
    زود اعتماد نکنیم بگداریم دیگران! فکر نکنند زود بازی می خوریم بگذاریم فکر کنند جوانان آنقدر خوب نیستند! که زود اعتماد کنند. پس بیایید همه را منصفانه نقد کنیم.

  16. عابد:

    حرفم این نیست که میر حسین خواسته هایش را تغییر دهد. حرفم این نیست که سودای عدالت را نپروراند. حرفم این است که برای دل خوش کردن امثال مایی که بالاخره در نهایت به او رای خواهیم داد، کمی ادبیاتش را اصلاح کند شاید که بشود بیشتر دلخوش به او بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

محل نوشتن نظرات