Wordpress Themes

از سرچشمه گل آلود است!

مادرم در یکی از مدارس اطراف تهران درس می دهد. برای معلمی که سالهاست درس می دهد، سخت است که ببیند روز به روز برایش درس دادن سخت تر می شود، زیرا که رفتارها متفاوت تر و دانش آموزان نسبت به بسیاری مسائل بی پرواتر می شوند. این بی پروایی و جسارت نسل جدید در مدارس با وجود انواع و اقسام وسائل تکنولوژیک که دیگر بودنشان در مدارس عادی است، تا حدودی همه گیر است. اما در کنار همه این مشکلات که هست، برخی مناطق خصائص ویژه فرهنگی ای دارند که هنوز نتوانسته تغییری در آن ایجاد شود.

school2-729335

عکس تزئینی است!

اینکه در یک دبیرستان اغلب بچه ها یا شیرینی خورده اند و یا نامزد کرده، مشکل بزرگ مدرسه است. مدرسه حتی اگر بفهمد، به ناچار نمی تواند به روی خودش بیاورد، چون آن منطقه مدرسه بزرگسال ندارد و این یعنی به پایان نرسیدن درس و ترک تحصیل! در اینچنین محیطی رسما دانش آموزان وقتی به سالهای آخر دبیرستان می رسند، خودشان القابی چون “ترشیده” را روی خودشان می گذارند.

این نوع نگاه به زندگی که تنها هدفش می شود شوهر کردن و لاغیر، چیزی است که قرار بود با تعلیم و تربیت و با ایجاد شرایط رشد بیشتر و بهتر تغییر یابد. حتی اگر از دخترانمان قرار نباشد برای محیط اجتماعی و همکاری در ساخت و آبادانی جامعه استفاده کنیم، با بسته ترین نوع نگاه دینی هم که ببینیم،  نقش تحصیل در خانواده و پرورش فرزندان کاملا تایید شده است. اما هنوز مناطقی هستند که پدر و مادر بی سواد یا کم سواد این تعجیل در ازدواج را بین دانش آموزان فراگیر می کنند. و این فراگیری جوی ایجاد می کند که دانش آموز نه دل به درس می دهد که هم حال را از دست می دهد و هم آینده را خراب می کند.

حالا چشممان باید هر روز به دیدن اخباری جدید روشن شود. رییس آموزش و پرورش شهر تهران به ازدواج در طول تحصیل توصیه می کند. و وزیر اسبق آموزش و پرورش نیز روال تحصیل کردن دختران را وارونه کردن روال اصلی زندگی ایشان می داند. واقعا با چنین اندیشه هایی در میان مدیران، قرار است چه برنامه ای برای رشد و پیشرفت دخترانمان ایجاد شود؟

پی نوشت: البته اگر دوستان ایراد نگیرند که در مطلبم ارزشگذاری دیده می شود و یا اینکه بخواهند از ازدواج زودهنگام با هر توجیهی دفاع کنند.


۱۳ نظر برای “از سرچشمه گل آلود است!”


  1. همراه:

    اینطور که به نظر می آید کل سران مملکت از میان مردم آن محله وبا همان طرز فکر میآیند! اگر نگاهی به نوشته های روزنامه ها، برنامه های تلویزیون و تصمیم گیری های نابخردانه در برخورد با دلسوزان و دگراندیشان و همچنین تصمیم ها در زمینه های مهم کشوری که به تغییر قوانین اساسی در جهت عدم کنترل عملکردها و هزینه ها و درآمدهادارد بیندازیم این را بوضوح می بینیم. دم از تبلیغ اسلام در دنیا میزنیم ولی در زمینه فساد اداری هشتمین کشور در دنیا هستیم و در زمینه حقوق بشر هر روز قطعنامه ای بر علیه ما صادر می شود و مثل یک دهن گشاد حرف از حل شدن مسله گرسنگی در دنیا با اسلامی شدن میزنیم در حالیکه در کشور گرسنگی و فقر از مسایل عمده است. خلاصه که من از این دست اندرکاران انتظار پیشرفت کشور ندارم چراکه می خواهند به صدر اسلام بازگردند و این را جدی می گویند. خلاصه اگر از آموزش و پرورش مثالی آورده ای باید گفت این دولت یکدست است و همه چیزش به هم می آید! هنوز امیدی هست؟!!!

  2. مریم:

    سمیه جان…دغدغه ات را میفهمم اما تجربه دختران تحصیلکرده سالهای اخبر نشان میدهد بهتر است به دنبال افزایش کمی زنان تحصیلکرده نباشیم…چرا بخواهیم دختر دیپلمه ای که قبل از دیپلم با شادی آشپزی میکرد بعد از لیسانس با افسردگی به مطبخ برگردد؟…خیلی از دخترهایی که از این مناطق وارد دانشگاه ها میشوند حتی در سطوح بالای تحصیلی هم تفکرشان درمورد زن و غابت خلقتش تغییر نمیکند…گیرم که تغییر کند/بدتر!…چه میتوانند بکنند با محبط و خانواده و فرهنگ…خیلی ها/تاکید میکنم خیلی هایشان برای ازدواج بعد از تحصیل دچار مشکل میشوند…تمام این ها به کنار،به نظرم اینکه لشکری از زنان تحصیلکرده را پشت دوازه های بسته ازدواج/ ادامه تحصیل و شغل جمع آوری کنیم بیشتر باعث سرخوردگی و افسردگی آنهاست…تا قبل از تغییر در تفکرسیایتگذاران نباید عموم دختران را به سمت ادامه تحصیل علم و دانش! سوق داد
    پاینده و پوینده باشی

  3. صندوقک:

    سلام سمیه جان زمانی دغدغه مسئولین این مرز و بوم اعتلای زنان این کشور بود تا بر بالندگیمان اضافه شود، اما اکنون فقط این تفکر دارد غالب می شود که جای زن در خانه است و کارش فقط نگهداری از خانه و رسیدن به شوهر و بچه ها..نمیدانم به کجا می خواهیم برویم اما مطمئن هستم که به این سادگیها نمی شود جلوی رشد رو به جلوی زنان را گرفت.

  4. سعید حقیقت:

    درود بر شما
    بسیار مطلب خوبی بود و استفاده کردم،خیلی خوشحالم که بعد از اتفاقات افتاده باز هم با این نشاط و اراده ادامه می دهید.
    موفق باشید
    راستش برای دوست عزیزم هم پیغامی دارم
    سلام من را به محمد حسین دوست عزیزم برسانید

  5. حکیمه:

    من هم با شما موافقم که حتی اگر قرار نباشه دخترانمان نقش فعال در جامعه داشته باشند باز هم تحصیلات و داشتن دانش و آگاهی از الزامات موفقیت یک دختر / مثل هر آدم دیگه ای/در زندگی خواهد بود. شما منطقه ای رو توصیف کردین که شهر کوچک ما فرهنگ غالبش در مورد ازدواج دختران به اون صورت هست و حتی سنین پایین تر. دوران راهنمایی و حتی دبستان. هر چند دخترانی هم بوده اند که با این وضعیت فرهنگی خلاف جریان عمل کرده و ادامه تحصیل داده اند.مشکلات فراوانی هم بر سر راهشون بوده و هست. ولی ثابت کرده اند که کوتاه بیا نیستند. تونستن جایگاه خودشون رو پیدا کنند. هر چند خیلی سخت.
    من به اندازه اون مریم خانم که نظر داده بدبین نیستم. این نتیجه گیری ایشون به قول روانشناس جماعت یکجور درماندگی آموخته شده هست/ پذیرش شرایط نامطلوب و کوتاه اومدن به علت وجود موانع متعدد در سر راه رسیدن به هدف مطلوب/. یکجور پاک کردن صورت مساله هست. همون طرز تفکر مرسوم در شرایط فعلی جامعه ما. همون نقطه ضعفی که با برچسب سنت و دین، کم ازش سوء استفاده نشده. ما ایرانی ها کی میخواییم قبول کنیم که سختی کشیدن و صبور بودن لازمه هر پیشرفتی هست الله اعلم! قبول کنیم که از سختی دادن به خودمون فرار میکنیم.

  6. خانوم خانوما:

    این برنامه های تلویزیون را برای من و شما می گذارند که دست از این افکار پوچ برداشته و خدای ناکرده یک وقت در ناخودآگاهمان به فمینیسم میل نکنیم. خب چرا نمی بینید و در س نمی گیرید؟! همان برنامه های بعد از اخبار ۲۰:۳۰ را می گویم که اتفاقاً مجری اش هم گوینده همان ۲۰:۳۰ است و برنامه را هم نوابغ مرکز امور زنان و خانواده تدارک دیده اند. در این برنامه خدمت شما توضیح داده می شود که ولایت مرد نباید زیر سؤال برود و تقاضای زنان برای تحصیل و اشتغال و کسب درآمد از وجوه بارز مطالبات فمینیستی و کاملاً مذموم است. عبارت مامان نان داد هم می شود نماد مرد ستیزی فمینیست ها ! و انحراف زنان از دینی که در کتاب های درسی به منصه ظهور رسیده است یعنی بابا نان داد. از طرفی امروز رئیس سازمان جوانان(همان رئیس سایپا که تازه دو سال هم از من و شما کم سال تر است!)مژده داد که از سال آینده ۲۰ درصد ظرفیت دانشگاه ها در دوره های کارشناسی ارشد و دکتری به افراد متأهل اختصاص خواهد یافت!!! بنده هر چه فکر نمودم به عقل ناقصم نرسید که ربط دانش و خرد با ازدواج چیست که در نتیجه اش هر که ازدواج کرده یعنی که رتبه علمی بالاتری دارد!
    خلاصه اش که خواهر جان داریم خدایمان را شکر می کنیم از این همه اندیشمندی که برایمان برنامه می سازند و برنامه می ریزند اما خب چه فایده؟ امثال من که آدم بشو نیستند! من و امثال من با کمال میل برچسب ترشیده را بر هر چه ولایت مرد است ترجیح می دهیم.

  7. reza:

    اتفاقا دوستی دارم که بعد از سه سالی از ایران دیدار کرده. چیزی که میگفت این بود که به نظرش سن ازدواج دخترها به طرز عجیبی بالا رفته و دختران آماده ازدواج یا در سنین بسیار پایین هستند و یا در سنین نسبتا بالا…وقتی ۷ میلیون نفر بی سواد در کشور داشته باشیم خوب طبیعتا میتوان به دیده فرهنگی هم به این مسایل نگریست

  8. مرتضی منتظری:

    دوست عزیز سلام
    وبلاگ ایسار بخش غیر رسمی موسسه قرض الحسنه دانشجویان ایران(وابسته به جهاد دانشگاهی) است.این موسسه تصمیم دارد جهت ترویج فرهنگ قرض الحسنه و حفاظت از کرامت انسانی دانشجویان به ساماندهی شبکه اجتماعی خیریه و ایجاد جنبش توانگر گردیدن بپردازد.این شبکه کاملا غیر سیاسی می باشد.این جنبش در ابتدا نیاز به شناخته شدن وهمه گیر شدن دارد پس اگر مایل بودید ضمن بازدید از وبلاگwww.isar-isfa.persianblog.ir ما را به پیوندهای خود اضافه کنیدو با یک پیام یا ایمیل ما رامطلع کنید.در پایان اگر طرح ونظری در این راستا ذهنتان را مشغول کرد صمیمانه پذیرای آن هستیم.

  9. فرید:

    وضعیت ازدواج که خیلی درب داغونه
    حالا این آقایان با هوش حتما می خواهند ازدواج را هم مهندسی کنند!!!!

  10. رحیم:

    خانم توحید لو
    توسط علی مطهری ازدواج موقت پسران و دختران دبیرستانی هم اضافه شد.
    بله دیگر. این هم راه حل شبه آخوندی

  11. زودیاک:

    شما جرا این مدیران باقلوای ما را این گونه خطاب می کنید اینها همانهایی هستند که قرار است مدیریت جهانی هم بکنند!

  12. زودیاک:

    یکی از دوستان معلمم این مشکلات از یه مدرسه راهنمایی تعریف میکرد!
    وای بر ما!

  13. vahid:

    ای بابا خانه از پای بست ویرانست خواجه در بند نقش ایوان است

محل نوشتن نظرات