صدایی که دیگر در نمی آید
نمی دانم این قابلیت تورم ِ چیزی که به آن می گوییم لوره یا زبان کوچک یا هرچی! در انتهای حلق چیست که تاسوعا، عاشورا هم نمی شناسد، و یکهو راه نفست را می بندد و درگیر رختخواب و دارو می کنندت.
پزشگ را نمی گویم که انگار به قول همسر تحقیر مستتر در درون دارد که باید مفصل درباره اش بنویسم.


