تغییر معنای کلمه «برکناری» در فدراسیون مهدی تاج؛ وقتی مدیر اخراجی حکم جدید گرفت!

فوتبال ایران به جای پاسخگویی، ظاهراً با یک فرمول قدیمی اداره میشود: آدمها نمیروند، فقط عنوانها تغییر میکنند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ بالاخره پس از هفتهها جنجال و ابهام در ماجرای سهمیه آسیایی، مهدی تاج تصمیم گرفت هدایت ممبینی را از دبیرکلی فدراسیون فوتبال کنار بگذارد؛ تصمیمی که اگر همان روزهای نخست گرفته میشد، شاید بخشی از این همه سؤال و ابهام درباره عملکرد فدراسیون به وجود نمیآمد. اما ظاهرا در فدراسیون فوتبال قرار نیست هیچ اتفاقی تا پایان خط برود! چند ساعت بیشتر طول نکشید تا مشخص شود «برکناری» ممبینی بیشتر شبیه یک جابهجایی اداری است تا برخورد با یک مدیر مسئول. ممبینی از دبیرکلی رفت و بلافاصله با حکم مهدی تاج، مشاور رئیس فدراسیون شد!
یعنی نه خانی رفته و نه خانی آمده! فقط عنوان عوض شده. همان آدم، همان ساختمان، همان رئیس و البته همان فدراسیون. تنها تفاوت این است که ظاهراً قرار شده ممبینی دیگر زحمت امضا کردن هم نکشد! اگر قرار بود دبیرکل فدراسیون فقط یک «ماشین امضا» باشد، حالا حتی این بخش از مسئولیت هم از دوش ممبینی برداشته شده و او میتواند در قامت مشاور، کنار رئیس بنشیند و احتمالاً درباره همان موضوعاتی مشورت بدهد که یکی از مهمترین بحرانهای مدیریتی فوتبال ایران را رقم زده است.
این مدل مدیریت البته برای فدراسیون تاج چیز تازهای نیست. قبلاً هم شاهد شکلگیری زوجهایی بودهایم که یک نفر عنوان رسمی را در اختیار داشته و نفر دیگری عملاً کار را جلو برده؛ نمونهای که با نامهای ساکت و شکوری در ساختار مدیریتی فدراسیون هم دیده شد. حالا ظاهراً نسخه جدیدی از همان فرمول در حال اجراست: عنوانها جابهجا میشوند، اما آدمها و مناسبات سر جای خودشان باقی میمانند!
اما پرسش اصلی از مهدی تاج این است: آقای تاج! بالاخره هدایت ممبینی خوب است یا بد؟ اگر ممبینی در ماجرای سهمیه آسیایی و اتفاقات رخ داده، هیچ تقصیری نداشته و عملکردش قابل دفاع بوده، چرا اصلاً برکنار شد؟ چرا بعد از این همه تأخیر، ناگهان حکم برکناری صادر شد؟ و اگر عملکرد او آنقدر محل اشکال بوده که رئیس فدراسیون نهایتاً مجبور شده او را از مهمترین جایگاه اجرایی فدراسیون کنار بگذارد، چطور ممکن است چند ساعت بعد همان فرد به عنوان مشاور رئیس فدراسیون منصوب شود؟ آیا میشود مدیری که به دلیل عملکردش از یک جایگاه برکنار شده، بلافاصله تبدیل به مشاور همان مدیری شود که او را برکنار کرده؟ این دیگر اسمش مجازات نیست؛ بیشتر شبیه تغییر صندلی است.
فدراسیون فوتبال اگر واقعاً معتقد است در پرونده سهمیه آسیایی خطایی رخ داده، باید پاسخ روشنی درباره مسئولیتها بدهد. اگر ممبینی مسئول نبوده، چرا قربانی ماجرا شد؟ و اگر مسئول بوده، چرا به جای پاسخگویی و دورشدن از ساختار فدراسیون، چند ساعت بعد در اتاق رئیس فدراسیون جای گرفت؟
بدتر از همه اینکه این اتفاق، یک پیام خطرناک برای فوتبال ایران دارد: در این فدراسیون حتی اگر مدیری بابت یک پرونده جنجالی کنار گذاشته شود، ظاهراً لازم نیست نگران آینده شغلیاش باشد؛ کافی است فقط عنوانش را عوض کنند! دبیرکل سابق، مشاور رئیس میشود؛ مدیر کنار گذاشتهشده، دوباره به ساختمان برمیگردد و پروندهای که قرار بود با «برکناری» بسته شود، همچنان با همان آدمها ادامه پیدا میکند.
پس شاید بهتر باشد از این به بعد واژه «برکناری» را هم در ادبیات فدراسیون فوتبال با احتیاط بیشتری استفاده کنیم. چون در قاموس این فدراسیون، برکناری شاید یعنی از این اتاق برو به آن اتاق! و اگر قرار است متهم دیروز، مشاور امروز رئیس باشد، دیگر سؤال فقط درباره ممبینی نیست؛ سؤال بزرگتر درباره مدیریتی است که چنین تصمیمی را گرفته؛ آقای تاج، اگر ممبینی مقصر نیست، چرا برکنارش کردید؟ اگر مقصر است، چرا مشاورتان کردید؟ و اگر قرار بود چند ساعت بعد دوباره به فدراسیون برگردد، اصلاً چرا آن نمایش برکناری را اجرا کردید؟ این دیگر مدیریت بحران نیست؛ مدیریتِ ظاهر بحران است.
فوتبال ایران به جای پاسخگویی، ظاهراً با یک فرمول قدیمی اداره میشود: آدمها نمیروند، فقط عنوانها تغییر میکنند. و شاید همین است راز ماندگاری برخی مدیران در فدراسیون فوتبال؛ هیچکس واقعاً نمیرود، چون همیشه یک صندلی دیگر برایش پیدا میشود. حتی اگر صندلی قبلی، صندلیِ یک متهم باشد.
253 258
