تغییرات عجیب اقلیم ایران؛ زمانی که کویر لوت دریاچهای عظیم بود!

نگار علی، تینا مزدکی– باستانشناسی پارینهسنگی، یکی از چالشبرانگیزترین حوزههای مطالعات تاریخی است که به بررسی حیات انسان در دوران پیش از تاریخ، شیوههای سازگاری با محیط، تغییرات زیستمحیطی و مسیرهای مهاجرتی نخستین انسانها میپردازد. در ایران، با وجود پیشینهای طولانی در مطالعات باستانشناسی، دوره پارینهسنگی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، نقشی کلیدی در مهاجرتهای نخستین انسانها ایفا کرده و یکی از مهمترین شاهراههای پراکنش جمعیتهای انسانی در دوران پارینهسنگی بوده است.
از سوی دیگر، طی سالهای اخیر، کشفیات جدیدی در نقاط مختلف ایران از جمله غار قلعه کرد، غار وزمه و غار بابایبان، اطلاعات ارزشمندی درباره حضور نئاندرتالها و انسانهای نخستین در این سرزمین ارائه کرده است. بااینحال، پرسشهای بسیاری پیرامون جایگاه ایران در تاریخ فرگشتی، مسیرهای مهاجرت انسانهای اولیه و نقش اقلیم در تحولات زیستی و فرهنگی انسانها همچنان باقی است.
در کنار این مباحث، یکی دیگر از پرسشهای مهم در حوزه انسانشناسی، تأثیر تغییرات اقلیمی بر شکلگیری تمدنها و مسیرهای مهاجرتی انسانهای اولیه است. بررسیهای زمینشناسی نشان میدهند که در دوران پلیستوسن، که بازهای دو میلیون ساله را در بر میگیرد، زمین بارها تحت تأثیر دورههای یخچالی و میانیخچالی قرار گرفته و نوسانات شدید دمایی بر پراکندگی جمعیتهای انسانی و مسیرهای جابهجایی آنها تأثیرگذار بوده است. این تغییرات اقلیمی همچنین بر ترکیب زیستگاههای ایران تأثیر گذاشته و مناطقی که امروزه خشک و بیابانی هستند، در گذشته زیستگاههای سرسبز و پرآب محسوب میشدند.
افزون بر این، موضوع مهاجرت انسانهای اولیه از آسیا به قاره آمریکا، یکی دیگر از مسائل مورد بحث در حوزه انسانشناسی است. کشفیات جدید نشان میدهند که نخستین گروههای انسانی، بیش از ۲۵ هزار سال پیش، از طریق تنگه برینگ به قاره آمریکا وارد شدهاند. این یافتهها نظریههای پیشین را که ورود انسان به آمریکا را به حدود ۱۳ هزار سال پیش نسبت میدادند، به چالش کشیده است.
با توجه به اهمیت این موضوعات و نقش مطالعات جدید در بازنویسی تاریخ حضور انسان در ایران و جهان، در این گفتوگو با دکتر حامد وحدتینسب، استاد انسانشناسی پیش از تاریخ در دانشگاه تربیت مدرس، به بررسی آخرین دستاوردهای باستانشناسی پارینهسنگی در ایران، تغییرات اقلیمی و تأثیر آن بر پراکنش جمعیتهای انسانی، مسیرهای مهاجرت اولیه انسانها و اعتبار آزمایشهای تبارشناسی ژنتیکی پرداختهایم؛ مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
بررسی مهمترین کشفیات باستانشناسی دوران پارینهسنگی در ایران
حامد وحدتی نسب در پاسخ به این پرسش کهبهجز کشفی که در غار قلعه کرد انجام شد، آیا در سالهای اخیر در ایران یا سایر مناطق، اکتشافاتی در حوزه باستانشناسی پارینهسنگی صورت گرفته که شگفتانگیز باشد، گفت:«بیش از ۱۰۰سال است که باستانشناسی پارینهسنگی در ایران مورد مطالعه قرار میگیرد، یعنی حوزهای که دوران قبل از ۱۲هزار سال پیش را بررسی میکند. در این مدت، تیمهای پژوهشی متعددی در این حوزه فعالیت کردهاند. پیش از انقلاب، عمده این تیمها خارجی بودند، اما پس از انقلاب، حدود دو دهه وقفه در این مطالعات ایجاد شد. از اواخر دهه ۷۰خورشیدی، گروهی از پژوهشگران ازجمله خود من، مرکزی به نام مطالعات پارینهسنگی ایران را در سازمان میراث فرهنگی تأسیس کردیم و مطالعات جدیدی را آغاز نمودیم.»
او در ادامه افزود:« اعضای این مرکز بعدها به کشورهای مختلف رفتند، برخی ادامه تحصیل دادند و برخی دیگر به ایران بازگشتند و همچنان در این زمینه فعالیت میکنند. دستاوردهای مهمی نیز در این حوزه حاصل شده است. بهعنوان مثال:
- دندان کودک نئاندرتال که در غار بابایبان کرمانشاه توسط دکتر سامان حیدری گوران و دکتر الهام قصیدیان کشف شد.
- دندان دیگری از انسان نئاندرتال که در غار وزمه کرمانشاه توسط دکتر کامیار عبدی یافت شد.
- غار یافته و غار بوف که توسط دکتر محسن زیدی و تیمی آلمانی مورد کاوش قرار گرفتهاند. قدمت این محوطهها به حدود ۸۰هزار سال پیش بازمیگردد.
البته، در مقایسه با دیگر دورههای باستانشناسی ایران، دوران پارینهسنگی کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. یکی از دلایل این موضوع، کمبود متخصصان در این زمینه است. معمولاً کشورهایی که دارای تمدنهای تاریخی پرشکوه هستند، بیشتر به مطالعه دورههای متأخر مانند دوران هخامنشی، ساسانی و اشکانی علاقه نشان میدهند. افزون بر این، مواد و متریال باقیمانده از دورههای پیش از تاریخ بسیار شکننده و ظریف است و مطالعه آنها به تخصص و دقت بیشتری نیاز دارد.»
جایگاه ایران در دوران پیش از تمدن
معمولا تصور میشود که ایران در تاریخ تمدن جایگاهی بالاتر از بسیاری از مناطق دیگر داشته است؛ این استاد انسانشناسی پیش از تاریخ در پاسخ به این پرسش که آیا این برتری در دوران پیش از تمدن نیز وجود داشته یا سایر مناطق مانند عربستان، افغانستان و پاکستان نیز جایگاهی مشابه داشتهاند، گفت:«باید در نظر داشته باشیم که مرزبندیهای جغرافیایی امروزی، در دوران پیش از تاریخ وجود نداشته است. کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان، در گذشته، بخشی از یک پهنه جغرافیایی مشترک با ایران محسوب میشدند. بنابراین، بررسی دادههای باستانشناسی به ما نشان میدهد که این منطقه همواره مسیر مهمی برای مهاجرتهای انسانی بوده است.»
او در ادامه افزود:«ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، نقش شاهراهی در گسترش جمعیتهای انسانی داشته است. اما این به آن معنا نیست که اولین سکونتگاههای بشری صرفاً در این منطقه شکل گرفتهاند. تمامی مناطق جهان، شاهد ورود انسانهای اولیه بودهاند و ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست.»
تغییرات اقلیمی و تأثیر آن بر زیستگاههای ایران در دوران پارینهسنگی
حامد وحدتی نسب در پاسخ به این پرسش که در دوران پیش از تاریخ، ایران از نظر جغرافیایی و اقلیمی چه تفاوتی با شرایط امروزی داشته است، گفت:«ایران، همانند سایر نقاط جهان، در طول میلیونها سال دچار تغییرات شدید اقلیمی شده است. ما شواهدی داریم که نشان میدهد از دو میلیون سال پیش تا ۵۰۰۰ سال پیش، این سرزمین بارها دچار نوسانات آبوهوایی چشمگیری شده است. بهعنوان مثال، ۸۰هزار سال پیش، کویر مرکزی ایران که امروزه منطقهای خشک و بیابانی است، یک دریاچه عظیم بوده که اندازه آن حدود ۱۰برابر دریاچه ارومیه تخمین زده میشود. همچنین، مناطقی مانند کویر لوت در آن دوران، دارای جنگلها و علفزارهای وسیع بوده است.
این تغییرات اقلیمی باعث شده که ایران در برخی بازههای زمانی زیستگاهی بسیار مناسب برای انسانهای اولیه باشد، درحالیکه در برخی دیگر از دورهها، سرمای شدید و شرایط غیرقابلزیست، موجب کاهش جمعیت شده است. آخرین دوره یخبندان بزرگ حدود ۳۴هزار سال پیش رخ داده که طی آن، یخچالهای عظیمی سراسر زاگرس را پوشانده بودند. حتی در مردادماه، دمای هوا به منفی ۱۲ درجه میرسید و در زمستانها ممکن بود تا منفی ۶۰ درجه کاهش یابد.
این نوسانات دمایی، نقش مهمی در مهاجرتهای انسانی و مسیرهای جابهجایی جمعیتها داشته است. به همین دلیل، برخی مناطق مانند حاشیه جنوبی دریای مازندران به دلیل آبوهوای معتدلتر، همواره زیستگاههای پایدارتری برای انسانها بودهاند.»
مسیر مهاجرت انسانهای اولیه به قاره آمریکا
او در ادامه و در پاسخ به این پرسش که انسانهای اولیه چگونه از آسیا به قاره آمریکا مهاجرت کردند، گفت:« در دوران پیش از تاریخ، قاره آمریکا از طریق تنگه برینگ به آسیا متصل بود. این منطقه، در برخی بازههای زمانی کاملاً خشک میشد و به یک دشت وسیع پر از علفزار و حیوانات شکارپذیر تبدیل میگشت. انسانهای اولیه، احتمالاً بهدنبال شکار ماموتها، اسبهای وحشی و شترهای وحشی از آسیا به این منطقه مهاجرت کردند.
شواهد جدید نشان میدهد که انسانها بسیار زودتر از آنچه تصور میشد به قاره آمریکا وارد شدهاند. زمانی که ما تحصیل میکردیم، تصور بر این بود که اولین انسانها حدود ۱۳ هزار سال پیش وارد آمریکا شدهاند. اما امروزه قدیمیترین شواهد باستانشناسی، حضور انسان را در آمریکا تا ۳۰ هزار سال پیش تأیید میکنند.
جالب اینجاست که مهاجرت به آمریکا تنها از طریق تنگه برینگ نبوده است. برخی گروهها شکارچیان ساحلی بودهاند که با استفاده از قایقهای ابتدایی، در امتداد سواحل حرکت کرده و به آمریکای جنوبی رسیدهاند. همچنین، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد حدود ۴ تا ۵ هزار سال پیش، انسانها از طریق جزایر اقیانوس آرام، خود را به قاره آمریکا رساندهاند.
نکته جالبتر این است که کریستف کلمب اولین فردی نبود که به آمریکا پا گذاشت. وایکینگها حدود ۱۰۰۰تا ۱۱۰۰ میلادی به شمال شرق آمریکا (ویرجینیا امروزی) رسیدند و شواهدی مانند سازههای معماری، سپرها و کلاهخودهای وایکینگی از حضور آنها حکایت دارد.»
میزان اعتبار آزمایشهای تبارشناسی ژنتیکی
در سالهای اخیر، آزمایشهای ژنتیکی برای تعیین تبار افراد بسیار رایج شده است، این استاد انسانشناسی پیش از تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در پاسخ به این پرسش که آیا این آزمایشها از نظر علمی قابلاعتماد هستند، گفت:«بهطور کلی، اعتبار این آزمایشها بستگی به شرکتی دارد که آن را انجام میدهد. این آزمایشها از طریق بررسی نشانگرهای ژنتیکی انجام میشود. هر جمعیتی الگوی ژنتیکی خاصی دارد و متخصصان ژنتیک میتوانند با بررسی این نشانگرها، تخمین بزنند که یک فرد به کدام گروههای جمعیتی وابستگی دارد.به همین دلیل، اگر این آزمایشها در مراکز معتبر علمی انجام شود، نتایج آنها تا حد زیادی قابلاعتماد خواهد بود.»
۲۲۷۲۲۷