دو پیام مهم سخنان پزشکیان در سازمان ملل به روایت محود واعظی/ اتهامزنی آمریکا و اسرائیل به ایران نمونهای از رویکرد «فرار به جلو» است

قائم مقام حزب اعتدال و توسعه گفت: پیام سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل متحد بر دو پایه استوار بود؛ نخست تقویت قدرت سخت و نرم برای حفظ امنیت و بازدارندگی، و سپس آمادگی برای گفتوگو و صلح پایدار در صورت احترام واقعی و تأمین حقوق ملت ایران.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «محمود واعظی» در ارزیابی سخنان رئیسجمهور در هشتاد ویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت: سخنرانی آقای رئیسجمهور جامع و کامل بود؛ ایشان توانستند از فرصت کوتاه سخنرانی بهخوبی جهت تبیین طیف گستردهای از مسائل مهم کشورمان و سیاست خارجی، از جمله جنگ، مذاکرات و نوع نگاه دشمن به ایران، استفاده کند.
اهم سخنان وی به نقل از ایرنا را بخوانید؛
*انصافاً میتوان گفت این سخنرانی، زبان صریح و گویای ملت ایران بود و آقای پزشکیان از موضع عزت و با اقتدار سخن گفت. رئیسجمهور در عین رعایت ادب، موازین دیپلماتیک و پروتکلهای بینالمللی، مواضعی صریح و محکم اتخاذ کرد و در سخنان وی نشانهای از ضعف که بتواند زمینه سوءاستفاده طرف مقابل را فراهم کند، دیده نشد.
*سخنرانی رئیسجمهور «برای دفاع از خود از جنگ نمیترسیم و برای صلح از مذاکره نمیگریزیم»، حاوی دو نکته بسیار مهم است؛نخست آنکه ایران در مواجهه با سیاستهای قلدرمآبانه ترامپ و لاقیدی او به قوانین و هنجارهای بینالمللی، بهویژه در شرایطی که ایالات متحده پس از گفتگو و مذاکرات دیپلماتیک به ایران تجاوز نظامی کرده و با ارتکاب جنایات جنگی غیرنظامیان را به خاک و خون کشیده و ویرانی و خسارت های متعدد به ملت ایران تحمیل نموده، بر این اصل تأکید دارد که در جهان امروز، کشورها برای حفظ امنیت و دستیابی به بازدارندگی مؤثر، ناگزیرند حفظ و بسط قدرت ملی خود را در صدر اولویت ها قرار دهند. ایران نیز بر همین اساس، تقویت قدرت سخت بازدارنده خود را بهعنوان بخشی از رویکرد امنیتی مجدانه دنبال میکند.
*نکته دوم آن بود که رئیسجمهور، همزمان با تأکید بر ضرورت تقویت قدرت و توانمندی کشور در عرصه نظامی، بر ماهیت راهبردهای صلحطلبانه ملت ایران نیز تأکید کرد. آقای پزشکیان یادآور شد که ایران طی بیش از ۲۰۰ سال گذشته آغازگر جنگی نبوده و مردم ایران ملتی صلحدوست و منزجر از جنگطلبی هستند اما در طول تاریخ، هرگاه با تهدیدی مواجه شدهاند، با قدرت نظامی و ایمان، از استقلال و تمامیت سرزمینی خود دفاع عزتمندانه کردهاند.
*پیام سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل متحد بر دو پایه استوار بود؛ نخست تقویت قدرت سخت و نرم برای حفظ امنیت و بازدارندگی، و سپس آمادگی برای گفتوگو و صلح پایدار در صورت احترام واقعی و تأمین حقوق ملت ایران.
* ایران به لحاظ منطقی در مواجه با شرایط کنونی چهار محور پیش رو دارد. این محورها را میتوان در چهار ضلع اصلی به عنوان «هندسه سناریوهای پیش روی ایران» خلاصه کرد: جنگ، دفاع، تسلیمناپذیری و صلح پایدار بر وفق مذاکره عزتمندانه. در حوزه جنگ و دفاع، ایران تأکید کرده است که جنگطلب نیست، اما در برابر هرگونه تهدید و تجاوز، با قدرت و عزت از تمامیت سرزمینیو مردم خود قوی تر از گذشته دفاع خواهد کرد.
*این رویکرد یه این معنا است که ایران گفتوگو را نفی نمیکند، اما ماهیت گفتگو دیپلماتیک را به پذیرش فشار و تسلیم در برابر خواستههای یکجانبه گرا تقلیل نخواهد داد.
*طرف مقابل باید به حقوق ملت ایران احترام بگذارد و مفاد یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای اسلامآباد مبنای مذاکرات قرار گیرد. در مقابل، ایران نیز در صدد است دستاوردهای میدان نظامی را در عرصه مذاکره به امتیازات و دستاوردهای پایا تبدیل کند.
*{در تحلیل این گزاره در سخنرانی رئیسجمهور که «بمب اتم در اسرائیل است، اما بازرسان در ایران»}؛ پزشکیان تاکید کرد که ایران به دنبال سلاحهای کشتار جمعی نبوده و نیست، اما از تمامی دستاوردهای صلح آمیز فناوری هستهای خود برای پیشبرد منافع ملی استفاده خواهد کرد. ایران اجازه نخواهد داد حق برخورداری از فناوری صلح آمیز هستهای، به بهانه ادعاهای موهوم و دستساز صهیونیستها مبنی بر ساخت سلاح هستهای توسط ایران، از ایرانیان سلب شود.
*رئیسجمهور همچنین با اشاره به مسئله تبعیض در نظام نظارت هستهای، این پرسش را مطرح کرد که چگونه است با وجود اقدامات هستهای رژیم صهیونیستی و نبود شفافیت درباره تعداد و ماهیت تسلیحات هستهای در سرزمینهای اشغالی، تمرکز بازرسیها بر تأسیسات هستهای ایران قرار گرفته است! اگر معیار، نگرانی درباره اشاعه و صیانت از امنیت هستهای است، این پرسش نیز مطرح میشود که چرا تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی که عمدتا در خدمت صنعت نظامی است در چارچوب یک نظام نظارتی مشابه مورد بررسی و بازرسی قرار نمیگیرد؟ طرح این موضوع از سوی رئیسجمهور، به شکل سازنده بر ضرورت برخورداری نظام عدم اشاعه و معیارهای یکسان و غیرتبعیضآمیز برای همه کشورها تأکید داشت.
* برخورد دوگانه قدرتها در حوزههای مختلف، از جمله مسائل هستهای، حقوق بشر و مبارزه با تروریسم، بهوضوح قابل مشاهده است؛ این دوگانگی در حوزه مبارزه با تروریسم نیز محل انتقاد است. در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی خود به اقداماتی علیه افراد و اهداف غیرنظامی متهم هستند، همزمان ایران را با جعل عنوان «تروریسم» مورد اتهام قرار میدهند. از این منظر، چنین رویکردی نمونهای از «فرار به جلو» و استفاده دوگانه از مفاهیم و معیارهای بینالمللی تلقی میشود.
*استانداردهای دوگانه در حوزه حقوق بشر را بهویژه در قبال جنایتها و نسلکشیهای رژیم خونخوار صهیونیستی در غزه و لبنان و همچنین جنایت آمریکا در لامرد و میناب – «جنایت جنگی» .
*انتظار این است که جان انسانها و حقوق غیرنظامیان، فارغ از ملیت، جغرافیا و طرف درگیر، با یک معیار واحد مورد توجه قرار گیرد. حقوق بشر زمانی اعتبار واقعی خواهد داشت که به ابزاری سیاسی برای فشار بر برخی کشورها تبدیل نشود و در برابر نقض حقوق انسانها، واکنشی یکسان و مسئولانه نشان داده شود.
* توسعه روزافزون ارتباطات و متعاقبا حساسیت روزافزون افکار عمومی و جامعه جهانی نسبت به چنین رویکردهای سلبی نشان میدهد که صدای حق و مظلوم شنیده میشود و دیگر نمیتوان به شکل سیاسی بر تناقضها و برخوردهای دوگانه سرپوش گذاشت.
*همکاریهای امنیتی میتواند به جای آنکه منابع کشورها صرف رقابت تسلیحاتی و مقابله با یکدیگر شود، زمینه را برای شکلگیری امنیت مشترک و مسئولیت جمعی فراهم کند. در چنین چارچوبی، گسترش همکاریهای راهبردی میان کشورها میتواند به تدریج اعتماد متقابل را تقویت کرده و زمینهساز شکلگیری یک نظام امنیتی پایدار در منطقه شود.
* انتظار ملت ایران آن است که اقدامات تجاوزکارانه، فارغ از عامل و طرف درگیر، بهصراحت محکوم شود و همزمان، مطالبات مشروع ایران از جمله رفع تحریمهای ناعادلانه و آزادسازی داراییهای بلوکهشده کشور مورد توجه قرار گیرد.
* از نگاه ایران، تداوم محاصره و محدودیتهای اعمالشده علیه کشور، با ادعای برقراری صلح و ثبات در منطقه سازگار نیست و باید به آن پایان داده شود. ایران بر حاکمیت خود بر تنگه هرمز و ضرورت حفظ امنیت و جریان آزاد تجارت تأکید دارد و معتقد است هیچگونه فشار یا محاصرهای نباید مانع برقراری روابط عادی، مستقل و متقابل ایران با کشورهای دوست و همسایه شود.
* نمیتوان امنیت یک کشور را از ناامنی کشور دیگر جدا کرد. ناامنی و فشار در یک نقطه، میتواند پیامدهای خود را به سراسر منطقه گسترش دهد. از این رو، ایران بر رفع محاصره، احترام به حقوق برابر ملتها، عدم مداخله قدرتهای خارجی و شکلگیری سازوکارهای مشترک امنیتی در منطقه تأکید دارد.
*اینکه یک قدرت بزرگ با اعمال فشار سیاسی، کشوری مانند ایران را از دسترسی به برخی فناوریهای مهم که در حوزههای بشردوستانه و پزشکی استفاده میشود، محروم یا محدود کند و از این ابزارها برای تضعیف توانمندیهای ملی آن کشور بهره گیرد، با اصول عدالت و برابری در روابط بینالملل سازگار نیست.
*هیچ کشوری نباید صرفاً به دلیل فشارهای سیاسی یا اراده قدرتهای بزرگ، از حقوق بنیادین خود و دسترسی به ظرفیتهای ضروری برای توسعه، سلامت و رفاه مردم محروم شود. رعایت حقوق ملتها و پرهیز از استفاده ابزاری از فناوری و اقتصاد، باید بخشی از اصول حاکم بر روابط عادلانه و مسئولانه بینالمللی باشد.
* در بررسی سیاستهای دولت آمریکا، میتوان مشاهده کرد که با وجود تلاشهای گسترده دولت و جمهوری خواهان، در نظرسنجی ها، اکثریت مردم و افکار عمومی ایالات متحده با جنگ آمریکا علیه ایران موافق نیستند. ه
* ترامپ و برخی مقامات آمریکایی بر این تصورند که با محدود کردن حضور و دسترسی رسانهها در صحنه، میتوانند مانع از بازتاب واقعیتهای ایران در رسانههای بینالمللی شوند. این رویکرد، از منظر منتقدان، با روندهایی که در داخل آمریکا نیز درباره محدودیت دسترسی برخی رسانهها از جمله CNN به کاخ سفید مطرح شده، قابل مقایسه است. در چنین شرایطی، محدود کردن جریان اطلاعات نهتنها مانع شکلگیری روایتهای حقیقی نمیشود، بلکه میتواند به افزایش حساسیت رسانهها و تقویت پرسشها درباره نحوه مدیریت اطلاعات منجر شود.
* رویکرد مبتنی بر کنترل حداکثری رسانه و اطلاعات میتواند بخشی از عواملی باشد که دولت ترامپ را در وضعیت دشوار و تصمیمگیریهای متناقض قرار داده است. هنگامی که به جای پذیرش واقعیتهای میدانی و رسانهای، تلاش برای کنترل روایتها در اولویت قرار گیرد، فاصله میان تصویر مورد نظر سیاستگذار و واقعیت موجود افزایش مییابد و همین امر میتواند دامنه بلاتکلیفی در سیاستگذاری را گستردهتر کند.
* با بررسی مواضع مغشوش ترامپ در شش ماه گذشته، از زمان آغاز جنگ تحمیلی ۴۰ روزه تاکنون، میتوان تغییرات و چرخشهای متعددی در اظهارات و مواضع وی مشاهده کرد. تعدد و گاه تفاوت قابل توجه این مواضع، از وجود ابهام و بیثباتی در رویکرد دولت آمریکا نسبت به تحولات جاری حکایت دارد. این تغییرات مکرر نشان میدهد که واشنگتن همچنان در تعیین مسیر روشن و پایدار برای ادامه سیاست خود با چالش مواجه است.
*دولت آمریکا تصور میکند با اعمال محدودیتهای مختلف میتواند به اهداف خود دست یابد اما برخی از این اقدامات در عمل نتیجهای معکوس دارد. برای نمونه، جلوگیری از صدور روادید برای خبرنگاران ایرانی با هدف محدود کردن حضور رسانهای ایران، میتواند خود به موضوعی خبری تبدیل شود و توجه افکار عمومی جهان را به محدودیتهای اعمالشده جلب کند. در چنین شرایطی، سیاستی که با هدف کنترل روایت رسانهای طراحی شده، ممکن است به برجستهتر شدن موضع مظلومیت ایران و افزایش انتقادها نسبت به رویکرد قلدرمابانه آمریکا منجر شود.
31218