جلاییپور: احتمال حمله به کشور طی ۲۰ تا ۹۰ روز آینده را باید جدی گرفت/ اظهارات رضایی پیام «ترجیح پایان جنگ، اما نه به هر قیمتی» را منتقل میکند

فعال سیاسی اصلاحطلب در پاسخ به پرسشی درباره تحلیلها از حمله آمریکا و اسرائیل به کشور و ادعای ترامپ مبنی بر استفاده از «مادر همه بمبها» و احتمال وقوع حمله پیش از انتخابات گفت: «در مجموع به نظر میرسد احتمال حمله را در این ۲۰ روز تا ۹۰ روز آینده را باید جدی گرفت.»
نیلوفر مولایی: در حالی که دونالد ترامپ مدعی شده که شاید روز یکشنبه به ایران حمله کند، احتمالات درباره وقوع جنگ دوباره از سوی آمریکا و اسرائیل شدت گرفته است. این در حالی است که گمانههای متعددی درباره شروع جنگ دوباره از سوی رسانهها و کارشناسان مطرح میشود. برخی بر این باورند که حملات آمریکا و اسرائیل قبل از انتخابات کنگره و پارلمانی آنها رخ میدهد و برخی دیگر زمان شروع جنگ را بعد از انتخابات اعلام کردند.
در همین راستا، حمیدرضا جلایی، فعال سیاسی اصلاحطلب در گفتوگویی با خبرگزاری خبرآنلاین درباره احتمالات بر سر شروع جنگ، نکاتی را مطرح کرد.
او همچنین به اظهارات اخیر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره محاصره اقتصادی ایران گریزی زد و گفت که؛ این اظهارات بیشتر پیام ترجیح پایان جنگ، اما نه به هر قیمتی را منتقل میکند.
مشروح این گفتوگو در ادامه میآید؛
***********************
*تحلیل ها از حمله آمریکا و اسرائیل به کشور خبر می دهند و ترامپ نیز مدعی شده که از مادر همه بمب ها استفاده خواهد کرد، ارزیابی شما از شرایط اخیر و آیا ممکن است پیش از انتخابات این حمله صورت بگیرد؟
در مجموع به نظر میرسد احتمال حمله را در این ۲۰ روز تا ۹۰ روز آینده را باید جدی گرفت. اگر چه برای ارزیابی این موضوع، خوب است در عین حال میان سه مسئله تفاوت قائل شویم، لحن تهدیدآمیز ترامپ فریبکار، آمادگی واقعی آمریکا و اسرائیل برای اقدام نظامی، و تصمیم نهایی برای آغاز حمله. این سه موضوع به یکدیگر مرتبطاند، اما لزوماً همزمان اتفاق نمیافتند.
اشاره کردم بر اساس اخبار مطرحشده در این روزها، احتمال حمله مجدد آمریکا و اسرائیل به ایران را نمیتوان منتفی دانست؛ اما آمادگی نظامی و تهدیدهای ترامپ به معنای آگاهی از دادههای میدانی مرتبط است، که در اختیار ما نیست.
کاخ سفید ادعا کرده که پیش از انتخابات حملهای انجام نخواهد داد. پس از انتخابات، اگر مذاکرات پیش نرود (که فعلا فاصله سخنان طرفین زیاد است)، و تنشهای منطقهای ادامه داشته باشد احتمال ازسرگیری حملات همچنان مطرح است؛ ولی زمان و وقوع آن قطعی نیست.
مطرحشدن استفاده از این بمبهای بسیار قدرتمند هم میتواند بخشی از فشار نظامی و روانی باشد، هم از این ترامپ خبیث انجام این جنایتها هم بر میآید. به نظر من فرایند مذاکرات، تغییر و تحولات نیروهای دشمن در میدان، بیش از اظهارات تهدیدآمیز، در تعیین زمان اقدام نظامی اهمیت دارند. خلاصه حمله پیش از انتخابات با موضع علنی کنونی ترامپ سازگار نیست؛ روزهای پس از انتخابات و هفتههای بعد از آن ارزش رصد بیشتری دارند.
*با وجود اینکه ایران تهدید کرده که در صورت وقوع جنگ، این بار ابعاد گسترده تری از منطقه درگیر جنگ خواهند شد، پیش بینی شما چیست و منظور از ابعاد گسترده چه خواهد بود؟
پیش بینی که مشکل است، در این جور امور بیشتر گمانهزنی مطرح است. به نظر میرسد برآیند تحلیلهای رسانهای این است که قوای نظامی ایران اگر ترامپ برای سومین بار به ایران حمله کند، پاسخ جدیتر و سریعتری خواهند داد. گسترش جنگ به چند جبهه منطقهای و اهداف گوناگون جدی است.
منظور ایران از «گستردهتر شدن جنگ» عمدتاً میتواند شامل موارد ذیل باشد: حملات موشکی و پهپادی به پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا در کشورهای منطقه و حتی بیرون آن؛ دفاع بهتر از آسمان ایران؛ تهدید زیرساختهای نفت و گاز، فرودگاهها و تأسیسات حیاتی کشورهایی که از عملیات آمریکا پشتیبانی میکنند؛ کنترل بیشتر در کشتیرانی و صادرات انرژی، با پیامدهای جهانی برای قیمت نفت؛ مشارکت احتمالی حوثیها در یمن و دیگر نیروهای شبکه مقاومت با تحقق اهداف ایران.
و همچنین انتظار میرود دامنه حملات آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی و زیرساختی داخل ایران و انجام اقدامات تروریستی بیشتر شود.
نکته اصلی، صرفاً شدت حمله اولیه نیست، بلکه زنجیره حملات متقابل و دشواری مهار بحران است. در عین حال، هزینه اقتصادی جنگ، خطر آسیب به زیرساختهای کشورهای منطقه و نامشخص بودن نتیجه نظامی، عواملی هستند که خود میتوانند طرفها را به خویشتنداری یا پیگیری مذاکره سوق دهند. صد روز حساسی در پیش داریم.
* اخیرا آقای محسن رضایی گفته که نمی توان به صورت طولانی در محاصره اقتصادی قرار گرفت و خانواده ها آسیب می بینند، آیا این به این معنا است که باید به سمت یک توافق رفت یا حمله پیش دستانهای صورت بگیرد؟
به نظر میرسد منظور آقای محسن رضایی بیش از آنکه اعلام تصمیم برای حمله پیشدستانه باشد، هشدار درباره هزینههای محاصره طولانی و ضرورت پایاندادن به جنگ با شرایطی قابلقبول برای ایران است.
اظهارات او نشان میدهد مسیر دیپلماسی همچنان باز است، اما ایران خواهان تضمینهایی مانند پایان جنگ بصورت دائمی و رفع محاصره دریایی، تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران است. از سخنان اوبهتنهایی نمیتوان قصد آغاز حمله پیشدستانه را نتیجه گرفت. هرچند ایران بر آمادگی نظامی و پاسخ گستردهتر در صورت حمله مجدد تأکید کرده است.
به نظر من این اظهارات بیشتر پیامِ «ترجیح پایان جنگ، اما نه به هر قیمتی» را منتقل میکند. توافق عزتمندانه همچنان یک مسیر باز است و آمادگی نظامی میتواند ابزار فشار در مذاکرات باشد.
* راهکار مناسب برای پایان جنگ و خروج از این وضعیت چیست؟
با توجه به مواضعی که دو طرف دارند، راهکار ساده و سریعی به ذهن نمیرسد. ایران راهی جز مقاومت چهار بعدی (دفاع نظامی، مردم در صحنه، دیپلماسی فعال و چند جانبه و بوروکراسی کارامد برای ساماندهی کالاهای اساسی مردم) در برابر زیادخواهی ترامپ ندارد.
آمریکا میتواند در فرایند مذاکرات شروط اعلامی ایران را بپذیرد. شروط ایران بهواسطه پاکستان و قطر به آمریکا منتقل شده، و بر پایان دائمی جنگ و رفع محاصره و تحریمها تأکید شده.
ترامپ میتواند فشار و تحریم حداکثری را کنار بگذارد و بفهمد در مواجهه با ایران ابزار نظامی نمیتواند به توافق منجر شود.
به نظر میرسد ترکیب آمادگی نظامی برای دفاع از کشور و دیپلماسی فعال بر پایه شروط پیشنهاد شده و تغییر سیاست آمریکا از فشار نظامی به سمت توافق، عملیترین مسیر برای خروج از این وضعیت جنگی است. اما این حرف ما روی کاغذ است و در عمل کارها به سختی پیش میرود. چون طرف ترامپ و نتانیاهو دشمنان خبیث و ضد ایرانی هستند.
* بیان چنین موضعی از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی، دارای چه پیامی برای مسئولان است؟
به نظر من اظهارات محسن رضایی در واقع یک «راهبرد سوم» را مطرح میکند که هم مبتنی بر «بازدارندگی» است و تسلیم در برابر فشار نیست، و ماجراجویی نظامی بدون پشتوانه هم نیست. نه توافق از روی ترس است و نه حمله پیشدستانه ناگهانی.
رضایی با تأیید بر دشواری شرایط کشور (توصیف آن بهعنوان «دشوارترین مقطع کشور»)، فشار اقتصادی را انکار نمیکند، اما راهحل را در «تسلیم شدن» نمیبیند. نگاه او این است که محاصره اقتصادی را برای دشمن «پرهزینه» کند و آن را بهعنوان بخشی از جنگ در همان سطح پاسخ دهد.
روشن است که این موضع برای مسئولان دو پیام دارد. پذیرش واقعیت بحران و اذعان به آسیب به خانوادهها و معیشت آنها و دوم تغییر منطق از «بقا» به «قدرت». ایران قدرت خود را در میدان جنگ اثبات کرده و اکنون باید متناسب با وزن جدید خود تصمیم بگیرد، بحث فقط بقا نیست، همان عبور عزتمندانه است.
از نظر رضایی، مذاکره نباید صرفاً برای «توقف جنگ» باشد، بلکه باید بازدارندگی و امنیت بلندمدت ایران و منطقه را تضمین کند. او به درستی هشدار میدهد که در صورت ادامه محاصره، ایران منافع اقتصادی و غیراقتصادی آمریکا را هدف قرار خواهد داد. این یعنی مسئولان باید خود را برای مرحلهای از تقابل سخت آماده کنند، که ممکن است شامل اقدامات نظامی/امنیتی در سطح منطقه باشد. خواه این مسیر در نهایت به میز مذاکره منجر شود یا به تقابلی شدیدتر. مهم عبور عزتمندانه از شرایط جنگی است.

