فرهنگی و هنری

پیشنهاد دختر اکبر عبدی برای نامگذاری زاد روز این هنرمند به “روز خنده” را جدی بگیریم

پیشنهاد دختر اکبر عبدی برای نامگذاری زاد روز این هنرمند به "روز خنده" را جدی بگیریم

این روزها که خبر درگذشت اکبر عبدی هنوز برای خیلی‌ها تازه است، پیشنهاد دختر او برای نامگذاری چهارم شهریور، زادروز پدرش، به عنوان «روز خنده» بیش از یک پیشنهاد مناسبتی به نظر می‌رسد. شاید این پیشنهاد، در روزگاری که خندیدن برای بسیاری از مردم به یک اتفاق گاه‌به‌گاه تبدیل شده، تلنگر بجایی باشد.

به گزارش خبرآنلاین،اکبر عبدی برای چند نسل فقط یک بازیگر طنز نبود، او بخشی از خاطرات جمعی ما بود؛ از همان آدم‌هایی که با آمدنشان روی صفحه تلویزیون، خانه برای ساعتی از جدیت و خستگی روزانه فاصله می‌گرفت. آدم‌ها کنار هم می‌نشستند، می‌خندیدند و شاید برای اندک زمانی یادشان می‌رفت بیرون از خانه چه خبر است.
عصر ایران در این زمینه نوشت: امروز اما قصه کمی فرق کرده است. مردم همچنان می‌خندند؛ در جمع‌های خانوادگی، میان دوستان، در تاکسی و حتی وسط سخت‌ترین روزها. ایرانی‌ها اصولا راهی برای شوخی پیدا می‌کنند اما این که مردم خودشان برای زنده نگه داشتن خنده تلاش کنند با این که جامعه برای شادی آن‌ها برنامه داشته باشد، دو چیز متفاوت است.
ما برای بسیاری از نیازهای اجتماعی برنامه‌ریزی می‌کنیم، اما شادی معمولا جایی در اولویت‌ها ندارد. انگار شادی چیزی است که اگر فرصتی باقی ماند، می‌توان به سراغش رفت؛ در حالی که انسان خسته، مضطرب و نگران آینده، بیش از همیشه به چند ساعت حال خوب احتیاج دارد.
جامعه‌ای که هر روز با خبرهای ناخوشایند، فشار اقتصادی، نگرانی از آینده و هزار مسأله کوچک و بزرگ دیگر دست‌وپنجه نرم می‌کند، فقط به توصیه برای «مثبت فکر کردن» نیاز ندارد. مردم به جایی برای خندیدن نیاز دارند؛ به تئاتر طنز، موسیقی، سینما، برنامه‌های محله‌ای، جشن‌های شهری و حتی چند ساعت دورهمی ساده که قرار نباشد در آن کسی درباره مشکلات زندگی حرف بزند.
خنده قرار نیست مشکلات را حل کند، اما می‌تواند تحمل آن‌ها را آسان‌تر کند. شاید به همین دلیل است که پیشنهاد نامگذاری یک روز به نام خنده را نباید فقط در حد یک عنوان در تقویم دید. اگر قرار است چهارم شهریور، «روز خنده» باشد، خوب است این روز بهانه‌ای شود برای این که درباره شادی عمومی جدی‌تر فکر کنیم؛ درباره این که شهر چقدر برای خندیدن مردم فضا دارد و نهادهای فرهنگی چه سهمی در ساختن حال خوب آن‌ها دارند.
چه خوب که در چنین روزی، به جای چند مراسم رسمی و چند سخنرانی، در گوشه‌وکنار شهر برنامه‌هایی برگزار شود که مردم واقعا بخندند؛ کودکی با خانواده‌اش به یک نمایش شاد برود، سالمندی چند ساعت از تنهایی فاصله بگیرد و جوانی جایی برای دورهم بودن و خندیدن پیدا کند.
اکبر عبدی سال‌ها مردم را خنداند. حالا شاید بهترین راه برای زنده نگه داشتن یاد او این نباشد که فقط نامش را در جایی ثبت کنیم. شاید بهتر باشد کاری کنیم چیزی که او به مردم هدیه می‌داد، دوباره سهم بیشتری از زندگی آن‌ها داشته باشد.
شاید جامعه خسته ما بیشتر از یک «روز خنده»، به روزهایی احتیاج دارد که در آن‌ها خندیدن، یک اتفاق عادی باشد؛ نه یک اتفاق نادر.

17302

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا