پیش نوشت: در کتابخانه ملی منتظر نشستهام تا مشکل شبکه برطرف گشته و بتوانم درخواستی که دادهام را تایید کنم. درست یک هفته از نوشته پیشین گذشته، هنوز منتظرم مسئول دفتر معاونت پژوهشی و فناوری سازمان (دفتر آقای دکتر صفی پور) که بخش آی تی زیر نظر ایشان است فرصتی را برای ملاقات تعیین کنند، هنوز هر روز ساعتها باید منتظر کتاب ماند، هنوز کسی فکر نمی کند که باید پاسخگو باشد.
از انتصاب رییس جدید کتابخانه ملی یک سالی میگذرد. رفت و آمد ها، عزل و نصبها و کلیه اموری که به فراخور هر تغییر رییسی در هر سمتی در سازمان اتفاق میافتد، تا کنون انجام شده و شاید بتوان این روزها دقیقتر به این مرکز بزرگ تحقیقی کشور نگریست. خصوصا اینکه اردیبهشت، ماه کتاب است و بهترین زمان برای نقد و بررسی سازمانی به این بزرگی در این زمان میتواند باشد. بد ندیدم که چند نکتهای را در این زمینه یادداشت نمایم.

۱- تغییر نگاه و رفتار حراست …. چیزی که به وضوح در این روزها دیده میشود تغییرات چشمگیر در نوع و احترام مسئولین حراست با مراجعه کنندگان است. این روزها کمتر با اتفاقاتی مشابه این ماجرا روبهرو میشویم. نوع تعاملات و برخورد بهتر ایشان چیزی است که به وضوح دیده میشود و نمی توان از آن گذشت.
۲- عضویت و مسائل آن ….. از دو سال پیش تا کنون معلوم نشد بر اساس چه مصوبهای هزینه ای در قبال عضویت در این سازمان دولتی باید پرداخت. اما همچنان روال همان است که بود. دانشجویان کارشناسی و بالاتر با پرداخت سالیانه ده هزار تومان میتوانند به راحتی عضو کتابخانه شوند. عضویت در دو گروه عمومی و تخصصی انجام میشود. در ابتدا قرار بوده که اعضای عمومی کتابخانه قابلیت استفاده از کتابخانه عمومی و قرائتخانه آن را داشته باشند و اعضای تخصصی از منابع و اطلاعات کتابخانه تخصصی استفاده نمایند. اتفاقی که جز در دوره بسیار کوتاهی میسر نشد و عملا تمام کتابخانه تبدیل به قرائتخانه بزرگی برای دانشجویانی شده است که به فراخور یکی از کنکورهای کارشناسی ارشد، دکترا و یا انواع آزمونهای دیگر را دارند. دانشجویانی که به دنبال محیطی آرام و ساکت ونه برای استفاده از منابع، به کتابخانه رجوع کردهاند.سالانه تعداد مراجعه کنندگان بیشتر و بیشتر میشود، تا جایی که در نیمه دوم سال که حجم آزمونها بالاست سالنها تبدیل به قرائتخانه شده و امکان استفاده از منابع بخاطر نبودن فضا از بین میرود. در نیمه اول سال نیز که بیشتر موسم به اتمام رساندن پایاننامه ها و تحقیقات است به دلیل وفور جستجو و استفاده از منابع، شبکه با قطعی و مشکل روبهرو می شود و خدمت رسانی با مشکلاتی روبهروست. اتفاقی که این روزها کتابخانه به شدت با آن درگیر است.
جالب اینجاست که علیرغم تمامی این مشکلات و موانع به هیچ روی بازبینی مجددی بر روی کیفیت و کمیت عضوگیری در کتابخانه نمیشود.
در واقع کتابخانه ملی یا قرائتخانه ای ملی است و یا سازمانی با مشکلات بسیار در خدمت رسانی. اتفاقی که می تواند برای متولیان امر عاملی شود که ایشان را برای ساختن قرائتخانههایی در سراسر شهر تشویق و ترغیب نماید.
۳- وضعیت منابع …. بزرگترین مشکل کتابخانه حجم بالای کتابهایی است که در قفسه چیده نشده است که بر حسب زمان چاپ اثر ، ذیل آنها عنوان “در دست فهرستنویسی” و یا “در دست اطلاع رسانی” خورده است. کتابهایی که گاهی تا یک سال اثری از آنها جز در زمان جستجو، در کتابخانه پیدا نمیشود. از طرف دیگر جستجو برای کتاب هایی که در سال جاری و حتی سال گذشته به چاپ رسیده است نیز در کتابخانه کاری عبث محسوب میشود. ظاهرا کتابخانه منتظر میماند که ناشرین کتابهایشان را خود برایشان ارسال کنند و چندان برایشان اهمیتی ندارد که کتابهایی که شماره ملی را از همانجا گرفته اند اصلش در آن محل باشد. بنابراین برخلاف تصوری همگانی که از کلیه کتابهای به چاپ رسیده در ایران نسخهای در کتابخانه ملی موجود است، بسیاری از کتابها گذارشان به این کتابخانه به ظاهر ملی هم نمیافتد. خصوصا اگر ناشر غیر دولتیتر هم باشد. اینچنین است که مثلا نمیتوان توقع داشت کتابهای جدید انتشاراتهایی چون نی، چشمه، آگه، نگاه معاصر و یا مثلا طرح نو در کتابخانه وجود داشته باشد.
از طرف دیگر خدمات ضعیف در تکثیر و اسکن در کتابخانه است. یکی از ویژگیهایی که همیشه در سالیان گذشته درباره کتابخانه گفته میشد امکانات اسکن رایگان از کتابهاست. اتفاقی که حتی درمورد کتابهای نایاب هم جز در تعداد صفخات محدود و با قیمتهای به نسبت بالا در کتابخانه به انجام میرسد.
۴- ارتباط با مسئولین .… یکی از تفاوتهای این دوره با دورههای پیش این است که وجود روابط عمومی در کتابخانه مشهود است. نصب بنر های تبریک و تسلیت، پخش سرود های انقلابی و نمایشگاه مربوط به آن و تعدا بی شمار همایشهایی که به فراخور گاهی حتی مدعوین آنها بر اعضای کتابخانه هم مقدم هستند از نشانههای بارز آن است. تمام ارتباط اعضای کتابخانه که به عبارتی قشر تحصیل کرده و نخبه جامعه هستند با مسئولین نیز یک صندوق کوچک در درب ورودی تالارهاست که به شکل یک طرفهای انتقادات و پیشنهادات در آن ریخته میشود. از میزان مطالعه و پاسخگویی این انتقادات هم چیزی نمیدانم. اما آنچه در کتابخانه مشهود است عدم تمایل به پاسخگویی و نقدپذیری است. مسئلهای که این روزها بیش از روزهای دیگر خود را نشان میدهد.
در دورههای گذشته از سر اجبار یا اختیار سنت حسنهی گفت و گوی اعضا با رییس و معاونین کتابخانه با قرار و اعلام قبلی به انجام میرسید. ریاست جدید احتمالا هنوز یا نیاز آن را تشخیص نداده اند و یا فرصت این کار را نداشتهاند.
پس نوشت: هنوز باید منتظر رفع مشکل سیستم کتابخانه باشم …